تبليغاتX
"قابی برای نوشتن"

بیست و یکم خرداد 1386

 

                                                     

 

 تعریف هوش   

برای هوش تعریف های بسیاری از جمله :سازش... حل مسأله ... یاد گیری ... همنوایی... پاسخ دادن وادراک بیان شده است .که به دو تعریف مختصر می پردازیم ،یادگیری :گروهی از روانشناسان هوش را یاد گیری کلی دانسته اند و معتقدند کسانی که بتوانند آموزش و اصول کلی آن را به خوبی درک واستدلال کنند وداوری درست وسنجیده داشته باشند از آنهایی که چنین استعدادی ندارند با هوشترند .همنوایی: به عقیده دیوید وکسلر روانشنا س معروف آمریکایی هوش عبارت است از آنگونه توانمندی که فرد برای همنوایی با دیگران از رفتار مؤثری را به نمایش می گذارد .

تیزهوشی برتری هوشی ، شناختی ،خلاقبت وانگیزه های زیاد در کودک به طوری که وی را از اکثر همسالان متمایز ساخته وقادر می سازد که چیزی با ارزش به جامعه ارائه نماید .کودکان تیز هوش در مقایسه با کودکان همسن خود به طریقی برتری دارند .علاوه برکلمه تیزهوش اصطلاحات دیگری برای توصیف افرادی که به طریقی سرآمد هستند به کار می رود از قبیل«با استعداد»«خلاق »«بصیر»«نابغه »«پیشرفته»،استعداد یعنی داشتن توانایی خا ص در یک رشته معین ،خلاقیت یعنی ابراز افکار نو ومفید ،کشف روابط جدید ،نبوغ یعنی تواناییهای  هوشی نادر ،بصیرت یعنی جدا ساختن اطلاعات درست از نادرست وترکیب دوباره آنها به راههای جدید ومفید .افرادی که از نظر هوش سرآمد هستند وحد اقل استعداد نبوغ در آنها نهفته است گاه در زندگی نا شناخته می مانند .گاهی کودکان ونوجوانان تیزهوش به علت اینکه خانواده ها ودوستانشان ارزش بخصوصی برای استعدادهای ویژه آنان قائل نمی باشند هرگز شناخته نمی شوند .این کودکان گاهی به این علت کشف نمی شوند که فرصت ها وآموزشهای لازم به آنها داده نمی شود به خصوص در مواقعی که کودکان تیزهوش متعلق به خانواده های فقیر ویا اقلیت ها باشند .

 روشهای تشخیص کودکان تیزهوش   :  1-   تشخیص با استفاده از آزمونها: استفاده از آزمونهای تصویری وسؤالی .2-    تشخیص به وسیله معلمان : از طریق توجه به رفتارهای دانش آموزان سر کلاس توجه به استدلالها ونوع سؤالات آنها وروش تحلیل وترکیب آموخته های آنها .3-    تشخیص به وسیله والدین :  از طریق توجه به استعدادها وعلایق فرزندان توجه به سؤالات وکنجکاوی های آنها .عوامل مؤثر در هوش : از جمله عوامل مؤثرعوامل بدنی ،استفاده از فرصتهای تربیتی ،عامل فرهنگی ،موقعیت اقتصادی واجتماعی ،محیط سر اولین نشانه برتری هوش می باشد . به طور کلی تحقیقا ت نشان داده اند که کودکان تیزهوش در مجموع از نظر جسمانی برتر از کودکان کم هوشند ودر خصوصیاتی نظیر قد ،وزن ،جاذبیت وسلامت در بزرگسالی از این کودکان برترند با وجود این که هنوز روشن نیست که آیا این خصوصیات برتر جسمانی معلول محیط بوده است ویا عامل هوش در ایجاد آن نقش داشته است . از جمله شرایط محیطی که به رشد تیزهوشی کمک می کنند عبارتند از فرصت هایی برای یادگیری مهارتهای پیشرفته ،راهنمایی وتشویق والدین یا سایر بزرگتر ها ،داشتن مدلها والگو های منا سب برخورداری از تشویقهایی به منظور اکتشاف در امور مورد علاقه ومناسب باتوانایی ها ،در اختیار بودن معلمان ویژه ،داشتن انتظارات روشن برای موفقیت وشناخت لازم برای پیشرفت . خصوصیا ت اجتماعی وعاطفی کودکان تیزهوش : به طور کلی این کودکان اغلب شادمان ومورد علاقه دیگران می باشند .تعداد زیادی از آنها سمت رهبری را در فعالیتهای مدرسه به عهده دارند اغلب از نظر عاطفی با ثبا ت ومتکی به نفس هستند ودر برابر اختلالات عصبی وروانی کمتر از کودکان معمولی آسیب پذیرند آنها از علایق وسیع ومتنوعی برخور دارند نسبت به خود نظر مثبتی دارند .یک تصور عمومی ودایمی اما نادرست درباره افراد تیزهوش ،بخصوص آنهایی که در هنر سرآمد هستند ،این است که آنها در برابر بیماری های روانی آسیب پذیرند .این فکر که جنون با نبوغ همراه است ،موردی بوده است که رهایی از آن کار ساده ای نمی باشد . برنامه های آموزشی کودکان تیزهوش : ایلات ومناطق محلی برنامه های متعددی برای داننش آموزان تیزهوش ونابغه به وجود آورده اند عبارتند از: غنی سازی (یعنی ارائه تجربه های اضافی به دانش آموزان بدون ارتقای آنها به کلاس بالاتر )ترفیع یا جهش تحصیلی :یعنی ارتقای دانش آموزان به کلاس بالاتر از همسالان ) هفت روش مختلف برای طبقه بندی وتعدیل برنامه برای دانش آموزان تیزهوش ونابغه به وسیله ویس وگالاگر (1982)به شرح زیر است:1-غنی سازی برنامه ها در کلاس درس:این برنامه عبارتست آز فراهم ساختن برنامه های تحصیلی متفاوت برای دانش اموزان تیز هوش توسط معلم در داخل کلاس های معمولی بدون اینکه از کمک های منابع خارجی ویا معلم مشاور استفاده شود.2-برنامه استفاده از معلم مشاور : دراین برنامه آموزشهای متفاوتی در داخل کلاس معمولی وتوسط معلم ارایه می گردد وعلاوه بر آ ن از کمک های  تخصصی یک معلم مشاور که به همین منظور تربیت شده نیز استفاده می شود.  3-اتاقهای مرجع: در این برنامه دانش آموزان تیز هوش طبق برنامه ای منظم کلاس های معمولی را ترک می کنند و در خارج از ان از اموزش های متفاوتی توسط معلم ویژه و دوره دیده برخوردار می شوند.4-برنامه مشاوره در جامعه:در این برنامه دانش اموز تیز هوش به طور انفرادی با برخی از اعضای برگزیده در سطح جامعه برای مدتی معین روی موضوع مورد علاقه خود ارتباط برقرار می کند. 5- برنامه مطالعات فردی :در این برنامه اموزش های متفاوتی که شامل پروژهای تحقیقی و فردی است،به وسیله یک بزگسا ل شایسته ارایه می گردد . 6-کلاس ویژه :دانش اموزان تیز هوش گروه بندی می شود و توسط معلم ویژه و دوره دیده آموزش می بینند. 7- مد رسه ویژه: تمامی دانش اموزان مدرسه تیز هوش می باشند که آموزش های متفاوتی که به همین منظور تاسیس شده دریافت می دارند.8_  جهش تحصیلی در برخی دروس که به استدلال نیازمند و متکی بر تجربه های اجتماعی نمی باشند کار مناسبی است .اما برای دانش اموزانی که در مهارتهای کلامی واستدلال اجتماعی استعداد دارند استفاده از غنی سازی برنامه مناسب تر است. 

منابع مورد استفاده:  کودکان استثانی- دانیل هالا هان ، جیمز کافمن-ترجمه  مجتبی جوادیان – مشهد – به نشر (  1378) اینترنت                                                           

 


گرد آوري از :آرام پري رو – كارشناس روان شناسي
 منبع اصلی . سایت مغان ارس          
www.moghanaras.com

 

 

نوشته شده توسط افشین پا آ هو در 23:39 |  لینک ثابت   • 

شانزدهم خرداد 1386

کیفیت برخورد با کارنامه فرزندان

اکنون که روزهای پایانی ماه امتحانات میباشد دانش آموزان و والدین منتظر نتایج امتحانات هستند لذا لازم است توصیه هایی را به والدین داشته باشیم :

 محروميت  و تحريم از علايق، از توجه فراگيرندگان به علم آموزي مي‌كاهد وخسارت‌هاي جبران‌ناپذيري در افراد ايجاد مي‌نمايد

 كارنامه، به نوعي نشانگر پايان سال تحصيلي است؛ نمايشگري كه زحمات يك ساله دانش‌آموزان و البته معلمان را نشان مي‌دهد. كارنامه مي‌تواند با سامانه‌اي در نظرگرفتن نظام آموزش و پرورش و فرآيند ياددهي – يادگيري، سر آغاز دوره جديد آموزش نيزتلقي شود.آن‌چه در پي مي‌آيد ديدگاه منوچهر فضلي‌خاني، مديركل دفتر آموزش و پرورش راهنمايي تحصيلي كشور است كه درباره كارنامه ارائه شده است.

 اين ديدگاه را با نگاه «عفت موسوي» آموزگار دبستان از منطقه 4 تهران كه در حاشيه صفحه آورده‌ايم، كامل خواهيم كرد. به اميد اين كه خانواده‌ها با كارنامه فرزندان خود برخورد شايسته‌اي داشته باشند

حاصل تلاش معلمان، اوليا و بويژه دانش‌آموزان پس از طي 9 ماه از سال تحصيلي باارايه كارنامه آنان منعكس مي‌شود كه اين هم جزيي از موقعيت‌هاي حساس زندگي دانش‌آموز است.

 ايام دريافت كارنامه پس از امتحانات خرداد ماه، آبستن تحولات و رخدادهاي مختلفي است و بعضاً به بحران‌هاي مهمي در خانواده تبديل مي‌شود.

 نگراني‌ها و انتظارات قبل از صدور كارنامه‌ها و واقعيت‌هاي پس از آن، فضايي ناامن و صحنه‌هاي ناشايستي در خانواده‌ها ايجاد مي‌كند و ايام تعطيلات تابستاني راتلخ مي‌نمايد. در حالي كه بايد روز برداشت محصول و چيدن ميوه‌هاي علم، روزي با نشاط و شاداب باشد.

 واقعاً چه عواملي موجب بروز اين معضلات مي‌شود؟

 پاسخ را بايد در نگرش و عقايد حاكم بر خانواده‌ها و مدارس جستجو كرد. بازخوردرفتارهاي اطرافيان دانش‌آموزان منجر به ايجاد فضاي ناآرام و تشويش خاطر آنان مي‌شودو بايد براي تلطيف آن فرهنگ‌سازي شود.

 براي كاهش نگراني‌ها و كنترل بحران كارنامه‌ها، مواردي به اين شرح پيشنهادمي‌شود:

  1 نبايد بيش از حد به نمرات دانش‌آموزان حساسيت نشان داد. بايد بپذيريم كه تربيت و آموزش و ميزان كارايي آن فقط از طريق تعدادي نمره نمايان نمي‌شود و ممكن است بخشي از نمرات كسب نشده به واسطه بي‌دقتي يا بروز مشكل از ناحيه طرح سؤالات باشد. لذا عملكرد واقعي دانش‌آموزان در رفتارها، نگرش‌ها و مهارت‌هاي زندگي متجلي مي‌شود. بيست‌گرايي و حساس ساختن فراگيران به نمره 20 نيز تبعات نامناسبي برذهن وروان فراگيران دارد.

 2  از مقايسه نمرات دانش‌آموزان با ديگران پرهيز شود. امام علي (ع) مي‌فرمايند: «خير انسان در تفاوت‌هاي فردي است.» دانش‌آموزان توانايي‌هاي متفاوتي دارند و قرار نيست همه عين هم باشند. لذا مقايسه كردن موجب كاهش اعتماد به نفس،حسادت و ناراحتي آنان مي‌شود. بنابراين نبايد به مقايسه آنان با اقوام و ديگران مبادرت شود. مي‌بايستي دانش‌آموز را نسبت به شرايط خود و وضعيت قبلي خود مقايسه كردو روند پيشرفت و يا عدم آن را جستجو كرد.

 3  دانش‌آموزان هر نمره‌اي كه بگيرند، قابل تقديرند. اگر دانش‌آموز نسبت به عملكردهاي قبلي خود رشد داشته باشد، با هر نمره‌اي قابل تقدير است. نبايد تشويق صرفاً در يك گستره رقابتي انجام شود، بلكه اگر نقاط ضعف دانش‌آموز نسبت به قبل رفع شده باشد، شايسته تشويق است.

 بي‌توجه بودن به دانش‌آموزان و طرد كردن آنان مشكل را وارد يك مرحله پيشرفته‌ترمي‌كند، اتفاقاً دانش‌آموزاني كه ضعف درسي دارند بايد كانون توجه خانواده قرارگيرند نه اينكه تهديد شوند و محروميت‌هاي مضاعف درباره آنان اعمال گردد.

 4 نبايد به واسطه نمرات كمتر از انتظار، دانش‌آموزان را از نظر تفريح و تفنن تحريم كرد و بالعكس بايد آنان از اوقات فراغت براي جبران نقايص‌ خويش استفاده كنند. محروميت و تحريم از علايق، از توجه فراگيرندگان به علم آموزي مي‌كاهد و خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري در افراد ايجاد مي‌نمايد.

  5انتظارات اوليا، از فرزندان بايد واقع‌بينانه باشد. ما بايد براساس توان وظرفيت فرزندان خود انتظار داشته باشيم. اگر اين انتظارات قبل از امتحانات ابرازشود، دانش‌آموز را مضطرب خواهد كرد.

 به عنوان مثال دانش‌آموزي كه در حد نمره 19 و 20 نباشد، از او انتظار آن رانبايد داشت. اگر قبل از دريافت كارنامه به او گفته شود كه بايد همه نمرات شما 20باشد و در عمل چنين اتفاق نيافتد، او با اضطراب كامل منتظر واكنش اوليا خواهدبود.

  6توصيه مي‌شود كه به جاي تهديد و تضعيف فرزندان، طي نشستي با اعضاي خانواده علل و دلايل ضعف او بررسي شود و راه‌حل‌هاي تكميلي و اصلاحي ارايه گردد و در محيطي آرام، آسيب‌شناسي و براساس دلايل افت تحصيلي به چاره‌جويي بپردازند.

 

                                                                         منبع : همشهری انلاین

 

 

نوشته شده توسط افشین پا آ هو در 0:57 |  لینک ثابت   • 

دوازدهم خرداد 1386

جملاتي پيرامون تعليم و تربيت

تعليم و تربيت
 


1- در طبيعت و اخلاق انساني هيچ ضعف وانحرافي نيست كه با تعليم مناسب اصلاح نشود.

2- دلهايي كه روي آن كلمه تقوي و محبت نوشته شده به هر جايي كه بخواهند پرواز مي كنند و كائنات در مقابل آنها سرتعظيم فرود مي آورند.

3- از دانش آموزي كه فكر روشن دارد، نااميد مشو.

4- اطفال بيشتر به دستور و سرمشق محتاجند تا انتقاد و عيبجويي.

5- استاد پرورنده ي روان است و پدر و مادر پروش دهنده جان.

6- تعليم بزرگترين هديه اي است كه مردم نيكوكار مي توانند به گدايان و بينوايان بدهند.

7- آن كه از دست روزگار به خشم مي آيد هر چه آموخته بيهوده بوده است.

8- آينده ي كودكان بسته به تربيت آنهاست.

9- قرض پدر و مادر به فرزندان علم و ثروت نيست، تربيت و اخلاق است.

10- آموزش و پرورش بدون تجربه بي فايده است.

11- بهترين زمان براي تربيت اراده ، ايام جواني است.

12- استعداد چيزي است كه در جواني پيدا مي شود، اگر آن را تربيت كرديد و درصدد تقويت آن بر آمديد مانند بذري كه در مزرعه خوب كاشته شده باشد، محصول خواهد داد و اگر آن را به حال خود گذاشتيد و آن را تربيت نكرديد مانند تخمي كه در زمين شوره زار افتاده باشد ، از بين مي رود و محصول نمي دهد.

13- اساس آموزش و پرورش ساختن ماشين نيست، بلكه ساختن انسان است.

14- اگر امروز حتي يك كلمه از ديروز بيشتر بدانيد مسلماً شخص ديگري هستيد.

15- آموزش و پرورش البته مهم است ، ولي زندگي كردن خيلي از آن مهمتر است . بنابراين هدف آموزش و پرورش صحيح بايد در مرحله اول بهبودي وضع زندگي باشد.

16- تربيت ، علم زندگي و هنر خوب زيستن است.

17- اگر به بچه كمي محبت نشان بدهيد، وي صد چندان به شما مهر خواهد ورزيد.

18- فكر ساخته ي تعليم و تربيتي است كه تا امروزه گرفته ايم ، براي فكر بهتر بايد از فردا تعليم و تربيت بهتري بگيريم .

19- اگر بزرگان ، خويش را خوب تربيت كنند ، كودكان خوب بزرگ مي شوند.

20- تعليم و تربيت علم است و معلمي هنر .

21- اگر در خانواده ، با محبت محاكمه شويم در جامعه با خفت مجازات نمي شويم .

22- قبل از آن كه كودك را كتك بزنيد يقين حاصل كنيد كه خود سبب خطاي او نبوده ايد.

23- كسي كه از ادب و تربيت پدر بهره ندارد روزگار او را تربيت خواهد كرد .

24- بهتر است پدر و مادر را مسبب مسائل و مشكلات خود ندانيد . آنها آنچه مي دانستند در حق شما انجام دادند ، نااميدي شما ناشي از اين است كه تصور مي كرديد آنها انسان هاي كاملي هستند .

25- دشواري هاي خود را با فرزندانتان در ميان بگذاريد و آنها را از كوچكي متعهد و مسئول بار بياوريد.

26- تعليم و تربيت بايد در جهت انسان سازي باشد نه پرورش انسان نماهاي تحصيل كرده .

27- بكوشيد فرزندانتان را از كودكي با واقعيات آشنا نماييد و يك مرتبه و بي تجربه و ناآگاه در صحنه اجتماع ، آنها را رها نكنيد .

28- به جاي دستوردادن ، با بچه ها ارتباط قلبي برقرار كنيد . خودتان را تا سطح آنها پايين بياوريد ، خود را به جا و در سن آنها تصور كنيد ، به آنها گوش كنيد و به احساساتشان احترام بگذاريد .

29- مربيان بايد از گفتارهاي سرزنش آميز، ترساندن ، تهديد ، رشوه دادن ، مسخره كردن و پندهاي دستوري تا آنجا كه ممكن است پرهيز نمايند .

30- به بچه ها بياموزيد بين عشق و نوميدي ، عشق را انتخاب كنند ، چون از دست دادن عشق به منزله از دست دادن زندگي  است .

31- يادگيري روندي دلخواه و داوطلبانه است .

32- بچه ها بيشتر از روي الگو و نمونه هاي عملي ، مطالب را فرا مي گيرند تا از طريق كتاب و قلم .

33- با مشاهده ، ديدن ، انتخاب كردن و با تمرين مي توان دانش آموخت .

34- ما از فرزندان خود انتظار داريم انسان هاي مسئول ، متوجه ، متعهد و پرمهري باشند در حالي كه نمونه هاي صحيحي در اختيار آنها قرار نمي دهيم . كودكان آنچه مي بينند ياد مي گيرند و به آن عمل مي كنند .

35- بچه ها از كودكي بايد به ارزش و شخصيت خود پي ببرند و ياد بگيرند كه به خود احترام بگذارند.

36- به فرزندان خود بياموزيد كه در زندگي فرصت هاي بي شماري در اختيار دارند . البته هنگامي اين باور را مي پذيرند كه فرصتي در اختيار آنها گذاشته شود . 

37- كوشش كنيد حس تعاون و همكاري و احساس مسئوليت را از كودكي در فرزندانتان تقويت كنيد.

38- بعد از تنبيه كردن بچه ها، آنها را در آغوش بگيريد و نوازششان كنيد.

39- به بچه ها بگوييد كه خيلي فوق العاده اند و به آنها اعتماد داريد.

40- انسان شديداً نيازمند به تربيت و اصلاح خويش است ، همان گونه كه كشتزار تشنه آب باران است.

41- به فرزندان خود هنر و تقوي بياموزيد، چون آنها زنده نگه دارنده ي نام هستند.

42- بهترين ميراثي كه پدران براي فرزندان خود مي گذارند، تربيت نيكو است .

43- يتيم آن نيست كه پدرش مرده باشد ، بلكه آن است كه از علم و ادب بي بهره باشد .

44- تربيت زيباترين چيزي است كه مردان بزرگ ذخيره مي كنند.

45- كودكان به نمونه و سرمشق بيش از انتقاد نيازمندند.

46- نگذاريد بچه ها گريه كنند زيرا باران هم غنچه را ضايع مي كند.

47- آنچه را كه فرزند در توان داشته و انجام داده از او بپذير و از او كارهاي طاقت فرسا مخواه.

48- وقتي خونسردي خودتان را از دست مي دهيد – به خصوص در مورد فرزندان– فوراً عذر خواهي كنيد.

49- يادگرفتن در كودكي مانند نقش روي سنگ ، ثابت و راسخ مي ماند.

50- دوست آن است كه در نبودن انسان ، حق دوستي را رعايت كند .

51- غريب كسي است كه دوست نداشته باشد .

منبع : http://www.tebyan.net/Teb.aspx?nId=3900

نوشته شده توسط افشین پا آ هو در 21:24 |  لینک ثابت   • 

چهارم خرداد 1386

دوچرخه اضطراب در ايام امتحانات

 
 
صحبت بيش از اندازه و گاه نادرست درباره اضطراب امتحان، خود مي‌تواند براي دانش‌آموزان اضطراب‌آور باشد.

روزهاي پاياني ارديبهشت پيام‌آور شروع فصل امتحانات و به دنبال آن شروع بحث‌هاي داغ پيرامون راه‌هاي پيشگيري از اضطراب امتحان است.

معاونان مدارس در مراسم صبحگاهي حتماً چند دقيقه‌اي راجع به اهميت امتحانات و تلاش بيشتر دانش‌آموزان در اين فصل صحبت مي‌كنند كه البته در دقايق آخر از تذكرات هميشگي خود «دانش‌آموزان از به همراه داشتن جزوه، كتاب و يا هر نوشته ديگري در سر جلسه امتحان خودداري كنند» نمي‌توانند بگذرند.

* * *
پدران و مادران پاي تلويزيون مي‌نشينند و روزنامه‌ها را ورق مي‌زنند تا شايد راهكارهاي تازه‌اي در حل اضطراب امتحان بيابند و آن را روي فرزندشان امتحان كنند. خوردن صبحانه، داشتن آرامش روحي، زودتر رفتن به مدرسه، ميهماني نرفتن در ايام امتحانات راهكارهايي هستند كه دانش‌آموزان آنها را بهتر از اولياي خود از بر هستند.

 كمي عقب‌تر كه برگرديم وعده خريدن دوچرخه در صورت قبولي خردادماه، هنوز كه هنوز است به خيلي از دانش‌آموزان داده مي‌شود. وعده‌اي كه براي خيلي‌ها هيچ‌گاه عملي نشد، اما بار سنگين اضطراب را بر دوش آنان گذاشت!

مي‌خواهيم در اين مجال اندك نگاهي متفاوت به اضطراب امتحان داشته باشيم: نمي‌دانم با اين نظر موافق هستيد يا نه كه: «صحبت بيش از اندازه و گاه نادرست درباره اضطراب امتحان، خود مي‌تواند براي دانش‌آموزان اضطراب آور باشد.»

يادم مي‌آيد در سال گذشته در پاورقي برنامه امتحاني فرزندم اين‌چنين نوشته بودند:

- دانش‌آموزان در ايام امتحانات جداً از اضطراب خودداري كنند. - مصرف صبحانه مخصوصاً پنير و گردو را فراموش نكنيد.

* * *
به من حق مي‌دهيد كه بگويم مگر اضطراب امتحان مثل انتخاب پنير وگردو است كه دانش‌آموز اين را انتخاب و آن را كنار بگذارد؟! پدران و مادران گرامي: گاهي اين خودمان هستيم كه درباره امتحانات فرزندمان دچار اضطراب شده‌ايم و اين نگراني را در لفافه‌اي از نصيحت‌هاي دلسوزانه، مستقيماً به فرزندمان منتقل مي‌كنيم.

* * *
با كمي احتياط بايد بگويم اگر تاكنون (يعني تا شروع فصل امتحانات) كاري اساسي و ريشه‌اي براي پيشگيري از اضطراب امتحان نكرده‌ايم، بهتر است در اين ايام فشرده امتحانات از انجام اقدامات عجولانه پرهيز كنيم. حتماً سؤال مي‌كنيد كه: پس چه كار كنيم؟!! حق با شماست. كمي صبر كنيد تا مسئله از زواياي ديگري مورد بررسي قرار گيرد.

 بخش اصلي علت اضطراب در ايام امتحانات به نبودن يك برنامه منسجم و هدفمند در سيستم سنجش و ارزيابي آموزش و پرورش ما برمي‌گردد.

 دادن ضريب 6 به امتحانات پايان سال و دادن ضريب 1 به فعاليت‌هاي مستمر كلاسي به تنهايي مي‌تواند بهانه‌اي قوي براي مضطرب شدن دانش‌آموزان باشد. دانش‌آموزان مهم‌ترين امتحان را امتحان خردادماه مي‌دانند و در طي سال تحصيلي با كانال‌ها و اهرم‌هاي مختلف سنجش و ارزيابي آشنا نشده‌اند. درباره اين موضوع كمي فكر كنيد تا به جنبه ديگري اشاره شود:

خيلي از خانواده‌ها در طي سال تحصيلي هيچ‌گونه نظارت يا ارزيابي از روند رشد تحصيلي فرزندشان ندارند. كمتر به مدرسه رفته‌اند و از فعاليت‌هاي فرزندشان در كلاس، از روحيات او در مدرسه، از نحوه ارتباط متقابل او با همسالان، از ارتباط او با معلم و مدير اطلاع چنداني ندارند. و به يكباره با شروع فصل امتحانات فرزند خود را در ميان انبوهي از نصيحت‌ها و توصيه‌ها و بايدها و نبايدهاي گوناگون مدفون مي‌كنند.

* *‌‌ *‌

 آيا بهتر نيست به راهكارهاي جديد‌تري پرداخته شود:

سعي كنيم به عنوان يك مربي اين حس را در دانش‌‌آموزان ايجاد كنيم كه امتحان يك مرحله كاملاً عادي از يك سال تحصيلي است. امتحان مي‌تواند مثل پرسش معلم در كلاس و يا نوشتن تمرين در خانه و يا انجام كارهاي عملي در مدرسه، يك رفتار كاملاً عادي باشد. به نظر شما سؤال‌هاي امتحاني را نمي‌شود طوري طراحي كرد كه دانش‌آموز بخشي از آنها را در منزل و با كمك ساير اعضاي خانواده انجام دهد؟ درباره اين سؤال هم فكر كنيد. جذابيت محيط مدرسه و كلاس:

مشكل اصلي ما اين است كه تمام سعي دانش‌آموزان و هدف اصلي آنان اين است كه به هر قيمت كه شده براي سال بعد بايد يك پله بالاتر بروند و هميشه نگاهي به آينده و سال‌هاي بعد دارد و از بودن در شرايط موجود لذت نمي‌برد. فعاليت‌هاي كلاسي- تدريس معلم و محيط مدرسه براي او جذاب نيست و تمام تلاش او معطوف به قبول شدن و به نوعي خلاص شدن از وضع موجود است!!

آشنا كردن فرزندمان با مفاهيم سنجش و ارزيابي در محيط خانواده:

چقدر از رفتارها و گفتمان‌ اعضاي خانواده در طول يك سال، مفهومي از [سنجش] را به ذهن مخاطب منتقل مي‌كند؟!

به نظر من در محيط خانواده بايد به دنبال طرح سؤالات جديدي بود:

«پسرم! در مسافرتي كه با هم به شمال داشتيم چه چيزهايي برايت جالب و جذاب بود؟ برايم در يك صفحه بنويس. دوست دارم نوشته تو را با خود داشته باشم»

سؤال‌هايي از اين دست مي‌تواند كودك و نوجوان را با مفهوم پس دادن اطلاعات و آموخته‌ها آشنا كند.

 آموزش و تمرين حل مسئله: فرزندانمان چه مهارت‌ها و فعاليت‌هايي را مي‌توانند به تنهايي انجام دهند؟ آيا توانسته‌اند مهارت حل مسئله را كسب كنند؟ آنها در سر جلسه امتحان احساس تنهايي مي‌كنند، چون ياد نگرفته‌اند گاهي اوقات لازم است به تنهايي مشكلات و مسائل را حل كنند. انگار بايد هميشه يكي در كنار آنها باشد. كه اين يك نفر گاه در قالب كاغذهاي كوچك و لوله شده (تقلب) خود را نشان مي‌دهد. انگار دانش‌آموزي كه اين كاغذها را در جيب دارد دلش قرص‌تر مي‌شود.

                      منبع همشهری انلاین

 

نوشته شده توسط افشین پا آ هو در 13:8 |  لینک ثابت   • 

یکم خرداد 1386

روزي روزگاري، آموزگاري

افت جايگاه معلمي يكي از مهمترين آسيب‌هاي فرهنگي جامعه امروز ايران است كه اگر به درستي درك نشود، نه فقط براي معلمان بلكه براي نظام فرهنگي كشور مشكل‌آفرين خواهد بود. عموي من كه چندي پيش به رحمت الهي رفت، معلم بود. هنوز هم در شهرمان خيلي‌ها ما را با نام عمويم مي‌شناسند. او در دهه‌هاي40 و 50 از جمله معلمان شاخص شهر بود و به اصطلاح، دانش‌آموزان از وي حساب مي‌بردند. بسياري از ما كه در دهه‌هاي ياد شده و قبل از آن درس خوانده‌ايم، معلماني را به ياد داريم كه به دليل ابهت و شكوه‌شان مورد احترام بوده‌اند؛ اگر چه دليل ابهت همه آنان يكسان نبود. بعضي‌ها به خاطر سخت‌گيري و انضباط، عده‌اي به خاطر سطح دانش و معلومات و گروهي هم به خاطر وجه اخلاقي و معنوي‌شان‌ شأن اعتبار خاصي بين دانش‌آموزان داشتند. مي‌دانم رسم روزگار اين است كه بيشتر افراد برپايه حسي نوستالژيك و دلبستگي به دوران پاك و صميمي كودكي، آنچه را كه در گذشته بوده بر امروز ترجيح مي‌دهند. در محاورات مردمي از جواني، جوانمردي، مروت، انصاف و ... گذشته بسيار ياد شده و از اينكه در «قديم...» چنين و چنان بود، خاطره‌ها گفته مي‌شود. اما فارغ از اين حس نوستالژيك، حداقل در مورد «معلمي» مي‌توان گفت كه جايگاه معلمي به شدت افت كرده است. قبول دارم كه نه معلم امروزي و نه حتي دانش‌آموز امروزي، ديگر معلم و دانش‌‌آموز سالهاي دور نيستند و به اصطلاح زمانه عوض شده است، اما واقعيت بسيار مهم اين است كه جايگاه ديروزي با جايگاه امروزي فاصله زيادي دارد. افت جايگاه معلمي فقط به مسئله اجتماعي و نگرشي نيست و ابعادي عميق و گسترده‌تر دارد. اين به هيچ وجه كافي نيست كه فقط به اقتضاي موقعيت و مصلحت شرايط از شأن و اعتبار معلمي سخن بگوييم و آن را دواي زخم‌هاي عميق معلم تلقي كنيم. افت جايگاه معلمي يكي از مهمترين آسيب‌هاي فرهنگي جامعه امروز ايران است كه اگر به درستي درك نشود، نه فقط براي معلمان بلكه براي نظام فرهنگي كشور مشكل‌آفرين خواهد بود. افت جايگاه معلمي مسئله‌اي چند بعدي است كه در اينجا به چند مورد آن اشاره مي‌كنم، اما جاي تأمل بيشتر دارد. 1 - كيفيت معلمي؛ اين يك معادله اقتصادي است كه وقتي كميت زياد شد، كيفيت افت مي‌كند. بنا به دلايلي كه در جاي خود تا حدودي به آنها اشاره خواهم كرد، تعداد معلمان در فرآيندي غيرعلمي و نامنسجم افزايش قابل توجهي پيدا كرد. شايد اين سخن معلمان و متوليان آموزش و پرورش را چندان خوش نيايد، اما نمي‌توان واقعيت افت كيفيت به دنبال افزايش كميت را كتمان كرد. در اين باره اصلاً‌ نمي‌توان انگشت‌ اتهام را به طرف معلمان نشانه رفت. زمينه‌ها و شرايط بسياري به مرور زمان، موجب افت كيفيت معلمي شدند كه به يكي از علل افت جايگاه معلمي انجاميده است. 2 - امتيازها: هر شغلي به ميزان امتيازهايي كه دارد، براي خود شأن و اعتبار به پا مي‌كند. معلمي چه امتيازهايي دارد؟ علاوه بر امتيازهاي مالي و اقتصادي كه معلمان تا حدودي از آن برخوردار بودند، در گذشته‌هاي دورتكيه زدن معلمان به جايگاه علم، دانايي و اخلاق، وجاهت خاصي براي آنان ايجاد مي‌كرد. معلمان با هر عنواني كه ناميده مي‌شوند، به خاطر سواد و دانايي‌شان به نوعي مورد توجه مردم قرار مي‌گرفتند و در مسائل زيادي مشكل‌گشاي مردم بودند. پژوهش‌ها هنوز نشان مي‌دهند كه معلمان مرجع مورد اعتماد دانش‌آموزان و والدين هستند. 3 - نگاه جامعه: ايام هفته معلم و مناسبت‌هاي ديگر، موقعيت‌ خوبي براي تعريف و توصيف معلمي است، اما نگاه اقشار مختلف جامعه به معلمي چگونه است؟ كدام دانش‌آموز رتبه زير 10 هزار كنكور، معلمي را به عنوان شغل اول انتخاب مي‌كند؟ كدام پدر و مادر، معلمي را به عنوان اولويت اول شغل آينده به فرزندشان توصيه مي‌كنند؟! كدام دانش‌آموز است كه به خاطر وضعيت مالي بد معلمش براي او دل نسوزاند؟ معلمي در ارزش مشاغل جامعه ما در رتبه چندم قرار مي‌گيرد؟ 4 - نگاه برنامه‌ريزان؛ در نظام مديريتي چانه‌زني كه هر شغل به خاطر امتيازهايش، امتيازهاي بيشتري مي‌گيرد، برنامه‌ريزان براي معلم و معلمي چه جايگاهي قائلند؟ كارمند وزارت نفت مهمتر است يا معلم؟ كار در بانك ارزش بيشتري دارد يا معلمي؟ شايد اينها سؤالاتي ساده باشند، اما پاسخ آنها و نتيجه پاسخ، بسيار مهم است. من اصلاً‌ قصد قياس و ارزيابي مقايسه‌اي مشاغل را ندارم، چرا كه به ارزش هر شغلي اعتقاد دارم، اما وقتي در عمل مي‌بينم كه براي فلان شغل چقدر امتياز و اعتبار تعلق مي‌گيرد، طبعاً‌ در مورد جايگاه و منزلت شغل خودم نزد برنامه‌ريزان دچار شك مي‌شوم. چگونه است كه به كارمند فلان شركت و بانك انواع وام تعلق مي‌گيرد، اما گاهي معلم براي يك وام صد هزار توماني بايد به هر دري بزند؟براساس امتيازهايي كه برنامه‌ريزان و متوليان امور به من معلم مي‌دهند، چگونه مي‌توانم باور كنم كه معلمي مهم است و كارم براي جامعه ارزش دارد؟ جايگاه معلمي چرا جايگاه معلمي افت كرده است؟ به بخشي از اين دلايل در سطرهاي پيشين اشاره شد، اما مي‌توان پاسخ‌هاي دقيق‌تري هم به سؤال داد: 1 - معادلات معيشتي: حقوق و درآمد معلمي در گذشته علاوه بر آنكه كفاف گذران يك زندگي متعادل را مي‌داد، جايي براي پس‌انداز مختصر هم داشت، اما امروز چه؟ معلمي كه به ضرب و زور حق‌التدريس، تدريس خصوصي، مسافر‌كشي و انواع كارهاي ديگر بايد زندگي‌اش را تأمين نمايد، ‌چگونه مي‌تواند از شأن و اعتبار شغلش دفاع كند؟ دخل و خرج زندگي معلم هيچ تناسب حداقلي با هم ندارند، حالا هر چه مي‌خواهيم از ضرورت‌هاي خيال آسوده و فراغت بال معلم براي ايفاي مناسب نقش معلمي داد سخن سر دهيم، چه فايده‌اي دارد؟ كدام وزير و مقام مسئول مي‌خواهد در نظام مديريتي چانه‌زني، از جايگاه معلمي دفاع كند؟ نتيجه كار تا اينجا چه بوده است؟ در نهايت وزير هم در صف مديران ارشدي قرار مي‌گيرد كه همه بالاتفاق مي‌گويند توان دولت بيش از اين نيست. من به هيچ وجه اعتقاد ندارم كه معضلات معيشتي تنها مشكل معلمان است، اما نمي‌توانم اهميت معادلات معيشتي را در زندگي ناديده بگيرم. 2 - نظام ضعيف تربيت معلم و آموزش‌هاي ضمن خدمت: نظام تربيت معلم ايران افت و خيز زيادي داشته است. زماني، بنابر توسعه تربيت معلم و مراكز مربوط بود، در دوره‌اي رويه عوض شد و افرادي كه فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها بودند، با آموزش‌هاي بدو استخدام وارد جرگه معلمان شدند، در چند سال گذشته علي‌رغم تأكيد بر اهميت تربيت معلم، به نظر مي‌رسد كه كار خاصي نمي‌توان صورت داد. در هر حال، يكي از اساسي‌ترين عوامل افت جايگاه معلمي، ناديده گرفتن اهميت و ضرورت نظام تربيت معلم كارآمد است. به همين ترتيب، نظام اداري و اجرايي حاكم به انواع آموزش‌هاي ضمن خدمت هم، ناكارآمدي شديد خود را با ناتواني در ايجاد تحولي جدي در آموزش و پرورش به اثبات رسانده است. هم نظام تربيت معلم و هم آموزش‌هاي ضمن خدمت علاوه بر عقب ماندگي هميشگي از قافله علم و تكنولوژي، انگيزشي جدي در معلمان براي ارتقا ايجاد نكرده‌اند. 3 - جذب و ساماندهي نيروها؛ ورود تقريباً‌ بي‌حساب و كتاب نيروها به آموزش و پرورش، در كنار نظام ناكارآمد تربيت معلم و آموزش‌هاي ضمن خدمت، موجبات تورمي كاذب را فراهم ساخته است. در سالهاي قبل و آغازين بازگشايي دانشگاه‌ها بعد از انقلاب فرهنگي، مراكز ترتيب معلم محل جذب بهترين دانش‌آموزان بودند، اما با رواج دانشگاه‌ها و تزلزل تدريجي جايگاه آموزش و پرورش، به مرور زمان، تربيت معلم و معلمي به آخرين رتبه‌هاي شانس انتخاب تنزل كردند. در زمان‌هايي ليسانس‌هاي فارغ‌التحصيل با يك دوره 180 ساعته بدو استخدام معلم شدند و بعد هم حق‌التدريس‌ها به عنوان نيروهاي رسمي به جرگه معلمان پيوستند؛ مروري به روند جذب منابع انساني در آموزش و پرورش نشان مي‌دهد كه برنامه‌اي منسجم و منطقي وجود نداشته و تنها بر مبناي شرايط و اقتضاي زمان عمل شده است. نگاه كليشه‌اي و صرفاً‌ اداري و اجرايي آموزش و پرورش به منابع انساني موجبات آشفتگي در ساماندهي نيروها را به وجود آورده است كه خود اين موضوع طيف گسترده‌اي دارد و شاخص‌ترين نمونه آن معلمان مازاد است. 4 -خواسته‌ها؛ آموزش و پرورش و ساير مراجع برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري مرتبط با معلمان در تأمين خواسته‌هاي حداقلي آنان كم توان بوده‌اند. اما وزيراني كه در چند دوره اخير به آموزش و پرورش آمده‌اند و البته خود ادعا داشته‌اند كه بهترين و موفق‌ترين وزير بوده‌اند، بدون تأثير‌گذاري شاخصي‌ از وزارت خداحافظي كرده‌اند و پاسخي درخور به خواسته‌هاي معلمان نداده‌اند. 5 - وزارتي اداري، نه فرهنگي: گردش امور در وزارت آموزش و پرورش همانند ادارات ديگر است و اگر همين امروز وظيفه ديگري را به آن محول كنند، به طور حتم خللي در نظام اداري وزارت به وجود نمي‌آيد! وزارت آموزش و پرورش از جايگاه و رسالت فرهنگي‌اش غافل بوده و گردش اداري و اجرايي امور تمركز بيشتري داشته است. آموزش و پرورش بايد موج فرهنگي را در كشور به وجود آورده كه به واسطه آن توجه آحاد مردم را به خود جلب كند. اگر نه همه، ولي بخش مهمي از حرمت معلمي در دست آموزش و پرورش است كه بايد معلمان نظر بدهند كه اين متولي چقدر حرمت و جايگاه آنان را حفظ كرده است؟ * * * نمي‌خواهم نتيجه‌گيري خاصي بكنم و يا با تحليل شرايط از راهكارهاي احياي جايگاه معلمي سخن بگويم. خيلي صاف و ساده، معتقدم كه نه به معلم، بلكه بايد به «معلمي» امتيازهاي زيادي بدهيم تا شأن و منزلت اين شغل حفظ شود؛ باز هم نه صرفاً‌ به خاطر معلم، بلكه به خاطر«آبروي نظام اجتماعي، اعتلاي فرهنگي و ارتقاي دانايي.» همشهري انلاين
نوشته شده توسط افشین پا آ هو در 20:30 |  لینک ثابت   • 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

افشین پاآهو آموزگار و دانشجوی فوق لیسانس برنامه ریزی آموزشی دانشگاه تهران اهل شهرستان پارساباد مغان ورودتان را به وبلاگ ارج می نهد