نوزدهم اسفند 1386
روش هاي برقراري ارتباط ميان خانه و مدرسه
|
روش هاي برقراري ارتباط ميان خانه و مدرسه |
|
|
آيا شما به عنوان والدين مي دانيد در قبال ارتباط با مدرسه فرزندتان چه وظايفي بر عهده داريد؟والدين وظيفه دارند به طور مرتب با مدرسه ارتباط داشته باشند و باکسب اطلاعات کافي از وضع درسي واخلاقي فرزندشان، تصميم معقولي براي مشارکت درتربيت آنها اتخاذکنند. دربرقراري ارتباط بايد به چند نکته اساسي توجه کنند.
1 -والدين زماني قادر خواهند بود نقش تربيتي خود را به نحو مطلوب ايفا کنند و با مدرسه ارتباطي صحيح برقرار نمايند که از وضع درسي و رفتاري فرزندشان اطلاع کافي داشته باشند.
2- والدين در موقع حضور در مدرسه، هميشه بايد حفظ آرامش را به عنوان يک اصل به خاطر داشته باشند. گاهي ممکن است پدر و مادر با مشاهد ه ضعف درسي در دانش آموز و يا گريه هاي او که مخصوصا در دوره ابتدايي بيش تر اتفاق مي افتد، احساساتي شوند و به صورت خشن و برافروخته با اولياي مدرسه برخورد کنند. قطعا چنين حالتي مخل برقراري ارتباط موثر با مسوولان مدرسه خواهد بود.
3- والدين بايد در مدرسه به عنوان ولي حضور پيدا کنند، نه به عنوان فردي که در يک جاي خاص، مسووليت دارد. اگر پدر يا مادر دانش آموز در وزارتخانه يا سازماني، مسووليت اجرايي سطح بالايي دارد و در آنجا به عنوان رئيس ايفاي نقش مي کند و به تناسب مسووليت، گاهي امر و نهي مي نمايد، نبايد با همان شاکله و با همان انتظارات و تصورات وارد مدرسه شوند.
4- ارتباط اوليا با مسوولان مدرسه بايد مستمر باشد. معناي استمرار اين نيست که هر روز سري به مدرسه بزنند، بلکه لازم است به طور مرتب در منزل به وضع درسي و رفتاري فرزند خود رسيدگي کنند و بر طبق اطلاعات به دست آمده، با مدرسه ارتباط برقرار نمايند.
همکاري خانه و مدرسه در امور آموزش دانش آموزان
همکاري والدين با مسوولان مدرسه، در دوره ابتدايي از اهميت و جايگاه خاصي برخوردار است. مي توان گفت بعد اصلي همکاري اين دو را همکاري در مسائل آموزشي و پرورشي تشکيل مي دهد. نخستين نکته اينکه والدين بايد نسبت به پايه تحصيلي و عناوين دروس فرزند خودشان اطلاع کافي داشته باشند و با مطالعه مقدمه و مطالب آغازين کتاب هاي درسي، آگاهي نسبي به دست آورند. گاهي در بحث هاي مقدماتي کتاب هاي درسي نکاتي درج مي گردد که مطالعه آنها براي والدين ضروري است. شناخت نقاط ضعف درسي دانش آموز و همفکري براي رفع آن، ضرورت ديگر ارتباط خانه و مدرسه است. پس از گذشت چند هفته از سال تحصيلي مي توان در وضع درسي دانش آموز تامل کرد و نقاط قوت و ضعف او را شناخت. مطلب ديگر، توجه والدين و معلمان به ويژگي هاي رواني کودکان و ارتباط آن با پيشرفت تحصيلي آنان است. به عنوان مثال کودکان نياز به جلب توجه و ابراز خود دارند. آنها علاقه مند هستند که حاصل کار خودشان را عرضه کنند و بدين وسيله اين نياز در آنان تامين و ارضا شود. اين نياز در دوران مدرسه، از طريق ارائه حاصل کارهاي خود در امور درسي جلوه گر مي شود. مثلا ممکن است کودکي نقاشي بکشد و آن را نزد پدر و يا مادر خود بياورد و ارائه دهد. در مقابل اين عمل، والدين بايد به آن توجه کنند و کودک را مورد تشويق قرار دهند. احتياج به هدف، نياز ديگر کودک است. اگر کودک بداند که درس را براي چه هدفي مي خواند و آثار و نتايج هريک از مواد درسي به او تفهيم شود، علاقه اش به درس خواندن افزايش پيدا مي کند.
همکاري خانه و مدرسه در امور رفتاري دانش آموزان
ترس از مدرسه يکي از رفتارهاي کودک در دوره دبستان، مخصوصا در پايه اول ابتدايي است. علل مختلفي ممکن است اين رفتار را به وجود آورند. گاهي ممکن است دورشدن از خانواده، به ويژه مادر باعث ترس شود، چون در دوره ابتدايي، رابطه عاطفي کودک با خانواده بسيار قوي است و او مايل نيست از پدر و مادر جدا شود. ترس از مدرسه و غيبت از مدرسه، هم معنا نيستند. ترس از مدرسه با نوعي دل زدگي و تنفر از مدرسه همراه است، ولي غيبت از مدرسه همراه با چنين حالت عاطفي نيست، بلکه به علل مختلف ممکن است کودک در طول سال تحصيلي چند دفعه در کلاس درس خود حضور پيدا نکند و اين امر باعث عقب ماندگي تحصيلي او شود. گاهي ممکن است بيماري کودک موجب غيبت شود. هرچند بيمار شدن دليل موجهي براي غيبت است، ولي بعضي از مادران به دليل يک سرما خوردگي يا سرفه و يا خس خس کردن خفيف، مانع از رفتن فرزندشان به مدرسه مي شوند، در حاليکه او را همراه با خود به بيرون مي برند! در چنين خانواده هايي گاهي با يک سردرد جزئي، از رفتن کودک به مدرسه ممانعت مي شود و گاهي نيز تشويق مي گردد که وي علائم يک بيماري را بزرگ تر از آنچه هست، نشان دهد. علت ديگر غيبت از مدرسه، ممکن است کار کردن باشد. بعضي خانواده ها از اين بابت شکايت دارند که چرا فرزندشان در منزل، به پرسش ها به خوبي پاسخ مي دهد، ولي در مدرسه نمره کمي از معلم مي گيرد. به عبارت ديگر کودک توانايي هايي دارد و درس را نيز به خوبي خوانده است، ولي در اثر عواملي قادر به ابراز توانايي هاي خود نيست. گاهي شلوغي کلاس و زياد بودن عده دانش آموزان مانع از اين مي شود که معلم بتواند با آنها ارتباط کلامي و عاطفي برقرار کند و با شنيدن پاسخ هاي يک دانش آموز و ارائه توصيه هاي لازم، از توانايي هاي او آگاهي پيدا کند و در نتيجه درباره وي به نحو مطلوب داوري نمايد. گاهي هم شلوغي مانع نيست، بلکه معلم روابط انساني مناسبي با کودک برقرار نمي کند و در نتيجه فضاي مناسب براي ابراز وجود و ارائه پاسخ هاي لازم براي دانش آموز به وجود نمي آيد. به عبارت ديگر در اثر فقدان روابط عاطفي سالم، توانايي کودک پنهان مي ماند و ممکن است او را به عنوان شاگرد تنبل معرفي کند. ممکن است تحقير دانش آموز توسط همکلاسي ها موجب اختلال عاطفي در او شود و نتواند در يادگيري مطالب موفقيت به دست آورد و يا آموخته هاي خود را به خوبي عرضه کند. گاهي دانش آموزاني که با لهجه متفاوت از دانش آموزان ديگر صحبت مي کنند و يا لباس ويژه اي مي پوشند، در ميان دانش آموزان ديگر احساس غربت مي کنند و از جهت عاطفي امنيت خود را از دست مي دهند. هرجا که نيازهاي عاطفي کودک تامين گردد، براي مطالعه و يادگيري ترغيب مي شود و هرجا اختلالات عاطفي پيدا شود، علاقه به درس و يادگيري در او تضعيف مي گردد.
نوزدهم اسفند 1386
راهكارهاي تقويت خلاقيت در سازمان
راهكارهاي تقويت خلاقيت در سازمان
دكتر ايرج سلطاني
مقدمه
خلاقيت و توليد افكار و انديشه هاي جديد توسط مديران و كاركنان سازماني داراي اهميت ويژه اي است و اين مهم در سازمان از جايگاه والايي برخوردار است. امروزه سازمانهايي موفق هستند و مي توانند در دنياي پررقابت ادامه حيات بدهند كه دائماً افكار و انديشه هاي جديد را در سازمان كاربردي كنند و اين امر توسط مديران و كاركنان خلاق امكان پذير است نه تنها در سازمانها بلكه در نظامهاي آموزشي نيز تاكيد عمده بر پرورش خلاقيت دانش آموزان و دانشجويان است. معيار اساسي موفقيت يك نظام آموزشي در اين است كه چقدر افراد بافكر و خلاق تربيت مي كند و به تعبيري معلم خوب را كسي مي دانند كه تفكر و چگونگي استفاده از اطلاعات را به دانش آموزان ياد دهد و آنها را خلاق بار آورد. بنابراين، خلاقيت براي بقاي هر جامعه و هر سازماني لازم است و براي ايجاد و تداوم آن در افراد سازمان بايستي عادت به تفكر را در مديران و كاركنان ايجاد كرد چرا كه خلاقيت با تفكر به وجود مي آيد و ارزش تفكر به قدري زياد است كه در تعاليم اسلامي ارزش يك ساعت تفكر گاهي با 60 سال عبادت بدني بدون تفكر ارتقا يافته است.
وقتي تفكر براي انسان سازماني عادت شود به دنبال آن خلاقيت و توليد افكار و انديشه هاي جديد در تك تك كاركنان به صورت يك امر روزمره و هميشگي درآمده و نهادي مي گردد و سازمان تبديل به يك سازمان خلاق مي شود كه حاصل آن ايجاد سينرژي در خلاقيت است. بنابراين، باتوجه به نقش مهم خلاقيت در تحقق اهداف سازمان، در اين مقاله سعي بر آن است كه مفهوم و ماهيت خلاقيت، ويژگيهاي اساسي مديران خلاق تبيين و به مديران و كاركنان كمك شود. تا با بكارگيري راهكارهاي ارائه شده، خلاقيت خود را كاربردي كنند.
مفهوم و ماهيت خلاقيت
از خلاقيت تعاريف متعددي به عمل آمده است. در فرهنگهاي لغت فارسي خلاقيت به معناي آفريدن، به وجود آوردن و آفرينش به كار رفته است. در اين مقاله به بعضي از تعاريف خلاقيت اشاره مي شود:
خلاقيت به معناي توانايي تركيب ايده ها در يك روش منحصر به فرد يا ايجاد پيوستگي بين ايده هاست. (1)
( 2 ) تخيل خلاق خميرمايه خلاقيت است و منظور از تخيل خلاق نيرويي است كه شخصي براي پيداكردن راههاي بهتر انجام دادن يك كار دلخواه به كار مي گيرد.
(3) خلاقيت با بكارگيري منظم و نظامدار تخيل در زمينه آنچه كه انجام مي دهيد ظاهر مي شود. درست است كه گاه جرقه هاي الهام به ذهن انسان مي رسد، اما اين اتفاق ممكن است بعد از هفته ها، ماهها و حتي سالها طراحي، تفكر و تخيل مداوم و زياد به وقوع بپيوندد. براي رسيدن به اين هدف نيز بايد تصورات ذهني و تخيلات خود را به شيوه اي مناســب و هرروز به كار بگيريـد تا به انديشـه اي برسيد كه در آن ذهن به طور عميق با يك مسئله درگير شود، به تجسم، واضح كردن آن بپردازد و به منظور فرموله كردن فكر يا دريافت مفهوم جديدي به جرح و تعديل آن بپردازد.
واقعيات در فرآيند خلاقيت به كار گرفته مي شوند و باتوجه به اينكه تفكر خلاق به اين موضوع آگاهي دارد كه واقعيتها آن چنان كه بايد شناخته نشده اند و اطلاعات موجود تنها بخشي از دانش مربوط به وضعيت موجود است به شناسايي و كشف آنها مي پردازد و با حذف و تركيب واقعيتهـاي موجود، به روشــن شدن فكر جديد كمك مي كند (رضائيان، ص 34)
به طور كلي براي ايجاد خلاقيت مراحل زير بايستي عملي شود:
آمادگي : در اين مرحله بايد مشكل و يا طرحي را مشخص سازيد كه مايل به حل آن هستيد؛
خلق انديشه: در اين مرحله انديشه هاي خلاق و حياتي به ذهن شما مي رسد و اين احتمال كه در نهـايت مشكل شما حل شود افزايش مي يابد. در اين مرحله مي توانيد راه حلهاي گوناگون را درنظر بگيريد؛
مرحله باز پيدايي : در اين مرحله راه حلهاي غيرعملي حذف، انديشه هاي مشابه كنار گذاشته و به انديشه هايي كه براي روشن تر ساختن آن به اطلاعات يا به تفكر بيشتري نياز است توجه بيشتري مي شود؛
مرحله قضاوت: در اين مرحله انديشه ها مورد ارزيابي قرار گرفته و عملي مي شوند.
ويژگيهاي مديران خلاق
1 - تمركز بر يك موضوع و يك كار: باتوجه به اينكه اثربخشي خلاقيت بسته به سادگي و تمركز دارد افراد خلاق عمدتاً بر يك كار متمركز مي شوند. افراد خلاق خلاقيتهاي اثربخشي خود را از جاهاي كوچك شـــروع مي كنند. خلاقيت به دانش و مهارت و تمركز نياز دارد. اين واضح است كه افرادي استعداد بيشتري براي خلاقيت دارند. اما اين استعدادها در يك زمينه محدود و مشخص است. درحقيقت نوآوران به ندرت در بيش از يك زمينه فعاليت دارند و اين در تمام موفقيتهاي نوآورانه آن صدق مي كند.
خلاقيت نيز مانند كوششهاي ديگر نياز به استعداد، دانش و مهارت دارد. اما وقتي اين موارد تامين شد، نياز به كار سخت، متمركز و هدفمند دارد. وقتي تلاش، پشتكار و تعهد نباشد، استعداد، دانش و مهارت بي فايده است.
افراد خلاق از طريق تمركز به يك موضوع از سطحي نگري به ژرف نگري رسيده و مسائل و موضوعها را به طور عميق و همه جانبه مورد بررســـي قرار مي دهند و به خلاقيت دست مي يابند.
به طور كلي مشخصات مديران خلاق در بعد تمركز به طور فهرست وار عباتند از:
1ـ تمركز فكري را به راحتي به وجود مي آورند؛
روي كار خاص و موردنظر تمركز كرده و به راحتي آن را رها نمي كند؛روي موضوعهاي علمي موردنظر تمركز پيدا مي كند؛ داراي ژرف نگري در مسائل و پديده ها و موضوعها هستند؛ رشد حرفه اي را به عنوان معيار موفقيت باور مي كنند؛توانايي تمام كردن، كامل كردن و يكي كردن افكار گوناگون در آنان بالاست.
2 - داراي روحيه علمي و پژوهشي هستند: مديران خلاق با مسائل و امور مربوط به سازمان و حتي زندگي شخصي برخورد اصولي و علمي داشته و تحقيق و پژوهش را براي حل مشكلات كارساز مي دانند و اين به خاطر اين است كه استفاده از راه حلهاي جديد موجب صرفه جويي شده و زودتر مي توان به نتيجه رسيد.
به كارگيري روشهاي تحقيق علمي و روش حل مسئله براي مديران خلاق و نوآور امري طبيعي و روزمره است. بنابراين، آنها در انجام كارهاي ريز و درشت و سخت و آسان مراحل زير را به كار مي گيرند
الف - شناسايي مشكل : در اين مرحله مشكل از ابعاد مختلف مورد شناسايي قرار گرفته و تبيين مي گردد؛
ب - بررسي عـلل مشكل: در اين مرحله منشـا به وجود آمدن مشكل بررسي مي شود تا بهتر بتوانند راه حلها را شناسايي كنند؛
ج - تعيين و بررسي راه حلهاي ممكن: در اين مرحله باتوجه به نوع و مــــاهيت مشكلات راه حلهاي زيادي مورد بررسي و شناسايي قرار مي گيرد؛
د - تعيين معيارها براي سنجش راه حلها: در اين مرحله معيارهاي مختلف اقتصادي، سياسي، فــــــرهنگي، اجتماعي، اخلاقي و... تعيين مي گردد؛
ها- تعيين نتايج حاصل از مقايسه راه حل با معيارها؛
و - انتخاب راه حل مناسب؛
ز - اجرا و ارزيابي در اين مرحله راه حل به كار گرفته شده به صورت تكويني ارزيابي شده و اصلاحات لازم صورت گرفته و بدين طريق از مدل حل مسئله براي ايجاد خلاقيت و نوآوري استفاده مي گردد.
به طور كلي ويژگيهاي مديران خلاق در بعد داشتن روحيه علمي و پژوهشي به طور فهرست وار عبارتند از:
داراي روحيه كنجكاوي قوي هستند؛ـ ـ
از مطالعه مطالب و موضوعهاي جديد لذت مي برنند؛ ـ
به جاي حل مشكل عمدتاً مسئله ياب هستند و قبل از بروز مشكل به سراغ مشكلات و حل آنها مي روند؛ ـ
داراي تفكر علمي و فعاليتهاي نظام مند هستند؛ ـ
گرايش غالب به حل مشكلات اجتماعي از طريق تحقيق و پژوهش دارند؛ ـ
برخورد اصولي و منطقي با پديده ها و مسايل و افراد دارند؛ ـ
در پي توليد افكار و انديشه هاي جديدند؛ ـ
به دنبال بومي كردن تحقيق و پژوهش در امور عادي كار و زندگي هستند؛ ـ
در تعريف و انتخاب اهداف پژوهش و مسائل پژوهشي دقت دارند. ـ
3 - حد بالايي از قابليت خطركردن دارند: خلاقيت خصيصه آدمهايي است كه جرئت خطركردن دارند. براي مثال در علوم پژوهشهاي خلاق كم و بيش هميشه مستلزم قماركردنهاي حساب شده است ولي كارهاي عادي را مي توان بدون چندان خطركردن انجام داد. فرد حرفه اي در هيچ عرصه اي علم يا بازار بورس به دنبال «بحث موفقيت پنجاه پنجاه» نيست. به عكس، جوياي موقعيتي است كه در آن بتواند كاري كند تا دانش برتر به بار نشيند. گاه اين دانش برتر حاصل پشتكار در كسب «قطعه هايي» بيش از اكثر افراد ديگر است. گاه تصادفي حاصل مي شود. اما هرگونه كه حاصل شود، بعيد است كه عنصر خطر را به كلي حذف كند.
عملكرد خلاق مستلزم دست زدن به خطرهاي حساب شده هم هست، كه در آنها هم دقت محاسبات بر دانش برتر استوار شده است.
قبول خطر هميشه با شناخت يا خطرات و تجزيه و تحليل آنها به مبناي ميزان اثرگذاري بر سازمان شروع مي شود و (مديران خلاق) برمبناي اطلاعات جمع آوري شده و آگاهي، به ارزيابي ريسك از طريق انجام فرآيند اصلي زير مي پردازند:
- داشتن روحيه نُرم شكني و سنت شكني معتدل و منطقي؛1
2- سرزندگي و داشتن اعتماد به نفس قوي در زندگي فردي و سازماني؛
3- لذت بردن از روبروشدن با نظرات مخالف؛
4- گرايش قوي اجتماعي و سازماني؛
5- اشاعه فرهنگ جسارت علمي و برملاكردن حقايق؛
6- آينده نگري قوي و قدرت تجزيه و تحليل بالا؛
7- در بحث با ديگران حاضرجواب و آماده هستند.
راهكارهاي تقويت خلاقيت
1 - به كارگيري استراتژي تمركز و سادگي: خلاقيت بايد فقط يك كار انجام دهد در غيراين صورت مردم را دچار سردرگمي مي كند. خلاقيتهاي اثربخشي از جاهاي كوچك شروع مي شود. آنها از اول خيلي بزرگ نبوده اند و تنها براي انجام يك كار خاص بوده اند. خلاقيت پيش از آنكه حاصل نبوغ باشد، حاصل كار است. خلاقيت به دانش، مهارت و تمركز نياز دارد. اين واضح است كه افرادي استعداد بيشتري براي خلاقيت دارند، اما اين استعدادها در يك زمينه محدود و مشخص است. در حقيقت نوآوران به ندرت در بيش از يك زمينه فعاليت دارند (دراكر، ص 28). بنابراين، بايستي در ايجاد و پرورش خلاقيت استراتژي تمركز به يك موضوع، يك فكر، يك كار در سازمان و يا جامعه انتخاب شود تا افراد بتوانند از مجموعه توانمنديهاي ذهني و عقلي خود در راستاي به وجودآوردن روشهاي جديد و ابداع پيرامون يك موضوع خاص استفاده بهينه اي كنند، زيرا مشغول ودرگيرشدن با چند زمينه كاري موجب سطحي نگري شده واز عميق فكركردن جلوگيري مي كند و در نتيجه خلاقيت حاصل نمي شود. اهميت اين نكته به قدري است كه حتي در ضرب المثلهاي عاميانه نيز بدان اشاره شده است. براي نمونه در ضرب المثلها داريم «آدم هزار كاره كم مايه است» و يا «پياز آدم هرجايي كونه نمي بندد» اينها همه حاكي از اين است كه استراتژي تمركز بر روي يك موضوع خلاقيت را پرورش مي دهد.
2 - آموزش خلاقيت: خلاقيت و نوآوري امري است كه وجــود آن دائماً در سازمان احساس مي شود. بنابراين، بايد نهادينه شود و جزء كار و فرهنگ سازمان گردد. هرگاه مديران سطوح عالي و سياستگذاران سازمان، خود به خلاقيت و نوآوري به عنوان فعاليتهاي ضروري و حياتي باور نداشته باشند هيچ فعاليتي در اين زمينه دوام نخواهد يافت. ايجاد هسته هاي پژوهشي و نوآوري در سازمان مي تواند كار خلاقيت و نوآوري را تسهيل و تسريع كند. ايجاد باورهاي مشترك براي نوآوري و اينكه به عنوان يك هنجار مشترك در سازمان به خلاقيت نگريسته شود نياز به آموزش دارد. تافلر مهمترين فعاليت و راه رويارويي با تحولات عظيم و زندگي آينده را براي پذيرش تغيير، آموزش مي داند. آموزش موثر و پرمايه به افراد كمك مي كند تا آنها بتوانند به رشد و توانايي كافي در شغل خود دست يابند و با كارآيي بيشتري كار كنند. مديران بايد بدانند كه يكي از هدفهاي مهم در آموزش در محيط پرتلاطم و متغير كنوني، آموختن شيوه هاي خلاقيت و نوآوري است (حسن زارعي، ص 64).
3 - به كارگيري فنون پرورش خلاقيت: به طور كلي فنون تقويت خلاقيت عبارتند از:
1ـ طوفان مغزي: در اين تكنيك مسئله اي به يك گروه كوچك ارائه شده و از آنان خواسته مي شود في البداهه و به سرعت نسبت به آن واكنشي نشان داده و براي آن پاسخي بيابند.
اصول طوفان مغزي عبارتند از:
الف - هيچ انتقادي نبايد از هيچ نظريه اي صورت پذيرد؛
ب - راحت بودن و با دنده خلاص رفتن مورد تشويق قرار مي گيرد؛
ج - بر دستيابي به حداكثر تعداد نظرات تاكيد مي شود؛
د - همه چيز يادداشت مي شود، حتي موارد تكراري؛
ها: همه نظرات تكوين مي يابند و هيچ چيز رد نمي شود؛
و - به تعداد نفرات بايد هدفهاي مشخص و دشوار تنظيم گردد؛
ز - زمان لازم براي طوفان مغزي موفقيت آميز بايد بسيار كوتاه باشد.
2ـ روش حل مسئله: به كارگيري روش حل مسئله يكي از مكانيسم هاي موثر در پرورش توانمنديهاي خلاقيت كاركنان است. وقتي در افراد سازمان اين عادت ايجاد شود كه در برخورد با مسايل به تفكر بپردازند و از تراوشات فكري خود در يافتن راه حلهاي جديد بهره گيرند خلاقيت روان تر مي شود. بايستي از طريق حاكم كردن فراگرد تفكر منطقي زمينه هاي خلاقيت و نوآوري را فراهم ساخت، براي اينكه از فراگرد تفكر منطقي به شكل عملي بتوان در پرورش خلاقيت بهـــــره گرفت مي توان از چهارچوب جدول شماره يك كه در آن سطوح حل مسئله مشخص شده بهره گرفت.
|
مناسب برای |
وضعیت خلاقیت |
حل مسئله |
روش حل مسئله |
مسئله |
سطوح حل مسئله |
|
کار کنان تازه کار |
ایجاد می شود |
حل خواسته می شود |
روش مشخصی است |
مسئله مشخصی است |
سطح 1 |
|
سطوح کارشناسی |
شکل می گیرد |
حل خواسته می شود |
روش مشخصی نیست |
مسئله مشخصی است |
سطح 2 |
|
مدیریت عالی سازمان |
پرورش می یابد |
حل خواسته می شود |
روش مشخصی نیست |
مسئله مشخصی نیست |
سطح 3 |
جدول 1ـ سطوح حل مسئله
3- استفاده از فعاليتهـاي استعـاري: خلاقيت به وسيله فعاليت استعاري الگوي بديعه پردازي، تبديل به جرياني آگاهانه مي شود. استعاره ارتباطي از شباهت (مقايسه يك چيز يا نظر با چيز يا نظر ديگر و به وسيله استفاده از يكي به جاي ديگري) را به وجود مي آورد. جريان خلاقيت در خلال اين جايگزيني ها رخ مي دهد، يعني مطالب آشنا را به مطالب ناآشنا ارتباط داده يا نظر جديدي را از نظرات آشنا به وجود مي آورد.
عمده ترين فعاليتهاي استعاري عبارتند از:
1 استفاده از قياس شخصي: تاكيد قياس شخصي PERSONAL ANALOGY- به مشغوليت همدلي IDENTIFICATION است. گوردون مثالي از موقعيت مسئله اي مي زند كه يك شيميدان خود را با مولكول هاي در حركت همانند مي سازد. او ممكن است از خود بپرسد «اگر يك مولكول باشم چه احساسي خواهم داشت؟ قياس شخصي نياز دارد كه فرد وجود خود را كنار بگذارد. هرچه فـاصله مفهومي بــه وسيله كنارگذاردن خود بيشتر گردد اين احتمال كه قياس تازه است و شاگردان (كاركنان) به خلق و يا نوآوري پرداخته اند بيشتر مي شود.
2 استفاده از قياس مستقيمDIRECT ANALOGY- قياس مستقيم مقايسه ساده دو موجود با مفهوم است. گوردون در اين باره از تجربه مهندسي سخن به ميـان مي آورد كه كرمي را در حال نقب زدن درون چوبي مشاهده مي كند.
همچنان كه كرم با جويدن چوب راهش را با نقب زدن براي حركت خود به جلو همــوار مي كند «مارچ ايزومبارد برونل» به اين نظــر مي رسد كه از اتاقك هوا براي تونل كشي زير دريا استفاده كند كه اين امر خلاقيت را شكل مي دهد.
استفاده از تعارض فشرده COMPRESSED CONFLICT- طبق نظر گوردون تعارض فشرده به وسيعترين بينش به درون موضوعي جديد را به وجود مي آورد. آنها بازتاب توانايي شاگرد براي به هم پيوستن در چارچوب ذهني داوري در ارتباط با يك موجود منفرد است. هرچه فاصله بين چارچوبهاي ذهني داوري بيشتر باشد انعطاف پذيري ذهني بيشتر است و در نتيجه خلاقيت پرورش مي يابد.
نتيجه گيري
باتوجه به مطالب گفته شده در مورد خلاقيت، ويژگيهاي مديران خلاق و راهكارهاي تقويت خلاقيت، مديران و كاركنان سازمانها مي توانند باآگاهي از ميزان خلاقيت و تقويت آن از حداكثر توانمنديهاي فكري، ذهني و عقلي خود در جهت پوياكردن سازمان بهره گرفته و از طريق ايجاد، پرورش و كاربردي نمودن خلاقيت، روحيه جسارت علمي، انتقادگري و انتقادپذيري، روحيه علمي و پژوهش را در تك تك كاركنان سازمان تقويت كند. اين امر مي تواند سازمان را تبديل به يك سازمان خلاقي كند كه بازنگري روالهاي گذشته و توليد افكار، انديشه ها و كالا و خدمات جديد از طريق تراوشات فكري كاركنان سرلوحه كار آن باشد و نوگرايي به عنوان يك ارزش نهادي جزء باورهاي مشترك سازمان شود.
http://giiva.blogfa.com/post-16.aspx منبع
دهم اسفند 1386
شیوه های جدید آموزشی در اروپا
شیوه های جدید آموزشی در اروپا
همه ما برای آن كه دیگری سخنمان را بشنود، باور كند، بپذیرد و یا رد كرده و به بحث و گفت وگو با ما بنشیند نیازمند كلامی شیوا و روشی مناسب برای بیان احساسات، عقاید و تفكرات مان هستیم؛ شیوه و كلامی كه نه تنها ویژه ما است بلكه با احساسات، عواطف و عقاید طرف مقابل نیز همخوانی دارد، كه اگر جز این باشد، برقراری ارتباط ناممكن است..
آموزش نیز نوعی برقراری ارتباط میان آموزگار و دانش آموز است و تا زمانی كه ارتباطی منطقی چه از جهت كلامی و چه از جهت منطقی بین آموزگار و دانش آموز برقرار نشود، فرایند آموزش و آموختن محال و غیرممكن بوده و بی تردید به شكست می انجامد..آن چه در پی می آید
شیوه های جدید آموزشی به منظور برقراری ارتباط بیشتر و بهتر میان آموزگار و دانش آموز است؛ این شیوه ها اكنون یكی از رایج ترین شیوه های آموزشی در كشورهای اروپایی و آمریكا است.
روانشناسان معتقدند آن چه كودك را به فراگیری بیشتر و بهتر تشویق می كند، اشتیاق او برای حضور در كلاس درس و اطمینان از آزادی عمل در حین فراگیری است، به این معنی كه دانش آموز حضور فعال در كلاس را نوعی آزادی تلقی كرده و این آزادی او را برای حضور در كلاس مشتاق می كند.
پژوهشگران مركز مطالعات آموزشی یونیسف
(Unicef) با مطالعه برروی شیوه های مختلف آموزشی دریافتند بهترین شیوه های آموزشی كه می تواند به نحو مؤثری ارتباط بین آموزگار، دانش آموز و مباحث درسی را تداوم بخشد عبارت است از:
آموزش گروهی، آموزش مستقیم، آموزش مستقل یا غیروابسته و آموزش تركیبی یا مختلط.
انتخاب هریك از این شیوه ها بسته به استقبال دانش آموزان و توانایی اجرای صحیح برنامه آموزشی توسط آموزگاران داشته و بهترین ملاك برای تشخیص شكست یا پیروزی طرح، راندمان كاری و فراگیری دانش آموزان است.
الف: آموزش گروهی
با گروه بندی فراگیران به گروه های كوچك، برقراری ارتباط بین افراد یك گروه و ارتباط آنها با آموزگار بهتر و دقیق بوده و امكان فراگیری دقیق آموزه ها میسر می شود.
تشریك مساعی و كنترل دقیق عملكرد هر دانش آموز توسط اعضای هر گروه، تسریع فعالیت ها را به دنبال داشته و از سردرگمی و كلافگی دانش آموزان و آموزگار به طرز چشمگیری می كاهد.
در آموزش به شیوه گروهی نتایج مطلوبی به این شرح حاصل می شد:
. فراگیران با توانایی های متفاوت آموزشی در یك گروه قرار می گیرند
به این ترتیب که مشاركت، فعالیت و دستیابی به هدف با تبادل اطلاعات و سرپرستی یك نفر در هر گروه انجام می گیرد.
به جهت تفاوت در استعدادها و توانایی های دانش آموزان در هر گروه، هر شخص
می تواند از استعداد و توانایی خود در جهت پیشبرد اهداف گروه استفاده كند.
به طور مثال فردی كه از جهت نوشتن یا خواندن سرامد افراد گروه است می تواند در این زمینه، گروه را به موفقیت رسانده و فعالیت گروه را هدفمند سازد.
فراگیران با توانایی های مشابه می توانند در یك گروه جای بگیرند؛ به این ترتیب هر گروه با تمركز بر فعالیتی كه آموزگار به عهده آنها گذاشته، توانایی های خود را نشان داده و می توانند با تبادل نظر با سایر گروه ها به نتیجه مطلوب دست یابند..
به طور مثال هر گروه می تواند با مطالعه یك داستان در زنگ انشاء به مفاهیم جدیدی دست یافته و نكات تازه را در اختیار كلاس قرار دهد.
به تازگی در كشورهای اروپایی از شیوه اختلاط دانش آموزان پایه های مختلف آموزشی بهره می برند؛ در این شیوه دانش آموزان مقاطع بالاتر كه در یك گروه قرار می گیرند، نكات تازه ای را به دانش آموزان مقاطع پایین تر كه در گروه دیگری جای می گیرند، می آموزند.
دانش آموزان با علایق مشابه می توانند در یك گروه قرار گرفته و با یكدیگر فعالیت کنند.
. این شیوه گروه بندی به ویژه در دروس عملی بسیار مفید است
به طور مثال در درس جغرافی علاقه مندان به پژوهش در زمینه آفریقای جنوبی می توانند در یك گروه جای گرفته و فعالیت عملی درس جغرافی را انجام بدهند.
با گروه بندی دانش آموزان رهبری و هدایت دانش آموزان برای آموزش آسان تر و دقیق تر صورت می گیرد.
با این شیوه هر دانش آموز فرصت ابراز وجود، ارائه نظرداشته و دانش آموز به صورت مؤثر و كارا مفاهیم درسی را می آموزد.
از سوی دیگر دانش آموز می تواند در حین فعالیت گروهی به تجربه های جدیدی نیز دست یابد.
روانشناسان معتقدند فعالیت گروهی قدرت تجزیه و تحلیل دانش آموز را نیز تقویت می كند.
آموزش مستقیم ب:
آموزش مستقیم نیز یكی دیگر از شیوه های آموزشی مفید و كارا است.
در این شیوه آموزگار به عملكرد دانش آموزان در گروه های بزرگ تر نظارت دارد.
برای اجرای بهتر این شیوه آموزشی به این نكات توجه كنید:
آموزگار با ارائه مطلبی جدید در كلاس به صورت كلی، ذهن دانش آموز را به سوی موضوع جدید سوق داده و بحث را به صورت گروهی در كلاس مطرح و دنبال می كند. به دنبال طرح مسأله دانش آموزان نظرات خود را بیان می كنند و بحث آغاز می شود؛ می توان برای نتیجه گیری بهتر دانش آموزان را گروه بندی كرد تا پس از شروع بحث با تمركز بیشتر موضوع دنبال شود.
آموزگار با طرح پرسش با گره افكنی و به چالش كشاندن ذهن دانش آموزان، آنها را برای ورود به بحث آماده می كند.
به طور مثال برای درگیر كردن ذهن دانش آموزان با مبحث جدید درس علوم پرسشی را مطرح كرده و مسأله را با دانش آموزان به بحث می كشاند.
طرح معما نیز روش مناسبی برای شروع بحث است.
بحث و تبادل نظر درباره موضوع ها، شیوه ای برای ارزیابی آموزه های قبلی و غنای اطلاعاتی دانش آموزان است.
به عبارتی دانش آموزان با بحث و گفت وگو به آموزه های پیشین خود مراجعه كرده و آنها را بار دیگر مرور می كنند.
- آموزش مستقیم شیوه ای برای حضور فعال دانش آموزان و جلوگیری از خود محوری آموزگار است..
پژوهشگران معتقدند شیوه آموزشی خنثی یا خود محوری آموزگار در كلاس، ناكارآمدترین شیوه آموزشی است؛ چرا كه ذهن دانش آموز به هیچ وجه فعال نشده و فرصتی برای شكوفایی ذهن و تصحیح اشتباهات احتمالی جای گرفته در ذهن ندارد. دانش آموز زمانی به خوبی مطالب درسی را فرا می گیرد كه در فعالیت گروهی و یا بحث و گفت وگو شركت كرده و ذهن خود را فعال كند
.
ج: آموزش مستقل یا غیروابسته
راگیری مستقل و غیروابسته یكی از نشانه های بلوغ فكری دانش آموزان و نشان دهنده انگیزه آنها برای آموزش به شیوه ای نو، با تمركز بر شیوه های آموزشی جدید و استفاده از منابع اطلاعاتی جدید در آموزش و فراگیری مفاهیم درسی است.
آموزش مستقل به معنای فراگیری مطالب جدید از كتاب های غیردرسی، نوشتن مطالب جدید و یادداشت برداری از آموزه ها و عكس برداری و یا نقاشی كردن از مفاهیم آموخته شده است.
دانش آموز ممكن است با تمركز بر یكی از دروسی كه به آنها علاقه بیشتری دارد،
شیوه هایی چون:
تمرین های فوق برنامه، پژوهش، جمع آوری اطلاعات، تهیه گزارش و...
را خود به خود انتخاب كرده و با راهنمایی آموزگار، اطلاعات خود را در باره موضوع مورد علاقه اش تكمیل كند.
در بسیاری از مدارس ابتدایی اروپا، آموزگار با انتخاب زمان مناسبی موسوم به
زمان انتخاب»»
در برنامه هفتگی دانش آموز، فرصت مطالعه آزاد را برای او فراهم می كند تا دانش
آموز در این فرصت مشخص، علایق خود را با طراحی ماكت(مدل) ، نقاشی، فعالیت های پژوهشی، بازدیدهای علمی و...
دنبال كرده و تكمیل كند و در پایان هر ماه دانش آموز شرح كاملی از فعالیت ها، پیشرفت ها، مشكلات و...
خود را به صورت كتبی به آموزگار ارائه می كند تا آموزگار به نقاط ضعف و قوت دانش آموز دست یافته و دانش آموز را برای دستیابی به هدف یاری كند.
برای دستیابی به نتایج بهتر در شیوه آموزش مستقل به این نكات توجه كنید:
ـ محیطی را برای آموزش فراهم كنید كه به برانگیخته شدن حس كنجكاوی دانش آموزان كمك كند.
ـ با جمع آوری منابع اطلاعاتی و یا تجهیزات كمك آموزشی در دسترس ترین مكان ممكن چون كلاس درس، كتابخانه مدرسه، آزمایشگاه و..دانش آموزان را به پژوهش تشویق كنید.
ـ در دسترس بودن منابع اطلاعاتی چون انواع دایره المعارف ها، بازی ها و سرگرمی های علمی، كتب كمك آموزشی و...
راهی برای تحریك ذهن كنجكاو كودك به سوی تحقیق و پژوهش است. ـ
. راهی برای برقراری ارتباط بین آموزه های قبلی و جدید دانش آموزان فراهم كنید
فعالیت ها و پژوهش های فوق برنامه را همسو با مباحث درسی انتخاب كنید. ـ كلیه مهارت هایی كه فراگیران را برای آموزش مستقل و انفرادی آماده و آزموده می كند. زمینه ساز حضور آنها در جمع و فعالیت های گروهی است.
د ـ آموزش تركیبی یا مختلط :
نوع آموزش استشیوه آموزشی تركیبی، شیوه ای شامل مجموع شیوه های آموزشی پیشین با تمركز با نیاز فراگیران به .
به این معنی كه گاه نیاز است تا برای آموزش بهتر دو یا سه شیوه آموزشی اتخاذ شود تا آموزش به بهترین شیوه صورت گیرد.
برای آن كه از این شیوه به نحو احسن استفاده كنید، ابتدا به این پرسش ها در ذهن خود پاسخ دهید؛
ـ كدام یك از شیوه های آموزشی برای شروع، ادامه و خاتمه كلاس درس كارآمد است؟
ـ سطح فراگیری دانش آموزان در چه سطحی بوده و برای آموزش به كدام شیوه نیاز دارند؟
ـاستفاده از چه نوع وسایل و تجهیزات كمك آموزشی برای آموزش مفاهیم درسی مورد نیاز بوده و پاسخگوی نیاز دانش آموزان است؟
ـ فراگیران با چه شیوه ای درگیر نكات درسی شده و به فراگیری مباحث درسی علاقه مند می شوند؟
ـ چه شیوه ای می تواند شیرینی و لذت ابتدای بحث را تداوم بخشیده و ذهن فراگیران را به كنكاش وادارد؟
پس از پاسخ به این پرسش ها، طرح آموزشی یا طرح های آموزشی را در ذهن خود انتخاب كرده و به مرحله اجرا گذارید.
گاه لازم است ابتدای بحث را به یك شیوه آغاز كرده و برای تداوم بحث از شیوه های دیگر استفاده كنید.
و كلام پایانی؛ پژوهشگران معتقدند انتخاب شیوه صحیح و مطابق با نیازهای ذهنی- آموزشی دانش آموزان مهم ترین نكته در آموزش صحیح و علاقه مند كردن دانش آموزان به فراگیری و تداوم فراگیری آموزه ها است.
ترجمه: مهتاب صفرزاده خسروشاهی
http: // www. Unicef.org
دهم اسفند 1386
روش هاي برقراري ارتباط ميان خانه و مدرسه
|
روش هاي برقراري ارتباط ميان خانه و مدرسه |
|
|
آيا شما به عنوان والدين مي دانيد در قبال ارتباط با مدرسه فرزندتان چه وظايفي بر عهده داريد؟والدين وظيفه دارند به طور مرتب با مدرسه ارتباط داشته باشند و باکسب اطلاعات کافي از وضع درسي واخلاقي فرزندشان، تصميم معقولي براي مشارکت درتربيت آنها اتخاذکنند. دربرقراري ارتباط بايد به چند نکته اساسي توجه کنند.
1 -والدين زماني قادر خواهند بود نقش تربيتي خود را به نحو مطلوب ايفا کنند و با مدرسه ارتباطي صحيح برقرار نمايند که از وضع درسي و رفتاري فرزندشان اطلاع کافي داشته باشند.
2- والدين در موقع حضور در مدرسه، هميشه بايد حفظ آرامش را به عنوان يک اصل به خاطر داشته باشند. گاهي ممکن است پدر و مادر با مشاهد ه ضعف درسي در دانش آموز و يا گريه هاي او که مخصوصا در دوره ابتدايي بيش تر اتفاق مي افتد، احساساتي شوند و به صورت خشن و برافروخته با اولياي مدرسه برخورد کنند. قطعا چنين حالتي مخل برقراري ارتباط موثر با مسوولان مدرسه خواهد بود.
3- والدين بايد در مدرسه به عنوان ولي حضور پيدا کنند، نه به عنوان فردي که در يک جاي خاص، مسووليت دارد. اگر پدر يا مادر دانش آموز در وزارتخانه يا سازماني، مسووليت اجرايي سطح بالايي دارد و در آنجا به عنوان رئيس ايفاي نقش مي کند و به تناسب مسووليت، گاهي امر و نهي مي نمايد، نبايد با همان شاکله و با همان انتظارات و تصورات وارد مدرسه شوند.
4- ارتباط اوليا با مسوولان مدرسه بايد مستمر باشد. معناي استمرار اين نيست که هر روز سري به مدرسه بزنند، بلکه لازم است به طور مرتب در منزل به وضع درسي و رفتاري فرزند خود رسيدگي کنند و بر طبق اطلاعات به دست آمده، با مدرسه ارتباط برقرار نمايند.
همکاري خانه و مدرسه در امور آموزش دانش آموزان
همکاري والدين با مسوولان مدرسه، در دوره ابتدايي از اهميت و جايگاه خاصي برخوردار است. مي توان گفت بعد اصلي همکاري اين دو را همکاري در مسائل آموزشي و پرورشي تشکيل مي دهد. نخستين نکته اينکه والدين بايد نسبت به پايه تحصيلي و عناوين دروس فرزند خودشان اطلاع کافي داشته باشند و با مطالعه مقدمه و مطالب آغازين کتاب هاي درسي، آگاهي نسبي به دست آورند. گاهي در بحث هاي مقدماتي کتاب هاي درسي نکاتي درج مي گردد که مطالعه آنها براي والدين ضروري است. شناخت نقاط ضعف درسي دانش آموز و همفکري براي رفع آن، ضرورت ديگر ارتباط خانه و مدرسه است. پس از گذشت چند هفته از سال تحصيلي مي توان در وضع درسي دانش آموز تامل کرد و نقاط قوت و ضعف او را شناخت. مطلب ديگر، توجه والدين و معلمان به ويژگي هاي رواني کودکان و ارتباط آن با پيشرفت تحصيلي آنان است. به عنوان مثال کودکان نياز به جلب توجه و ابراز خود دارند. آنها علاقه مند هستند که حاصل کار خودشان را عرضه کنند و بدين وسيله اين نياز در آنان تامين و ارضا شود. اين نياز در دوران مدرسه، از طريق ارائه حاصل کارهاي خود در امور درسي جلوه گر مي شود. مثلا ممکن است کودکي نقاشي بکشد و آن را نزد پدر و يا مادر خود بياورد و ارائه دهد. در مقابل اين عمل، والدين بايد به آن توجه کنند و کودک را مورد تشويق قرار دهند. احتياج به هدف، نياز ديگر کودک است. اگر کودک بداند که درس را براي چه هدفي مي خواند و آثار و نتايج هريک از مواد درسي به او تفهيم شود، علاقه اش به درس خواندن افزايش پيدا مي کند.
همکاري خانه و مدرسه در امور رفتاري دانش آموزان
ترس از مدرسه يکي از رفتارهاي کودک در دوره دبستان، مخصوصا در پايه اول ابتدايي است. علل مختلفي ممکن است اين رفتار را به وجود آورند. گاهي ممکن است دورشدن از خانواده، به ويژه مادر باعث ترس شود، چون در دوره ابتدايي، رابطه عاطفي کودک با خانواده بسيار قوي است و او مايل نيست از پدر و مادر جدا شود. ترس از مدرسه و غيبت از مدرسه، هم معنا نيستند. ترس از مدرسه با نوعي دل زدگي و تنفر از مدرسه همراه است، ولي غيبت از مدرسه همراه با چنين حالت عاطفي نيست، بلکه به علل مختلف ممکن است کودک در طول سال تحصيلي چند دفعه در کلاس درس خود حضور پيدا نکند و اين امر باعث عقب ماندگي تحصيلي او شود. گاهي ممکن است بيماري کودک موجب غيبت شود. هرچند بيمار شدن دليل موجهي براي غيبت است، ولي بعضي از مادران به دليل يک سرما خوردگي يا سرفه و يا خس خس کردن خفيف، مانع از رفتن فرزندشان به مدرسه مي شوند، در حاليکه او را همراه با خود به بيرون مي برند! در چنين خانواده هايي گاهي با يک سردرد جزئي، از رفتن کودک به مدرسه ممانعت مي شود و گاهي نيز تشويق مي گردد که وي علائم يک بيماري را بزرگ تر از آنچه هست، نشان دهد. علت ديگر غيبت از مدرسه، ممکن است کار کردن باشد. بعضي خانواده ها از اين بابت شکايت دارند که چرا فرزندشان در منزل، به پرسش ها به خوبي پاسخ مي دهد، ولي در مدرسه نمره کمي از معلم مي گيرد. به عبارت ديگر کودک توانايي هايي دارد و درس را نيز به خوبي خوانده است، ولي در اثر عواملي قادر به ابراز توانايي هاي خود نيست. گاهي شلوغي کلاس و زياد بودن عده دانش آموزان مانع از اين مي شود که معلم بتواند با آنها ارتباط کلامي و عاطفي برقرار کند و با شنيدن پاسخ هاي يک دانش آموز و ارائه توصيه هاي لازم، از توانايي هاي او آگاهي پيدا کند و در نتيجه درباره وي به نحو مطلوب داوري نمايد. گاهي هم شلوغي مانع نيست، بلکه معلم روابط انساني مناسبي با کودک برقرار نمي کند و در نتيجه فضاي مناسب براي ابراز وجود و ارائه پاسخ هاي لازم براي دانش آموز به وجود نمي آيد. به عبارت ديگر در اثر فقدان روابط عاطفي سالم، توانايي کودک پنهان مي ماند و ممکن است او را به عنوان شاگرد تنبل معرفي کند. ممکن است تحقير دانش آموز توسط همکلاسي ها موجب اختلال عاطفي در او شود و نتواند در يادگيري مطالب موفقيت به دست آورد و يا آموخته هاي خود را به خوبي عرضه کند. گاهي دانش آموزاني که با لهجه متفاوت از دانش آموزان ديگر صحبت مي کنند و يا لباس ويژه اي مي پوشند، در ميان دانش آموزان ديگر احساس غربت مي کنند و از جهت عاطفي امنيت خود را از دست مي دهند. هرجا که نيازهاي عاطفي کودک تامين گردد، براي مطالعه و يادگيري ترغيب مي شود و هرجا اختلالات عاطفي پيدا شود، علاقه به درس و يادگيري در او تضعيف مي گردد.
http://www.ommatandreyhane.mihanblog.com
دهم اسفند 1386
راهكارهاي تقويت خلاقيت در سازمان
راهكارهاي تقويت خلاقيت در سازمان
دكتر ايرج سلطاني
مقدمه
خلاقيت و توليد افكار و انديشه هاي جديد توسط مديران و كاركنان سازماني داراي اهميت ويژه اي است و اين مهم در سازمان از جايگاه والايي برخوردار است. امروزه سازمانهايي موفق هستند و مي توانند در دنياي پررقابت ادامه حيات بدهند كه دائماً افكار و انديشه هاي جديد را در سازمان كاربردي كنند و اين امر توسط مديران و كاركنان خلاق امكان پذير است نه تنها در سازمانها بلكه در نظامهاي آموزشي نيز تاكيد عمده بر پرورش خلاقيت دانش آموزان و دانشجويان است. معيار اساسي موفقيت يك نظام آموزشي در اين است كه چقدر افراد بافكر و خلاق تربيت مي كند و به تعبيري معلم خوب را كسي مي دانند كه تفكر و چگونگي استفاده از اطلاعات را به دانش آموزان ياد دهد و آنها را خلاق بار آورد. بنابراين، خلاقيت براي بقاي هر جامعه و هر سازماني لازم است و براي ايجاد و تداوم آن در افراد سازمان بايستي عادت به تفكر را در مديران و كاركنان ايجاد كرد چرا كه خلاقيت با تفكر به وجود مي آيد و ارزش تفكر به قدري زياد است كه در تعاليم اسلامي ارزش يك ساعت تفكر گاهي با 60 سال عبادت بدني بدون تفكر ارتقا يافته است.
وقتي تفكر براي انسان سازماني عادت شود به دنبال آن خلاقيت و توليد افكار و انديشه هاي جديد در تك تك كاركنان به صورت يك امر روزمره و هميشگي درآمده و نهادي مي گردد و سازمان تبديل به يك سازمان خلاق مي شود كه حاصل آن ايجاد سينرژي در خلاقيت است. بنابراين، باتوجه به نقش مهم خلاقيت در تحقق اهداف سازمان، در اين مقاله سعي بر آن است كه مفهوم و ماهيت خلاقيت، ويژگيهاي اساسي مديران خلاق تبيين و به مديران و كاركنان كمك شود. تا با بكارگيري راهكارهاي ارائه شده، خلاقيت خود را كاربردي كنند.
مفهوم و ماهيت خلاقيت
از خلاقيت تعاريف متعددي به عمل آمده است. در فرهنگهاي لغت فارسي خلاقيت به معناي آفريدن، به وجود آوردن و آفرينش به كار رفته است. در اين مقاله به بعضي از تعاريف خلاقيت اشاره مي شود:
خلاقيت به معناي توانايي تركيب ايده ها در يك روش منحصر به فرد يا ايجاد پيوستگي بين ايده هاست. (1)
( 2 ) تخيل خلاق خميرمايه خلاقيت است و منظور از تخيل خلاق نيرويي است كه شخصي براي پيداكردن راههاي بهتر انجام دادن يك كار دلخواه به كار مي گيرد.
(3) خلاقيت با بكارگيري منظم و نظامدار تخيل در زمينه آنچه كه انجام مي دهيد ظاهر مي شود. درست است كه گاه جرقه هاي الهام به ذهن انسان مي رسد، اما اين اتفاق ممكن است بعد از هفته ها، ماهها و حتي سالها طراحي، تفكر و تخيل مداوم و زياد به وقوع بپيوندد. براي رسيدن به اين هدف نيز بايد تصورات ذهني و تخيلات خود را به شيوه اي مناســب و هرروز به كار بگيريـد تا به انديشـه اي برسيد كه در آن ذهن به طور عميق با يك مسئله درگير شود، به تجسم، واضح كردن آن بپردازد و به منظور فرموله كردن فكر يا دريافت مفهوم جديدي به جرح و تعديل آن بپردازد.
واقعيات در فرآيند خلاقيت به كار گرفته مي شوند و باتوجه به اينكه تفكر خلاق به اين موضوع آگاهي دارد كه واقعيتها آن چنان كه بايد شناخته نشده اند و اطلاعات موجود تنها بخشي از دانش مربوط به وضعيت موجود است به شناسايي و كشف آنها مي پردازد و با حذف و تركيب واقعيتهـاي موجود، به روشــن شدن فكر جديد كمك مي كند (رضائيان، ص 34)
به طور كلي براي ايجاد خلاقيت مراحل زير بايستي عملي شود:
آمادگي : در اين مرحله بايد مشكل و يا طرحي را مشخص سازيد كه مايل به حل آن هستيد؛
خلق انديشه: در اين مرحله انديشه هاي خلاق و حياتي به ذهن شما مي رسد و اين احتمال كه در نهـايت مشكل شما حل شود افزايش مي يابد. در اين مرحله مي توانيد راه حلهاي گوناگون را درنظر بگيريد؛
مرحله باز پيدايي : در اين مرحله راه حلهاي غيرعملي حذف، انديشه هاي مشابه كنار گذاشته و به انديشه هايي كه براي روشن تر ساختن آن به اطلاعات يا به تفكر بيشتري نياز است توجه بيشتري مي شود؛
مرحله قضاوت: در اين مرحله انديشه ها مورد ارزيابي قرار گرفته و عملي مي شوند.
ويژگيهاي مديران خلاق
1 - تمركز بر يك موضوع و يك كار: باتوجه به اينكه اثربخشي خلاقيت بسته به سادگي و تمركز دارد افراد خلاق عمدتاً بر يك كار متمركز مي شوند. افراد خلاق خلاقيتهاي اثربخشي خود را از جاهاي كوچك شـــروع مي كنند. خلاقيت به دانش و مهارت و تمركز نياز دارد. اين واضح است كه افرادي استعداد بيشتري براي خلاقيت دارند. اما اين استعدادها در يك زمينه محدود و مشخص است. درحقيقت نوآوران به ندرت در بيش از يك زمينه فعاليت دارند و اين در تمام موفقيتهاي نوآورانه آن صدق مي كند.
خلاقيت نيز مانند كوششهاي ديگر نياز به استعداد، دانش و مهارت دارد. اما وقتي اين موارد تامين شد، نياز به كار سخت، متمركز و هدفمند دارد. وقتي تلاش، پشتكار و تعهد نباشد، استعداد، دانش و مهارت بي فايده است.
افراد خلاق از طريق تمركز به يك موضوع از سطحي نگري به ژرف نگري رسيده و مسائل و موضوعها را به طور عميق و همه جانبه مورد بررســـي قرار مي دهند و به خلاقيت دست مي يابند.
به طور كلي مشخصات مديران خلاق در بعد تمركز به طور فهرست وار عباتند از:
1ـ تمركز فكري را به راحتي به وجود مي آورند؛
روي كار خاص و موردنظر تمركز كرده و به راحتي آن را رها نمي كند؛روي موضوعهاي علمي موردنظر تمركز پيدا مي كند؛ داراي ژرف نگري در مسائل و پديده ها و موضوعها هستند؛ رشد حرفه اي را به عنوان معيار موفقيت باور مي كنند؛توانايي تمام كردن، كامل كردن و يكي كردن افكار گوناگون در آنان بالاست.
2 - داراي روحيه علمي و پژوهشي هستند: مديران خلاق با مسائل و امور مربوط به سازمان و حتي زندگي شخصي برخورد اصولي و علمي داشته و تحقيق و پژوهش را براي حل مشكلات كارساز مي دانند و اين به خاطر اين است كه استفاده از راه حلهاي جديد موجب صرفه جويي شده و زودتر مي توان به نتيجه رسيد.
به كارگيري روشهاي تحقيق علمي و روش حل مسئله براي مديران خلاق و نوآور امري طبيعي و روزمره است. بنابراين، آنها در انجام كارهاي ريز و درشت و سخت و آسان مراحل زير را به كار مي گيرند
الف - شناسايي مشكل : در اين مرحله مشكل از ابعاد مختلف مورد شناسايي قرار گرفته و تبيين مي گردد؛
ب - بررسي عـلل مشكل: در اين مرحله منشـا به وجود آمدن مشكل بررسي مي شود تا بهتر بتوانند راه حلها را شناسايي كنند؛
ج - تعيين و بررسي راه حلهاي ممكن: در اين مرحله باتوجه به نوع و مــــاهيت مشكلات راه حلهاي زيادي مورد بررسي و شناسايي قرار مي گيرد؛
د - تعيين معيارها براي سنجش راه حلها: در اين مرحله معيارهاي مختلف اقتصادي، سياسي، فــــــرهنگي، اجتماعي، اخلاقي و... تعيين مي گردد؛
ها- تعيين نتايج حاصل از مقايسه راه حل با معيارها؛
و - انتخاب راه حل مناسب؛
ز - اجرا و ارزيابي در اين مرحله راه حل به كار گرفته شده به صورت تكويني ارزيابي شده و اصلاحات لازم صورت گرفته و بدين طريق از مدل حل مسئله براي ايجاد خلاقيت و نوآوري استفاده مي گردد.
به طور كلي ويژگيهاي مديران خلاق در بعد داشتن روحيه علمي و پژوهشي به طور فهرست وار عبارتند از:
داراي روحيه كنجكاوي قوي هستند؛ـ ـ
از مطالعه مطالب و موضوعهاي جديد لذت مي برنند؛ ـ
به جاي حل مشكل عمدتاً مسئله ياب هستند و قبل از بروز مشكل به سراغ مشكلات و حل آنها مي روند؛ ـ
داراي تفكر علمي و فعاليتهاي نظام مند هستند؛ ـ
گرايش غالب به حل مشكلات اجتماعي از طريق تحقيق و پژوهش دارند؛ ـ
برخورد اصولي و منطقي با پديده ها و مسايل و افراد دارند؛ ـ
در پي توليد افكار و انديشه هاي جديدند؛ ـ
به دنبال بومي كردن تحقيق و پژوهش در امور عادي كار و زندگي هستند؛ ـ
در تعريف و انتخاب اهداف پژوهش و مسائل پژوهشي دقت دارند. ـ
3 - حد بالايي از قابليت خطركردن دارند: خلاقيت خصيصه آدمهايي است كه جرئت خطركردن دارند. براي مثال در علوم پژوهشهاي خلاق كم و بيش هميشه مستلزم قماركردنهاي حساب شده است ولي كارهاي عادي را مي توان بدون چندان خطركردن انجام داد. فرد حرفه اي در هيچ عرصه اي علم يا بازار بورس به دنبال «بحث موفقيت پنجاه پنجاه» نيست. به عكس، جوياي موقعيتي است كه در آن بتواند كاري كند تا دانش برتر به بار نشيند. گاه اين دانش برتر حاصل پشتكار در كسب «قطعه هايي» بيش از اكثر افراد ديگر است. گاه تصادفي حاصل مي شود. اما هرگونه كه حاصل شود، بعيد است كه عنصر خطر را به كلي حذف كند.
عملكرد خلاق مستلزم دست زدن به خطرهاي حساب شده هم هست، كه در آنها هم دقت محاسبات بر دانش برتر استوار شده است.
قبول خطر هميشه با شناخت يا خطرات و تجزيه و تحليل آنها به مبناي ميزان اثرگذاري بر سازمان شروع مي شود و (مديران خلاق) برمبناي اطلاعات جمع آوري شده و آگاهي، به ارزيابي ريسك از طريق انجام فرآيند اصلي زير مي پردازند:
- داشتن روحيه نُرم شكني و سنت شكني معتدل و منطقي؛1
2- سرزندگي و داشتن اعتماد به نفس قوي در زندگي فردي و سازماني؛
3- لذت بردن از روبروشدن با نظرات مخالف؛
4- گرايش قوي اجتماعي و سازماني؛
5- اشاعه فرهنگ جسارت علمي و برملاكردن حقايق؛
6- آينده نگري قوي و قدرت تجزيه و تحليل بالا؛
7- در بحث با ديگران حاضرجواب و آماده هستند.
راهكارهاي تقويت خلاقيت
1 - به كارگيري استراتژي تمركز و سادگي: خلاقيت بايد فقط يك كار انجام دهد در غيراين صورت مردم را دچار سردرگمي مي كند. خلاقيتهاي اثربخشي از جاهاي كوچك شروع مي شود. آنها از اول خيلي بزرگ نبوده اند و تنها براي انجام يك كار خاص بوده اند. خلاقيت پيش از آنكه حاصل نبوغ باشد، حاصل كار است. خلاقيت به دانش، مهارت و تمركز نياز دارد. اين واضح است كه افرادي استعداد بيشتري براي خلاقيت دارند، اما اين استعدادها در يك زمينه محدود و مشخص است. در حقيقت نوآوران به ندرت در بيش از يك زمينه فعاليت دارند (دراكر، ص 28). بنابراين، بايستي در ايجاد و پرورش خلاقيت استراتژي تمركز به يك موضوع، يك فكر، يك كار در سازمان و يا جامعه انتخاب شود تا افراد بتوانند از مجموعه توانمنديهاي ذهني و عقلي خود در راستاي به وجودآوردن روشهاي جديد و ابداع پيرامون يك موضوع خاص استفاده بهينه اي كنند، زيرا مشغول ودرگيرشدن با چند زمينه كاري موجب سطحي نگري شده واز عميق فكركردن جلوگيري مي كند و در نتيجه خلاقيت حاصل نمي شود. اهميت اين نكته به قدري است كه حتي در ضرب المثلهاي عاميانه نيز بدان اشاره شده است. براي نمونه در ضرب المثلها داريم «آدم هزار كاره كم مايه است» و يا «پياز آدم هرجايي كونه نمي بندد» اينها همه حاكي از اين است كه استراتژي تمركز بر روي يك موضوع خلاقيت را پرورش مي دهد.
2 - آموزش خلاقيت: خلاقيت و نوآوري امري است كه وجــود آن دائماً در سازمان احساس مي شود. بنابراين، بايد نهادينه شود و جزء كار و فرهنگ سازمان گردد. هرگاه مديران سطوح عالي و سياستگذاران سازمان، خود به خلاقيت و نوآوري به عنوان فعاليتهاي ضروري و حياتي باور نداشته باشند هيچ فعاليتي در اين زمينه دوام نخواهد يافت. ايجاد هسته هاي پژوهشي و نوآوري در سازمان مي تواند كار خلاقيت و نوآوري را تسهيل و تسريع كند. ايجاد باورهاي مشترك براي نوآوري و اينكه به عنوان يك هنجار مشترك در سازمان به خلاقيت نگريسته شود نياز به آموزش دارد. تافلر مهمترين فعاليت و راه رويارويي با تحولات عظيم و زندگي آينده را براي پذيرش تغيير، آموزش مي داند. آموزش موثر و پرمايه به افراد كمك مي كند تا آنها بتوانند به رشد و توانايي كافي در شغل خود دست يابند و با كارآيي بيشتري كار كنند. مديران بايد بدانند كه يكي از هدفهاي مهم در آموزش در محيط پرتلاطم و متغير كنوني، آموختن شيوه هاي خلاقيت و نوآوري است (حسن زارعي، ص 64).
3 - به كارگيري فنون پرورش خلاقيت: به طور كلي فنون تقويت خلاقيت عبارتند از:
1ـ طوفان مغزي: در اين تكنيك مسئله اي به يك گروه كوچك ارائه شده و از آنان خواسته مي شود في البداهه و به سرعت نسبت به آن واكنشي نشان داده و براي آن پاسخي بيابند.
اصول طوفان مغزي عبارتند از:
الف - هيچ انتقادي نبايد از هيچ نظريه اي صورت پذيرد؛
ب - راحت بودن و با دنده خلاص رفتن مورد تشويق قرار مي گيرد؛
ج - بر دستيابي به حداكثر تعداد نظرات تاكيد مي شود؛
د - همه چيز يادداشت مي شود، حتي موارد تكراري؛
ها: همه نظرات تكوين مي يابند و هيچ چيز رد نمي شود؛
و - به تعداد نفرات بايد هدفهاي مشخص و دشوار تنظيم گردد؛
ز - زمان لازم براي طوفان مغزي موفقيت آميز بايد بسيار كوتاه باشد.
2ـ روش حل مسئله: به كارگيري روش حل مسئله يكي از مكانيسم هاي موثر در پرورش توانمنديهاي خلاقيت كاركنان است. وقتي در افراد سازمان اين عادت ايجاد شود كه در برخورد با مسايل به تفكر بپردازند و از تراوشات فكري خود در يافتن راه حلهاي جديد بهره گيرند خلاقيت روان تر مي شود. بايستي از طريق حاكم كردن فراگرد تفكر منطقي زمينه هاي خلاقيت و نوآوري را فراهم ساخت، براي اينكه از فراگرد تفكر منطقي به شكل عملي بتوان در پرورش خلاقيت بهـــــره گرفت مي توان از چهارچوب جدول شماره يك كه در آن سطوح حل مسئله مشخص شده بهره گرفت.
|
مناسب برای |
وضعیت خلاقیت |
حل مسئله |
روش حل مسئله |
مسئله |
سطوح حل مسئله |
|
کار کنان تازه کار |
ایجاد می شود |
حل خواسته می شود |
روش مشخصی است |
مسئله مشخصی است |
سطح 1 |
|
سطوح کارشناسی |
شکل می گیرد |
حل خواسته می شود |
روش مشخصی نیست |
مسئله مشخصی است |
سطح 2 |
|
مدیریت عالی سازمان |
پرورش می یابد |
حل خواسته می شود |
روش مشخصی نیست |
مسئله مشخصی نیست |
سطح 3 |
جدول 1ـ سطوح حل مسئله
3- استفاده از فعاليتهـاي استعـاري: خلاقيت به وسيله فعاليت استعاري الگوي بديعه پردازي، تبديل به جرياني آگاهانه مي شود. استعاره ارتباطي از شباهت (مقايسه يك چيز يا نظر با چيز يا نظر ديگر و به وسيله استفاده از يكي به جاي ديگري) را به وجود مي آورد. جريان خلاقيت در خلال اين جايگزيني ها رخ مي دهد، يعني مطالب آشنا را به مطالب ناآشنا ارتباط داده يا نظر جديدي را از نظرات آشنا به وجود مي آورد.
عمده ترين فعاليتهاي استعاري عبارتند از:
1 استفاده از قياس شخصي: تاكيد قياس شخصي PERSONAL ANALOGY- به مشغوليت همدلي IDENTIFICATION است. گوردون مثالي از موقعيت مسئله اي مي زند كه يك شيميدان خود را با مولكول هاي در حركت همانند مي سازد. او ممكن است از خود بپرسد «اگر يك مولكول باشم چه احساسي خواهم داشت؟ قياس شخصي نياز دارد كه فرد وجود خود را كنار بگذارد. هرچه فـاصله مفهومي بــه وسيله كنارگذاردن خود بيشتر گردد اين احتمال كه قياس تازه است و شاگردان (كاركنان) به خلق و يا نوآوري پرداخته اند بيشتر مي شود.
2 استفاده از قياس مستقيمDIRECT ANALOGY- قياس مستقيم مقايسه ساده دو موجود با مفهوم است. گوردون در اين باره از تجربه مهندسي سخن به ميـان مي آورد كه كرمي را در حال نقب زدن درون چوبي مشاهده مي كند.
همچنان كه كرم با جويدن چوب راهش را با نقب زدن براي حركت خود به جلو همــوار مي كند «مارچ ايزومبارد برونل» به اين نظــر مي رسد كه از اتاقك هوا براي تونل كشي زير دريا استفاده كند كه اين امر خلاقيت را شكل مي دهد.
استفاده از تعارض فشرده COMPRESSED CONFLICT- طبق نظر گوردون تعارض فشرده به وسيعترين بينش به درون موضوعي جديد را به وجود مي آورد. آنها بازتاب توانايي شاگرد براي به هم پيوستن در چارچوب ذهني داوري در ارتباط با يك موجود منفرد است. هرچه فاصله بين چارچوبهاي ذهني داوري بيشتر باشد انعطاف پذيري ذهني بيشتر است و در نتيجه خلاقيت پرورش مي يابد.
نتيجه گيري
باتوجه به مطالب گفته شده در مورد خلاقيت، ويژگيهاي مديران خلاق و راهكارهاي تقويت خلاقيت، مديران و كاركنان سازمانها مي توانند باآگاهي از ميزان خلاقيت و تقويت آن از حداكثر توانمنديهاي فكري، ذهني و عقلي خود در جهت پوياكردن سازمان بهره گرفته و از طريق ايجاد، پرورش و كاربردي نمودن خلاقيت، روحيه جسارت علمي، انتقادگري و انتقادپذيري، روحيه علمي و پژوهش را در تك تك كاركنان سازمان تقويت كند. اين امر مي تواند سازمان را تبديل به يك سازمان خلاقي كند كه بازنگري روالهاي گذشته و توليد افكار، انديشه ها و كالا و خدمات جديد از طريق تراوشات فكري كاركنان سرلوحه كار آن باشد و نوگرايي به عنوان يك ارزش نهادي جزء باورهاي مشترك سازمان شود.
هفتم اسفند 1386
راهنمای برنامه درسی تربیت بدنی در دوره ابتدایی
مصوبه هفتصدو بیست و چهارمین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش مورخ 25/4/84
رویکرد برنامه درسی تربیت بدنی دوره ابتدایی
تربیت بدنی به عنوان بخشی از نظام تعلیم وتربیت عمومی ؛ از جمله مهمترین درسی است که درمدارس به طور عملی وازطریق حرکت درکسب وحفظ سلامتی وتندرستی دانش آموزان موثر است.تندرستی بامفهومی گسترده چیزی فراتر از بیمارنبودن وداشتن آمادگی جسمانی مطلوب است.
باچنین رویکردی برنامه درسی تربیت بدنی شرایطی رافراهم می کند تا دانش آموزان باتمرین حرکات ورفتارهایی درابعاد پنج گانه جسمانی ،عاطفی ،عقلانی ،اجتماعی ومعنوی به نتایج مثبتی که دراهداف برنامه پیش بینی شده است، برسند.
تدریس یک برنامه درسی کیفی بارویکرد کسب وحفظ سلامتی وتندرستی، ضمن توجه به آموزش مقدماتی مهارتهای ورزشی رایج به طور غیرمستقیم، به تامین اوقات فراغت غنی تری یاری می رساند وازسوی دیگر بستری مناسب برای جذب افرادنخبه به ورزش درسطح قهرمانی و شکوفایی استعداد آنان فراهم می کند.
جذب وپرورش استعدادهای ورزشی درحوزه مسئولیت تربیت بدنی آموزش وپرورش نیست .
تعریف واژه های کلیدی
• سلامتی و تندرستی: به معنای موازنه کامل بین بدن، ذهن و روح وروان آدمی است که برای تحقق آن باید تعادلی بین جنبه های جسمی، فکری، عاطفی ، اجتماعی و معنوی فرد برقرار باشد.
• آمادگی جسمانی : وقتی فردی بدون احساس خستگی کارها و وظایف روزانه خود را انجام دهد و هنوز انرژی ذخیره ای فراوانی برای انجام امور ضروری و بهره گیری از تفریحات سالم را داشته باشد می گوییم آمادگی جسمانی دارد . میزان آمادگی مورد نیاز یک فرد برای رفع نیازهای روزانه ممکن است با فرد دیگر تفاوت داشته باشد.
سلامتی فرد و وضعیت تغذیه و ساختار ژنتیکی او در حفظ وتوسعه ی آمادگی جسمانی نقش اساسی دارند.
اهداف تربيت بدني در دوره ابتدايي
• اهداف شناختي :
1-آشنايي باوضعيت هاي صحيح بدني ازجمله هنگام ايستادن، نشستن،راه رفتن، خوابيدن ،دويدن وآگاهي از محدوديت ها وقابليت هاي حركتي خود
2- آشنايي با آمادگي جسماني وبرخي از آزمون هاي عملي آن
3- آشنايي با اطلاعات مربوط به بهداشت وتغذيه ورزشي
4- آشنايي با موارد ايمني در کلاس درس تربيت بدني
5- آشنايي با بازي ها و رشته هاي ورزشي رايج آموزشگاهي
6- آشنائی با روش های حفظ ونگهداری وسایل و امکانات ورزشی
• اهداف مهارتي :
1- مهارت دركسب آمادگي جسماني وحركتي
2- كسب مهارت در حركات انتقالي ، حركات غيرانتفالي وحركات دست ورزي ( کنترلی)
3- كسب مهارت درمقدمات ورزش هاي رايج آموزشگاهي
4- كسب مهارت در اجرای فعاليت هاي بدنی به منظور درک مفاهیم فضا، مكان، نيرو، جهت بندي، سطح و..
5- كسب آمادگي دراجراي تركيبي حركات پايه ومهارت ها دربازي هاي ورزشي
• اهداف نگرشي :
1- گرايش به شركت فعال در فعاليت هاي تربيت بدني
2- تلاش در جهت حفظ وارتقاي سطح سلامتي و آمادگي جسماني
3- گرايش به بهبود و توسعه حركات پايه ومهارت ها
4- رعايت اصول ايمني در اجراي فعاليت هاي تربيت بدني و برنامه هاي ورزشي
5- تمايل به رعايت بهداشت ورزشي
6- تلاش براي پيشگيري از آسيب هاي ورزشي
7- تمايل به رعايت اصول عاطفي واجتماعي متناسب با دوره ابتدايي
8- تمايل به حفظ و نگهداري وسايل وامكانات ورزشي
روش هاي ياددهي – يادگيري
روش های یاددهی - یادگیری درس تربیت بدنی نیز مانند سایر دروس تحت تاثیر عوامل مختلفی است . برخی از این عوامل با عوامل دروس دیگر مانند اهداف برنامه درسی، جمعیت دانش آموزی وغیره مشترکند.
برخی نیز مانند برتری آموزش های مهارتی وجسمانی بر آموزش نظری ، تفاوت فضای آموزشی و به کارگیری امکانات آموزشی خاص فعالیت های بدنی، مختص درس تربیت بدنی هستند. به همین دلیل در روشهای یاددهی - یادگیری درس مذکور باید به موارد خاص توجه کرد که عبارتند از:
1- معلم مي تواند از امكانات مختلفي براي تفهيم موضوع آموزش كه در تربيت بدني بيشتر مهارت هاي حركتي است ، استفاده كند. برخي از اين راه ها عبارت اند از:
الف- بيان وتوضيح چگونگي اجراي مهارت و نكات عمده اي كه بايد رعايت شود. در هنگام توضيح ، معلم بايد از كلمات ساده وروشن استفاده كند و اطمينان حاصل كند كه همه دانش آموزان توضيحات او را درك كرده اند.
ب- نمايش حركت توسط معلم كه مي تواند بسيار موثر واقع شود. براي اين كار بايد خود از آمادگي جسماني و مهارت كافي برخوردار باشند. در غيراين صورت معلم مي تواند از يكي از دانش آموزان كه آمادگي لازم را دارد ، براي نمايش مهارت استفاده كند.
ج-استفاده ازفيلم وتصويرنيزمي توانددرنمايش مهارت بسيار موثر واقع شود. در چنين حالتي ضمن نمايش مهارت، معلم توضيحات تكميلي راارائه مي نمايد.بديهي است كه استفاده از روشهاي مختلف نمايش مهارت ازيكنواحتي كارمي كاهدوانگيزه بيشتري به دانش آموزان مي دهد.
2- به واسطه ماهيت حركتي مهارت ها لازم است دانش آموزان به طور مشخصی شخصاً بارها وبارها مهارت ها را تكرار و تمرين كنند و بسيار مهم است كه وقت كافي براي اين كار به آنها داده شود. اين تكرار و تمرين بايد با نظارت و راهنمايي معلم صورت پذيردتااطمينان حاصل شودكه مهارتها صحيح اجرا مي شوند و همه دانش آموزان در حد قابل قبولي آنها را آموخته اند.
3- اشتباهات رايج در اجراي هر مهارت براي كليه دانش آموزان نمايش داده شود واشتباهات فردي هر دانش آموز به طور جداگانه اصلاح شود.
4- نمايش حركات با كمال دقت و صحت انجام گيرد و در اجراي آنها ازعجله خودداري شود.
5- هنگام نمايش مهارت ها ، معلم طوري بايستد كه همه ي دانش آموزان به راحتي او را ببينند.
6- بازي ها حالت طبيعي داشته و از مقررات خشك و تحميلي به دور باشند تا كودكان آنها را به صورت تكليف نبينند و دچار خستگي رواني نشوند.
7- مهارت ها و بازي هاي هر جلسه طوري انتخاب شوند كه ضمن وادار نمودن دانش آموزان به تلاش بيشتر، قابل دستيابي باشند تا همه ي آنان موفقيت را تا حدودي تجربه كنند.
8- هر نوع عامل خطرزا كه ممكن است به گونه اي سلامت دانش آموزان را با مخاطره روبه رو سازد، از محيط آموزش حذف شود.
9- بين آموزش هاي ارائه شده ، ارتباط منطقي حفظ شود.
10- از تكرار فعاليت هاي خسته كننده خودداري شود.
11- نظر به اهميت ارتباطات غيركلامي به خصوص در تربيت بدني، لازم است معلمان تربيت بدني به اهميت اين گونه ارتباط واقف و در آن مهارت داشته باشند.
شیوه های ارزشیابی
ارزشیابی این درس مقوله ای تفکیک ناپذیر از فرایند آموزش است که تحت تاثیر رویکرد آن قرار می گیرد . بدین معنا که ارزشیابی در درجه اول وسیله ای است که به طور مستمر بازخوردهایی را فراهم می آورد تا دانش آموزان از نقاط ضعف و قوت خود مطلع شوند و با دریافت راه حلهای مناسب آموزشی ، گامهای موثری در زمینه دستیابی به سلامت جسمانی بردارند .
از طرف دیگر بازخوردهای دریافتی به اصلاح روند آموزش و روش تدریس منجر می شود و به این ترتیب ، ارزشیابی خود وسیله ای در جهت تحقق اهداف درس تربیت بدنی است .
چند نکته اساسی در ارزشیابی
1- در درس تربیت بدنی اهداف مهارتی ، جایگاه ویژه ای دارند و سهم قابل توجهی از اهداف کلی را به خود اختصاص می دهند .
2- اهداف شناختی به عنوان پشتوانه ای نظری برای شفاف سازی مفاهیم کلیدی مرتبط با اهداف مهارتی عمل می کنند .
3-برای دستیابی به اهداف شناختی و نگرشی ، دو فرصت یادگیری فراهم می شود .:
الف – دروس شناختی که فرصتی را برای تعامل بین معلم و دانش آموزان و همچنین دانش آموزان با یکدیگر درباره مفاهیم اساسی همچون آمادگی جسمانی ، مهارتهای ورزشی ، ایمنی در ورزش ، بهداشت و تغذیه ورزشی و هدفهای تربیت بدنی به شکل نظری فراهم می کند .
ب – دروس مهارتی که با محور قرار گرفتن معلم تربیت بدنی ، رفتارهای دانش آموزان تحت نظارت قرار می گیرد و با یادآوری مباحث آموخته شده در حوزه دانشی ، با توصیه هدایت و مدیریت می شوند . زمان برگشت به حالت اولیه نیز فرصت مناسبی است که تذکرات به شکل مبسوط تر ارائه و عادات مناسب و شایسته جایگزین شوند .
4- در حیطه شناختی هدف اصلی آشنایی و درک مفاهیم اساسی تربیت بدنی و اصول و قوانین است . به این ترتیب مبنای ارزشیابی ، سنجش محفوظات دانش آموزان نیست .
5- ارزشیابی مستمر به دلیل فراهم کردن بازخوردهای دائمی باید مورد تاکید واقع شود .
6- نوع و روش ارزشیابی باید متناسب با یادگیرنده و کلاس باشد .
7- ارزشیابی از سطح مهارتهای ورزشی و فعالیتهای جسمانی دانش آموزان معلول و دارای بیماریهای خاص ، متناسب با نوع معلولیت و بیماری خاص آنان انجام می شود .
8- ارزشیابی در سطح نگرش امری مستمر است که از طریق مشاهده رفتارهای مورد انتظار توسط معلم در موقعیت های مختلف انجام می گیرد. در واقع نگرش نتیجه فرآیند حیطه های دانشی ومهارتی هستند که باید همواره تحت نظارت وهدایت معلم باشد و ضرورت ندارد که صرفاً در یک موقعیت خاص به آن پرداخته شود.
9- در مورد افرادی که با تشخیص و صلاحدید پزشک معتمد به هیچ وجه امکان انجام مهارتهای ورزشی و فعالیتهای جسمانی وجود ندارد ، ارزشیابی از بخش هدف های شناختی و فعالیت های خارج از کلاس به عمل می آید .
ابزارهای جمع آوری اطلاعات :
1. آزمون های استانداردشده وآزمون های معلم ساخته ی آمادگی جسمانی ومهارت های ورزشی
2. مشاهده رفتار دانش آموز در حین انجام فعالیت های مهارتی وآمادگی جسمانی
3. آزمون های شفاهی در حیطه ی شناختی
4. مشاهده رفتار دانش آموز در فعالیت های کلاسی در حیطه نگرشی
5. چک لیست عملکرد بر اساس رفتار مورد انتظار
روش ارزشیابی :
ارزشیابی درس تربیت بدنی به صورت عملی - شفاهی می باشد .
وسایل ،ابزار وفضای آموزشی مورد نیازبرنامه
آنچه که درزیرارائه می شود، حداقل نیازهای اساسی برای اجرای یک ساعت برنامه درسی تربیت بدنی دردبستان است ومقدار وتنوع وسایل بستگی به تعدادنفرات کلاس خواهد داشت.
الف)وسایل وتجهیزات
- توپ مینی بسکتبال استاندارد ولاستیکی
- توپ مینی والیبال استانداردولاستیکی
- توپ هندبال استاندارد ولاستیکی
- توپ والیبال استاندارد ولاستیکی
- توپ های تنیس
- توپ فوتبال
- توپ مینی هندبال
- توپ لاستیکی دراندازه های کوچک
- طناب انفرادی بلند:190-220-250 سانتی متری
- طناب بلند:380-460-540-720 سانتی متری
- کشی به طول 110سانتی متر
- طناب سقفی
- انواع راکت های ورزشی
- انواع تورها
- انواع سبدها
- کیسه های لوبیای 15× 15 وتعدادی تابلو برای هدف گیری(می توان داخل کیسه راازشن پرکرد)
- چوب دراندازه های مختلف(90 سانتی متروچوب دوی امدادی)
- گچ برای خط کشی
- حلقه های هولی هوپ
- تعدادی بطری پلاستیکی برای نشانه گیری
- تعدادی جعبه دراندازه های مختلف برای پرش
- چوب موازنه باارتفاع مختلف
- تلمبهء باد
- تابلو اعلانات
- کابینت فلزی(برای نگهداری وسایل)
- کیسه های کتان برای حمل توپ(برای جمع آوری وحمل آنها به کلاس وبرعکس)
- جعبه ابزار
- جعبه چرخ دار برای حمل ونقل وسایل
- مانع 30،5/37 ،45 و 50 سانتی متر
- تشک ژیمناستیک 100×100- سانتی متر
- پارالل کوتاه
- نردبان افقی
- انواع حلقه (هولی هوپ ،تایرماشین؛تویه لاستیک)
- پله
- چوب تعادلی (90 سانتی متر)
- انواع جعبه با ارتفاع مختلف برای بالا رفتن وپریدن ازروی آنها
- تخته تعادلی طرح سوئدی
- تخته بسکتبال
- دروازه هندبال یا مینی فوتبال
- میله نگهدارنده تور والیبال
- میله نگهدارنده تور بدمینتون
ب) فضای ورزشی
باتوجه به سه دسته حرکات غیرانتقالی،انتقالی ودست ورزی که درپایه های اول ،دوم وسوم انجام می شود وهمچنین بازی های ورزشی که درآنها نیاز به تحرک وجابه جایی وپرتاب ودریافت توپ های مختلف ورزشی وغیره وجود دارد، حداقل فضای مورد نیاز برای کلاس تربیت بدنی دردوره ی ابتدایی با توافق وزارت آموزش و پرورش و سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور تعیین می شود.این فضا باید کاملات از سایر فضاهای مدرسه تفکیک شده باشد وامکان فعالیت معلم ودانش آموزان رابدون حضور دیگران فراهم کند.ازطرفی به علت شرایط اقلیمی کشور وبه خصوص تامین شرایط لازم برای فعالیت دختران، ترجیحاً این فضا باید سرپوشیده باشد .
ویژگی های اختصاصی معلم تربیت بدنی دوره ابتدایی
1. داشتن حداقل مدرک لیسانس تربیت بدنی
تبصره: در صورت نبود لیسانس تربیت بدنی، به کار گیری معلم فوق دیپلم تربیت بدنی و یا معلم لیسانس غیر مرتبط، با گذراندن دوره های تخصصی مربوط بلامانع است.
2. آشنایی از محتوای برنامه درسی دوره ابتدایی
3. نداشتن نقص عضوی که مانع از انجام وظیفه باشد
4. توانایی جسمانی لازم برای اجرای مهارت ها وفعالیت های مورد نظر در برنامه
5. توانایی فنی لازم برای نشان دادن مهارت های پایه وفعالیت های بدنی
6. داشتن تناسب اندام و وزن مطلوب
7. اعتقاد به اثربخشی فعالیت های بدنی وآمادگی جسمانی در بهداشت وتندرستی
8. اعتقاد به فعالیت های بدنی به عنوان وسیله ای برای ابراز وجود دانش آموزان تکامل و بهبود یادگیری آنها.
9. داشتن دانش وتوانایی لازم در تلفیق سایر مواد آموزشی با تربیت بدنی وبالعکس
ملاحظات اجرایی برنامه
1- با توجه به ضرورت و اهمیت نقش نیروی انسانی در اجرای برنامه درس تربیت بدنی دوره ابتدایی، لازم است معلمان واجد شرط طی یک برنامه پنجساله تامین شده و یا آموزش های تخصصی لازم را براساس دستورالعملهای مربوط گذرانده باشند.
2- تجهیزات و وسایل مورد نیاز، متناسب با استانداردهای لازم، تهیه و در اختیار واحدهای آموزشی قرار گیرد.
3- در طراحی و ساخت واحدهای آموزشی، فضای آموزشی مورد نیاز در نظر گرفته شود.
موضوع:راهنمای برنامه درسی تربیت بدنی در دوره ابتدایی در هفتصدو بیست و چهارمین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش مورخ 25/4/1384 به تصویب رسید.
http://www.sce.ir
هفتم اسفند 1386
10 روش مناسب برای صرف صبحانه کودکان
اگر هر روز سر ميز صبحانه مي نشينيد تا صبحانه لذيذي صرف کنيد، بدون شک فرزند شما نيز چنين خواهد کرد.
پس اگر فرزند شما صبحانه نمي خورد،اشکال را خود شما بايد رفع کنيد.
اما اگر با وجود نشان دادن يک الگوي خوب ، هنوز کودک شما از خوردن صبحانه امتناع مي کند، مي توانيد از راه حل هاي زير استفاده کنيد:
1 - صبحانه را براي کودک جذاب کنيد.
سعي کنيد زمان کافي را براي يک صبحانه مفرح در نظر بگيريد.
صبحانه نبايد صرفا موقعيتي باشد که موادغذايي را به زور فرو دهيد.
به عنوان مثال کودکان خردسال از اين که ليوان و فنجان مخصوص خودشان را داشته باشند، لذت مي برند.
آنها از اين که با تزيين قسمتي از نان با مقداري پنير و درست کردن يک شکل خنده دار در آراستن سفره شرکت کنند، سرگرم مي شوند.
2 - به کودکمان اجازه دهيم تا در برنامه ريزي صبحانه کمکمان کند:
اگر به کودک خود اجازه دهيد که در تنظيم برنامه هفتگي صبحانه کمک کند و يا اين که هنگام خريدن لوازم صبحانه شما را همراهي کند، با علاقه بيشتري سر ميز صبحانه حاضر خواهد شد.
3 - صبحانه را مختصر کنيم:
اگر کودک شما ناهار را به صبحانه ترجيح مي دهد، به او يک صبحانه مختصر و يک ناهار مفصل بدهيد.
اين برنامه در حالتي که صبحانه انرژي کافي را براي تمام مدت صبح فراهم کرده است و تا هنگام صرف ناهار، کودک از نظر انرژي کمبود ندارد، مشکلي ايجاد نمي کند.
4 - رسم و رسوم کهنه را کنار بگذاريم:
اگر کودک شما غذاهاي معمول را نمي خورد، غذاي ديگري را امتحان کنيد.
شير براي کودک تهيه کنيد و به او اجازه دهيد که فقط غذاي مايع بخورد.
مقداري کره روي قطعات سيب بماليد و يا اين که يک برش پيتزا يا سيب زميني سرخ شده با پنير را با يک ليوان شير به او بدهيد.
وقتي کودک از نظر تغذيه اي تامين شود، شکل غذاي داده شده چه اهميتي دارد؟
5 - تنوع در نوع غذاهاي کودکمان:
غذاهاي جديدي را هرچند وقت يکبار به برنامه صبحانه اضافه کنيد تا از يکنواختي جلوگيري شود.
اگر کودک ناگهان از خوردن غذايي که قبلا دوست داشت ، امتناع مي کند، به زور آن را به او ندهيد.
براي مدتي آن را کنار بگذاريد و سپس بتدريج و با ظرافت دوباره آن را به برنامه غذايي او اضافه کنيد. براي صبحانه روي غذاهاي مشخصي تعصب نداشته باشيد.
6 - هنگام صرف صبحانه با کودکمان بيشتر دوست باشيم:
کودکان خردسال نبايد هنگام صبحانه تنها رها شوند.
حتي کودکان بزرگتر نيز دوست دارند همراهي داشته باشند. اگر نمي توانيد هنگامي که کودک صبحانه مي خورد با او سر سفره بنشينيد، در اتاق بمانيد و به او يک «همراه صبحانه خوردن» بدهيد تا سر سفره با او بنشيند.
معمولا يک عروسک يا حيوان پارچه اي براي اين کار مناسب است؛ ولي حتي وسايل جالبي نظير راديو، تلويزيون يا کتاب مصور نيز ممکن است همين تاثير را داشته باشد.
7 - تشويق کنيد، جايزه بدهيد:
يک خوراکي (حتي يک ذرت بو داده ) را با کمک کودک خود انتخاب کنيد و سپس آن را به اندازه هاي مناسب در داخل کيسه هاي پلاستيکي تميز بريزيد.
کودک هنگامي جايزه را مي برد که تمام غذا با مقدار معيني از آن را که قبلا روي آن توافق شده است ، بخورد.
8 - همراه کودک ، ساختمان سازي کنيد:
در ازاي هر لقمه اي از صبحانه که کودک شما مي خورد، به او يک تکه ساختمان اسباب بازي بدهيد.
هنگامي که کودک صبحانه اش را خورد، مي تواند از اين تکه ها براي ساختن يک قلعه استفاده کند يا اين که اگر کودک دوست دارد، اجازه دهيد که موقع صرف صبحانه تکه تکه ، قلعه را بسازد.
9 - هم غذا، هم نقاشي:
به کودک اجازه دهيد هر بار که يک لقمه غذا مي خورد، با ماژيک روي يک تکه کاغذ بکشد.
او را تشويق کنيد در حالي که غذايش را مي خورد، يک منظره را تمام کند.
روي يک تکه کاغذ، منظره خورشيد بکشد و با هر لقمه ، يک شعاع نوراني به خورشيد اضافه کنيد. اگر اين عمل را به صورت پيوسته انجام دهيد، مي توانيد هر روز شعاعهاي بيشتري را به خورشيد اضافه کنيد و هنگامي که خورشيد بسيار تابان شد، کودک شما يک جايزه مانند رفتن به پارک را خواهد برد.
10 - زمان بگيريد:
براي اين که به کودکاني که کند غذا مي خورند انگيزه بدهيد، ساعت را روي زماني که کودک بايد صبحانه اش را تمام کند، تنظيم کنيد و او را برانگيزيد که پيش از به صدا درآمدن زنگ ، صبحانه اش را تمام کند.
سپس بتدريج زمان را کوتاهتر کنيد و براي اين منظور هر روز يک تا 2دقيقه زمان را کوتاهتر کنيد تا اين که به يک زمان پذيرفتني براي تمام کردن صبحانه دست پيدا کنيد.
http://giiva.blogfa.com : منبع
پنجم اسفند 1386
شیوه های آموزش مفاهیم دینی1
در اين مقاله سعي شده است به يکي از مهم ترين موضوعات علم آموزش يعني شيوه آموزش مفاهيم ديني به کودکان پرداخته شود گرچه اين اثر به مثابه بحر در کوزه کردن است که به قبل مولانا :
گر بريزي بحر را در کوزه اي چند گنجد ؟ قسمت يک روزه اي !
شناخت ويژگيهاي کودکان:
براي آموزش دين به کودکان اولين چيزي که بايد مد نظر داشت و نسبت به آن آگاهي پيدا کرد شناخت روحيات و ويژگيهاي کودکان و همچنين شناخت مراحل رشد آنهاست . بايد توجه داشت که وجود گرايش ديني در کودکان غير قابل انکار است . آنها سرشت خداجوي دارند و مفاهيم اساسي دين اسلام نيز اموري هستند که با سرشت کودک سازگاري بوده و اکتسابي نيستند و وظيفه تعليم و تربيت شکوفا کردن اين گرايشات فطري است.1
پس تمايلات فطري کودک کمک کننده است و بايد به تفاوتهاي فردي کودکان نيز توجه داشت که برخي در يادگيري مطالب سريع تر بوده و برخي کندتر و سطح تفکر کودکان نيز مختلف است ، برخي در پاسخ به سئوالي به تفکر شهودي برمي گردند و برخي در سطح عمليات عيني قرار دارند.2
دو دوره کلي آموزش:
در آموزش کودکان دو دوره کلي وجود دارد : سنين 5 تا 9 سال و 9 تا 13 سال .
در دوره خردسالي ( 5- 9 سال ) بايد خام بودن تفکر وي را در ارتباط با مفاهيم ديني تصفيه نمود به اين صورت که در برخورد با برداشتهاي خام و پاسخگويي به سئوالات کودکان درباره خدا و ساير موجودات مجرد و مفاهيم فوق طبيعي به گونه اي عمل شود که جلوه هاي خام و مادي تصور خردسالان نفي گردد اما چون آنها ظرفيت درک مفاهيم انتزاعي را ندارند نبايد به ويژگيها و صفات اين مفاهيم پرداخت . مثلا در برخورد با کودکي که خدا را مثل انسان تصور مي کند بايد گفت که خدا مثل ما نيست ، دست و پا ندارد ، مثل ما زندگي نمي کند ... . و در سنين بالاتر مي توان ديده نشدن خداوند را به برخي تجربه هاي آنها از حقايق موجود ولي ناديدني مثل فکر ، جريان برق و ... تشبيه کرده ضمنا بايد توجه داشت که دين کودک بايد کودکانه باشد و اينکه هدف عمده در اين مرحله جذب براي آموزش است نه صرف آموزش.3
کودک در دوره دوم ( 9- 13 سالگي ) در مرحله عمليات عيني قرار دارد . از اين رو نمي توان مفاهيم انتزاعي شود و آنها را به احساسات و تجربيات خود ارجاع داد . اما خاميهاي تفکر کودکان رابايد زدود و از طريق جنبه هاي اثباتي به حقيقت نزديک کرد؛ مثلا وقتي خدا را از داشتن والدين منزه مي کنيم مي توانيم به آنها تذکر دهيم که وجود همه چيز از خداست اما وجود خدا از آن خود اوست همان گونه که رطوبت همه چيز از آب است اما رطوبت آب از آن خودش مي باشد.4
عوامل موثر بر تربيت ديني:
محبت : از عوامل موثر بر تربيت ، محبت است که نياز اساسي کودکان و غذاي روح آنها مي باشد . کودک به محبت کننده علاقه مند شده خود را شبيه وي ساخته و از او حرف شنوي دارد . حضرت امام (ره) به کودکان بسيار محبت مي نمودند : « بچه ها به خدا نزديک ترند و پاکيزه تريند » و مي فرمودند : « بچه جديد العهد و ملکوتي است و به مبدأ نزديک تر.»5
معلم: معلم از جمله کساني است که کودک تأثير پذيري بسيار از او دارد و دو عامل اصلي جذب او براي کودک مقبوليت و محبوبيت است که از اين دو عنصر مي توان استفاده مطلوب نمود.6
تشويق و تنبيه : عوامل ديگري چون تشويق و تنبيه نيز مؤثرند که هر يک بايد اصولي و با طي نمودن مراحل مخصوص آن مورد استفاده قرار گيرد .
مراقبتهاي پدر و مادر : مراقبات مادر هنگام بارداري و شير دهي از عوامل بسيار تأثير گذار بر سرنوشت کودک است . گناه بر بچه اثر مي گذارد ؛ غذاي حرام يا غيبت کردن مادر و ... مي تواند از عوامل زمينه ساز شقاوت کودک در آينده باشد تقواي مادر در دوران شيردهي ، با وضو شير دادن ، زمينه ساز سعادت فرزند مي باشند.7
مارد و پدر نقش مهمي در تربيت ديني فرزند دارند که به علت گسترده بودن اين بحث شما خوانندگان عزيز را به دو کتاب دکتر علي قائمي که بسيار مفيد فايده است ، ارجاع مي دهيم .
اصول تربيت دينی:8
هر مطلب علمي داراي اصولي است که بدون آن ورود در آن علم بي اثر يا کم اثر است، علم تربيت نيز اصولي دارد که موارد زير از آن جمله اند :
1ـ اصل سهولت : طبق اين اصل از سخت گيري و خشونت نسبت به کودک بايد پرهيز نمود چرا که آسان گيري کودک را علاقه مند و سخت گيري او را به اصل دين بدبين مي کند.
2ـ اصل تدريج : همان طور که خداوند نيز آيات و احکام را تدريجا نازل فرموده در آموزش به کودکان نيز اصل تدريج بايد رعايت شود تا کودک متناسب با رشد و شکوفايي استعدادش مطالب را درک کند .
3ـ اصل مداومت و استمرار: آموزش در اسلام امري مستمر و مداوم است . اهميت آموزش به کودک از سويي و طولاني بودن دوره ساختار ذهني و رواني کودکي از سوي ديگر استمرار و مداومت در آموزش را مي طلبد و بايد به موازات رشد عقلي و تحول رواني کودک مفاهيم اعتقادي را به وي انتقال داد و از شتاب و فشار پرهيز نمود .
4ـ اصل آگاهي بخشي : هدف تعليم بايد رشد فکري و يادگيري دانش آموز باشد که براساس تفکر و فعاليت فکري ، سودمندتر از تکرار و مرور آن است .
5ـ اصل تفاوتهاي فردي : در آموزش کودکان نمي توان به طور يکسان عمل کرد و بايد متناسب با ويژگيهاي شناختي عاطفي ، انگيزش و سوابق خانوادگي از روشهاي گوناگون و موثر استفاده کرد ، برخي با شعر، بعضي با داستان و برخي با پرسش و پاسخ بهتر درک مي کنند ، برخي زودتر و بعضي ديرتر . پس بايد تفاوتهاي فردي را در نظر داشت.
منبع:تبیان زنجان
http://www.ommatandreyhane.mihanblog.com
پنجم اسفند 1386
شیوه های آموزش مفاهیم دینی
روشهاي تربيت ديني:
مقصود از روشها ، فنون ، شيوه ها و دستور العملهاي جزئي است که اهداف آموزش را به ثمر مي رسانند .برخي از اين روشها عبارتند از :
1ـ روش غير مستقيم
نتايج استفاده از روشهاي غير مستقيم بسيار مفيد تر از روش مستقيم است چرا که در روش مسقيم تذکرات زياد و متوالي سبب لجاجت و مقاومت منفي مي شود و بيان ايرادات و نصايح . احساسات کودک را جريحه دار مي کند . علاوه بر اين احساس غرور ، خودخواهي و احساس خفت ناشي از پذيرش خطا سبب مقاومت روحي فراگير مي شود.9
روش الگويي ، روش استفاده از مثال ، قصه گويي ، يادآوري نعمات الهي ، نمايشي از جمله روشهاي غير مستقيم هستند.10
در سيره بزرگاني چون آيت ا... بهجت نيز روش غير مستقيم بسيار ديده مي شود . ايشان هيچ گاه به طور مستقيم به شخص نمي فرمايند اين کار را بکن يا نه . بلکه در ضمن داستان يا حديثي قصور و اشتباه اطرافيان را گوشزد مي نمايند.11
2ـ استفاده از روشهاي فعال
در اين روش مشارکت کودکان مد نظر است و مزيت آن تأثير عمقي آن است ، فعاليت گروهي بچه ها ، واگذاري مسئوليت به ايشان ، وضع قوانين توسط آنها و نظارت و قضاوتشان در مورد افراد خاطي از موارد مهم و موثر است.12
3ـ روش تربيت تلقيني
تلقين مثبت به خود و ديگران از روشهاي مورد استفاده در تربيت اسلامي است ، حضرت امام خميني (ره ) در اين مورد مي فرمايند : « يکي از چيزهايي که براي انسان مفيد است تلقين است ... يک مطلبي که بايد در نفس انسان تاثير بکند با تلقينات و تکرارها بيشتر در نفس انسان نقش پيدا مي کند به همين جهت اگر استفاده از روش تلقين در تعلم و تربيت به صورت منفي و تحميل نباشد بلکه به شيوه مثبت ، آگاهانه و آزادانه انجام پذيرد بسيار مطلوب و موثر خواهد بود.13
شيوه آموزش برخي مفاهيم ديني:
مفهوم دين : در سالهاي اول دبستان از پرداختن به معنا و مفهوم واژه دين بايد اجتناب کرد زيرا کودکان در اين دوره علاقه اي به طرح اين مباحث ندارند و فقط بايد به تعريف ساده اي بسنده کرد .
مفهوم دعا : در مورد دعا بايد چند نکته را در نظر داشت : دعاها بايد متناسب با سن و حوزه درک کودک باشد تا لذت بيشتري ببرد . همچون دعاهاي کوتاه و دسته جمعي مثل سرود و مناجات که در روح کودکان موثر است . ديگر اينکه دعاها هر چند وقت يکبار عوض شوند تا تازگي و تأثير داشته باشند.14
در ضمن بايد عوامل عدم استجابت دعا را براي کودکان بيان کرد تا شبهه ايجاد نشود که چرا دعايشان مستجاب نمي شود .
مفهوم نماز : زمينه نماز در روح پاک کودکان و فطرت سليم آنها موجود است و بايد آن را باور کنيم . از سنين نخست دبستان بايد کودکان را به تدريج با نماز آشنا کرد و آنها را به گزاردن نماز تشويق و ترغيب نمود . قبل از تعليم بايد مفهوم خدا و دعا براي کودک تبيين شده باشد و علت نماز خواندن را نيز بداند . براي اين کار مي توان از آموزشهاي ساده استفاده کرد البته پرداختن به آموزش برخي ديگر از مفاهيم ديني شيوه هاي خاص خود را دارند که بايد از نظم خاصي برخوردار باشند .آموزش اصول دين و دلايل ساده اي براي آنها،پرداختن به خداشناسي،معاد ،وقوع و ضرورت آن ،نبوت و نياز انسان به آن از مسائل مهم علاقه مند کردن کودک به خدا و پيامبران و امامان است.15
نتيجه:
هر چه والدين ، معلم يا مربي که تربيت يا قسمتي از تربيت کودک را بر عهده دارند با ويژگيهاي کودکان ، نکات روانشناسي و تربيتي آنان آشناتر باشند در امر آموزش موفق تراند .
شيوه هاي آموزش بايد اصولي و علمي کاربردي باشند . در آموزش مفاهيم ديني بايد عوامل تأثير گذار را شناخت و آنها را در راستاي بهتر شدن امر آموزش جهت داد و از سخنان معصومين ـ عليهم السلام ـ بهره جست ؛ چرا که اگر دير شود قلب او مشغول به چيزهاي ديگر شده و سخت مي گردد و ديگر تربيت او امکان پذير نبوده يا بسيار مشکل و کم اثر خواهد شد . الگوهاي رفتاري کودک بايد در درجه اول خودشان مسائل اخلاقي و ديني را رعايت کنند چرا که کودکان الگو پذيران خوبي هستند و معمولا از پدر و مادر خود الگو مي گيرند .
در آموزش بيشتر بايد از روشهاي غير مستقيم استفاده کرد تا موجب مقاومت روحي در کودک نشود و همچنين روشهاي فعال بسيار موثر هستند .
زهرا مستمند
--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشتها:
1- مقدسي پور ، علي ؛ اصول و روشهاي آموزش مفاهيم ديني به کودکان ، ماهنامه معرفت ، شماره 75 ، ص 36 .
2- باهنر ، ناصر ؛ آموزش مفاهيم ديني همگام با روانشناسي رشد ، شرکت چاپ و نشر بين الملل ، پاييز 1380، صص 78 ـ 79 .
3- همان ، صص 164 ـ 166 .
4- همان ، صص 172ـ 173 .
5- مطهري ، محمد رضا ؛ محبت نياز اساسي کودکان ، ماهنامه پيام زن ، ش 119 ، صص 62ـ 65 .
6- باهنر ، ناصر ؛ صص 156 ـ 162 .
7- مظاهري ، حسين ؛ تربيت فرزند از نظر اسلام ، انتشارات روحاني ، قم ، 1378 ، صص 95ـ 112 .
8- قائمي ، علي ؛ نقش پدر در تربيت فرزند ، انتشارات اميري ، تهران ، 1370 ،
9- قائمي ، علي ؛ نقش مادر در تربيت فرزند ، انتشارات اميري ، تهران ، 1370 ،
10- مقدسي پور ، علي ؛ همان ، صص 38 ـ 40 .
11- باهنر ، ناصر ؛ همان ، ص
12- مقدسي پور ، علي ؛ همان ، ص 41 .
13- فريادگر توحيد ، موسسه انتشاراتي انصاري ، قم ،1379 ، ص 56 .
14- موگهي ، عبدالکريم ؛ روشهاي تربيت ديني ، ماهنامه فرهنگي ياس، 1380 ، پ 8 ، ص 42 .
15- باهنر ، ناصر ؛ همان ، صص 146 ـ 246 .
منبع:تبیان زنجان
http://www.ommatandreyhane.mihanblog.com

