هجدهم فروردین 1387
شکست نوآوری!
ده عامل شکست نوآوری
در حالي كه به احتمال زياد قادر به محاسبه دقيق درصد شكست نوآوريهاي تجاري نيستيم ولي توافق عمومي براين است كه مي توانيم چنين فرضي را بپذيريم. پس از چندين سال تحقيق و مشاهده، دلايل مشابهي براي به نتيجه نرسيدن نوآوريها به دست آمده است. در اينجا 10 عامل مهم شكست نوآوري ذكر مي شود:
نبود فرهنگي كه از نوآوري حمايت كند؛
احساس مالكيت نكردن و از آن خود ندانستن سازمان توسط مديران؛
فقدان يك فرايند گسترده و فراگير جهت نوآوري؛
تخصيص ندادن منابع كافي براي اين فرايند؛
عدم ارتباط بين پروژه ها و طرحها با استراتژي سازمان؛
صرف نكردن زمان و انرژي كافي براي رفع ابهامات سازماني؛
ايجادنكردن تنوع در فرايندها (عقايد مختلف و متضاد)؛
توسعه نـدادن ابـزارها و سنجشهـاي انـــدازه گيري پيشـرفت؛
عدم وجود مربيان و مديران توانا در تيم هاي نوآوري؛
فقدان يك سيستم ايده پرداز مديريتي.
فرهنگ : فرهنگ به عنوان بستر نوآوري ايفاي نقش مي كند. در صورتي كه فرهنگ حاكم، براي ايده ها و ايده پردازيها ارزش قائل نبوده و به آن ارج ننهد، هر نوآوري قبل از بروز در نقطه خفه مي شود. در چنين حالتي، فرهنگ به مانند سيستم ايمني بدن عمل مي كند و وظيفه اش از بين بردن هر تازه وارد است، قبل از آنكه به بدن آسيب برساند. فرهنگ مي تواند تغيير يابد اما اين تغيير در يك فرايند كند رخ مي دهد.
مالكيـت : هنگامي كه يك ايـده بزرگ شكل مي گيرد، ايده پرداز در صورت دارابودن امكانات، آن را به مرحله اجرا در مي آورد. در چنين حالتي مدير واحد تجاري خود صاحب يك ايده بوده و وقت، منابع كمياب و بودجه را جهت اجرايي ساختن پروژه جديد به كار گرفته است. اگر چنين مديري بودجه كافي براي اجرايي ساختن ايده خويش نداشته باشد، معمولاً موفق نمي شود.
مديران واحدهاي تجاري نيازمند اين هستند كه خريدار ايده هاي جديد، افراد تازه وارد باشند تا به آنها فرصت اجرايي شدن بدهند.
فرايند : هنگامي كه سازمانها تصميم مي گيرند تا نوآوريهاي جديد را بپذيرند، اغلب آموزشها، ابزار و تكنيــك هايي را فراهم مي بينند.
آنها تيم هاي نوآوري ايجاد مي كنند، جهت برگزاري جلسات طوفان مغزي برنامه ريزي مي كنند و در نهايت حدود شش هفته پس از انجام اين اقدامات مي فهمند كه نوآوري كار نمي كند. در جهان امـروز كه افـراد با مشغلـــه هاي زيادي روبرو هستند، اگر بخواهيم از سطوح عملياتي نتيجه گيري كنيم، نگاه خرد به نوآوري كارايي كافي نخواهد داشت. نوآوري نيازمند فرايندي است كه ديد افراد را بر چالشهاي مهم و درست متمركز كند و آنها را در يك فرايند سازماني هدايت كند، نوآوري را تشخيص دهد و ارزيابي كند، به گونه اي كه عقايد مناسب به سمت اجرايي شدن به حركت درآيد.
منابع : اغلب اوقات اعضاي هيئت مديره در جايگاه سخنران سالانه اظهار مي دارند: ما نيازمند نوآوري بيشتري هستيم و پس از آن به ساير مباحث مورد نظر خويش مي پردازند. نوآوري نيازمند صرف زمان، انرژي و منابع مالي است. افراد بايد فرصتي را براي فراغت از كار جاري و تفكر در زمينه هاي موجود و قابليتهاي جديد داشته باشند. آنها همچنين نيازمند مهارتهاي جديد و سيستم هايي هستند كه انديشه و همكاري را مورد پشتيباني قرار دهد. نوآوري امري حياتي براي بقا در آينده است، اما چنين چيزي به سرمايه گذاري امروز ما در اين مورد بستگي دارد.
استراتژي : در جايي كه افراد فكر مي كنند بايد بدون هيچ چارچوبي بينديشند، مشكل ايجاد مي شود. افراد كم كم باور مي كنند كه هيچ قانوني، هيچ حدومرز و هيچ محدوديتي نبايد براي تفكر وجود داشته باشد. اين باور با ديدگاه توليدگرا (تفكر در راستاي توليد) در تناقض است و عقايد جدا از هم كه هيچ مقصودي را دنبال نمي كند، ايجاد مي كند. البته يك در ميليون ممكن است ايده هاي مولدي نيز پديد آيند اما از لحاظ صرفه اقتصادي توجيه پذير نخواهند بود.
اگر بخواهيم به گونه اي اثربخش تر عمل كنيم بايد بر خلاقيت در داخل محدوده استراتژي تعريف شده سازمان تمركز كنيم. البته، چنين استراتژي علاوه بر تبيين ماموريت اصلي سازمان بايد محيط مناسب و وسيع براي بروز افكار بيشتر در محدوده هاي مرتبط باشد.
كنكاش همه جانبه: عقايد بيان نشده بسياري در سازمان وجود دارد كه منتظر ظهور هستند. باوجود اين، براي يافتن خلاقيتهاي جديد و صحيح، سازمانها بايد به خلق يك پيشرفت چشمگير بپردازند. اين پيشرفت نيازمند فرايندي است كه خارج و داخل، مشتريان، فراهم كنندگان مواد اوليه و رقبا، تغييرات جمعيت شناختي، روندها، محيط اقتصادي، قوانين و مقررات و محيط سياسي را مورد بررسي قرار دهد. ابداعي كه با جلسات طوفان مغزي داخلي انجام مي شود هيچگاه به بروز نتايج مفيدي فراتر از محدوده مكاني خويش منجر نخواهد شد.
تنوع و تفاوت : تنوع، تفاوتي است كه بين افراد مختلف وجود دارد و اينكه عجب اين فكر تا به حال به ذهن من نرسيده بود. در گذشته اي نه چندان دور، تيم هاي چندوظيفه اي به تنوع و تفاوت منجر مي شدند. امروزه، آنها اهميت سابق را در ايجاد تنوع ندارند و ايجاد تنوع و تفاوت از طريق تمركز داوطلبانه بر روشهاي تفكر مخالف و متفاوت، تجربه هاي سازماني، ارائه ديدگاهها و نظرات تخصصــي در مورد يك فرصت يا مسئله چالشي، مورد تاكيـد است. فرايند نوآوري بايد شامل همكاري واحدهاي وظيفه اي، تمامي جنسيتهـا، ســـــن هاي مختلف، نژادهاي گوناگـون، تمامي روشهاي تفكر، همين طور سهامداران، مشتريان، فراهم كنندگان مواد اوليه و رقبا شود.
ابزار و معيارهايي براي اندازه گيري پيشرفت : در يك محيط سالم براي نوآوري، ايده هاي بيشتري نسبت به آنهايي ارائـه مي گردد كه مــي توانند اجرايي شوند و به كار آيند. اين موضوع مي تواند به بار اضافي و بروز اشكال در كار تيم منجر گردد مگر آنكه سازوكاري براي منظم سازي و اولويت بندي ايده ها وجود داشته باشد. ايجاد معيارهايي راهنما براي سنجش قبل از ورود به حالت ايــده پردازي مي تواند ابزاري منطقي و عقلايي جهت ارزيابي ايده ها در كنارگذاردن ايده هاي نامناسب كه با معيارها مطابقت ندارند را فراهم سازد.
آموزش و مربيگري : اشتباهي كه سازمانها اغلب مرتكب مي شوند اين است كه فرض مي كنند تيم ها همانند ساير تيم هاي پروژه اي هستند. در بررسي صورت گرفته اخير توسط شبكه نوآوري، نتايج حاكي از آن بود كه افراد به طور متوسط 3/7 مورد نوآوري در پروژه ها برحسب سال داشته اند. باوجود اين، تنها 21 درصد پاسخگويان در مورد چگونه مشاركت در يك تيم نوآوري آموزش ديده بودند و كمتر از 10درصد آموخته بودند كه واقعاً عضوي از يك تيم نوآوري هستند. تعجبي ندارد كه بالغ بر 70 درصد از پروژه ها با شكست روبرو مي شوند.
نوآوري نيازمند راههاي جديدي براي تفكر و مهارتهاي تازه است.
ايجاد يك فرايند يادگيــري و آموزش به روز، به موقع و فعال مي تواند كسب نتايج مطلوب به صورت كارا و اثربخش را از تيم هاي نوآوري تضمين كند، مانند آموختن هر نوع مهارت جديد. صلاحيت نوآوري در طول زمان در حالي كه فرد با طرحهاي واقعي كار مي كند بارور و شكوفـا مي شود. مربيگري جزء حياتي و كليدي توسعه اين صلاحيت است.
سيستم مديريت ايده ها: بسياري از طرحهاي نوآوري در مرحله اول به صورت نصب در ديوارها و ياجاگرفتن در گوشه كتابخانه متوقف مي شوند چرا كه مشاركت كنندگان (ايده پردازان) قدرت كافي جهت پيگيري و اجراي آنچه كه پيشنهاد كرده اند را ندارند. وجود سيستمي اثربخش كه ايده ها را اخذ و تعديل كرده و افراد را درگير فرايندهاي اجرايي سازد و ارزيابي كند يك جزء اساسي و حياتي در فرايند نوآوري است. همان طور كه وجود حسابداري براي سلامت مالي يك سازمان حياتي است.
DNA نوآوري
تشخيص بهترين عملكردها، روشي عمومي براي شبيه سازي و بهبود توسعه سازماني است. باوجود اين، چند اشكال در اين كار وجود دارد: گاهي اوقات عملكردهاي اصلي از يك سازمان به سازمان ديگر منتقل نمي شود و گاهي آنها به خوبي در سازمان ديگر به اجرا در نمي آيند. اين مسئله باعث مي شود تا افراد متعهد شوند كه ما آن را آزمايش و سعي خود را كرديم اما جواب نداد اغلب اوقات، آنها اين اشكالات را به مواردي نظير نوآوري، كيفيت و نظاير آن تعميم مي دهند.
جايگزيني براي تمركز بر بهترين عملكردها اين است كه نگاهي بر اصول نوآوري بيندازيم. براي مثال، اگر شما به اين مطلب واقف شويد كه اكثر سازمانهاي خلاق از طريق تيم هاي چندوظيفه اي فعاليت مي كنند، شما مي بايد تصميم بگيريد كه اين كار را در سازمان خود نيـز انجام دهيد.
باوجود اين، مــي توان فرض كرد كه به چندين دليل (مانند وجود حالت استبدادي در سازمان، سلسله مراتب و ساختار سازماني)، اين عمل با شكست روبرو شود. اين ناكامي بايد به تشويق تلاشهاي نوآوري در آينده منجر شود. اگر شما بر اصول تمركز مي كرديد و مي دانستيد كه همكاري در بــروز نوآوري مهم است، سعي مي كرديد تا راههايي بيابيد كه همكاري را در جو سازماني و فرهنگ شما امكانپذير سازد. آگاهي از اصول زيربنايي بهره وري مي تواند به سازمان كمك كند تا شايستگي خود را گسترش دهد، عاملي كه از بروز تغييرات نامطلوب در سيستم ها يا فرهنگ به نحوي كه اثر معكوس بر توانايي نوآوري سازمان داشته باشد، جلوگيري مي كند.
چندين سال قبل، به عنوان بخشي از كار افراد در دانشگاه، تصميم گرفتيم تا چارچوبي را براي اصول نوآوري ايجاد كنيم. عوامل به دست آمده براي حيات نوآوري مهم هستند، آنها با طرحي كه از ما خواستـه شده بود مرتبط بود و به عنوان يك استعاره جهت ايجـاد چارچوب به كار گرفته شد. در نهايت اين موارد تحت عنوان DNA نوآوري لقب گرفت. (يك ساختار عمومي، به عنوان يك استعاره و مثالي براي حيات). نتايج به صورت DNA نوآوري مطرح شد كه مي توان آن را از سايت WWW.THINKSMART.COM دريافت كرد.
DNA نوآوري شامل هشت جزء اساسي عمل كننده است كه به عنوان زمينه فرهنگي ايفاي نقش مي كنند و به وسيله زمينه جهاني احاطه شده اند.
عوامل عملياتي عبارتند از:
چالش ؛ نيروي جلوبرنده نوآوري: نوآوري، طبق تعريف به معناي انجام كار به صورت متفاوت، يافتن محدوده هاي جديد و ريسك كردن است. دليلي براي تكانهاي شديد يك قايق وجود دارد، بينشي كه چه كار بايد انجام دهيم و يا ترس عميقي كه چيزي تغيير نكند، اين يك چالش است. هرچه يك چالش بزرگتر باشد و تعهد به انجام آن از عهده ما بالاتر باشد، تلاشهاي نوآوري، انرژي بيشتري مي طلبد.
ما معمولاً موارد شگفت انگيزي نظير فرودآمدن بشر بر روي كره ماه و يا طراحي نقشه ژني انسان را به عنوان چالـــش در نظر مي گيريم اما هر سازماني مي تواند چالشهاي نوآوري منحصر به فرد خود را براي پيشرفت آتي مشتريان و كاركنان خود دارا باشد.
استراتژي ها به صورت به هم پيوسته و منسجم شكل نمي گيرد. سرمايه يك شخص، عامل مهمي در جذب مشتريان است مگر اينكه علائق آنها تغيير كند و رقبا شروع به برانگيختن آنها به سوي خود كنند. بنابراين، آنها بايد مسير را عوض كنند. گزارش ساليانه 1996 بيان مـــي دارد كه بسياري از فرصتهاي تجاري ما داراي عمر كوتاهي هستند. ما بايد بسيار سريع حركت كنيم و آنها را به كار گيريم قبل از آنكه از بين بروند و ناپديد شوند.
تمركز بر مشتري؛ نيروي هدايت كننده نوآوري: تمامي نوآوران بايد برارزش خلاقيت براي ارضاي نياز مشتري تاكيد داشته باشند، از آنجايي كه مشتري هم داخلي و هم خارجي است. تعامل با مشتريان و فهم نيازهاي آنها يكي از بهترين راههاي كشف فرصتها و قابليتهاي جديد و انگيزه براي اجرايي ساختن آنهاست.
در شركت داتكس لوهمودا، توليدكننده محصولات پزشكي، بخشي از فعاليتهاي نوآوري تحت عنوان اكتشاف ناميده مي شود. اين فعاليتي است كه كاركنان را تشويق مي كند تا مشاهدات مكرر و منظمي از رفتار مشتريان داشته باشند. روس وارد - مدير برنامه ريزي - توضيح مي دهد هنگامي كه افراد سازمان كاربرد محصولات ما را در شرايط واقعي مــــي بينند، مي توانند از وضعيت هوشياري عادي خود گامي فراتر نهند. آنها مشكل و نيازهاي مشتري را به گونــــه اي جديد در مـي يابند و ياد مي گيرند چگونه به راههاي جديدي بينديشند.
خلاقيت؛ مغز نوآوري: همه چيز از يك انديشه آغاز مي شود و سازمانهاي نوآور دريافته اند كه انديشه ها مي توانند از هر جايي برخيزند. اين سازمانها به جاي تاكيد بر مالكيت بر ايده ها، سعي مي كنند تا نتايج را مالك شوند. روزي، در سال 1995، متخصصان انديشمند در واحد اكتشافات و فرصتهاي شركت AT&T شاهد سخنرانـي روساي يك فروشــگاه بودند كه مـي گفتند: چه مي شد اگر هزينه رفتن (خدمات رساني) به دوردستها براي ما هيچ بود، اين امر موجب شد چندين ايده جديد در مورد آينده سرمايه گذاري بر فرصتهاي فواصل دور ايجاد گرديد. (امروزه اين شركت در زمينه فناوري مودم و اينترنت فعاليت مي كند - م)
ارتباطات؛ شريان حيات نوآوري: جريان آزاد اطلاعات، عقايد و احساسات، شريان حيات نوآوري است. هم زيرساختهاي نوآوري و هم حمايت و پشتيبـاني از آن بايستي در سازمانها به وجود آيد تا جريان باز اطلاعات تقويت شود. اطلاعات به هنگام، اساس توانمندي است كه امكان اخذ تصميمات عالي را براي مديران عملياتي فراهم مي سازد.
همكاري؛ قلب نوآوري: نوآوري يك فرايند گروهي است. غذاي اين فرايند تعامل اطلاعات و قدرت تيمي است. نوآوري به وسيله ساختارها و سياستهاي نامناسب و همچنين سيستم پاداش دهي كه تنها به تلاشهاي فردي پاداش مي دهد دچار شكست مي شود. شركت IBM كد آلفا را در دسترس عموم جهانيان (تا جايي كه امكان داشت) قرار داد.
اين كار از طريق ايجاد وب سايتي تحت عنوان؛ كار آلفا؛ صورت گرفت. اين فرايند همكاري باز، موجب شد تا 200 متخصص فناوري يك همكاري مجازي را در سراسر دنيا ايجاد كنند و كد را ارزيابي كرده و آن را توسعه دهند و علائق بازار را مورد بررسي قرار دهند.
تكميل؛ عضلات نوآوري: نوآوريهاي جديد پروژه هايـي هستند كه به صورت موفقيـــــت آميزي به عنوان عقايد برتر مطرح شدند و با مهارتهاي بالا (نظير تصميم گيري، زمانبندي، نظارت و اخذ بازخورد) اجرا شدند. سازمانهاي نوآور مي دانند كه جشن موفقيت بخش مهمي از پايان يك پروژه صرفنظر از سطح اهميت و موفقيت آن است. در سازمان خدمات بهداشتي و پزشكي سيگنا در آريزونا، مدير برنامه ريزي به كاركنان كمك مي كند تا پيشنهادات خود را ارائه، براي آن برنامه ريزي و آن را به صورت پروژه اجرا كنند. البته بايد اطمينان كسب كرد كه پروژه ها در راستاي اهداف و ماموريت اصلي شركت است.
نظارت و بازنگري؛ نردبان فرايند نوآوري: ارزيابي اهداف و نتايـج و هزينه - منفعت پروژه هاي جديد، يك اقدام ضروري است. درس گرفتن از نتايج پروژه هاي موفق و ناموفق بينشي را براي ما ايجاد مي كند كه بر اساس آن موفقيتهاي بعدي امكان پذير مي گردد.
كمپاني نينن كه يك شركت ساختماني است و اشتياق زيادي دارد تا تبديل به يك سازمان يادگيرنده شود، برنامه يادگيري خود را براي يك سال طراحي كرده است. اين برنامه نه تنها شامل مواردي است كه كاركنان بايد بياموزند بلكه شامل مواردي مي گردد كه آنها را بايد به ديگران بياموزند.
فرهنگ؛ محدوده ايفاي نقش نوآوري: فرهنگ انعكاس رهبري، هنجارها و ارزشها ونمود عيني و قابل ديد چگونگي انجام كار و رفتار افراد سازمان با يكديگر است. فراهم ساختن محيطي كه منعطف است، افراد را توانمنـد مــي كند، به ايده هاي كاركنـــان احترام مـــي گذارد، ريسك را تحمل مي كند، براي موفقيتها جشن مي گيرد، احترام به كاركنان را سرلوحه كارهاي خويش قرار مي دهد و تفريحات را تشويق مي كند، جهت ايجاد نوآوري ضروري است. فرهنگ از تركيب 4 عامل پديد مي آيد:
رهبري - مدل ايفاي نقش : ما از رهبران تبعيت مي كنيم چرا كه باور داريم آنها موقعيت بهتر را در آينده تشخيص مي دهند و مي دانند چگونه ما را به آنجا هدايت كنند. از همين رو، طبق تعريف، نوآوري سفري به ناشناختههاست ضروري است كه سازمانها از رهبران با بينش و با صلاحيت برخوردار باشند.
افراد - منابع : بديهي است بدون انسانها هيچ چيز رخ نمي دهد. هر سازماني يك هويت دارد، اين هويت ناشي از مهارتها، عقايد، گرايشها و رفتارهاي دسته جمعي و مشترك و بيشتر از همه ناشي از ارتباط بين افراد است.
ارزشهاي اصلي - زيرساختار نوآوري: اصولي اساسي وجود دارند كه زيرساخت هر سازمان را تعريف مي كنند. به عنوان نمونه اعتماد، احترام، يادگيري، تعهد، جامع نگري و همكاري. اين موارد ساختـاري را براي تصميـم گيري در كليه ي سطـوح فراهم مــــي سازد.
ارزشهاي نوآوري - چارچوب فكري : علاوه بر ارزشهاي اساسي، برخي ارزشها وجود دارند كه وضعيت معمول را به پيشرفت و يك پروژه معمولي را به يك كاروكسب جديد بدل مي سازند. آزادي عمل، توجه به بينش شهودي افراد و سينرژي تنها برخي عوامل ايده آل هستند كه مي توانند جادويي براي سازمان نوآور ايجاد كنند.
زمينه - جهان : هيچ چيزي به خصوص نوآوري در خلاء اتفاق نمي افتد، در حالي كه روشن است مشتريان عرضه كنندگان مواد اوليه و اقتصاد بر عملكرد روزمره ما تاثير مي گذارد، علاوه بر آن، ما به صورت دوره اي با دولت، اتفاقات جهاني، اجتماعات و فاميل خود در تعامل هستيم. تمامي اين تعاملات زمينه فعاليتهاي سازماني از جمله نوآوري است.
اقدامات عملي براي سلامت سيستم نوآوري
1 - هراس را در سازمان خود از بين ببريد. نوآوري به معناي انجام چيزي جديد است، برخي كارها ممكن است به نتيجه نرسند. اگر افراد از شركت هراس داشته باشند، به افرادي خلاق مبدل نخواهند شد؛
2 - نوآوري را به عنوان جزئي از سيستم ارزيابي عملكرد براي هر شخص مطرح كنيد. سازمانها بايد از كاركنان خود در پايان دوره ارزيابي سوال كنند كه چه نوآوري انجام دادند و تاثير آن بر كار چه بوده است؛
3 - فرآيند و سيستم نوآوري را مستندسازي كنيد به نحوي كه هر فرد آن را درك كند و نقش خود را نيز در اين فرايند به روشني دريابد؛
4 - آزادي عمل كافي به كاركنان خود اعطا كنيد تا آنها قادر باشند ايده ها و فرصتهاي جديد را مطرح و با عوامل درون سازماني و برون سازماني همكاري كنند.
5 - اطمينان حاصل كنيد تمامي اعضاي سازمان استراتژي كلي شركت را درك كرده اند و همچنين كليه تلاشهاي نوآوري در راستاي استراتژي كلي شركت است، البته سيستم بايد به صورتي باشد كه ايده هاي خارج از چارچوب را نيز كه مفيد به نظر مي رسند مديريت كند؛
6 - به افراد آموزش دهيد كه محيط را براي روندهاي جديد، فناوريهاي نوين و تغييرات چارچوبهاي فكري مشتريان مورد بررسي و آزمايش قرار دهند؛
7 - به افراد آموزش اهميت تنوع در سبكهاي تفكر، تجربيات، ديدگاهها و تخصصها را آموزش دهيد. همچنين انتظار تنوع و تفاوت را در كليه فعاليتهاي نوآوري داشته باشيد؛
8 - معيارهاي مطلوب بر ايده آل ها استوار است. باوجود اين، معيارهـاي محدودتر نيـز مي توانند ما را به حالت ايده آل نزديكترسازند و آنها به نوبه خود براساس تجارب، مفروضات و چارچوبهاي ذهني قبلي ما متصل مي گردند؛
9 - تيم هاي نوآوري از تيم هاي پروژه هاي معمول متفاوتند. آنها نيازمند ابزارها و چارچوبهاي فكري متفاوتي هستند. كاركنان را به اندازه كافي در اين زمينه ها آموزش داده و هدايت كنيد تا هنگام كار در تيم هاي نوآوري موفق باشند؛
10 - سيستم مديريت ايده ها را ايجاد يا تهيه كنيد تا افراد تشويق شوند فرصتها و قابليتهاي جديد را شناسايي، ايجاد يا ارزيابي و ايده هاي خود را ارائه كنند.
مقاله حاضر از سايت WWW.THINKSMART.COM تهيه و ترجمه شده است.
****
منبع :مقاله " 10 عامل مهم شكست نوآوري " مترجمان : ناصر علي رمضاني- حجت الله يبلوئي - مجله تدبير - شماره 160
هجدهم فروردین 1387
اصول نوآوری
همانطور كه در فصول قبل مثال های بسیاری را ذكر كردیم، نوآوری هیچ گاه به گونه ای سیستماتیك، هدفمند وسازمان یافته شكل نمی گیرد. بیشتر نوآوران، پدیده های خود را در اثر شانس و جرقه یكباره شانس و هوششان ارائه نموده اند و نه با پشتكار و زحمت زیاد اما بسیاری از نوآوری ها قابل تدریس و یادگیری نیست چرا كه راه وروش مناسبی وجود ندارد كه به افراد یاد بدهیم چگونه باهوش و ذكاوتمند باشند .
بزگترین فرد هوشمند جهان "لئو ناردو داوینچی" است. در هر صفحه از یادداشتهای او می توان انبوهی از اندیشه ساخت چرخبال (هلیكوپتر) و زیردریایی را مشاهده كرد او می توانست با تكنو لوژی قرن شانزدهم این اندیشه ها را به نوآوری تبدیل كند.
"جیمز وات" (مخترع موتور بخار از دیدگاه دانش آموزان) و "توماس نیوكامِن" (مخترع موتور بخار از دیدگاه تاریخ دانان تكنولوژی) هر دو از نوآوران سیستماتیك و هدفمند بوده اند، اما " رابرت بوی " شیمی دان انگلیسی _ ایرلندی، یك شبه موتور احتراقی را اختراع نمود .
نوآوری هدفمند كه در نتیجه تحلیل، سخت كوشی و كار سیستمی حاصل می شود را می توان به عنوان تجربیات نوآوری مطرح نمود ودر مورد آنها بحث كرد. تقریباٌ 90 در صد نوآوری های كارآمد و اثر بخش بر همین اساس صورت می گیرد.
اما اصول نوآوری چیست؟ قطعا نوآوران استثنایی نیز در صورت پیروی از این اصول می توانند اثر بخش باشند این اصول شامل دو دسته می با شند . تعدادی از آن مواردی كه باید انجام دهیم و بخشی از مواردی كه بهتر است انجام ندهیم. البته باید به این دو دسته سه شرط را باید اضافه كنیم.
آنچه باید انجام دهیم
1. نوآوری سیستماتیك و هدفمند با تحلیل فرصتها آغاز می شود . اولین قدم تفكر، در مورد آن چیزی است كه آنرا منابع فرصتهای نوآوری می نامیم. این منابع در محیطهای مختلف دارای اهمیت متفاوت می باشند. برای مثال "جمعیت شناس " ارتباط چندانی با نوآوری فرآیندهای صنعتی ندارد.
2. نوآوری هم مفهومی است و هم ادراكی دومین اصل اجباری در نوآوری همانا سركشی، سوال كردن و گوش كردن می باشد. نوآوران موفق از هر دو نیم كره مغز خود خوب استفاده می كنند. آنها به ارقام، آمار ومردم نگاه می كنند و تحلیل می نمایندكه "چه نوع نوآوری برای فرصتهای موجود لازم است؟" . آنها سعی می كنند تا انتظارات، ارزشها و نیازهای مصرف كنندگان و استفاده كنندگان را درك كنند.
3. نوآوری اثر بخش باید ساده و هدفمند باشد _ تنها باید به یك كار پرداخت. البته ساده نیست، هر چیز ساده ای ابتدا با مشكل مواجه می شود. بهترین نوآوری آن است كه مردم درباره اش بگویند: عالی است، چرا ما تا به حال به آن فكر نكرده بودیم.
حتی نوآوری كه یك بازار و مورد استفاده جدید ایجاد می نماید نیز باید به سوی كاربردی طراحی شده، صریح و مشخص سوق داده شود.
4. نوآوری های اثر بخش كوچك می باشند و بزرگ نیستند. آنها در یك جهت مشخص خواهند بود. ایده های بزرگ با برنامه ایجاد انقلاب و تحول در یك صنعت، احتمال موفقیت بسیار پائینی دارند.
5. آخرین مورد در این خصوص، هدف نوآوری در جهت رهبری است نوآوری نباید الزاماً به خاطر تبدیل شدن به یك فعالیت بزرگ باشد. چون هیچكس قادر به پیش بینی این مسأله نیست.
اگر نوآوری از ابتدا در جهت رهبری نباشد، غیر متحمل است كه به اندازه كافی قادر به موجودیت بخشیدن به خود باشد.
آنچه نباید انجام دهیم
1. نباید سعی كنیم كه باهوش باشیم. نوآوری ها توسط افراد عادی و معمولی صورت می گیرد و تنها احمق ها نمی توانند نوآوری داشته باشند .
2. نباید به فعالیتهای متنوع وپراكنده پرداخت. فعالیتها باید كانون مند باشند.
3. در آخر اینكه، نباید سعی كنیم تا برای آینده نوآوری نمائیم. باید برای زمان حال نوآوری كرد. نوآوری می تواند پیامد های بلند مدتی داشته باشد و شاید تا 20 سال آینده به بلوغ خود نرسد. در ابتدای دهۀ 70 كسی تصور نمی نمود كه رایانه ها تا این اندازه بر چگونگی و روش انجام كارها تأثیر داشته باشد.
سه شرط
متأسفانه غالباً مشاهده شده كه به این سه شرط آشكار هیچگونه توجهی نمی شود:
1. نوآوری كار است. به دانش نیاز دارد.نوآوران معمولاً از دیگر افراد با استعدادتر می باشند و درچند زمینه فعالیت می كنند.
2. برای موفقیت باید بر قدرت و توانایی خود تكیه كنند و به فرصتها در طیفی وسیعتر بنگرند. سپس از خود سؤال كند كه كدام یك مناسب من است.
3. در آخر اینكه نوآوری تأثیر است بر اقتصاد و جامعه، تغییری است در رفتار مصرف كنندگان، معلمین و كشاورزان و یا كل مردم. و یا اینكه تغییری است در یك فرآیند، در چگونگی كار كردن و تولید یا محصول كارآفرینی، باید نزدیك به بازار، متمركز بر بازار ودر جهت بازارگرایی باشد.
مرجع: خلاقیت و كارآفرینی Innovation and Entrepreneurship
****
منبع :مقاله " اصول نوآوري " نویسنده: پیتر دراكر برگرفته از سايت http://www.mlm.ir
هفدهم فروردین 1387
خوش خطی !
مهين يونسزاده مطلبی
خوشخطي از جمله صفاتي است كه برخي آن را ارثي ميدانند. ميتوان شواهدي براي اثبات اين مدعا يافت. اما ذاتي بودن خطخوش به آن معنا نيست كه اين صفت قابل يادگيري نباشد. در واقع ميتوان از ابتدا كه بچهها دبستان ميروند، با توجه به يك رشته ملاحظات و انجام تمرينهايي چند، دانشآموزان را به اهميت خط خوش واقف و اين قابليت را در آنان تقويت كرد. در مطلبي كه در پي ميآيد، آموزگاري توصيههايي را براي واداشتن دانشآموزان از بدخطي و تشويق آنان به خوشخطي عرضه ميكند. مخاطب برخي از اين توصيهها آموزگاران و والدين و برخي ديگر خود دانشآموزان است. نويسنده معتقد است توجه به نگارش دانشآموزان از همان سالهاي اوليه دبستان مورد توجه قرار بگيرد.
پرورش قابليت خوشنويسي در بچهها ميتواند امتيازي چشمگير در بزرگسالي براي آنان به همراه داشته باشد. هر چه باشد، خوشخطي از جمله صفاتي است كه همواره مورد توجه بسياري قرار ميگيرد. پس اگر ميخواهيد فرزندتان خوشخط شود، به اين نكات توجه كنيد:
علل بدخطــــي
* توجه نكردن دانشآموزان به خط زمينه دفتر و تخته كلاس.
* اضطراب و نگراني دانشآموزان هنگام نوشتن.
* نداشتن اعتماد به نفس هنگام نوشتن.
* نداشتن آمادگي جسماني، رواني، روحي.
* وجود اختلالات يادگيري در دانشآموزان.
* نداشتن هدف و انگيزه براي زيبانويسي.
* مواجه شدن دانشآموزان با حجم زياد تكاليف.
* تندنويسي تكاليف.
* استفاده از خودكار، رواننويس و وسايل مشابه آن.
* آشنا شدن دانشآموزان در كلاس اول با خط نسخ ماشيني، اين امر سبب ميشود در كلاسهاي بالاتر به سختي بتواند خط نستعليق را جايگزين خط نسخ كند.
* خط نسخ كتابهاي درسي دوره ابتدايي.
* اتلاف وقت هنگام نوشتن خط نسخ مانند كلمه (محمد) اگر همين كلمه را دانشآموز با خط نستعليق بنويسد سرعت بيشتري خواهد داشت.
* بيتوجهي به هنر.
* خط نسخ روي كاغذ حجم بيشتري ميگيرد، اما واژگان در خط نستعليق جاي كمتري اشغال ميكنند.
* خط نسخ به سبب نداشتن سيرهاي دايرهاي و انحناها و قوسهاي موجود در مفردات و كلمات صرفاً يادگيري در خواندن و نوشتن را تسهيل ميكند و تأثيري در خوشنويسي ندارد.
* فشردگي برنامه كلاسي در يك نيمروز و فشار بر دانشآموزان به سبب دو يا چند نوبتي بودن مدرسه.
* استفاده از ابزار نامناسب از جمله مداد كوتاه و كاغذ بدون خط به خصوص در پايههاي اوليه ابتدايي.
* بيدقتي هنگام نوشتن و رعايت نكردن هم شكلي، هم اندازه و هم فاصله بودن واژگان.
* بيدقتي براي تميز و مرتب نوشتن.
* تراكم بيش از حد شاگردان در كلاس و نداشتن فضاي مناسب و كافي براي نوشتن.
* دادن تكاليف نامناسب و بدون تناسب با توانايي كودكان.
* بياعتنايي اغلب معلمان ابتدايي به استفاده از خط نستعليق و آموزش آن.
* واكنشهاي منفي و نامناسب بعضي معلمان در برخورد با نوشتههاي دانشآموزان.
* جدي نگرفتن يادگيري خط از طرف خانواده و مدرسه و نبود مراقبتهاي لازم.
* نبود انگيزه، حوصله و دانش لازم نزد برخي معلمان ابتدايي براي آموزش خط به دانشآموزان.
* بدخطي بعضي از والدين، سرمشق نامناسبي براي كودكان است.
* دادن سرمشقهايي با رسمالخط نامناسب به دانشآموزان.
* ندانستن روش و راهكارهاي، خوشنويسي و اجرا نكردن تمرينهاي لازم.
* قرار دادن چپ دست و راست دست در كنار هم هنگام نوشتن.
* بيتوجهي به زيبايي هنري خط كه باعث تقويت روح لطيف در كودكان ميشود.
* نبود دستورالعمل مشخص و روشني براي آموزش خط نستعليق به منظور تكرار و تمرين دانشآموزان.
راهكـــارهاي رفـــع بدخطـــي
براي رفع بدخطي دانشآموزان، از سوي معلمان و پژوهشگران راهكارهاي فراواني معرفي شده است كه به ذكر برخي از آنها ميپردازيم:
* در كلاس اول ابتدايي از مجربترين و علاقهمندترين معلمان استفاده شود.
* تمهيداتي به عمل آيد كه معلم درس اول بتواند در حين آموزش از ابزارهاي سمعي بصري استفاده كند.
* معلمان با اصول صحيح نوشتن آشنا و داراي خط خوش باشند.
* براي معلمان در زمينه خط نستعليق دورههاي كارآموزي آموزش ضمن خدمت گذاشته شود تا پس از ديدن دورههاي لازم، در كلاس حضور يابند.
* انگيزه آموزش خط زيبا به دانشآموزان در معلمان تقويت شود.
* معلمان در مورد خط بچهها را توبيخ نكنند.
*معلم با رفتار خود در ميان دانشآموزان تبعيض قايل نشود.
* با رسيدگي انفرادي به نوشتههاي كودكان ضعيف دليل بدخطي بررسي و براي برطرف كردن آن تمهيدات لازم انديشيده شود.
* علاقه و انگيزه براي صحيح نوشتن و زيبانويسي را در كودكان تقويت كنند.
* به تفاوتهاي فردي و نقاط قوت و ضعف دانشآموزان توجه شود.
* مقدار تكاليف با توانايي كودكان تناسب داشته باشد.
* تكاليف هدفدار باشد و باعث تقويت قواي ذهني كودك شود.
* تكاليف به گونهاي باشد تا تمرين و تكرار آنها باعث تثبيت يادگيري شود.
* تكاليف به صورت مستمــــر مورد رسيدگــي معلم قرار گيرد و او از تشويق و تذكر استفاده كند.
* اهميت انجام دادن تكاليف نوشتني براي كودك مشخص باشد.
* از الفاظ مناسب و زيبا مانند بسيار خوب، عالي، آفرين فرزندم و ... در تأييد نوشتههاي كودكان استفاده شود.
* هرگز نبايد تكاليف دانشآموزان را خط زد، زيرا انگيزه زيبا نوشتن را در آنها از بين ميبرد.
* در نوع تكاليف تنوع وجود داشته باشد تا رغبت انجام دادن آن در دانشآموز ايجاد شود.
* بعضي اشتباهات دانشآموزان چشمپوشي شود و او مورد راهنمايي قرار گيرد.
* هدف از نوشتن به صورت خط نستعليق براي دانشآموزان روشن باشد.
* دانشآموزان به خط زمينه دفتر و تخته كلاس توجه كنند.
* دانشآموزان به جهتهاي حركت در نوشتن مانند بالابه پايين، راست به چپ و زير خط دقت كنند.
* كودك مداد را به طور صحيح در دست بگيرد و براي نوشتن، از ابزار مناسب استفاده كند.
* با رعايت نظم و پاكيزگي صفحه دفتر خود را كثيف نكند.
* زياد درشت و زياد ريز ننويسد و به يك اندازه نوشتن عادت كند.
* در آغاز نوشتن از دفاتر خطدار استفاده كند تا بتواند در مراحل بعدي بدون استفاده از خط زمينه مطلب خود را در خطي مستقيم و درست بنويسد.
* دانشآموزان عادت كنند واژگان را يكسره و يك باره بنويسند و سپس نقطههاي حروف هر كلمه را بگذارند.
* بهتر است تا زماني كه شاگردان به درست نوشتن عادت كنند، تكاليف خود را در كلاس و زير نظر مستقيم معلم انجام دهند.
* دانشآموزان نوشتن واژگان ديگر را نيز تمرين كنند و نوشتن كلمات و رونويسي مختص به كتاب نباشد تا درست نوشتن كلمات ديگر را نيز ياد بگيرند.
* از وضع خانوادگي، مالي، فرهنگي، تواناييها، حالات روحي رواني، عاطفي و بهداشتي دانشآموزان اطلاعات كافي در دست باشد، زيرا گاهي انگيزههاي بدخطي ناراحتيهاي روحي عاطفي و فرهنگي است.
* يك رسمالخط يك دست و يكسان به خط ريز نستعليق يا شبيه آن براي سال اول در نظر گرفته شود.
* كتب درسي با رسمالخط تلطيف شده خط نستعليق چاپ شود.
* نگاه كردن به خط نستعليق(مشق نظري) تأثير زيادي در خوشنويسي دارد. بنابر اين بهتر است از پايه اول دانشآموز با اين خط آشنا شود.
* به ساعت خوشنويسي اهميت بيشتري داده شود.
* از رسمالخطهاي تحريري براي تقويت مهارت دانشآموزان در نوشتن استفاده شود(مانند تمرينهايي براي پر رنگكردن كلمات تحريري، كپي كردن از روي آنها جهت تمرين، شبيهسازي به طور مستقيم از طريق نگاه كردن(مشق نظري) و عمل سايهزدن).
* براي استفاده از خط نستعليق به صورت مداوم و مستمر تأكيد شود.
منبع: همشهری آنلاین
برگرفته شده از : http://tps.blogfa.com http://hamyari200.mihanblog.com
شانزدهم فروردین 1387
روابط نوزاد و والدین
«انعطاف پذيري عصبي» را براي تغيير توانايي مغز جهت خواندن
شکل گيري اين پيوندها روندي بسيار ويژه است ؛ تجربه اي است شگفت انگيز که در طي آن ، شما و کودکتان ياد مي گيريد که يکديگر را دوست بداريد . اين ارتباط ممکن است به محض آن که چشمان خود را براي نخستين بار به روي کودک مي گشاييد، شکل بگيرد و يا ممکن است ماهها طول بکشد.
اگر زايمان به خوبي پيش برود و نوزاد بلا فاصله بعد از تولد به نزد شما آورده شود، ممکن است با نگاه کردن و شير خوردن، عشق شديدي را در شما ايجاد کند. نوزاد نزديکي بدن مادر، شنيدن صداي او، نگريستن به چشمهايش وطعم نخستين شير را تجربه خواهد کرد؛ تمام اين چيزها سبب احساس آرامش و امنيت در وي مي شود.
*لمس کردن
يکي از قدرتمند ترين طرق تشکيل ارتباط عاطفي بين مادر و نوزاد، نزديکي جسماني و تماس پوست است که سبب احساس آرامش و سلامت مي شود. اين نزديکي براي رشد و تکامل عاطفي کودک نيز ضروري است. تحقيقات نشان داده است که نوزادان نارس را به جاي قرار دادن داخل يک انکوباتور ( دستگاهي که دماي داخل آن بر طبق نياز نوزاد قابل تغييراست) مي توان روي سينه مادر يا پدر گذاشت ( نگهداري به روش " کانگورو") . پس اوقات پر از آرامشي را به نشستن در کنار نوزاد و در آغوش گرفتن او اختصاص دهيد. مي توانيد با ملايمت و با آب گرم او را شستشو داده و سپس به آرامي با روغن بچه ماساژ دهيد.
*صحبت کردن
کودک از شنيدن صحبت هاي شما لذت مي برد و حتي سرخود را به طرف صدا بر مي گرداند و با خنديدن و دست و پا زدن به شما پاسخ مي دهد. مهم نيست به او چه مي گوييد. او از توجه شما خوشحال مي شود و شما از پاسخ او لذت مي بريد . وقتي با او حرف مي زنيد به وي نگاه کنيد.ارتباط چشمي بسيار مهم است و به تقويت درک متقابل از هم وايجاد مهارت هاي ا جتماعي کمک مي کند.
روند شکل گيري پيوند عاطفي ممکن است هفته ها يا حتي ماهها به طول بينجامد، بخصوص اگر زايمان مشکل بوده و يا کودک ، نياز به مراقبت هاي ويژه داشته باشد.
طبق گزارش هاي رسيده ، نزديک به 30 درصد زناني که به تازگي مادرشده اند ، در برقراري پيوند عاطفي با نوزاد خود دچار مشکل هستند. اگر شما نيز چنين احساسي داريد، با کمک همسر، مادر و يا دوستان نزديکتان مي توانيد بر اين مشکل غلبه کنيد.
پرورش يک کودک خسته کننده است، بنابراين سعي کنيد از تراکم فعاليت هاي روزمره در منزل کم کنيد و از کمک دوستان و خانواده نيز برخوردار شويد و سعي کنيد در طول روز هنگام به خواب رفتن کودک ، کمي بخوابيد . همچنين مراقب حالتي به نام " تنهايي پس از زايمان" باشيد. اين حالت ممکن است در بعضي مادران در حدود 3 يا 4 روز پس از تولد نوزاد رخ بدهد. اين احساس ناتواني در مقابله با مسائل و مشکلات ، به دليل تغييرات هورموني است و پس از گذشت چند روز برطرف مي شود.
*افسردگي پس از زايمان
در برخي موارد، مادر افسردگي پس از زايمان را تجربه مي کند . علائم اين افسردگي عبارت اند از : احساس فقدان انرژي و اشتياق ، تحريک پذيري ، احساس خستگي بيش از حد وعدم توانايي مقابله با مشکلات زندگي براي مدتي طولاني.
اگر از اين مشکلات رنج مي بريد با پزشک خود مشورت کنيد . يکي از بهترين راههاي درمان اين مشکل گذراندن اوقات بيشتر با نوزاد است، برخورد و تماس فيزيکي با نوزاد سبب ترشح هورمون هاي " مادرانه" مي شود که خود باعث احساس آرامش و بهبودي مي گردد.
*شخصيت کودک شما
در حالي که نوزادان خصوصيات و رفتارهاي مشترک بسيار زيادي دارند، تفاوت هاي بسياري نيز بين آنها وجود دارد. کودک شما از لحاظ ژنتيکي يک انسان منحصر به فرد است که تجربيات ويژه و خاصي در دوره داخل رحمي ، در طي تولد و در چند ماه اول زندگي داشته است. تمام اين تجربيات در شکل گيري شخصيت و چگونگي پاسخ کودک به دنياي اطراف و به شما نقش دارند.
*نقش ژنتيک
به محض تشکيل نطفه، شکل ظاهري و بسياري از خصوصيات ديگر براي تمام عمر شکل مي گيرد. کودک نيمي از ژن هاي خود را از مادر و نيمي از ژنها را از پدر به ارث مي برد. اما چون هر سلول شامل ترکيب متفاوتي از ژنهاست ، کودک خصوصيات ظاهري ، شخصيت و استعدادهاي خاص خود را خواهد داشت.
کودکان در ترکيب ژنها بسيار متفاوت اند مگر اين که دوقلوهاي همسان باشند. بسياري از خصوصيات فرزند شما توسط اين ژن ها کنترل مي شوند، مثل رنگ مو و چشم ها ، گروه خوني ، جنسيت ، قد و شکل بدن. همچنين تصور مي شود که حداقل برخي از خصوصيات شخصيتي کودک توسط ژن ها تعيين مي شود، مثل هوش. اما با اين که آرايش ژنتيکي مي تواند تعيين کننده توانايي هاي بالقوه کودک باشد، نحوه تربيت و محيط اطراف وي نيز تأثير زيادي بر شخصيت او خواهد داشت.
*تفاوت در تکامل مغزي
در عين حال که محيط اثر عمده اي بر تکامل ساختار شخصيتي کودک دارد، بنابر برخي تحقيقات ، ساختمان مغز مسئول بسياري از تفاوت هاي تکاملي و شخصيتي بين پسر و دختراست . براي مثال ، نيمکره راست مغز که مسئول کنترل فعاليت هاي فيزيکي است در پسرها رشد بيشتري يافته، درحالي که تکامل زودتر نيمکره چپ در دخترها به اين معناست که فعاليت هاي حرکتي ظريف و دقيق و مهارت هاي سخن گفتن در دختران زودتر از پسران شکل مي گيرد.
اما به ياد داشته باشيد که عوامل بيولوژيک هرگز نبايد به عنوان عاملي محدود کننده در تکامل توانايي هاي فرزند شما محسوب شوند . کودکان موجوداتي منحصر به فردند و ظرفيت آنها براي آموختن بسيار قوي تر و بيشتر از هر عامل بيولوژيکي عمل مي کند .
*خلق و خوي کودک
عوامل زيادي در شکل دادن خصوصيات شخصيتي و خلق و خوي کودک نقش دارند. ژنتيک ، جنسيت، محيط اجتماعي، تعداد خواهران و برادران ، همه بخشي از اين وظيفه را به عهده دارند. مشخص است که بسياري از اين عوامل خارج از کنترل شما هستند و به زودي متوجه خواهيد شد که نمي توانيد نقش چنداني درانتخاب شخصيت کودک خود داشته باشيد. اما مسلم اين است که مهمترين عامل مؤثر بر نحوه رفتار و شخصيت کودک در ماهها و سال هاي اول زندگي ، ارتباط او با شماست. ممکن است شما نتوانيد " چگونگي " کودک خود را انتخاب کنيد اما روشي که ارتباط شما را با هم برقرار مي کند، تأثير فوق العاده اي بر شخصيت در حال رشد وي خواهد داشت. طبيعي است که کودک عليرغم نوع شخصيتي که دارد، از داشتن روابط پر محبت با شما لذت و فايده بسيار مي برد.
*مهارت هاي ارتباطي
کودک پس از تولد به سرعت راه هاي مختلفي را براي برقراري ارتباط با شما ياد مي گيرد. او براي بيان نيازهاي مختلف خود از گريه هاي متفاوتي استفاده مي کند و قبل از 2 ماهگي براي ابراز شادي خود به شما لبخند مي زند. همچنين با ايجاد اصوات مختلف ، خود را براي سخن گفتن آماده مي کند.
*گريه
مؤثرترين راه براي برقراري ارتباط کودک در ماه هاي نخست زندگي گريه کردن است، زيرا وي تنها از اين طريق مي تواند شما را متوجه نيازهاي خود کند. در واقع گريه نخستين سخني است که کودک مي گويد. حتي نخستين گريه کودک پس از تولد يک نقش ارتباطي بسياري مهم دارد. اين گريه به پزشک مي گويد که ريه ها براي نخستين باربا موفقيت از هوا پر شده اند و حالا کودک مي تواند نفس بکشد.
در ابتدا ممکن است تصور کنيد که گريه کودک هميشه يک جور است و کودک هميشه يک صدا را توليد مي کند اما به تدريج مي فهميد که کودک براي نيازهاي مختلف خود اصوات مختلف و گريه هاي متفاوتي دارد. همچنان که زمان مي گذرد، قادر به درک اصوات و گريه هاي مختلف کودک مي شويد و اين به شما کمک مي کند که به سرعت نيازهاي کودک را برآورده سازيد.
منبع:سایت تبیان
شانزدهم فروردین 1387
تربیت اجتماعی!
ده نکته اساسی پیرامون تربیت اجتماعی دانشآموزان
همه ما میدانیم که انسان موجودی اجتماعی است. در اجتماع به دنیا میآید، در جامعه زندگی میکند و در میان یک جمع نیز دار فانی را وداع میگوید.
امروزه جامعهشناسان، مردم شناسان و روانشناسان اجتماعی توجه ویژهای به جامعه پذیر شدن افراد نشان میدهند و چون نهاد تعلیم و تربیت، رسالت آموزش و پرورش میلیونها نهاد پاک و بیآلایش فرزندان هر مرز و بومی را داراست و ایجاد نیروی انسانی مولد، کارآمد و اثربخش محور توسعه در هر جامعهای محسوب میگردد، ضروری است که سیاستگذاران و برنامهریزان وزارت آموزش و پرورش در تمامی سطوح اعم از حوزه ستادی، استان، منطقه و مدارس نسبت به تربیت و پرورش دانشآموزانی که توانایی برقراری ارتباط با گروه و سایر افراد را به طور مناسب داشته و اینکه شهروندان خوبی در آینده باشند در اولویت قرار دهند و با نگاه ویژهای بدان بنگرند و آن را مدنظر قرار دهند. در این سطور کوشیدهایم تا فعالیتها و برنامههایی را که در تربیت اجتماعی دانشآموزان موثرند به صورت محوری ذکر نماییم تا اسباب نظر و رهتوشه عمل اهل معرفت و سنگرداران تعلیم و تربیت قرار گیرد:
۱) توجه ویژه به نقش مهم خانواده به عنوان کوچکترین نهاد اجتماعی و برجستهسازی نقش اجتماعیساز و پرورش دهنده روحیات جمعگرایی، همرایی، همنوایی و تشویق به انجام امور و کارها به صورت گروهی با روشهای مناسب و تقسیم کار بین فرزندان و والدین.
۲) هدایت و سوق دهی برنامههای رسانههای گروهی بویژه صدا و سیما به عنوان یکی از نهادهای فرهنگساز به انجام فعالیتهای گروهی و اجتماعی از قبیل تبلیغ بازیهای گروهی، ایفای نقش جمعی نوجوانان و دانشآموزان در پیشبرد اهداف یک تیم یا گروه خاص علمی یا ورزشی و غیره.
۳) تلاش در جهت اجتماعی کردن کودکان از طریق محتوای کتب درسی و گنجانیدن مفاهیمی همچون تاریخ مشترک، وضعیت طبیعی مشترک، بیان نوع حرکت به صورت جمهوری، سیاستهای جمعی، مشاورههای گروهی، روابط و مناسبات اجتماعی و ارائه الگوهای مناسب رفتار جمعی و...
۴) برجسته سازی نقش اجتماعی مدارس از قبیل انجام حرکات ورزشی در مراسم آغازین به صورت جمعی، اجرای نمایشنامه، قرائت سرود دستجه جمعی و به صورت همخوانی، برگزاری دورههای آموزش قرآن و مراسم ادعیه خوانی مثل زیارت عاشورا، برگزاری مناسبتها و ایامالله، برپایی نماز جماعت و...
۵) اجرای برنامههای جمعی آموزش و ارزشیابی در مدارس مثلا برگزاری بازدیدهای علمی و یا ارائه نمرات میان ترم یا پایان ترم دانشآموزان با مشورت سایر دبیران، معاون و حتی مدیر مدرسه.
۶) بهرهگیری از دبیران و معلمان دروس اجتماعی، تاریخ و جغرافیا در ارائه فعالیتهای مطالعات اجتماعی و فراهم سازی زمینههای درک مشترک از طبیعت، سیاست، محیط پیرامونی، زندگی جمعی، حرکات وحدتبخش، انعطاف پذیری، همبستگی و...
۷)ترویج فعالیتهای گروهی و شرکت و عضویت در تشکلهای دانشآموزی همچون بسیج، انجمن شوراهای دانشآموزی، پیشتازان و فرزانگان، پیشگامان، بهداشتیاران و... قراردادن هرکدام از دانشآموزان با توجه به سلیقه و علاقه و استعداد ویژه در گروه یا کمیتهای خاص جهت انجام فعالیتهای مورد علاقه.
۸) ارائه بازیهای محلی با گرایش جمعگرایانه به منظور ارتقای نقش مهارتهای اجتماعی و ایفای نقش در هر مرحله از بازی با انتخاب دوستان، یارکشی مناسب و برقراری ارتباط با سایرین و اعضای بازیگر.
۹) برگزاری اردوها و بازدیدها به منظور ایجاد وحدت، همدلی، همرایی، همبستگی، محبت، تعاون، همدردی، نظم پذیری، الگوپذیری، شکوفایی و بروز استعدادها به صورت کوتاه مدت یک روزه، چند روزه، منطقهای، استانی و برون استانی.
دوازدهم فروردین 1387
کودکان دیر آموز !
کودکان دیر آموز
* ویژگی های عاطفی کودکان دیر آموز :
نگرش کودکان دیر آموز،به مدرسه و تحصیل معمولا منفی است.تعداد غیبت های آنان بیشتر است و در بسیاری از موارد از سوی معلم و همکلاسان خود طرد می شوند. این نگرش منفی نسبت به کودکان دیر آموز در کلاس سوم تا پنجم بیشتر است شاید به این دلیل که آنها مشکلات سازگاری بیشتر دارند. گاهی این دانش آموزان تعارض های اجتماعی خود را به شکل پرخاشگری نشان می دهند چرا که در هنگام مواجهه با بحران های بین فردی و شخصی ساز و کار های ناکارآمدی برای مقابله در پیش می گیرند.
دیر آموزان انگیزه بالایی ندارند و همین امر موجب درماندگی، ناامیدی و پایین آمدن عزت نفس آنها در مدرسه می شود.تجربه شکست مکرر در کلاس،فقدان هدف برای آینده،نگرش منفی همکلاسان و روش های نادرست آموزش،رشد انگیزه تحصیلی این کودکان را به شدت کاهش می دهد.این کودکان از مشکلات رفتاری خود آگاه نیستند و نمی توانند عواطف خود را به طور مناسب ابراز کنند.از کشف مشکل آنها ناتوانیم و آموزشهای لازم را در برخورد با این کودکان ندیده ایم.
* دانش آموزان با ناتوانی یادگیری چه کسانی هستند:
کودکان مبتلا به ناتوانی های یادگیری گروهی از کودکانی هستند که ظاهر طبیعی دارند و رشد جسمی و قد وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است،هوششان در حد متوسط می باشد به خوبی صحبت می کنند ومانند سایر کودکان بازی کرده وبا دیگران ارتباط برقرار می نمایند در خانه کارهایی راکه والدین به آنها واگذار می کنند به خوبی انجام می دهند در مهارت های خودیاری نیز مشکل بسیار مشخص و چشمگیری ندارند.اما در مهارت های تحصیلی با مشکل بسیار مشخص و چشم گیری ندارند.اما در مهارت های تحصیلی ودرسی و مفاهیم پیشرفت تحصیلی با مشکل روبروینداین کودکان در ابتدا با همسالان خود چندان تفاوتی از نظر درسی ندارند اما به تدریج و با افزایش پیچیدگی دروس این فاصله بیشتر خواهد شد توانمندی آنها در یادگیری مطالب به طور قابل ملاحظه ای با دیگر همسالان متفاوت است ویادگیری مهارت های آموزشگاهی مانند خواندن و نوشتن و حساب کردن به شیوه معمول در مدارس بر ایشان دشوار می باشد این مشکل معمولا بعد از آنکه کودک مدتی در مدرسه مشغول تحصیل می شود ظاهر می گردداین کودکان در ابتدا اطمینان کافی به پیشرفت تحصیلی خود دارند به تدریج در می یابند که کودکان دیگر نسبت به آنها از وضعیت تحصیلی بهتری برخوردارند عدم شناخت این دانش آموزان از سوی معلم و اولیا تاثیرات بدی را به لحاظ فردی و اقتصادی و اجتماعی بر روی دانش آموزان و اولیا و جامعه می گذارند احساس عدم توانایی در اینگونه دانش آموزان بکار بردن روشهای منسوخ گذشته از سوی مدرسه واولیا(فشار ها،تحقیرها،سرزنش های مقایسه ای ناروا) موجب عدم اعتماد به نفس،احساس تحقیر وافسردگی و نهایتا مردودی وترک تحصیل را همراه دارد.
* راه چاره
مسلم است که کار با دانش آموزان دیرآموز باید دور از نگرش منفی و تعصب صورت بگیرد.باید این نگرش در جامعه آموزشی و خانواده ایجاد شود که دیر آموزان متعلق به جامعه عادی هستند واستثنایی تلقی نمی شوند.به عبارت دیگر اگر یک کودک دیر آموز در نظام آموزشی درست نبیند و سرانجام با بر چسب استثنایی وارد مراکز ویژه شود نشان دهنده ناکارآمد بودن روش آموزشی است.والدین باید نقش خود را به عنوان معلمان طولانی مدت کودک،بپذیرند و پذیرفتن این نقش مستلزم آن است که بین خانه و مدرسه همکاری و ارتباط بیشتر و فعالتری ایجاد شود.بنابراین معلمان این دانش آموزان باید آموزش مناسب و دوره های مربوطه را بگذرانند ودارای شناخت کافی از کودکان و نحوه ارتباط با خانواده های آنان باشند. در حال حاضر بهترین کمک به این کودکان آن است که: خانواده ها به طور موثر با معلم همکاری کرده و معلم از این همکاری استقبال کند. این کودکان در کلاس هایی قرار گیرند که دارای دانش آموز کمتری باشد تا معلم بیشتر به آموزش انفرادی بپردازد وبه تدریج کودک را درگیر فعالیت های گروهی و دروس جمعی نماید. پیشرفت این کودکان به صورت هفتگی ثبت شود در این صورت نیاز از وجود یک مشاور کمک گرفته شود.
* این پیام کودکانی است که از ناتوانایی یادگیری رنج می برند:
کاش : برای آموختن به من به راهنمایی شفاهی و آموزش کلامی بسنده نکنی،من نیازمند رهبری عملی توام.
کاش : مرا آزاد بگذاری واز کندی حرکاتم ناشکیبا نشوی و به خاطر عملکرد ناشیانه ام فرصت کسب تجربه و یادگیری را از من سلب نکنی.
کاش : در آموزش به من در انتظار معجزه نباشی تا از کوشش و مبارزه در آموختنم مایوس نشوی.
کاش : به من فصت بدهی تا کارهایم را خود انجام دهم و آهنگ کند رفتارم را پذیرا باشی و به تعجیل وادارم نکنی.
کاش : صبورانه بگذاری میزان سرعتم را خود تعیین کنم تا بدانی در پناه صبر تو خواهم آموخت.
کاش : مرا سرزنش نکنی که من به علت عدم توانایی مستحق ملامت نیستم واندک پیشرفتم را مقدمه پیشرفت دیگر تلقی کنی.
|
منبع: برشور (کودکان دیر آموز) ش5 بهمن 86 معاونت آموزش و پرورش عمومی استان اردبیل |
یازدهم فروردین 1387
مکیدن انگشت!
چطور کودکمان را از مکیدن انگشت باز داریم؟
زمانی که كودكان هنوز چند ماهه هستند، مکیدن انگشتشان با مزه به نظر میرسد
اما وقتی که به سن مهد کودک میرسند دیگر این کار اصلاً خوشایند نیست و تازه آن زمان است که نگران کودکمان میشویم. قیافه او در حالی که روی پاهای خودش ایستادهاست و هنوز انگشتش را میمکد، برایمان عذابآور است.
نگران نباشید. دانشمندان تخمین زدهاند که بیش از 18 درصد کودکانی که بین 2 تا 6 سال سن دارند انگشت خود ـ که غالباً انگشت شست آنهاست ـ را میمکند.
تحقیقات همچنین حاکی از آن است که مکیدن انگشت اکثراً توسط کودکانی انجام میگیرد که در دوران نوپایی ساعات زیادی از روز را از مادرشان دور بودهاند.
این اتفاق در بین کودکانی که ماههای اولیه زندگی خود را در آغوش مادرشان طی کرده و تماس فیزیکی با او داشتهاند، بسیار بسیار کم دیده میشود.
اکثر پزشکان توصیه میکنند تا زمانی که کودک خودش تصمیم به رها کردن این عمل نگرفته، والدین نباید وی را مجبور به این کار کنند.
ممکن است تذکر دادن به کودک در مورد مکیدن انگشتش کارساز باشد اما بهترین راه سپردن این مشکل به خود اوست.
اگر دوستانش در مهد کودک یا مدرسه یک بار او را در این حالت ببینند و مورد تمسخر او را قرار دهند کودک نا خوداگاه نسبت به این عمل اکراه پيدا میکند.
اينكه كودك خودش به این نتیجه برسد، بسیار بهتر از آن است که شما وی را مجبور به این کار کنید.
میتوانید با او وارد بازی شوید. یک تقویم یک ماهه روی یخچال خود بگذارید و روزهایی که او را در حین این عمل ندیدهاید را علامتگذاری کنید. در پایان ماه بهخاطر پیشرفتش به او جایزه دهید.
به کودکتان که در حال مکیدن انگشتانش است، بگویید که باید همه انگشتانش را بمکد و او را مجبور به این کار کنید و مطمئن باشید که او خیلی زود از این کار خسته میشود.
از او بپرسید که چرا این کار را میکند و مجبورش کنید تا پاسخ دهد. تنها مشکل این کار اين است که وی یک پیشنهاد نادرست را از زبان والدینش خواهد شنید.
اگر کودکتان دیگر جلوی شما انگشتش را نمیمکد، آن را یک پیشرفت بدانید. او زمانی را که باید در تنهایی برای این کار اختصاص دهد را کوتاه میکند و این مدت کوتاه برای او کمتر ضرر دارد.
اگر در انجام این کار از خودش پیشرفت کمی نشان داد، او را سرزنش نکنید. احساس ناتوانی در وی خود باعث ادامه دادن این کار می شود.
گرچه اکثر پزشکان این کار را بیرحمانه توصیف میکنند، اما زدن محلولهای بد مزه به انگشت میتواند به كودك یادآوری کند که نباید انگشتش را در دهان فرو ببرد.
به یاد داشته باشید که این کار را برای تنبیه انجام ندهید و به او بگویید که این کار تنها برای فراموش کردن این عادت است.
به دست کردن دستکش روی انگشت هم میتواند به او این موضوع را گوشزد کند.
در ابتدا از او بخواهید که در جمع دست از این کار بردارد و سپس برای مراحل سختتر همچون زمان خواب پاداش بهتری در نظر بگیرید.
زمانی که متوجه شدید که او هنوز این کار را انجام میدهد، سرش داد نکشید. زیرا این کار او را بیشتر ناراحت میکند و این عمل در او تقویت میشود
به گفته والدین آنها، بچهها هر سال که میگذشته، به این کار رغبت کمتری نشان دادهاند و کمکم آن را رها كردهاند و یا تنها در زمانهای خاصی همچون تماشاي تلویزیون، آن را ادامه دادهاند.
هر چه سن بچهها بالاتر میرود و در جمع دوستان خود قرار میگیرند، از ترس مسخره شدن توسط دوستانشان این کار را کمتر انجام میدهند تا کمکم از سر آنها میافتد.
مکیدن انگشت چقدر جدی است؟
مکیدن انگشت در کودکانی که سن بیشتری دارند، میتواند نشان استرس باشد. كودك ممکن است دچار ترس و یا ناراحتی بوده و این عمل را برای آرام کردن خود انجام دهد.
اگر احساس میکنید توقف کودکتان در این حالت، اوضاع روحی او را بدتر میکند، بگردید و ببینید مشکل اصلی کودکتان که ترس یا ناراحتیاست، از کجا نشأت میگیرد.
اینکه پدر و مادرها با گذشتن سن کودکشان از مرز پنج سالگی، نگران این حرکت او میشوند، کاملاً طبیعیاست. اجازه دهید تا کودکتان بفهمد که شما از این کار او ناراضی هستید.
حال اگر تا بعد از پنج سالگی این کار را رها نکرد چه ؟
این عمل همچنین ممکن است که باعث گشاد شدن دهان کودک شود و این احتمالات بستگی به ندارد که او چطور و از کدام جهت انگشتش را میمکد.
وقتی کودک به سن مدرسه رفتن رسید، این کار او در ملأ عام باعث مسخرهشدنش میشود. بچهها معمولاً تصور میکنند کودکانی که انگشت خود را میمکند، باهوش، خوشحال و زیبا نیستند و همین موضوع باعث میشود کودکتان این کار را جلوی ديگران انجام ندهد.
یکی دیگر از خطرات مکیدن انگشت احتمال چرکی شدن آن است. حتي ممكن است کودکتان پس از لمس کردن مادهای سمی با فرو بردن انگشتش در دهان، آنررا خورده و مسموم شود.
برخي وسایل دندان پزشکی هم هستند که شما میتوانید آنها را به کودکتان پیشنهاد کنید. اگر او آنها را بپذیرد، خیلی زود این عادت را فراموش میکند.
به یاد داشته باشید که تنها اگر منشأ این رفتار کودکتان را کشف کنید، میتوانید این عادت را از سر او بیندازید الميرا صديقي: همشهری انلاین
یازدهم فروردین 1387
خیس کردن ممنوع!
آموزش رفتن توالت به کودکان
والدين دوست دارند فرزندشان، مهارتها را سريع و حتي زودتر از زمان مقرر خود بياموزد، اما آموزش بعضي نكات نيازمند صبر و حوصله و فرارسيدن زمان مناسب آن است.
آموزش استفاده از «توالت» يكي از همين نكات است كه اغلب والدين با مشكلات متعددي براي آموزش آن روبهرو هستند؛ تا حدي كه باعث كلافگي خود و فرزندشان ميشود. آنچه در پي ميآيد؛ نگاهي است به زمان و شيوه مناسب آموزش اين مهارت به كودكان.
بهطور معمول بهترين زمان براي آموزش استفاده از توالت به كودكان، سن 2 سالگي است؛ اما اين قانون كلي براي همه كودكان نيست.
بسياري از كودكان زودتر و يا ديرتر از دو سالگي، استفاده از توالت براي اجابت مزاج را ميپذيرند. بنابراين ميتوان اينطور نتيجه گرفت كه كودكان از جهت ويژگيهاي فردي متفاوت بوده و همين تفاوت، عامل اصلي پذيرش اين تحول است.
تا بيست ماهگي مثانه كودكان به آن اندازه كه بايد پر نميشود تا اضطراري براي تخليه آن احساس كنند، از طرفي عادت كردهاند كه بدون اراده و تفكر در هر زمان، نياز خود را برطرف كنند. بنابراين تا اين سن، آموزش استفاده از توالت كمي مشكل است.
اما پس از اين سن، از آنجايي كه وضعيت كودك بهويژه تغذيه او تقريباً شبيه به افراد بزرگسال ميشود، بنابراين دفع ادرار و مدفوع او نيز از الگويي جديد پيروي ميكند و كمكم كودكان اضطرار در اجابت مزاج را احساس ميكنند.
اين زمان، شاخصترين زمان براي شروع آموزش است. در نخستين گام بايد براي كودك الگوسازي كرد و با صبر و حوصله آموزش را پيش برد. براي جلب توجه كودك، بايد از شيوههاي گوناگون استفاده كرد. مثلاً هنگامي كه تصميم داريد، دستشويي برويد او را به نحوي متوجه حركت خود بكنيد.
يكي ديگر از نكات مورد توجه، انتخاب فصل مناسب براي آموزش است. به عقيده روانشناسان بهترين فصل، فصل تابستان است، چرا كه والدين بدون دغدغه سرما خوردن كودك، ميتوانند كمي آزادانهتر عمل كنند.
يكي ديگر از نكات قابل ذكر، تفاوت سرعت فراگيري در پسرها و دخترها است. پسرها ديرتر از دخترها استفاده از توالت را فراميگيرند كه اين علاوه بر تفاوت در ضريب هوشي دخترها نسبت به پسرها، به ساختار فيزيكي بدن پسرها نيز مرتبط است؛ چرا كه اولاً پسرها در اين سن از نظر فيزيكي ضعيفتر از دخترها هستند و درثاني نشستن را ديرتر از دخترها فرا ميگيرند.
اين عوامل اصليترين دلايل كند بودن فراگيري استفاده از توالت در پسرها است. بنابراين نبايد روند فراگيري دخترها و پسرها را مقايسه كرده و بيدليل نگران شد.
آمادگي پذيرش
كودك براي آموزش بايد از جهت روحي- رواني و سلامت جسمي در شرايط مناسبي قرار داشته باشد تا بتواند بهخوبي اين تغيير را پذيرا شود. اين علايم نشاندهنده آمادگي كودك براي پذيرش تحول است:
- تر نكردن پوشك حداقل براي دو تا سه ساعت در روز و افزايش تدريجي اين زمان.
- توجه نشان دادن به دستشويي رفتن ديگران و راه افتادن به دنبال آنها براي تقليد از آنها.
- تنظيم زمان دفع مدفوع مثلاً پس از صبحانه به مدت حداقل يك هفته تا ده روز.
- نشان دادن نياز به دفع مدفوع يا ادرار به شيوههاي مختلف مثل رفتن در آغوش مادر و نشان دادن ناراحتي خود.
- احساس ناراحتي پس از تر شدن و گريه براي تعويض پوشك.
- به تعويق انداختن آموزش
در مواردي به دليل بروز شرايطي خاص، بايد زمان شروع اين آموزش را به تعويق انداخت. در غير اين صورت كودك دلزده شده و بيش از پيش از فراگيري امتناع ميكند. - هنگامي كه در انتظار تولد نوزاد جديد هستيد (از ماه هشتم بارداري تا زمان وضع حمل)
- زماني كه در حال آموزش به فرزند ديگرتان هستيد؛ مثلاً فرزند بزرگتر شما وارد مدرسه شده است.
- بروز هرگونه تحول در روند عادي زندگي مثل تولد نوزاد جديد، بيماري خود كودك
- جابهجايي منزل.
- تغيير مكان خواب كودك مثل انتقال او از اتاق خواب والدين به اتاق خواب شخصي.
- بروز مشكلات خانوادگي مانند مرگ عزيزان، بيماري يكي از والدين يا خويشان نزديك.
- طلاق و يا دعواها و مشاجرههاي دائمي والدين.
- ترس كودك از چيزي خاص.
يادآوري چند نكته
براي آموزش بهتر و نتيجهگيري سريعتر، اين چند نكته را بهخاطر بسپاريم:
- با شادي و نشاط با موضوع برخورد كنيد و آموزش را به نوعي تفريح تبديل كنيد.
- طوري رفتار كنيد كه كودك از اين تحول شاد و هيجانزده شده و آن را به عنوان مهارتي ويژه كه تنها او توانايي انجامش را دارد، بپذيرد.
- از ايجاد هرگونه استرس، زماني كه كودك در حال اجابت مزاج است، بپرهيزيد.
- براي آموزش اصلاً عجله نكنيد. كودك در آرامش زودتر فرا ميگيرد.
- نگران به تعويق افتادن فراگيري اين رفتار نباشيد. كودك اين مهارت را نيز مانند ديگر رفتارها ميآموزد.
- در طول آموزش، از لباسهايي استفاده كنيد كه خود كودك بتواند آنها را از تنش درآورد. اين آزادي به او اطمينان ميبخشد.
- بسياري از كودكان از صداي سيفون ميترسند، بنابراين در طول آموزش و هنگامي كه او در دستشويي است، از سيفون استفاده نكنيد. آموزش اين نكته را به زماني ديگر موكول كنيد.
- اگرچه در حال آموزش به كودك هستيد، اما شبها از پوشك استفاده كنيد تا كودك بدون احساس ترس، استرس و ناامني بخوابد.
- او را با همسالانش مقايسه نكنيد. كودكان اين سن هم مقايسه را ميفهمند و براي مبارزه با اين مسأله بهطور ناخودآگاه لجبازي ميكنند.
و در پايان يادآوري ميشود كه حفظ آرامش و آموزش قدم به قدم بهترين روش براي فراگيري بهتر و سريعتر كودكان است.
منبع: بيبيسي
مترجم: سها دادمند
یازدهم فروردین 1387
یک طرح درس ساخت گرا
یک طرح درس ساخت گرا جهت آشنایی با سه حالت ماده برای کلاس دوم ابتدایی
( سه شعبده ی دنیای ما )
مواد و وسایل لازم :
چند برگ کاغذ ، تعدادی بادکنک و آب.
مراحل اجرای طرح :
1. دانش آموزان را به گروه های سه نفری تقسیم می کنید و به هر گروه یک عدد بادکنک باد شده، یک برگ کاغذ و یک عدد بادکنک پر شده با آب بدهید. اکنون تصاویر یا اجسامی را به آن ها نشان بدهید که گویای سه حالت ماده باشند، مثلا: تعدادی چوب به عنوان حالت جامد، آب یا مایع های دیگر برای معرفی حالت مایع، و بادکنک یا توپ پرباد به عنوان حالت گازی.
توضیحی درباره ی سه حالت ماده به آن ها ندهید و بگذارید با اشیایی که به آنها داده اید، تازه ها را کشف کنند تا بهتر در ذهنشان بماند.
2. اکنون مرحله شروع شناسایی و آزمایش توسط دانش آموزان است. از آنها بخواهید، درباره ی چیزهایی که به آن ها داده اید، روی یک برگ کاغذ،هرچه به ذهنشان می رسد، بنویسند.به دانش آموزانی که بادکنک پر از هوا یا آب داده اید،بگویید تا پس از نوشتن درباره ی حالت بادکنک، نخ بادکنک ها را به آهستگی باز کنند و در باره ی حالت آن چه درون بادکنک هاست هم توضیح بدهند.دانش آموزان را راهنمایی کنید، در توصیف های خود از کلماتی مثل: سفت، غیر قابل مشاهده،مرطوب،بی شکل،سبک،سنگین و ... استفاده کنند.با جمع کردن برگه های دانش آموزان، وارد مرحله پایانی شوید.
3. روی تخته ی کلاس، سه ستون برای سه حالت جامد،مایع و گاز باز کنید.کمی درباره ی هر یک از حالت های ماده توضیح بدهید وسپس با کمک دانش آموزان،خصوصیات مربوط به هر یک از حالت های ماده را بنویسید در حین کار اشتباه های آن ها را تصحیح کنید،به این معنی که اگر اشتباها خصوصیتی را برای جسم جامدی مثال زدند،با کمی توضیح خصوصیت مورد نظر را برای حالتی از ماده که صحیح است،بنویسید.سعی کنید همه ی دانش آموزان در بحث شرکت کنند.
ارزیابی :
دانش آموزان در پایان اجرای طرح باید بر این نکات مسلط شده باشند:
- تعریف دقیقی از سه حالت ماده ارایه کنند.
- برای هر حالت حداقل پنچ مثال بزنند.
-تفاوت ها واحتمالا کاربرد مختصری از هر یک از حالت های ماده را بیان کنند.
منبع: ماهنامه رشد آموزش ابتدایی، دوره ی یازدهم، اسفند 86 ص 44 ترجمه سها دادمند
هفتم فروردین 1387
عید نوروز در دشت مغان
عید نوروز در دشت مغان
بايرام يئلى چارداخلارى ييخاندا
نوْروز گوْلى ، قارچيچکى ، چيخاندا
آغ بولوتلار کؤينکلرين سيخاندا
بيزدن ده بير ياد ائلييه ن ساغ اوْلسون
دردلريميز قوْى ديّکلسين ، داغ اوْلسون
با سلامي به صفاي نسيم بامدادي و به سرسبزی دشت همیشه بهار مغان، همراه با لطافت شكوفه هاي بهاري فرا رسيدن نوروز باستاني و آغاز سال 1387 خورشيدي را به عموم هموطنان ایرانی،آذربایجانی،دشت مغانی و بخصوص به خوانندگان سایت مغان ارس تبريك مي گويم.
اكنون كه زمين در دورترين فاصله از خورشيد است، با حركتي شگفت انگيز، خود را آماج پرتوهاي حيات بخش قرار داده است. مطمئناً اين هماهنگي در نظم زمين و خورشيد، سامانه جانداران زميني را به سوي تولدي ديگر مي برد. اميد است آغاز بهار طبیعت براي شما عزيزان و هموطنان و بخصوص دشت مغانیهای مقیم خارج از کشور که از پکن در شرق گرفته تا آذربایجان ،لندن و سوئد و کانادا و امریکا مقیم هستند، تولدي ديگر در شكوفايي تراوشات فكري و تحولي سرنوشت ساز همراه باشد. آرزومندم پرتو اين تحول با پرتوهاي آفتاب هماهنگ گردد و سالي پربار در پيش داشته باشيد. این نوشتار بر آن است تا مروری بر پیدایش عید نوروز و آداب و رسوم خاص آن در دشت مغان بپردازد.
مقدمه
انسان، از آغازین روزهای پیدایش بشری و از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار حیوانات زمینی و دریایی و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار خود را مي گذراند، متوجه تغییر و بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي در اطراف محیط زندگی خود، مانند تکرار فصول شد.این تغییرات زمان يخ بندان ها، موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري حیوانات و پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد. ضرورت نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همهً جوامع، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت. و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستانی ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".
آغاز سال
مردم شناسان را عقيده بر اين است که محاسبه آغاز سال، در ميان قوم ها و گروه هاي کهن، از دوران کشاورزي، همراه با مرحله اي از کشت يا برداشت بوده و بدين جهت است که آغاز سال نو در بيشتر کشورها و آيـيـن ها در نخستين روزهاي پائيز، يا زمستان و يا بهار مي باشد. آغاز سال ايرانيان، هر چند زماني دستخوش تغيـيـر گرديد ولي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و الا نبـيـاء و ابوريحان بـيـروني در آثار الباقيه گويند که آغاز سال ايراني، از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم ) روز هرمز از ماه فروردين بود. وقتي که آفتاب در نصف النهار، در نقطهً اعتدال ربـيـعي بود، و طالع سرطان بود.
نوروز در ادبـيـات فارسي
جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند، که تـنـها به چند نمونه و مورد اشاره مي شود :
جهان انجمن شد بر تخت اوي از آن بر شده فره بخت اوي
به جمشيد بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودين بر آسوده از رنج تن، دل ز کين
به نوروز نو شاه گيتي فروز بر آن تخت بنشست فيروز روز
بزرگان به شادي بياراستند مي و رود و رامشگران خواستند
محمد بن جرير طبري نوروز را سر آغاز دادگري جمشيد دانسته: جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم. و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.
ابوريحان بـيـروني پرواز کردن جمشيد را آغاز جشن نوروز مي داند : چون جمشيد براي خود گردونه بساخت، در اين روز بر آن سوار شد، و جن و شياطين او را در هوا حمل کردند و به يک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم براي ديـدن اين امر به شگفت شدند و اين روز را عيد گرفته و براي يادبود آن روز تاب مي نـشـيـنـند و تاب مي خورند. . به نوشته گرديزي، جمشيد جشن نوروز را به شکرانهً اين که خداوند " گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود " برگزار کرد و هم در اين روز بود که " جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت به حرب ديوان و سياهان و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. " و سرانجام خيام مي نويسد که جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، يکي آنکه هر سيصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقيقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همي کم شود؛ و چون جمشيد، آن روز دريافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آيـيـن آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.
شایان ذکر است که جشن نوروز پـيـش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان بیرونی نيز، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند، ياد آور مي شود که، " آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پـيـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " . گذشته از ايران، در آسياي صغير و يونان، برگزاري جشن ها و آيـيـن هايي را در آغاز بهار سراغ داريم.
این آیین باستانی با وجود جنگ و ستيزها، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي، اعتقادي، علمي و فني و تغییر و تحولات زندگی از نوع سنتی به ماشینی، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جوامع و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ و در مقام مقايسه، امروز جامعـه و کشوري را با جشن و آيـيـن چندين روزه اي، که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام، فقير و غني، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايـي و عشايـري باشد، سراغ نداريم..
در دشت مغان عید نوروز و بهار طبیعت جلوه ای دیگر دارد.صرف نظر از آیین های ویژه ،طبیعت سبز این منطقه در آغاز بهار آدمی را به شگفت وا میدارد و عقل انسان را جادو می کند.
آیین های ویژه عید نوروز در دشت مغان :
آتش افروزی
در آخرین چهار شنبه هر سال مردم بویژه نوجوانان و جوانان با پوشال و هیزم در چند نقطه آتش روشن می کنند و از روی آن می پرند و با هلهله و شادی از نوروز استقبال می کنند .به هنگام پریدن از روی آتش معمولاً این ابیات را تکرار می کنند:آتیل ماتیل چرشنبه – بختیم آچیل چرشنبه
باکى چى نين سؤزى ، سوْوى ، کاغيذى
اينکلرين بولاماسى ، آغوزى
چرشنبه نين گيردکانى ، مويزى
قيزلار دييه ر : « آتيل ماتيل چرشنبه
آينا تکين بختيم آچيل چرشنبه »
در دشت مغان بعد از آتش افروزی رسم بر این بود که شالی را به چوب می بستند و به خانه ها می رفتند و از لای در یا پنجره داخل خانه می انداختند و صاحب خانه نیز چیزی به عنوان هدیه نظیر پول ،شیرینی و غیره به شال می بستند این عمل در اصطلاح محلی به «قورشاق آتدی»یا «شال آستی» معروف است.
بايراميدى ، گئجه قوشى اوخوردى
آداخلى قيز ، بيگ جوْرابى توْخوردى
هرکس شالين بير باجادان سوْخوردى
آى نه گؤزل قايدادى شال ساللاماق !
بيگ شالينا بايرامليغين باغلاماق !
...
شال ايسته ديم منده ائوده آغلاديم
بير شال آليب ، تئز بئليمه باغلاديم
غلام گيله قاشديم ، شالى ساللاديم
فاطمه خالا منه جوراب باغلادى
خان ننه مى يادا ساليب ، آغلادى
یک نوع رسم دیگر «قولاغ آستی» است. در قولاغ آستی کسی نیت می کند و سپس گوش خود را بسته و به خانه دوستان و خویشان و همسایگان نزدیک می شود و به صورت پنهانی در نزدیک پنجره ایستاده و دست خود را از گوش برداشته و با اولین جمله ای که از خانه مزبور می شنود به خانه برگشته و آن جمله را بیان کننده نیت خود تلقی می کند.این رسم از هنگام غروب تا شام مرسوم بود.
پنجشنبه آخر سال
يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز در دشت مغان به مانند سایر نقاط ایران ياد کردن از مردگان در پنج شنبه آخر سال است که به اين مناسبت به قبرستان مي روند و خوراک مي برند و به ديگران مي دهند و بر سر مزار مردگان خود و اهل قبور فاتحه می خوانند. این آیین به ويژه برای خانواده هايي که در طول سال عضوي را از دست داده اند حتمی و واجب است. رفتن به زيارتگاه ها و " زيارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نيز، روز پـيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال - رسمي عام است. در اين روز، خانواده ها خوراک نان، حلوا و خرما بر مزار نزديکان مي گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، يا چراغ روشن مي کنند. در برخي از شهرهاي نزدیک دشت مغان مانند مشکین شهر، یک یا چند روز پيش از عيد، خانواده هاي عزادار،در مساجد و تکیه های محله خود مراسمی برگزار می کنند از خويشان و نزديکان و هم محلی های خود با غذا و حلوا پذيرايي مي کنند و در سر مزار جمع مي شوند و به نوعی با غم در سال جاری وداع و سال نو را با شادمانی شروع می کنند.
نظافت و خانه تكانى
از ارزشهاى عيد نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسيدن سال نو تحولى در زندگى خود ايجاد مى كنند و با خريد لباس نو تغيير ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند. اصطلاح " خانه تکاني " را بيشتر در مورد شستن، تميز کردن، نو خريدن، تعمير کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسيدن نوروز، به کار مي برند. در اين خانه تکاني، که معمولاً از اول اسفند شروع می شود ، بايستي تمامي ابزارها و وسيله هايي که در خانه است، جا به جا، تميز، تعـمير و بازسازی شده و دوباره به جاي خود قرار گيرد. برخي از ابزارهاي سنگين وزن، يا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسيله هاي ديگر، فقط سالي يک بار، آن هم در خانه تکاني نوروزي، جا به جا و تميز مي شود.
کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از زمان شکل گیری شهر ها و آبادیها در دشت مغان و در خانه ها و در بين مردم مرسوم است . نسل امروزی اهمیت بیشتری به این موضوع می دهند.
امروز، در اکثر خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند. موقع سال تحويل و روي سفره "هفت سين " بايستي سبزه می گذارند. اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي " سيزده بدر " از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند..
سفره هفت سين
رسم و باوري کهن است که امروزه اکثر اعضای خانواده ها در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد هم آيند. در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف " س " آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و قرآن زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه های دشت مغان تا روز سيزده گسترده است.
پوشيدن لباس نو
پوشيدن لباس نو در آيـين هاي نوروزي، رسمي همگاني است. تهيه لباس، براي سال تحويل، فقير و غني را به خود مشغـول مي دارد. در جامعه سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي - به ويژه براي کودکان - رسمي در حد الزام بود. بسياري از خانواده ها که در سوگ يکي از نزديکان لباس سياه پوشيده اند، به مناسبت نوروز، به ويژه هنگام سال تحويل، لباسي ديگر ميـپوشند. کساني که به هر علت لباس نو ندارند، مي کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پيراهن - در هنگام سال تحويل، نو بـپوشند.
ديد و باز ديد نوروزی
يكى از ارزشها وآیینهای عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستا است و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته. در اين ديدوبازديدها از غمها و مشكلات يكديگر آشنا مى شوند. چه بسيار كدورتهايى كه در اين ايام با نگاهى دوباره فرو مى ريزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد .رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل،ریش سفیدان طايفه و شخصيت هاي علمي و اجتماعي و منزلتي مي روند. در بسياري از اين عيد ديدني ها، همه کسان خانواده شرکت دارند. " ديدن" هاي نوروزي که ناگزير " بازديد " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسي و روبوسي است، در روزهاي نخست فروردين، که تعطيل رسمي است، و گاه تا سيزده فروردين و در مواقعی تا آخر فروردين بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد. رفت و آمد گروهي خانواده ها، در کوي و محله هنوز از ميان نرفته است. اين ديد و بازديدها، تا پاسي از شب ادامه دارد. تا زماني که "مسافرت هاي نوروزي" رسم نشده بود، در شهرها و محله هايي که آشنايي هاي شغـلي و همسايگي و " روابط چهره به چهره " جايي داشت، ديد و بازديد هاي نوروزي، وظيفه اي بـيش و کم الزامي به شمار مي رفت. و چه بسا آشناياني بودند - و هستـند - که فقط سالي يک بار، آن هم در ديد و بازديد هاي نوروزي، به خانهً يکديگر مي روند. گسترش شهرها، ازدياد جمعـيت، پراکندگي خانواده هاي سنتي، محدوديت هاي شغلي ، از عامل هايي است که ديد و بازديد هاي نوروزي را کاهش داد. و بر اثر اين دشواري ها و محدوديت هاي زماني، بسياري از خانواده هايي هم که به مسافرت نمي روند، براي ديد و بازديدهاي نوروزي، از پـيش زماني را معـين مي کنند.
نوروز اول(قارا بایرام)
در ديد و بازديدهاي نوروزي رسم است که نخست به خانهً کساني بروند که " نوروز اول " در گذشت عضوي از آن خانواده است. خانواده هاي سوگوار افزون بر سومين، هفتمين و چهلمين روز، که بيشتر در مسجد برگزار مي شود، نخستين نوروز که ممکن است بيش از يازده ماه از مرگ متوفی بگذرد، در خانه مي نشـينند. و در اين روز است که خانواده هاي خويشاوند لباس سياه را از تن سوگواران در مي آورند. جلسه هاي " نوروز اول " که جنبهً نمادين دارد، در عين حال از فضاي ديد و بازديدهاي نوروزي برخوردار است. و ديدارکنندگان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسليت نمي گويند، بلکه براي آنان " آرزوي شادماني " مي کنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. رسم نوروز اول بـيشتر در خانه هایی برگزار ميشود که آخرين روز اسفند را به عنوان ياد بود درگذ شتگان سال سوگواري نکنند.در روستاها این دید و بازدید به بهترین و معنوی ترین شکل برگزار می شود.اهالی روستا در مقابل مسجد جمع شده و به خانه صاحب عزا می روند تا به آنها به شکلی که در بالا ذکر شد در سال جدید آرزوی شادمانی بکنند.
هديه نوروزي، يا عيدي
هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي کهن است،. هديه و عيدى دادن از رسوم معمول عيدهاست و در ميان مردم دشت مغان معمول بوده است. در این ایام افراد معمولاً به نزدیکان درجه یک خود بخصوص خانمها هدیه می دهند.
بازیهای نوروزی
1. قایش گوتدی
در این بازی بیش از 2 نفر جمع شده و هر کدام کمربند خود را که قایش نامیده می شود در آورده،سپس خطی بصورت دایره می کشند و نفرات به دو گروه مساوی تقسیم می شوند که گروهی در داخل خط و گروه دوم در خارج آن قرار می گیرد...
افراد خارج دایره با یکایک افراد داخل دست می دهند و به حالت زورآزمایی سعی می کنند که رقیب خود را از داخل دایره بیرون بکشند و یا کمربند را به نحوی بردارند.افراد داخل دایره نیز سعی می کنند که رقیب خود را به داخل دایره کشیده و از دست رفتن کمربندها جلوگیری کنند.گروه خارج دایره در صورت به دست آوردن کمربند با زدن آن به پای رقیب سعی در بدست آوردن کمربندهای دیگر دارند.چنانچه در حین این کار یکی از افراد داخل دایره با پا به پای یکی از افراد بیرون دایره بزند بازی خاتمه یافته و عوض می شود.
2. یومورتا اویونی(تخم مرغ بازی)
در قدیم که نگهداری مرغ در روستاها بسیار رایج بود.تخم مرغهای طبیعی برای بازیهای نوروزی طرفداران زیادی داشت .از شب چهار شنبه سوری به بعد تخم مرغ بازی بین نوجوانان و جوانان روستاها و محله ها مرسوم بود.آنان با تست استحکام تخم مرغ خود و رقیب با زدن آن به دندان خود بصورت متناوب و اطمینان از استحکام تخم مرغ خود ،وگذاشتن شروط برای اول زدن نوک تخم مرغ خود به نوک تخم مرغ رقیب مسابقه را شروع ودر صورت شکستن یا ترک بر داشتن بازنده شده و تخم مرغ را به رقیب تحویل می دهند.
3.پول پول اویونی
در ایام عید جوانان سکه ها را روی هم می چینند و با سکه ای دیگر گاه بسیارمحکم و گاه بسیار فنی به سکه های چیده شده ضربه می زنند تا بصورت شیر یا خط درآید.بازیگران تا زمانی که موفق به برگرداندن سکه شوند می توانند ادامه دهند. گاه بازیگران بقدری حرفه ای بازی می کنند که فرصت به دیگر رقیبان نمی رسد و کلیه سکه های آن مرحله را تصاحب می کند. تیله بازی از دیگر بازیهای رایج در بین مردم منطقه است.
دعا
براى روز اول سال، دعا و درخواست خير وبركت، موفقيت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضايل انسانى از جمله آداب اين روز مقرر گرديده است و مردم دشت مغان مانند سایر اقوام دست به دعا بر می دارند و می گویند:
«یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول والاحوال
حول حالنا الى احسن الحال».
سایت مغان ارس ( احد قاسمی)
هفتم فروردین 1387
سرعت غیر مجاز اصلی ترین عامل تصادفات رانندگی
سرعت غیر مجاز اصلی ترین عامل تصادفات رانندگی
حوادث ترافیکی علت اصلی مرگ و میر و صدمات جدی در تمامی سنین به شمار می آیند. متاسفانه 90 درصد تلفات ناشی از تصادفات با وسایل نقلیه موتوری که همه ساله میلیون ها کشته و مجروح بر جای می گذارد مربوط به کشور های در حال توسعه است و تاسف بار تر این که ایران یکی از کشور هایی است که از بالاترین میزان تلفات انسانی در حوادث رانندگی برخوردار است. به نحوی که کشور ما علیرغم داشتن تنها یک درصد از جمعیت جهان در چند سال اخیر 2 درصد از تلفات انسانی حاصل از تصادفات وسایل نقلیه در سراسرجهان را به خود اختصاص داده است .آمار کشته شدگان در تصادفات وسایل نقلیه در ایران 2 برابر وآمار مصدومین در سوانح ترافیکی در ایران تقریبا 5 برابر و آمار مصدومین در سوانح ترافیکی در ایران تقریبا 5 برابر میانگین آمار های جهانی است. نباید فراموش کرد که بیش از 27000 کشته و 276 هزار مجروح در سوانح ترافیکی جاده های کشور در طی سال 1385علاوه بر تاثیر ناهنجاری که بر روح و جسم شهروندان می گذارد، صدمه ای سخت بر پیکر اقتصاد کشور وارد نموده و چهره ای خشن و ناامن از راننگی در جاده های ایران در ذهن جهانیان ترسیم می نماید.
عامل انسانی مهم ترین عامل تصادفات
شکی نیست که ناامنی جاده ها،نقایص خودروها،اشکالات اورژانس و سیستم انتقال مصدومین به مراکز درمانی هریک به نوبه خود در افزایش تلفات ناشی از تصادفات وسایل نقلیه در کشور نقش دارند،اما آنچه در صدر علل افزایش تلفات قرار دارد چیزی جز فرهنگ نادرست رانندگی نسیت.بررسی حوادث ترافیکی سنوات اخیر حاکی از آن است که بخش مهمی از حوادث رانندگی در 30-20 کیلومتری ورودی و خروجی شهرهای اصلی،بزرگراههای اصلی و جاده های کمربندی شهرها اتفاق می افتد که علت اصلی این حوادث شتاب و عجله بی مورد و رانندگی با سرعت های بسیار بالا است. میزان مرگ ومیر ناشی از حوادث ناشی از حوادث رانندگی در کشور در یک سال در حدود 29000 مورد وخسارت ناشی از این سوانح بیش از 60 هزار میلیارد ریال یعنی معادل 5درصد درآمد ناخالص ملی برآورد شده است.
سرعت غیر مجاز
سرعت بیش از حد مهمترین وشایعترین عامل تصادفات ومرگ میر در حوادث ترافیکی است. گرچه سرعت زیاد و حوادث ترافیکی رابطه بسیار پیچیده ای با هم دارند اما به زبان ساده می توان گفت که هر چه سرعت وسیله نقلیه بالاتر باشد احتمال انحراف و واژگونی خودرو بیشتر شده، احتمال تصادف،صدمه ومرگ و میر افزایش می یابد.بر اساس یک قانون مشهور فیزیک، انرژی یک اتومبیل با توان دوم سرعت آن رابطه مستقیم دارد.فرض کنید که اتومبیلی که با سرعت 50 کیلومتر در ساعت در حرکت است به جسمی برخورد کند، در این حالت میزان انرژی که این اتومبیل به مانع مقابل وارد می نماید متناسب است با عدد 50 به توان2 یعنی 2500، در حالیکه اگر سرعت اتومیبل بیشتر باشد این انرژی در زمان تصادف به خودرو و سرنشین ها منتقل شده و احتمال صدمه و مرگ ومیر آنان را به میزان زیادی افزایش می دهد.
یکی از مطالعات مشترک انجام شده توسط کارشناسان ترافیک و پزشکی نشان میدهد که اگر اتومبیلی با سرعت 50 کیلومتر در ساعت به کودکی برخورد کند احتمال مرگ کودک حدود 50 درصد است ولی اگر همین اتومبیل با سرعت 65 کیلومتر درساعت یعنی فقط 15 کیلومتر بیشتر به همان کودک برخورد کند احتمال مرگ کودک به 90 درصد افزایش می یابد و این درصد افزایش خطر ، درصد بسیار هشدار دهنده ای است.
سرعت غیر مجاز و صدمات مغزی
مغز انسان در مایع مغزی نخاعی شناور است و توسط محفظه استخوانی جمجمه حفاظت می شود. در زمان تصادفات معمولا سر به شیشه جلوی اتومبیل یا دیگر اجزای داخلی خودرو برخورد نموده و شکستگی و خونریزی های مغزی اتفاق می افتدکه عموما سبب مرگ فرد می شود. بررسی های پزشکی حاکی از آن است که شدت این صدمات رابطه ای مستقیم با سرعت و شتاب اتومبیل دارد. این موضوع همچنین در مورد صدمات وارده به قفسه سینه،صورت،طحال،گردن و دیگر اجزای حیاتی بدن از جمله قلب و رگهای بزرگ و همچنین ریه ها که صدمه وارده به هر یک می تواند عامل مرگ فرد مصدوم باشد صادق است. سرعت بالا همچنین احتمال پرت شدن سرنشینان خودرو به بیرون از اتومبیل را افزایش می دهد. وقتی سرنشین خودرو به بیرون پرت می شود احتمال مرگ وی به 5 برابر افزایش می یابد.
سرعت بیش از حدّ بر میدان بینایی و میزان دید راننده نیز موثر است. توجه به این نکته ضروری است که افزایش سرعت خودرو سبب کاهش میدان بینایی راننده میشود.
رعایت سرعت مجاز یک امر ضروری است
کنترل سرعت وسایل نقلیه یکی از الزامات رانندگی در تمامی کشورهاست
گرچه سرعت گیر ها اعلام کننده های اتوماتیک صوتی سرعت در داخل اتومبیل هر یک می توانند نقش موثری در کنترل سرعت اتومبیل داشته باشد اما آنچه که بیشترین اهمیت را دارد، رعایت سرعت مجاز و مطمئن توسط رانندگان خودرو هاست. به مثال زیر توجه کنید:
اگر سرعت مجاز در یک اتوبان 120 کیلومتر بر ساعت و طول مسیر 480 کیلومتر باشد وشما با 20 درصد سرعت غیر مجاز یعنی 144 کیلومتر بر ساعت برانید تنها 45 دقیقه زودتر به مقصد می رسید اما اگر با این سرعت تصادف کنید احتمال مرگ ومیر شما ودیگر سرنشینان خودرو 5برابر افزایش
می یابد.
بنابراین همه رانندگان باید:
1. عادات غلط خود را که منجر به رانندگی غیر ایمن می شود اصلاح نمایند.
2. خونسردی خود را در ترافیک حفظ کنند وبه هیچ وجه درصد پاسخگویی به رفتار نادرست رانندگان خاطی برنیایند
3. از مصرف مواد روانگردان، داروها، مواد مخدر و الکل که سبب کاهش سطح هوشیاری می شود به شدت بپرهیزند.
4. تمام تلاش خود را به کار گیرند تا رانندگی خود را تا پایان مسیر به صورت ایمن ادامه داده و از رانندگانی که با سرعت های غیر مجاز و رفتار های نادرست می رانند فاصله بگیرند.
برگرفته از جزوه ی فرهنگ ترافیک ( سازمان راهداری و پلیس ناجا)
تایپ با تلخیص : افشین پاآهو

