هفدهم دی 1387
دولت آبادی و رحماندوست
4- پروین دولتآبادی
شاعر و از بنیانگذاران شورای کتاب کودک بود
کتاب شعر گل بادام او جایزه شعر شورای کتاب
کودک در سال ۱۳۶۶ را از آن وی کرد.
پروین در سال ۱۳۰۳ در محله احمدآباد اصفهان از مادری فرهنگی و مدیر مدرسه ناموس به نام فخرگیتی و پدری که رئیس اوقاف اصفهان بود به نام حسامالدین دولتآبادی زاده شد.
وي پس از دبیرستان تصمیم داشت تحصیل را در رشته نقاشی و مجسمهسازی در دانشکده هنرهای زیبا ادامه دهد و چند جلسه هم در دانشگاه شرکت کرد اما بازدید از یک پرورشگاه مسیر او را عوض کرد. پرورشگاه متعلق به شهرداری تهران بود و پدرش ریاست کل آن را برعهده داشت. خواهرش مهین نیز به اداره بخش شیرخوارگاه آن میپرداخت. پروین تصمیم گرفت به سرپرستی و تربیت کودکان پرورشگاه بپردازد. در پرورشگاه شعرهایی که برای کودکان سرود بسیار مورد توجه آنان قرار گرفت وي در پيشبرد روند تاريخي شعر كودك سهمي بسزا داشته است. در دورهاي كه نشانههاي شعر اندرزي مشروطه هنوز به چشم ميخورد، با رويـــدادي مهم ، يعني انتشار مجله پيك در دهــــــــه چهـــــــل
شعر او از پند و اندرز و درونمايههاي دستوري فاصله ميگيرد و با رعايت ويژگيهاي كودك، جايگاه خود را پيدا ميكند. ارزش و احترام به هويت كودك و سرودن شعرهايي همساز با سرشت او، در آثار دولتآبادي بازتاب يافته است. اين بينش هنگامي در جامعه ريشه دواند كه مناسبات اجتماعي براي پذيرش آن آماده بود. وی از معدود نویسندگانی است که آثارش در کتب درسی نیز آمده است دولت آبادي از بنیانگذاران شورای کتاب کودک است. وی در انگلستان و در رشته عکسبرداری داخلی تحصیل کرده و مدرک دکترای «آموزش پیش از دبستان» خود را از امریکا دریافت کرده است. این شاعر به عنوان یکی از ویراستاران کتابهای کودک و نوجوان انتشارات فرانکلین (علمی فرهنگی) فعالیت کرده و همچنین با همکاری لیلی ایمنآهی به گردآوری گنجینه ادبیات کودک پرداخته است. از جمله آثار این شاعر میتوان به کتابهایی چون: «شور آب»، «شهر سنگی»، «مهرتاب»، «بر قایق ابرها» و «هلال نقرهای» اشاره کرد.پروین دولت آبادی روز سهشنبه ۲۷ فروردین سال ۱۳۸۷ شمسی در سن ۸۴ سالگی بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا دفن گردید در تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا دفن گردید.
( شعر" دعا "در فارسي بخوانيم پايه اول ابتدايي و شعر "خدا" در فارسي بخوانيم پايه چهارم از اشعار وي انتخاب شده است. )
27- مصطفي رحمان دوست 
مصطفي رحمان دوست شاعر، قصه نويس و مترجم كتاب هاي كودكان نوجوانان در سال1329 در همدان متولد شد. پس از اخذ ليسانس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران، به عنوان كارشناس كتاب هاي خطي در كتابخانه مجلس مشغول به كار شد.
او از كلاس پنجم ابتدايي به نوشتن علاقه مند شد و در سال 1351 براي كودكان شعر سروده است بعد از انقلاب اسلامي با عنوان مدير مركز نشريات كانون پرورش فكري كودكان نوجوانان، مدير مسئول نشريات رشد، سردبير رشد دانش آموز، سردبير سروش كودكان و نوجوانان، مدير كل دفتر مجامع و فعاليت هاي فرهنگي و مدرس داستان نويسي و ادبيات كودكان و نوجوانان در دانشگاه هافعاليت نموده است ازوي آثار متعددي به صورت مجموعه شعر براي كودكان و نوجوانان، داستان، ترجمه و تأليفاتي در زمينه هنر كودكان و نوجوانان منتشر شده است.
مجموعهی شعر « بازی با انگشتان» مصطفی رحماندوست که پیش از این به زبان سوئدی ترجمه شده بود، به زبانهای کرهای و انگلیسی نیز ترجمه میشود.
«بازی با انگشتان» رحماندوست توسط اینگمار لین دال با همت یک آژانس ادبی در خارج از کشور به زبان سوئدی ترجمه شده بود، که حالا هم قرار است توسط همین آژانس به دو زبان انگلیسی و کرهیی ترجمه شود.
(شعرهاي" زرد آلو" در فارسي بخوانيم پايه اول و شعر "روز خوب پيروزي" در پايه دوم از آثار وي انتخاب شده است.)
هفدهم دی 1387
ناصر کشاورز
25- ناصر كشاورز 
ناصر كشاورز متولد ۱۳۴۱ در تهران است. از وی تاكنون حدود ۱۶۰ عنوان كتاب منتشر شده است وی تاكنون جوایز متعددی را دریافت كرده اند و شعرهایش همیشه مورداستقبال مخاطبان خردسال، كودك و نوجوان بوده اند.
ناصر كشاورز، نامی آشنا برای این دسته مخاطبان است. «راز تاك» جديد ترين شعر ناصر كشاورز است راز تاك شامل اشعاري با موضوع زندگي امام رضا(ع) است كه با نگاهي تازه و شاعرانه براي كودكان سروده شده است. اين شاعر همچنين قصد دارد داستان هاي قرآني را با نگاهي جديد به شعر تبديل كند تا كودكان و نوجوانان به آساني با اين داستان ها ارتباط برقرار كنند.
كشاورز پيش از اين مجموعه کلیله و دمنه را به شعر در آورده است.اين شاعر كودك و نوجوان فعاليت در ادبيات، به ويژه در بخش شعر کودک و نوجوان را از سال 1361 آغاز كرده است.از وي به عنوان يكي از شاعران نوگرا و صاحب سبك در شعر كودك و نوجوان نام مي برند
(اشعار" عروسي" در فارسي پايه اول و شعر"ستاره" در فارسي بخوانيم پايه دوم و "پدربزرگ" و "آسمان زمين آب" در فارسي سوم از آثار ايشان انتخاب شده است(
هفدهم دی 1387
شعبانی-نیکخواه
26- اسدالله شعباني 
اسدالله شعباني متولد سال 1337 در همدان است و برخي از آثارش همچون «پرچم سبز درخت»، « ماه نو ،نگاه نو» و « زمين ما، دل ما» تاكنون جوايزي را در حوزه ادبيات كودك به خود اختصاص دادهاند. اسدالله شعباني نامي آشنا در عرصه ي ادبيات كودكان ونوجوانان مي باشد.
وي حدود 400 كتاب تاليف كرده است كه بخش اعظم آن را شعر و داستان براي بچه ها تشكيل مي دهدداستان دختر باغ آرزو ( يا همان دختر بند انگشتي) را با روايت جديد وكاملا ايراني به شكل قصه هاي منظوم نوشت كه توانست جايزه يونيسف بسياري ديگر از جوايز داخلي را كسب كند.
( شعر، اي ايران، در فارسي بخوانيم پايه اول ابتدايي )
5- وحيد نيكخواه آزاد

وي در سال 1335 در تهران به دنيا آمد و فعاليت هاي هنري را از سال 1355 شروع نمود كار گردان سينما ،شاعر و نويسنده مي باشد. وحید نیکخواه آزاد به عنوان يكي از فعالان سینمای کودک و نوجوان که سالها به عنوان تهیهکننده و مسئول نقشی قابل توجه در این سینما داشته؛ حالا در مقام کارگردان دومین اثر خود را با محوریت کودکان با نام «نصف مال من، نصف مال تو» ساخته است.
(شعر،خانواده در فارسي بخوانيم پايه دوم از آثار وي مي باشد)
6- نسرين صمصامي
اولين شعرش را در سال 1364 سرود كه موضوع آن تنهايي يك ماهي است. همسفر نور و هزار مرورايد دو مجموعه سروده خانم نسرين صمصامي است. زبان شعر ايشان روان وسرشار از تصوير است.
(شعرهاي «نشانه هاي خدا» در فارسي بخوانيم پايه دوم و «چهار فصل» در فارسي بخوانيم پايه سوم از آشعار وي مي باشد.)
هفدهم دی 1387
دولت آبادی و رحماندوست
4- پروین دولتآبادی
شاعر و از بنیانگذاران شورای کتاب کودک بود
کتاب شعر گل بادام او جایزه شعر شورای کتاب
کودک در سال ۱۳۶۶ را از آن وی کرد.
پروین در سال ۱۳۰۳ در محله احمدآباد اصفهان از مادری فرهنگی و مدیر مدرسه ناموس به نام فخرگیتی و پدری که رئیس اوقاف اصفهان بود به نام حسامالدین دولتآبادی زاده شد.
وي پس از دبیرستان تصمیم داشت تحصیل را در رشته نقاشی و مجسمهسازی در دانشکده هنرهای زیبا ادامه دهد و چند جلسه هم در دانشگاه شرکت کرد اما بازدید از یک پرورشگاه مسیر او را عوض کرد. پرورشگاه متعلق به شهرداری تهران بود و پدرش ریاست کل آن را برعهده داشت. خواهرش مهین نیز به اداره بخش شیرخوارگاه آن میپرداخت. پروین تصمیم گرفت به سرپرستی و تربیت کودکان پرورشگاه بپردازد. در پرورشگاه شعرهایی که برای کودکان سرود بسیار مورد توجه آنان قرار گرفت وي در پيشبرد روند تاريخي شعر كودك سهمي بسزا داشته است. در دورهاي كه نشانههاي شعر اندرزي مشروطه هنوز به چشم ميخورد، با رويـــدادي مهم ، يعني انتشار مجله پيك در دهــــــــه چهـــــــل
شعر او از پند و اندرز و درونمايههاي دستوري فاصله ميگيرد و با رعايت ويژگيهاي كودك، جايگاه خود را پيدا ميكند. ارزش و احترام به هويت كودك و سرودن شعرهايي همساز با سرشت او، در آثار دولتآبادي بازتاب يافته است. اين بينش هنگامي در جامعه ريشه دواند كه مناسبات اجتماعي براي پذيرش آن آماده بود. وی از معدود نویسندگانی است که آثارش در کتب درسی نیز آمده است دولت آبادي از بنیانگذاران شورای کتاب کودک است. وی در انگلستان و در رشته عکسبرداری داخلی تحصیل کرده و مدرک دکترای «آموزش پیش از دبستان» خود را از امریکا دریافت کرده است. این شاعر به عنوان یکی از ویراستاران کتابهای کودک و نوجوان انتشارات فرانکلین (علمی فرهنگی) فعالیت کرده و همچنین با همکاری لیلی ایمنآهی به گردآوری گنجینه ادبیات کودک پرداخته است. از جمله آثار این شاعر میتوان به کتابهایی چون: «شور آب»، «شهر سنگی»، «مهرتاب»، «بر قایق ابرها» و «هلال نقرهای» اشاره کرد.پروین دولت آبادی روز سهشنبه ۲۷ فروردین سال ۱۳۸۷ شمسی در سن ۸۴ سالگی بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا دفن گردید در تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا دفن گردید.
( شعر" دعا "در فارسي بخوانيم پايه اول ابتدايي و شعر "خدا" در فارسي بخوانيم پايه چهارم از اشعار وي انتخاب شده است. )
27- مصطفي رحمان دوست 
مصطفي رحمان دوست شاعر، قصه نويس
و مترجم كتاب هاي كودكان نوجوانان در سال
1329 در همدان متولد شد. پس از اخذ ليسانس
زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران، به عنوان
كارشناس كتاب هاي خطي در كتابخانه مجلس مشغول
به كار شد.
او از كلاس پنجم ابتدايي به نوشتن علاقه مند شد و در سال 1351 براي كودكان شعر سروده است بعد از انقلاب اسلامي با عنوان مدير مركز نشريات كانون پرورش فكري كودكان نوجوانان، مدير مسئول نشريات رشد، سردبير رشد دانش آموز، سردبير سروش كودكان و نوجوانان، مدير كل دفتر مجامع و فعاليت هاي فرهنگي و مدرس داستان نويسي و ادبيات كودكان و نوجوانان در دانشگاه هافعاليت نموده است ازوي آثار متعددي به صورت مجموعه شعر براي كودكان و نوجوانان، داستان، ترجمه و تأليفاتي در زمينه هنر كودكان و نوجوانان منتشر شده است.
مجموعهی شعر « بازی با انگشتان» مصطفی رحماندوست که پیش از این به زبان سوئدی ترجمه شده بود، به زبانهای کرهای و انگلیسی نیز ترجمه میشود.
«بازی با انگشتان» رحماندوست توسط اینگمار لین دال با همت یک آژانس ادبی در خارج از کشور به زبان سوئدی ترجمه شده بود، که حالا هم قرار است توسط همین آژانس به دو زبان انگلیسی و کرهیی ترجمه شود.
(شعرهاي" زرد آلو" در فارسي بخوانيم پايه اول و شعر "روز خوب پيروزي" در پايه دوم از آثار وي انتخاب شده است.)
هفدهم دی 1387
هاشمی-ده بزرگی
28- احد ده بزرگي 
احد ده بزرگي در سال 1328 در شيراز به دنيا آمد. تاكنون ساكن شيراز و داراي تحصيلاتي در حد علوم قديمه است. رويكرد او به شعر فارسي به زمان هفت سالگياش بازميگردد.
شركت احد دهبزرگي در مراسم سوگواري ماه محرم و دستههاي عزاداري، براي وي محل مناسبي را براي سرودن فراهم آورد.
وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا حال، با كانون شعرا و نويسندگان كشور، واحد شعر اداره آموزش و پرورش استان فارس، حوزه هنري تهران و صدا و سيماي مركز فارس همكاري داشته است. دهبزرگي اگرچه در قالبهاي مختلف كلاسيك طبع آزمايي كرد، اما رويكرد او به غزل، بيشتر از ساير قالبهاست.
او از جمله شاعران محلي سراي شيراز نيز ميباشد و برخي از شعرهاي خود را با گويش محلي سروده است. احد ده بزرگي از چهره هاي شاخص و تأثيرگذار جريانهاي شعر آييني است. مرد جاافتاده و مهرباني كه با لهجه غليظ شيرازي سخن مي گويد و بيش از همه خود را با جوانان دوست مي داند.
تأثير او بر جريانهاي شعر آييني باز مي گردد به 21 سال دبيري ستاد شب شعر عاشوراي شيراز. سلسله شبهاي شعري كه از مستمرترين و قديمي ترين همايشهاي ادبي كشور به حساب مي آيد و در خط دهي به بسياري از شاعران جوان، صاحب تأثير بوده است
( شاعر شعر«وقت بيداري» در فارسي بخوانيم پايه اول )
3- كبري هاشمي 
در سال 1349 در شهر تهران متولدشد. كبري هاشمي، آموزگار، نويسنده و شاعر كتاب هاي كودك، از مؤلفان كتاب هاي درسي است.
هاشمي سال ها معلم دبستان هاي منطقه ۱۹ تهران بوده و به تدريس پرداخته و فعاليت هاي هنري زيادي را براي كودكان مدارس مختلف انجام داده است. كبري هاشمي، عضو انجمن نويسندگان كودك و نوجوان است و تاكنون نزديك به بيست جلد كتاب شعر، داستان و نمايشنامه تأليف كرده است. و با مجلات رشد نيز همكاري داشته است.
كبري هاشمي، پس از انتشار نخستين اثرش با عنوان «پنج نمايشنامه» در سال ،۱۳۷۸ تاكنون نزديك به بيست عنوان كتاب براي كودكان و نوجوانان نوشته است.
( شاعر شعرهاي«جشن بهمن» در فارسي پايه اول و« خانه ي عزيز من» در فارسي بخوانيم پايه سوم )
هفدهم دی 1387
قاسم نیا-شهری
32- شکوه قاسم نیا

شکوه قاسم نیا نامی آشنا در مقوله شعر خردسال است. قاسم نیا متولد سال 1334 است. او فعالیت ادبی برای کودکان و نوجوانان را از سال 1359 با مجله کیهان بچه ها آغاز کرده است. به گفته خودش انتشار مجله گلک در سال 1369 بهانه ای می شود برای تمرکز او بر شعر خردسال و نخستین مجموعه شعرش را با عنوان «ماه و ماهی» در انتشارات قدیانی منتشر می کند.
او که در حدود 80 کتاب برای خردسال، کودکان و نوجوان نوشته است و برخی از آنها در جشنواره های ادبی رتبه هایی کسب کرده اند.
( شاعر شعر، پاييز در فارسي بخوانيم پايه اول ابتدايي )
31- عباس شهري :
عباس شهري فرزند اسماعيل از شاعران نامي معاصر است. وي در سال 1289 خورشيدي در شهرستان تهران متولد شد.
پس از تحصيلات ابتدائي و متوسطه از دانشكده كشاورزي دانشگاه تهران در رشته كشاورزي دانشنامه گرفت. سپس در وزارت كشاورزي به كار مشغول شد و مشاغل متعدد يافت تا بازنشسته گرديد.
در انواع شعر مهارت دارد ولي هنر ويژه وي در سرودن مثنويهاي اخلاقي و اجتماعي است.
شعر « علم و هنر» در فارسي بخوانيم پايه چهارم از آثار وي مي باشد.
شانزدهم دی 1387
پوروهاب-یغمایی
16- محمود پور وهّاب
محمود پور وهّاب در سال 1340 در روستاي مشايه از شهرستان رودسر به دنياآمد او از همان دوران كودكي به شعر علاقه داشت. وي اكنون ،نزديك به بيست سال است كه در حوزه ادبيات كودك و نوجوان كار ميكند.
حاصل اين سالها، پنجاه كتاب شعر، داستان، زندگينامه، تحقيق و بررسي و حدود صد مقالة پژوهشي و نقد است. او مسئول شعر ماهنامههاي سلام بچهها و پوپك و همينطور كارشناس ادبي مجله باران است.
به تازگي كارهاي زيادي از اين شاعر و نويسنده منتشر شده است، از جمله «پير چنگي» و «پر از بوي گلابي» كه اين يكي برندة جايزه كتاب فصل شده است و اما جديد ترين اثر پوروهاب مجموعه شعر «تو با ما قدم مي زني» كه در قالبهاي تازه و آزاد براي نوجوانان سروده شده و قرار است انتشارات اميركبير آن را چاپ كند.
در حال حاضر پوروهاب مشغول بازنويسي گزيدۀ آثار مولانا به نثر است كه بهزودي منتشر خواهد شد.
( اشعار" با پرستوهاي شاد" در فارسي بخوانيم پايه دوم و" به نام خدا" در فارسي بخوانيم پايه سوم از آثار ايشان انتخاب شده اند)
15- حبیب یغمایی 
حبیب یغمایی - شاعر و محقق متولد 1280 خورشیدی – درگذشت 24 اردیبهشت 1363 حبیب یغمایی به مدت سی سال تمام و بدون وقفه ماهنامه ادبی و فرهنگی یغما را منتشر کرد که خود مدیر و سردبیر آن بود.
یغما یکی از مهمترین منابع ادبی ایران در فاصله سالهای 1327 تا 1357 است. (تصحیح دیوان سعدی تصحیح منتخبات اشعار فردوسی تصحیح نظامی گنجوی شرح حال یغما یادبودنامه تقی زاده رساله ای درقافیه سرنوشت دخمه ارغوان (مجموعه اشعار) شعر «روباه و زاغ» در کتاب دوم ابتدایی برای همهی ما نوستالژیک است و هنوز هم گهگاه اینور وآنور، روایتی از این شعر معروف زندهیاد حبیب یغمایی میشنویم.
خیلی از ما سالها این شعر را در حافظه داشتهایم و شاید یکی از معدود درسهای کتابهای درسی دوران ابتداییمان باشد
که تا انتهای زندگی از خاطرمان نخواهد رفت. شما را نمیدانم اما من خودم تا وقتی «افسانههای لافونتن» را نخوانده بودم نمیدانستم حکایت زیبای «روباه و زاغ»، در اصل یکی از حکایتهای«ژان دو لافونتن» (۱۶۹۵ - ۱۶۲۱) - ادیب دوران کلاسیسیسم و ابتدای رمانتیسیسم فرانسه است که البته خود او نیز این داستان و اکثر داستانهای دیگر «افسانههای لافونتن» را از «ازوپ» و «فایدروس» دو افسانهسرای مشهور یونان باستان ـ وام گرفته و فقط به شیوهای نو بازسرایی کرده است.
لابد میدانید که در دورهی کلاسیسیسم، تقلید از قدما و بهخصوص ادبای یونان باستان از اصول شناخته میشد و آنرا مایهی کمال آثار هنری میدانستند. «افسانههای لافونتن» از جمله آثاریست که طبق هماین اصل خلق شده و الحق که عجیب خواندنی و پندآموز است.
استاد در سال 1314 به مديریت کل نگارش وزارت معارف منصوب شد و به کار تدوین کتب درسی نظارت داشت . مرحوم یغمایی در سال 1327 شمسی اساسِ نامه یغما ( مجله یغما ) را نهاد و درهمین سال به ریاست معارف کرمان برگزیده شد .
استاد پس از سالها تدریس در دارالفنون ، دارالمعلمین عالی و دانشگاه تهران از کار دولتی بازنشست شد . در سال 1355 دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به پاس خدمات ارزنده اش به فرهنگ کشور ، دکترای افتخاری زبان و ادبیات فارسی به او اعطاء کرد
( شاعر شعر،روباه و زاغ در فارسي بخوانيم پايه دوم )
شانزدهم دی 1387
یمینی شریف-افشین علا
14- عباس يميني شريف 
یمینی شریف، عباس متولد، ١٢٩٨ در تهران،
شاعر / نویسنده ⁄ آموزگار ⁄ روزنامه نگار .
من نغمه سرای كودكانم شادست ز مهرشان روانم
عباس يمني شريفم گيريد ز كودكان نشانم
نوشته اند اين آخرين يا از آخرين شعرهايي است كه يميني شريف نوشته است. شعري كه آن را براي سنگ مزارش سروده. حالا بيش از يك دهه است كه يميني شريف در ميان ما نيست، اما ياد و نامش هنوز زنده است و اين يعني ادامه زندگي هنرمند بعد از مرگش كه البته براي همه هنرمندان اين اتفاق رخ نمي دهد.
آنان كه عمر خود را به پاي هنر گذاشته اند و در راه تعالي آن كوشيده اند، پس از مرگشان هنرشان به بزرگداشت آنها برخاسته و همواره نام آنان را زنده نگه مي دارد و يميني شريف نيز از اين قاعده مستثني نيست.
عباس یمینی شریف از نخستین شاعران و نویسندگان كودكان در پامنار تهران زاده شد. در پنج سالگی به همراه خانوادهی خود به دهكدهی دربند در نزدیكی تهران رفت. او را در همان جا به مدرسه و مكتب سپردند خود او درباره محیط فرهنگی آن دوران میگوید كه در هنگام كودكی در پی جنبش مشروطه و آزادی نسبی زبــان و قلم ، مــــــــردم به حـــق خـــــود
در تعیین سرنوشت خویش آشنا شده بودند و شعر و شاعری و نوشتن، بازار پر رونقی یافته بود.
اكنون دیگر، افزون بر شعرهای شاعران بزرگ گذشته، در كتاب های دبستان شعرهای سادهای از ایرج میرزا، مهدی قلی خان هدایت و یحیی دولت آبادی نیز چاپ میشد. همسایگی با فرخی یزدی، شاعر مبارز همزمان یمینیشریف، از دیگر انگیزه های بزرگ او برای روی آوردن به شعر بود یمینی شریف با خواندن و لذت بردن از آن آثار به این باور رسید كه باید كتاب ها، نشریه ها و شعرهای ویژهای برای كودكان و نوجوانان به زبان ساده و روان دربارهی زندگی روزانه و در خور درك و توان آنان نوشته شود.
بنابر این، تصمیم گرفت كتاب های كودكان را از زبان های دیگر به زبان فارسی برگرداند. نخستین ترجمهی او از كتاب «ابران و تیتانیا» از افسانههای پریان، بسیار مورد پسند استادانش قرار گرفت. از این زمان بود که او سرودن شعر كودك را آغاز کرد. و دیگر در همه جا: خانه، كوچه و خیابان، شعر میگفت و آنها را روی كاغذ پارههای جیبش مینوشت.
يميني شريف تنها شاعري است كه بيشترين تعداد از اشعار او طي بيش از پنجاه و پنج سال به طور مرتب در كتابهاي دبستاني آمده است؛ تا جايي كه هم اكنون نيز دركتابهاي فارسي دبستان شعر او وجود دارد.
در سال 1346 نيز نايل به دريافت جايزه ي بين المللي يونسكو به مناسبت تاليف بهترين كتاب سال در ايران شده است." و سرانجام در 28 آذر سال 1368 جان به جانآفرين تسليم كرد.
شعرهاي «ماكودكانيم» از فارسي بخوانيم اول ابتدايي و « يار مهربان» از فارسي بخوانيم پايه دوم از آثار وي مي باشد

17- افشين علا
او امسال 38 ساله شده، در شهر نور به دنيا آمده و مثل خيلي از شمالي هاي دوست داشتني چهره اي سرشار از مهمان نوازي و محبت دارد. افشين علا كارش را با «يك عالم پروانه» شروع كرد. سردبير و نويسنده در گروه كودك راديو، سردبير مجلات «هدف» و «گنبد كبود» و در حال حاضر سردبيري مجلات دوست كودك (خردسال) و «نوجوان» از جمله سوابق هنري اوست.
ازافشين علا تاكنون آثاری چون: «عطر خندهی امام»، «حسين فهميده و پترس» و رمانی دربارهی زندگی حضرت فاطمه(س)به چاپ رسيده است .
(شعر،" وقت نماز است"از فارسي بخوانيم پايه دوم و شعر "اشك و آب" درفارسي بخوانيم پايه چهارم از اشعار وي مي باشد.)
شانزدهم دی 1387
شعبان نژاد-هنرجو
18- افسانه شعبان نژاد

شعبان نژاد متولد ۱۳۴۲ در شهراد [از توابع كرمان] است. از وى تاكنون حدود ۱۲۰ عنوان كتاب منتشر شده كه در برگيرنده حوزه هاى شعر و داستان كودك و نوجوان است.
از ميان آثار وى مى توان به اين عناوين اشاره كرد: صداى صنوبر، بهار گمشده و شكوفه هاي برفي و ... اشاره كرد. شاعر پونه ها و پروانه ها مي گويد شعرهايم را هديه بچه ها به خود مي دانم و بودن با آنها برايم الهام بخش است و مرا در اشعارم به دنيايشان نزديك مي كند.
(شعر، راه مدرسه در فارسي بخوانيم پايه اول و شعر، مهربان تر از مادر در فارسي بخوانيم پايه دوم)
13- حميد هنرجو 
حمید هنرجو در سال 1352 در تهران متولد شد . تحصیلاتش را درمقطع کارشناسی ادبیات فارسی به اتمام رساند. فعالیت های او تاکنون شامل : نویسندگی ، سردبیری برنامه رادیویی، مسئوولیت صفحه کودک و نوجوان در دو بخش روزنامه و عضویت در شورای تالیف کتابهای درسی ( سال 80 و 81 ) بوده است.در حال حاضر نیز در زمینه روزنامه نگاری و اطلاع رسانی فرهنگی فعال است. از میان آثار او " نماز " درسال 79 کتاب سال کمک آموزشی ( رشد ) شناخته و تقدیر شد. " کوچه فرشته ها " نیز در سال 78 کتاب سال دفاع مقدس - ویژه کودکان و نوجوانان رتبه دوم را کسب کرد و مورد تقدیر رئیس جمهوری قرار گرفت . همچنین کتاب " لبخند تو رنگ انار است " درسال 1381 به خاطر پرداختن به مضمون انسان گرایی در ادبیات کودک ، در سی و هشتمین دوره کتاب بولونیا که همه ساله در کشور ایتالیا برگزار می شود ، مورد تقدیرقرار گرفت
( شعر، اميد بچّه ها در فارسي بخوانيم پايه دوم ابتدايي از آثار وي مي باشد )
شانزدهم دی 1387
ملکی-سعدی
12- بیوك ملكی 
وي در سال 1339، در روستاي«زرجه بستان» از توابع قزوين به دنيا آمد. تحصيلاتش را در تهران گذراند. از طريق پدر با شعر آشنا شد و با تشويقهاي مدير خوب دبيرستانش، آقاي نيكروش با آن انس گرفت.
بعد از انقلاب اسلامي كار خود را با مطبوعات، از جلسات شعر كيهان بچهها شروع كرد و به تربيت: در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، مركز راديو، حوزه هنري و انتشارات سروش كار كرد. او كه از سال 1367 تاكنون، يكي از اعضاي سردبيري مجلة «سروش نوجوان» است، علاوه بر فعاليتهاي مطبوعاتي، مجموعه شعرهاي زير را هم براي كودكان منتشر كرده است.
«كلاغپر» (مجموعة مشترك) 1362، «آفتاب و مهتاب» (مجموعة مشترك) 1364، «ستاره باران» 1366، «بر بال رنگين كمان» 1370، «پشت يك لبخند» 1371، «كوچة دريچهها» 1376، «از هواي صبح» 1376، «در پيادهرو» 1379. تعدادي از آثار اين شاعر هنرمند كه جزء برگزيدگان بيست سال شعر كودك و نوجوان ايران و «ادبيات پايداري» است كه در سالهاي گوناگون از سوي مجلات و نهادهاي فرهنگي، بهعنوان كتاب سال برگزيده شدند.
شعر "بوي نرگس"در فارسي بخوانيم پايه پنجم از آثار وي انتخاب شده است.
19- سعدی
ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی (حدود ۵۸۵ یا حدود ۶۰۶ – ۶۷۱ یا ۶۹۱ هجری قمری) شاعر و نویسندهٔ پارسیگوی ایرانی است.
مقامش نزد اهل ادب تا بدانجاست که به وی لقب استاد سخن دادهاند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات وی است. سعدی در شیراز متولد شد. پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعد بن زنگی، فرمانروای فارس شاغل بود سعدی هنوز طفل بود که پدرش در گذشت.
در دوران کودکی با علاقه زیاد به مکتب میرفت و مقدمات علوم را میآموخت. هنگام نوجوانی به پژوهش و دین و دانش علاقه فراوانی نشان داد. اوضاع نابسامان ایران در پایان دوران سلطان محمدخوارزمشاه و بخصوص حمله سلطان غیاث الدین، برادر جلال الدین خوارزمشاه به شیراز (سال ۶۲۷) سعدی راکه هوایی جز کسب دانش در سر نداشت برآن داشت دیار خود را ترک نماید.
سعدی در حدود ۶۲۰ یا ۶۲۳ قمری از شیراز به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و در آنجا از آموزههای امام محمد غزالی بیشترین تأثیر را پذیرفت محمدعلی فروغی دربارهٔ سعدی مینویسد «اهل ذوق اِعجاب میکنند که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن گفتهاست ولی حق این است که ما پس از هفتصد سال به زبانی که از سعدی آموختهایم سخن میگوییم». این شعر سعدی بسیار مشهور است و بر سردر سازمان ملل متحد نقش بسته است
بنى آدم اعضاء يک پیکرند که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوى بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
شانزدهم دی 1387
گیلانی-ماهوتی
20- گلچین گیلانی ١٢٨٨-١٣٥١ 
مجدالدین میرفخرایی، نامدار به گلچین گیلانی، از شاعران پیشاهنگ نوگرایی در ایران، در سال ١٢٨٨ در شهر رشت به دنیا آمد. پدرش سید مهدی میرفخرایی زاده تفرش بود،
كه بعدها منشی میرزا عبدالله خان وزیر و مستوفی، حاكم تبریز شد و لقب «دبیر دفتر» گرفت. سپس به فرمانداری شهرهای سبزوار، قم و تربتحیدریه رسید. مجدالدین آموزش ابتدایی خود را در شهر رشت به پایان رساند.
در همین زمان شعرهایی از او در روزنامههای رشت به چاپ رسید و مورد پسند خوانندگان قرار گرفت. دوره كودكی و نوجوانی شاعر كه در زادگاهش گیلان سپری شد، در ذهن و زبان شاعرانهی او تاثیر بسیار به جا گذاشت.
میرفخرایی پس از پایان دوره ابتدایی به تهران رفت و در مدرسهی متوسطهی سیروس و دارالفنون درس خواند. وحید دستگردی و عباس اقبال آشتیانی از استادان او در دارالفنون بودهاند. گلچین در این دوره نیز همچنان در گسترهی ادبیات كار میكرد و در نشستهای «انجمن ادبی ایران» شركت میجست. شعرهای او از سال ١٣٠٧ در مجلهی «ارمغان» به سرپرستی وحید دستگردی به چاپ میرسید.
شاعر شعر" باران" در فارسي بخوانيم پايه ي چهارم ابتدايي.
11- مهري ماهوتي 
وي در 26 فروردين 1340 در شهر بابل به دنيا آمد دوران تحصيل را تاپايان ديپلم در بابل گذراند و پس از قبول شدن در رشته بانكداري به تهران آمد.
چون رشته تحصيلي اش كمترين مناسبتي با روحيه اش نداشت،آن را رها كرد وقدم در فعاليت هاي فرهنگي گذاشت ماهوتي،از سال 1367 با شعر و قصه در زمينه فانتزي، ديني و اخلاقي براي كودك ونوجوان آغاز به كار كرده و تا كنون بيش از 140 اثر از او به چاپ رسيده است. از فعاليت هاي وي مي توان به همكاري با مجله رشد و كيهان بچه ها اشاره كرد .
شاعر شعر" روز پدر" در فارسي بخوانيم پايه سوم.
شانزدهم دی 1387
نیک طلب - محقق
10- جواد محقق

محقق در سال 1333 در همدان متولد شد. تحصيلات خود را در همدان ادامه داد و فارغالتحصيل كارداني
دانشسراي تربيت معلم ميباشد.
وي از فعالان عرصه فرهنگي ميباشد. از جمله فعاليتهاي ايشان ميتوان به تأسيس انجمن ادبي ميلاد از سال 1359 در همدان، مدير مسئول مجلات رشد از سال 1371 تاكنون، مسئول صفحه شعر كيهان بچهها عضو شوراي شعر كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، همكاري با بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، جشنواره مطبوعات و عضو شوراي مشاوران خانه روزنامهنگاران جوان، نايب رئيس انجمن قلم ايران در سال 1378 و مسئول شوراي نهضت سوادآموزي استان همدان سالهاي 60 و 61 اشاره كرد.
وي در مجموع بيش از ده عنوان كتاب منتشر كرده است و سه مجموعه آماده چاپ دارد. آثار وي«تاوان عشق»، «مثل من به انتظار»، «ياد ماندگار»، «مردي چو آفتاب» و «گاهنامه ميلاد».
شعر"بچه هاي ماندگار"در فارسي بخوانيم پايه پنجم از آثار ايشان انتخاب شده است.
21- بابك نيك طلب 
نيكطلب در 9 تير 1346 در تهران متولد شد. وي فارغالتحصيل رشته زبان و ادبيات فارسي
(كارشناسي) ميباشد. او كارشناس ادبي وزارت آموزش و پرورش است. در تهران سكونت داردو با نشريات مختلف همكاري دارد.
حوزه هنري تهران، مجلات رشد، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، شوراي شعر سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران از جمله مؤسسات فرهنگي است كه وي با آنها همكاري داشته است. از آثار وي مي توان به «پيشواز روشني»، نشر جوانه 1371، «مجموعههاي گلبانگ تربيت ويژه سرود شماره 4 تا 10 اداره كل فرهنگي هنري وزارت آموزش و پرورش» و «پنجرههاي آسمان» ، نشر افق 1378اشاره كرد.
كتاب «پيشواز روشني» برنده لوح زرين چهارمين جشنواره كتاب سال كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و برنده كتاب سال سروش نوجوان در سال 1373 شده است.
شعر «سوار تازه رسيده» در فارسي بخوانيم پايه چهارم از آثار وي انتخاب شده است.
شانزدهم دی 1387
سنگری- محبت
22- محمدرضا سنگری

سنگری اول آبان 1333 درشوش متولد شد. وی فارغالتحصیل دكترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران میباشد.
رویكرد وی به شعر به زمان تحصیل در كلاس چهارم ابتدایی باز میگردد. شعرهای دكتر سنگری تاكنون به صورت پراكنده در برخی از نشریات چاپ شده است.
او تا به امروز در بسیاری از همایشهای سراسری شعر دفاع مقدس و شبهای شعر دفاع و مقاومت حضور داشته و در جلسات متعدد آن به نقد و بررسی شعر دفاع مقدس و ادبیات پایداری پرداخته است.
كتاب «بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس» این نویسنده كه در سه جلد نوشته شده به عنوان برترین كتاب سال دفاع مقدس شناخته شده است.
گفتنی است سنگری در حال حاضر ساكن تهران است و ضمن تدریس در دانشگاهها، سردبیر مجله رشد زبان و ادبیات فارسی و مجله تربیت میباشد و با سازمان پژوهش و تألیف كتب درسی هم همكاری دارد.
شاعر شعر«مهربان مثل آفتاب»در فارسي بخوانيم پايه سوم از آثار وي انتخاب شده است.
9- محمد جواد محبّت 
محمد جواد محبت متولد ۱۳۲۱
و در کرمانشاه است. وى از شاعران فعال پیش از ۵۷ محسوب مى شود «دو کاج» - «نماز» و«آشنای همیشه خوب » ازمشهورترین سرودههای محبت هستند
که در کتابهای فارسی دوران ابتدایی به چاپ رسیدهاند «محبت» همچنین در زمینه نقد شعر نیز فعال است.
او اکنون به عنوان یکى از چهره هاى مطرح حوزه شعر انقلاب و شعر آئینى معاصر، شناخته مى شود و ذهن و زبان بسیارى از شاعران امروز این حوزه، مدیون و محصول آثار اوست.
شاعر شعر "نماز"در فارسي بخوانيم پايه سوم و شعر هاي" عيدانه ي خدا" و "دوكاج" در فارسي چهارم و شعر"آشناي هميشه خوب در فارسي بخوانيم پايه پنجم.
شانزدهم دی 1387
اعتصامی - فردوسی
8- فردوسی
ابوالقاسم حسن بن علی طوسی معروف به فردوسی (حدود ۳۱۹ تا حدود ۳۹۷ هجری شمسی)، شاعر حماسهسرای ایرانی و گویندهٔ شاهنامهٔ فردوسی است که مشهورترین اثر حماسی فارسی است و طولانیترین منظومه به زبان فارسی تا زمان خود بودهاست. او را از بزرگترین شاعران فارسیگو دانستهاند.در ایران ۲۵ اردیبهشت بنام روز ملی فردوسی نامگذاری شده است.
بنا به نظر پژوهشگران امروزی، فردوسی در حدود سال ۳۱۹ هجری شمسی در روستای باژ در نزدیکی طوس در خراسان متولد شد. پدر فردوسی دهقان بود که در آن زمان به معنی ایرانیتبار و نیز به معنی صاحب ده بودهاست (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۷۲) که میتوان از آن نتیجه گرفت زندگی نسبتاً مرفهی داشتهاست. در نتیجه خانوادهٔ فردوسی احتمالاً در کودکی مشکل مالی نداشتهاست و نیز تحصیلات مناسبی کردهاست. بر اساس شواهد موجود از شاهنامه میتوان نتیجه گرفت که او جدا از زبان فارسی دری به زبانهای عربی و پهلوی نیز آشنا بودهاست. به نظر میرسد که فردوسی با فلسفهٔ یونانی نیز آشنایی داشتهاست تنها اثری که ثابت شدهاست متعلق به فردوسی است متن خود شاهنامهاست (منهای بیتهایی که خود او به دقیقی نسبت دادهاست).
آثار دیگری نیز به فردوسی نسبت داده شدهاست از جمله چند قطعه، رباعی، قصیده، و غزل که برخی محققان امروزی در این که شاعر آنها فردوسی باشد بسیار شک دارند اولین منبعی که به سال مرگ فردوسی اشاره کردهاست مقدمهٔ بایسنغری است که آن را در سال ۴۰۳ هجری شمسی آوردهاست. این مقدمه که امروز نامعتبر شناخته میشود به منبع دیگری اشاره نکردهاست. اکثر منابع همین تاریخ را از مقدمهٔ بایسنغری نقل کردهاند، به جز تذکرة الشعراء (که آن هم بسیار نامعتبر است) که مرگ او را در ۳۹۸شمسی آوردهاست. محمدامین ریاحی، با توجه به اشارههایی که فردوسی به سن و ناتوانی خود و آثار پیری کردهاست، نتیجه گرفتهاست فردوسی حتماً قبل از سال ۳۹۸ مردهاست.
شعر"توانابودهركه دانا بود" در فارسي پايه پنجم و شعر"ايران"درفارسي پايه چهارم،از آثار وي انتخاب شده است.
23- پروين اعتصامي

رخشندهٔ اعتصامی مشهور به پروين اعتصامي بزرگترین شاعر
زن ایرانی است که در تاریخ ادبیات پارسی ظهور نموده است
پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز
به دنیا آمد.
پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصامالملک) و مادرش اختر فتوحی (درگذشتهٔ ۱۳۵۲) از اهل آذربایجان بود. اعتصامالملک، پدر پروین از نویسندگان و مبارزان دوران مشروطه بود او در سال ۱۲۹۱ به همراه خانوادهاش از رشت به تهران مهاجرت کرد؛ به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطهخواهان و چهرههای فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت.
در تیر ماه سال 1303 شمسی دوره مدرسه دخترانه آمریکایی را که به سرپرستی خانم میس شولر در ایران اداره می شد با موفقیت به پایان برد و در جشن فراغت از تحصیل خطابه ای با عنوان" زن و تاریخ" ایراد کرد.
پروین در سن ۲۸ سالگی در تیرماه ۱۳۱۳ با پسرعموی پدرش فضلالله اعتصامی (رئیس شهربانی وقت کرمانشاه) ازدواج کرد ولی این ازدواج، در مرداد ۱۳۱۴ به جدایی انجامید. بعدها پروین در کتابخانهٔ دانشسرای عالی به عنوان کتابدار به کار مشغول شد پروین به تشویق ملکالشعرای بهار در سال ۱۳۱۵ دیوان خود را منتشر کرد ولی مرگ پدرش در دی ماه ۱۳۱۶ در سن ۶۳ سالگی، ضربه هولناک دیگری به روح حساس او وارد کرد پروین اعتصامی عاقبت در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در سن ۳۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در قم در مقبرهٔ خانوادگی به خاک سپرده شد.
شعر"بلبل و مور"در فارسي بخوانيم پايه پنجم از آثار وي مي باشد.
شانزدهم دی 1387
امین پور - بهار

24- قيصر امين پور
دكتر امينپور در دوم ارديبهشت ماه ۱۳۳۸
در گتوند دزفول به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در
دزفول ادامه داد و در سال ۵۷ در رشته دامپزشكي
دانشگاه تهران پذيرفته شد ولي پس از مدتي از اين
رشته انصراف داد.
قيصرامينپور، در سال ۶۳ بار ديگر و اين بار
در رشته زبان و ادبيات فارسي به دانشگاه رفت و اين رشته را تا مقطع دكترا گذراند و در سال ۷۶ از پاياننامه دكتراي خود با راهنمايي دكتر محمدرضا شفيعى كدكني با عنوان «سنت و نوآورى در شعر معاصر» دفاع كرد. اين پاياننامه در سال ۸۳ و از سوي انتشارات علمي و فرهنگي منتشر شد.
دكتر امينپور در سال ۸۲ بهعنوان عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي برگزيده شد. در سال 1367 سردبير مجله سروش نوجوان شد درهمين سال نيز به عنوان عضوفرهنگستان ادب و زبان فارسي انتخاب شد.
اولين مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" كه 1382 بخش عمده آن غزل بود و حدود بيست قطعه شعر آزاد؛ از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر كرد يكي از راههاي ارتباط با كودكان و نوجوانان در شعر استفاده از وزن ريتميك و واژه هاي موزون و خوش آهنگ است و امين پور از اين اوزان و نيز ديگر اوزان براي عام در شعرهايش به تنوع استفاده كرده است ايشان در بامداد سه شنبه، ۸ آبان ۱۳۸۶ در ۴۸ سالگي در بيمارستان دي تهران درگذشت.
شعر هاي"يك خط در ميان"ودر فارسي بخوانيم پايه چهارم ابتدايي و شعر"دهكده خوب ما" ازآثار وي مي باشند.
7- محمد تقي بهار 
محمدتقی در 17 آذر 1265در مشهد
به دنیا آمد. او فرزند میرزا محمدکاظم صبوری
بود که قبل از وی لقب ملکالشعرا داشت.
پس از مرگ پدرش در سال ۱۳۲۲ ه. ق. ، لقب
ملکاشعرا به دستور مظفرالدین شاه قاجار به
محمدتقی هجدهساله رسید.
در دوران استبداد صغیر در سال ۱۳۲۸ ه. ق. بهار به مشروطهطلبان خراسان پیوست و در انتشار روزنامهٔ خراسان با آنان همکاری کرد. این روند تا فتح تهران در ۱ رجب ۱۳۲۷ ه. ق. (۲۸ سرطان ۱۲۸۸) بهدست مشروطهطلبان و استعفای محمدعلی شاه ادامه یافت. همزمان با آغاز جنگ جهانی اول، به نمایندگی دورهٔ سوم مجلس شورای ملی، انتخاب شد. از ۱۳۰۵ تا ۱۳۲۰ بهار زندانی میشود و یک بار نیز به مدت یک سال به اصفهان تبعید میشود. در همین درگیریها دیوان اشعارش که در چاپخانهٔ مجلس چاپ شده بود ولی توزیع نشده بود توسط شهربانی ضبط میشود. کارهای دیگر بهار غیر از تاریخ سیستان، مجمل التواریخ، سبکشناسی، و چند کتاب درسی مي باشد وی در ۱۳۲۳ پس از کنار رفتن رضاشاه پهلوی کتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی را چاپ کرد و در آن به انحلال سلسه قاجار و روی کار آمدن رضاشاه پرداخت و همجنين ملک الشعرای بهار ،جمعیت ایرانی هوادار صلح را بنیان نهاد و در دوران محمدرضا شاه پهلوی در ۱۳۲۵ شمسی بهار مدتی وزیر فرهنگ شد. و سرانجام در ۱ اردیبهشت 1330 درگذشت.
شعرهاي "رنج و گنج"درپايه چهارم و شعر "چشمه و سنگ"در پايه پنجم ازآثار وي انتخاب شده است.
شانزدهم دی 1387
بهداشت روان
بهداشت روان روشهاي حفظ آن
مقدمه :
واژه بهداشت و سلامتي هميشه انسان را در طول تاريخ به خود مشغول كرده است. تدوين برنامه هاي تربيتي بهداشتي براي حفظ سلامتي و مطالعه،جلوگيري و درمان بيماريها نمونه اي از يان اقدامات بشري است.بهداشت در يك تقسيم كلي به دو نوع"بهداشت جسمي"و"بهداشت رواني" تقسيم مي شود كه همپوشي هاي زيادي با هم دارند.بهداشت رواني از آن جهت كه رابطه ي مستقيمي با عملكرد فردي – اجتماعي و آسيب هاي رواني – اجتماعي دارد.از اهميت زياديبرخوردار است و اين اهميت باعث تدوين و اجراي برنامه هاي متعددبهداشت رواني در سه بعد پيشگيري،درمان و توانبخشي مي شود كه در برگيرنده ي تمام اهداف و فعاليت هاي بهداشت رواني است.
تعريف بهداشت رواني :
بهداشت رواني عبارت است از توانايي سازگاري با ديدگاه هاي خود،ديگران و رويايي با مشكلات روزمره زندگي
روشهاي حفظ بهداشت رواني :
پذيرش هيجان و احساسات: ترس،خشم،شادي عمده ترين هيجانهاي طبيعي انسان است.با اين وجود گاهي براي اجتناب از احساس اضطراب و ترس سعي مي كنيد در موقعيت هاي طبيعي اضطراب آور برخوردهاي عاري از هيجان داشته باشيد.چنين برخوردي يك نوع خونسردي مصنوعي است كه مي تواند به نوعي درازمدت باعث مشكلات رواني در فرد يا افراد شود،همچنين بعضي مواقع فرو نشاني هيجانها و عواطف باعث تفكيك مناسب بين شادي ها و غمهاي طبيعي(بهنجار)مي شود. در واقع هيچ علتي براي شرمگين شدن از داشتن احساس ترس يا ديگر احساسات بهنگام امتحان هاي دشوار يا مواجهه بايك رويداد خوشايند يا ناخوشايند وجود ندارد و قبول آن بهتر از " انكار،سركوب و .." آنهاست.لذا اگر قبول كنيد كه اين هيجان را داريدو آنها حق طبيعي شماست،در آن صورت راه ابراز و كاهش آنها را بصورتهاي مستقيم و غير مستقيم پيدا خواهيد كرد.
شناسايي زمينه هاي آسيب زا :
وقتي بكوشيد كه علت و موقعيت هاي ناراحتي خود را به روشني بشناسيد ممكن است بتوانيد موقعيت هاي مورد نظر را به صورت تازه اي ببينيد. در واقع رويكردتان به علت ها و موقعيت ها ي اضطراب آور نبايد يك بعدي و بدون بررسي باشد.در آن صورت است كه مي توانيد متناسب با تواني ها ي شخصي و عوامل محيطي راه هايي را براي مقابله صحيح با آن ها پيدا كنيد. برنامه ريزي براي جلو گيري از احساس درماندگي در دقايق آخر ، صحبت با افراد مطمئن در زمينه هاي آسيب زا و اضطراب آور،شركت در كلاس هاي آموزشي مخصوص،بعضي از اقدامات براي مقابله صحيح مي باشد.
پرورش رغبت ها و استعداد ها :
افراد سعي مي كنند تا در فرصت هاي بدست آمده استعداد هاي خود را در زمينه هاي مختلف آزموده و به موفقيت هاي فردي و اجتماعي دست يابند.آنهايي كه خود را فقط به يك موضوع محدود نمي كنند و به دنبال يادگيري و بدست آوردن مهارت هاي جديد هستند،غالبا زندگي برايشان جذابيت و گيرايي بيشتري دارد،و به احتمال زياد موفقيت بيشتري بدست مي آورندبه دنبال آن احساس شايستگي ناشي از دست يافتن به مهارت عزت نفس افراد بالا مي رود چنين انسان هايي در صورت برخورد با مشكلات اقتصادي و مالي نيز راهكار هاي خوبي را متناسب با امكانات خود پيدا مي كند.
ايجاد روابط صميمانه :
اين موضوع ثابت شده است كه افرادي كه روابط اجتماعي قوي و دوستان صميمي دارندو نگراني ها و مشكلات خود را با افراد مطمئن بيان مي كنند و در عين حال به رفاه و خشنودي ديگران توجه و علاقه نشان مي دهند،مشكلات خود را روشن تر ديده ،درعين حال احساس اررزشمندي بيشتري مي كنند.
كمك گرفتن به موقع از ديگران :
وقتي احساس مي كنيد در برطرف كردن مشكل خود پيشرفتي نداريد،موقع آن فرا رسيده كه از متخصصاني مانند: روانشناس،مشاوره،روانپزشك و درمانگران آموزش ديده به تناسب مشكل خود،كمك بخواهيد. ناگفته نماند كه كمك خواستن از ديگران خود نمودار پختگي عاطفي و يكي از اولين مراحل خود آگاهي است.
تقويت اعتقادات مذهبي :
رشد و تعالي اعتقادات مذهبي تاثير بسزايي در تفكر،احساس و روابط اجتماعي انسان دارد و سلامت جسماني و بهداشت رواني فرد را تضمين مي كند.مطالعات نشان داده است،افراد معتقد به خدا رفتار و تفكرشان بسيار سالم تر و بهنجار تر از افراد بدون اعتقاد يا با اعتقاد ضعيف مي باشد.
عوامل موثر بر بهداشت روان :
بهداشت رواني افراد متاثر از عوامل متعددي است،افراد به علت شرايط محيطي يا عوامل فردي تعادل و آرامش روحي شان دچار تغييراتي مي شود و هر جه شدت اين عوامل زيادترباشد،تاثير و تهديدش بيشتر خواهد بود. عواملي چون عدم برآورده شدن نياز هاي اوليه،ناكامي،استرس،يادگيري،مسايل اجتماعي و رسانه هاي جمعي و ... از عمده ترين تاثيرگذران بر بهداشت روان هستند
برگرفته از : برشور كارشناسي مشاوره دوره متوسطه سازمان آموزش و پرورش استان اردبيل
تايپ : افشين پاآهو
سوم دی 1387
خلاصه برنامه ريزي آموزشي ودرسي
یاحق
برنامه ريزي آموزشي ودرسي مفاهيم ونظريات
براي مفهوم برنامه ريزي تعاريف متعددي ارائه شده است مثلا
برنامه ريزي عبارتست از طرح تدابيري كه بتوان به احسن وجه (يا مناسب ترين صورت)از منابع موجود براي نيل به هدفهاي مطلوب استفاده كرد.
كار برنامه ريزي به گفته «يان تين برگن»مشتمل است بر
1-پيش بيني وآينده نگري
2-مشخص كردن هدفها يا دادن محتوا به هدفها
3-هماهنگي ميان ابزارها ،عوامل،ووسايل مختلف اجراي سياست
برنامه
برنامه كه معمولا حاصل فرايند برنامه ريزي است ،مدرك يا سندي است شامل مجموعه از ارقام مربوط به هم كه مطلوب ترين توسعه را كه در طول يك دوره معين در آينده پيش بيني مي كند يا برنامه سندي است رسمي كه به عنوان مرجعي براي انجام دادن كارها وارزشيابي فعاليتها ي انجام شده در يك دوره معين اززمان مورد استفاده قرار مي گيرد.هدف برنامه ريزي آموزش وپرورش گسترش كمي وكيفي آموزش وپرورش در طول يك دوره معين در آينده است .
برنامه ريزي به عنوان يك نظام(سيستم)
بعضي برنامه ريزان برنامه ريزي درسي رابه صورت يك نظام درنظر مي گيرند كه درونداد،فرايند(يا گردش كار)،برونداد وباز خورد عناصر اصلي آن را تشكيل مي دهند.
نظام هاي عقلاني
برنامه ريزي آموزش وپرورش به عنوان يك نظام عقلاني متضمن تنظيم طرح تصريح شده اي است كه در برگيرنده ي تركيبي از فعاليتهاي تحليل نظام ها،تحقيق عمليات (يا تحليل عمليات )وتكنولوژي است.
مقصود اصلي برنامه ريزي رسيدن به هدفهاست
تحليل نظام ها،مستلزم تشخيص هدفها ومناسبت اين هدفها با برنامه است
نظام (سيستم)را مي توان به عنوان هيئتي (ساختاري)متشكل از اجزاء وعناصر وابسته به هم فيزيكي يا مفهومي تعريف كرد.مثل اتومبيل ،كامپيوتر،جامعه
تحليل شامل خرد كردن ويا تجزيه يك كل به اجزاي تشكيل دهنده اش براي پيدا كردن يا شناختن ماهيت وروابط اجزاءاست .
هدف تحليل گر فهم دقيق مسائل وراه حل هاي مختلف براي مقابله با آنهاست
تحقيق عمليات :ارزشيابي برنامه،فنون بررسي مجدد وتجديد نظر،تحليل آماري و برنامه ريزي خطي از جمله مثالهايي از فنون تحقيق هستند.
كامپيوتروماشين هاي حساب ،مورد لزوم براي محاسبات {فوق}زير عنوان تكنولوژي طبقه بندي شده اند.
فنون برنامه ريزي آموزش وپرورش با نگرش سيستمي
هسته مركزي برنامه هاي آموزش وپرورش بودجه نيست بلكه برنامه هاي درسي است برنامه ي درسي پاسخگوي برنامه اي است كه مطابق با هدفهاي تصريح شده تنظيم شود.
يكي ازفنون برنامه ريزي آموزش وپرورش با نگرش سيستمي نظريه تصميم گيري آمار كلاسيك است اين نظريه قديمي ترين روشي است كه به طور وسيعي در فنون ارزشيابي مورد استفاده قرار مي گيرد .كاربرداين روش بدواً براي سنجش پيشرفت ياد گيرندگان لست در حال حاضر نيز از اين نظريه استفاده مي شود.
تحليل هزينه ي برنامه روش پيچيده اي است كه در برنامه ريزي براي تعيين هزينه اجزاي برنامه به كار مي رود .
برنامه ريزي آموزش وپرورش به طور سيستمي معمولا شامل چهار مرحله است
1- تشخيص هد فها
2- تجزيه وتحليل منابع به ويژه منابع مالي وفيزيكي
3- پيش بيني اولويت ها
4- طرح فيزيكي (طرح ها وپروژه هاي دقيق عملي وقابل اجرا)
فرايند برنامه ريزي آموزشي با نگرش سيستمي از اين قرار است:
الف)ورودي يا درونداد شامل:
1-تعريف وتصريح مسايل جاري وآتي
2-پيش بيني شرايط آينده
3-تشخيص متغيرها
4-تعيين هدف هاي كلي وعيني در سطوح مختلف
5- تعريف وتجزيه وتحليل خرده نظام ها
ب)تبديل هدف ها شامل
1-تشكيل شقوق مختلف
2-ارزشيابي كمي وكيفي هزينه اثر بخشي هر يك از شقوق
3-شبيه سازي شقوق مختلف با محيط مورد نظر نظام شهري ،منطقه اي ...
4-تبيين توالي اجرا
ج)خروجي(برونداد)
1-توصيف شقوق مختلف
2-پسخوراند(بازخورد)از موارد علاقه مندي در شقوق پيشنهادي
3-انتخاب شق قابل اجرا
4- توسعه ظرفيت پيش بيني شده
5- برقرار كردن فرايند اصلي براي ارزشيابي پسخوراند خروجي
برنامه ريزي درسي (تحصيلي)
در گذشته برنامه درسي عبارت بود از مطالب كتاب هاي درسي كه به وسيله معلم تدريس وبه وسيله دانش آموز حفظ مي شد.
اما امروز مفهوم برنامه ريزي درسي وسيع تر از تهيه وتدوين رئوس مطالب درسي است وآن عبارت است از:
پيش بيني كليه فعاليت هايي كه دانش آموز تحت رهبري وهدايت معلم در مدرسه (وگاهي خارج از آن براي رسيدن به هدف هاي معين بايد انجام دهد.
به اين اعتبار برنامه ريزي درسي شامل چهار عنصر اساسي
1-هدف هاي كلي جزئي عيني
2 – طرح ها
3- اجرا (آموزش)
4- ارزشيابي
نظريه هاي مربوط به برنامه ريزي درسي
1- نظريه اي كه بر مواد وموضوع درسي كه بايد تدريس شوند تاكيد مي كند.
طبق اين نظريه در برنامه ريزي درسي از مراحل زير بايد پيروي كرد:
الف:استفاده از نظريات متخصصين براي تعيين موضوع مورد تدريس
ب: استفاده از ملاك ها ومعيار هايي براي انتخاب مواد درسي براي جمعيت معين
پ: طراحي واجراي روش هاي مناسب براي دستيابي وتسلط ياد گيرندگان به مواد درسي انتخاب شده.
2- نظريه اي كه بر برنامه هاي درسي تابعي تاكيد مي كند.
طرفداران آموزش وپرورش پيشرفته معتقدند كه برنامه درسي بايد مناسب تر وكار آمدتر از برنامه ي سنتي باشد به اين منظور برنامه درسي عبارت است از
الف:تعيين هدف هاي عيني اساسي ومقاصد اصلي برنامه هاي درسي
ب: انتخاب فعاليت ها ،مواد آموزشي ،انتخاب محتوا،كتب....
ج:مشخص كردن مؤثرترين سازمان مواد درسي وتعيين آن ها برحسب كلاس ها
3-نظريه اي كه برنامه ريزي درسي را به صورت يك نظام در نظر مي گيرد.
همچنان كه گفتيم نظام(سيستم)عبارت است از مجموعه اي از اجزاء وابسته به هم وسازمان يافته اي است كه براي رسيدن به مقاصدي (كه نظام به خاطر آن برقرارشده است)فعاليت مي كنند ويا عملي را انجام مي دهند.در اينجا «مجموعه فرصت هاي يادگيري»را به عنوان عناصر واجزا تشكيل دهنده نظام و«آرمان ها ومقاصد آموزش وپرورش»را به عنوان هدف هاي نظام در نظر مي گيرند.
Out putبرونداد process گردش كار in putدرونداد
|
فارغ التحصيلان و ترك تحصيل كنندگان |
برنامه درسي |
دانش آموز |
هربرنامه درسي از حيطه هايي تشكيل مي شود.هر حيطه برنامه درسي شامل مجموعه فرصت هايي يادگيري است كه براي رسيدن به يك هدف كلي وخرده هدف هاي مربوط به آن پيش بيني وطرح ريزي مي شود.
مثلا اگر يكي از هدف هاي كلي آموزش وپرورش مربط به رشد شخصي باشد خرده هدفهاي مربو مي تواند شامل:
الف:شخص بتواند مسائل شخصي خود را حل كند ب:بتواند با محيط خود سازگار شود،.....
وبرنامه براي رسيدن به اين هدف يعني« حيطه برنامه مربوط به رشد شخصي » رابايد پيش بيني كنيم كه شامل:
تدارك فرصت هاي يادگيري زيادي ا زقبيل : تدارك فرصت هاي يادگيري مهارتهاي اساسي برقراركردن ارتباط با ديگران (خواندن،نوشتن،حساب،سخن گفتن........)توسعه ارزشها آموزش وپرورش بدني و.......به طور كلي آموزش وپرورش عمومي
مراحل برنامه ريزي
برنامه ريزي به طور اعم شامل مراحل زير است.
1-تعيين وتصريح هدفها يعني پاسخ به اين سؤال كه براي چيزي بايد برنامه ريخته شود؟
2-تهيه طرحها وتعيين فعاليتها ،كه بر اساس آن فعاليت های مربوطه به طور دقيق پيش بيني ومشخص مي شوند.
3- انتخاب روشها براي هماهنگ كردن وهدايت مسيرفعاليتها به سوي هدفهاي تعيين شده
4-تنظيم برنامه زماني براي فعاليتها
5-به مورد اجرا گذاردن يا به مرحله عمل درآوردن طرح ها
6-ارزشيابي :از نتايج فعاليتها براي تعيين ميزان رسيدن به هدفها واستفاده از نتايج ارزشيابي به عنوان
بازخورد در برنامه بعدي .
با توجه به مراحل ياد شده برنامه ريزي درسي شامل مراحل زير است:
الف)تعيين هدفهاي كلي وعيني براساس متغيرات وعوامل خارجي(خارج از نظام آموزش وپرورش) وبا توجه به:
1- معرفت يا دانش سازمان يافته
2- آرمانها،ارزشهاونياز هاي اجتماعي
3- نياز هاي يادگيرندگان
4- فرايند يادگيري
تعيين وتصريح مي شوند.
ب)طراحي حيطه برنامه ها وبرنامه هاي درسي كه توسط گروه هاي مسئول برنامه ريزي درسي براي مدارس صورت مي گيرد.
ج)انتخاب وبه مورد اجرا گذاردن روشهاي آموزشي كه معمولا به وسيله گروه هاي آموزشي ومعلمان صورت مي پذيرد.
ت)ارزشيابي برنامه درسي
كه شيوه ي ارزشيابي از پيشرفت يادگيرندگان به وسيله معلمان اتخاذ مي شود.
وتصميم درباره ي شيوه هاي ارزشيابي برنامه درسي به وسيله گروه برنامه ريزان گرفته مي شود
انواع برنامه ريزي(از نظر دامنه عمل)
1-جامع وكلي :همه هدفها وحيطه هاي مربوط به سطوح مختلف آموزش وپرورش رادر برمي گيرد
2-سطح ملي : مانند برنامه ريزي براي آموزش وپرورش ابتدايي در سطح كشور يا متوسطه
3-سطح محلي يا ناحيه ايي : مثال برنامه ريزي درسي براي سطوح مختلف آموزش وپرورش خراسان يا برنامه ريزي براي تعليمات حرفه وفن اراك
4-برنامه ريزي براي هدفهاي ويژه يا حيطه هاي معين: مانندبرنامه ريزي درسي تربيت معلم دانشگاهي ،تربیت معلم دبيرستان ،ابتدايي،كودكستاني،سوادآموزي،آموزش زنان،اموزش روستايي وعشايري،آموزش كاركنان وزارت جهاد كشاورزي و......
هدف برنامه ها ،تغييراتي است كه در رفتار ياد گيرندگان بايد صورت گيرد.وهدف فرايند برنامه ريزي توانا ساختن معلمان در اثر گذاشتن روي اين تغييرات مورد نظر است.
تصميم گيري در برنامه ريزي
كشورهاي مختلف ،باتوجه به نوع حكومت سازمان وتشكيلات برنامه ريزي خود هريك رويه اي براي برنامه ريزي انتخاب مي كنند.
دركشورهايي كه برنامه ريزي معمولا اما نه هميشه به صورت غير متمركز انجام مي گيرد كساني كه در برنامه ريزي دخالت داده مي شوند عبارتند از: 1-يادگيرندگان 2-معلمان ونويسندگان كتب درسي 3- والدين وافرادي كه در تدارك فرصت هاي يادگيري نقشي دارند . 4-افراد حرفه اي ومتخصصان برنامه ريزي وروش هاي آموزشي
اما دركشورهايي كه برنامه ريزي معمولا به صورت متمركز انجام مي گيرد تصميمات درباره برنامه ريزي و تعيين اولويت ها در سطوح بالاتر وبا مشاركت مسئولاني كه در راس امور قرار دارند اتخاذ مي گردد.
فصل دوم
ياد گيرنده به عنوان منبع اصلي براي برنامه ريزي
مقدمه:همانطوري كه اشاره شد منابع اطلاعات مورد لزوم براي برنامه ريزي درسي عبارتنداز:
1- يادگيرندگان 2- جامعه (كه مدرسه را به وجود آورده ) 3-طبيعت وويژگي فرايند يادگيرندگان 4-معرفت سازمان يافته در اين بخش به بررسي يادگيرندگان مي پردازيم
برنامه ريزان درباره يادگيرندگان به دو نوع اطلاعات نياز دارند 1- اطلاعات كمي 2- اطلاعات كيفي
اطلاعات كمي درباره يادگيرندگان
الف)اطلاعات كمي درباره يادگيرندگان نوعا شامل پيش بيني
تعداد جمعيت سنين مدرسه رو،تعداد دانش آموزان ودانشجويان ،توزيع آنان در استانها ،شهرها،روستاها
نرخ ازدياد جمعيت كشور،تعداد مدارس،توزيع دانش آموزان در مدارس،توسعه مدارس ،افت تحصيلي تعداد تحصيل كرده هاوغيره است
ب)منابع موجود براي كسب اطلاعات ياد شده :
اطلاعات ياد شده از طريق داده هاي سرشماري جمعيت كشور ،بررسي پرونده هاي مدارس ،آمار وزارت آموزش وپرورش واموزش عالي وساير مراكز واطلاعات بدست مي آيد.
پ)موارد استفاده از اطلاعات بدست آمده:
پيش بيني پرسنل ونيروي لازم ،وسايل وتجهيزات مورد لزوم ،تعدادكلاس ها ،ساعات كار معلمان درهفته بودجه ريزي، در نظر گرفتن ساختمان ،شناخت نياز هاي فردي به ويژه تحصيل كرده ها ،پيش بيني شقوق مختلف آموزش وپرورش براي دانش آموزان استثنايي بااستعداد وتوانايي هاي متفاوت.
روش هاي پيش بيني
متغيرات متعددي در جريان پيش بيني روند تعداد ياد گيرندگان دخالت دارند.
حداقل اطلاعات مورد لزوم براي برنامه ريزي از اين قرار هستند:
1- خلاصه وتحليل آمارمدارس درمورد تعداد ثبت نام كنندگان،معلم ،مدارس وكلاس ها دربخش يا منطقه معين
2- تعداد متولدين سالانه منطقه
3- تحليل سني وپايه تحصيلي ،تغييرات سالانه ثبت نام كنندگان
4- آمار سرشماري وساير منابع مقايسه اي
اطلاعات كيفي درباره ياد گيرندگان
به طور كلي نظر بر اين است كه تصميمات تربيتي بدون معرفت كافي درباره ياد گيرندگان ودانستن اينكه چه چيزي را در چه سني معيني بايد ياد داد. نمي توانند به طور مناسب اتخاذ شوند.
مشخص كردن اينكه چه چيزي را به ياد گيرندگان در چه سني بايد ياد داد مستلزم داشتن اطلاعات درباره رشد ونمو،ويژگيهاي كودكان ونوجوانان وشناخت نيازها ورغبت هاي آن در مراحل مختلف رشد وزندگي است
-به طور كلي وظايف وويژگي هاي رشد در همه افراد مشترك هستند ومي توان آنها را در سه گروه متداخل هم قرار داد.
گروه اول:دوره طفوليت واول كودكي :ويژگيهاي اين دوره :راه رفتن،تكلم،يادگيري كنترل بدن،يادگيري وكسب اطلاعات درباره تفاوتهاي جنسي وساير اعمال فيزيولوژيكي و......
گروه دوم :دوره دوم كودكي واوايل سالهاي نوجواني :ويژگي ها:رشد مهارتهاي بدني لازم براي بازيهاي معمولي تشكيل نگرش هاي سلامتي درباره بدن وخود شخص ،يادگيري همكاري با هم سن وسالان ،توسعه مفاهيم نقش مذكر ومونث،رشد مهارتهاي علمي (مانند خواندن،نوشتن وحساب كردن.....)
گروه سوم:نوجواني:ويژگي ها :اطلاعات بيشتري راجع به نقش مذكر ومونث كسب مي كنند،توانايي جسماني خود را به طور موثرتري به كار مي گيرند،عدم وابستگي نسبت به بزرگسالان،در جستجوي استقلال مالي وشاغل براي ازدواج و.....
همه ي مطالب ياد شده بخشي از محتواي برنامه درسي را تشكيل مي دهند
نيازهاي ياد گيرندگان وبرنامه درسي .
اينكه چگونه مي توان نيازهاي شخصي –اجتماعي كودكان وافراد جوان را مشخص كرد بهترين وسيله كسب اطلاعات بررسي تحقيقات ويافته هاي روان شناختي تربيتي است.
يادگيري وبرنامه ريزي درسي :
طرح برنامه ي درس هم چنانكه «هيلدا تابا»مي گويد حاصل تصميماتي است كه با توجه به سه موضوع اساسي اتخاذ مي شوند:1-انتخاب وتنظيم محتوا 2-انتخاب فعاليتهاي آموزشي براي يادگيري اين محتوا3-طرح ونقشه هايي براي بهينه سازي شرايط براي ياد گيري
به طور كلي ،آنچه براي برنامه ريزان ضرورت دارد اين است كه به طور مرتب در جريان گزارش هاي آخرين يافته هاي روان شناسي يادگيري قرار گيرند.
تغيير دادن مفاهيم منفي كودكان نسبت به خود وتبديل آن به مفاهيم مثبت ،مستلزم شكيبايي همدلي ودرك كودكان است. مستلزم بازبيني برنامه ها،وروشهاي تدريس است تاآنجايي كه كسي احساس نكند شايستگي كسب نمرات خوب ،ارتقابه كلاس بالاتر را ندارد يا دوست داشتني وبا ارزش نيست.
ياري به كودكان براي ساختن مفهوم مثبت نسبت به خود نه تنها وظيفه معلم بلكه از وظايف اجتماع ويخش ضروري برنامه ريزي درسي است .
موقعيت ،اجتماعي،اقتصادي ويادگيري .
توانايي هاي ذاتي ياد گيرندگان به صورتهاي متعددي تحت تاثير موقعيت اجتماعي –اقتصادي قرار مي گيرند.
طبقه اجتماعي كودك بر يادگيري وي به صورت هاي گوناگون تاثير مي گذارد مثلا طبق بررسي هاي انجام شده اكثريت دانش آموزان ودانش جويان از خانواده هاي متوسط وبه بالا بوده اند البته اين قبيل كودكان نه از نظر استعدادتحصيلي بلكه از نظر توقعات وامكانات مالي والدين با كودكان محروم از تحصيل تفاوتهاي مشهودي داشتند
محيط خانه ،همسايه،وانواع اشخاصي كه كودك رااحاطه مي كنند در ياد گيري وي مؤثر هستند ارزش ها وفضايل اخلاقي خانواده روي اينكه كودك چه چيزي را ياد بگيرد وچگونه ياد بگيرد تاثير مي گذارد.
نوع زندگي خانوادگي نيز روي يادگيري كودك مؤثر است.
خلاصه اطلاعات كيفي درباره يادگيرندگان عبارتنداز:
1) درباره ي رشد ونمو وويژگيهاي آن در مراحل مختلف رشد.
2) درباره ي نيازهاي اساسي يادگيرندگان
3) درباره ي ويژگيهاي اخلاقي ،ارزش ها،ونگرش هاي آنان
4) درباره ي فرآيند،نظريه ها وقوانين يادگيري
5) درباره ي چگونگي يادگيري مفاهيم ،تعميم ها،ارزش ها،مهارتهاوامكانات اصلاح رفتار
6) تشويق وتنبيه ونقش آنها در يادگيري
اطلاعات فوق را مي توان از منابع متعددي كسب كرد همچون موارد ذيل
1) از طريق مطالعه كتب روان شناسي مربوط رشد ونمو كودكان ونوجوانان يادگيري
2) بررسي نتايج وگزارشهاي تحقيقات مربوطه
3) مشاهده رفتارهاي كودكان ونوجوانان ومصاحبه با والدين ومعلمان درباره ي رغبتها،علايق ونياز هاي آنان
4) بررسي نتايج آزمايش هاي پزشكي وپرونده هاي تحصيلي ،بهداشتي دانش آموزان
5) بررسي انتشارات مراكز تحقيقات ومطالعات موردي كودكان ونوجوانان
6) مطالعه ي مقالات صاحبنظران وشركت در سخنراني ها وسمينارها
از اطلاعات كسب شده مي توان در موارد زير استفاده كرد.
1) تعيين هدفهاي آموزش وپرورش
2) تهيه برنامه براي رشد وتوسعه ارزشها ،نگرش ها،اخلاقيات ورفتارهاي قابل قبول
3) تعيين توالي برنامه هاي درسي ومحتواي آنها
4) طرح برنامه هاي متناسب با ويژگي هاي رشد هر مرحله از تحصيل
5) پيش بيني وسايل وتجهيزات ويژه مورد نياز
6) طراحي انواع واقسام روشها تدريس،از قبيل آموزش گروهي،انفرادي جبراني و.....
7) پيش بيني خدمات روان شناسي ،مشاوره وراهنمايي
8) پيش بيني برنامه مربوط به ادامه تحصيل در دانشگاه
9) ارزشيابي برنامه هاي درسي،طرح هاي آموزشي وپيشرفت تحصيلي يادگيرندگان وغيره
فصل سوم :برنامه ريزي
اطلاعات درباره ي جامعه
مباني جامعه شناختي برنامه ريزي درسي
آموزش وپرورش ،همچنان كه علماي تربيتي معتقدند،به دو عامل ياد گيرنده وجامعه كه عمل متقابل دارند،بستگي دارد.هردوعامل ازنظراهميت يكسان هستند وهميشه ودرهمه موقعيت هاي يادگيري حضور دارند.
در واقع ،بدون عطف توجه كامل به ويژگي ها ،رغبت ها ونياز هاي يادگيرندگان كه آموزش
وپرورش آنان مورد نظر است0 وطبيعت جامعه كه مدرسه را بنياد نهاده است برنامه ريزي واجراي يك طرح تربيتي بي عيب ونقص غير ممكن است.
نقش وكاركرد هاي اجتماعي آموزش وپرورش
از نظر تاريخي ،مدارس به وسيله وخواست گروههاي جامعه براي انجام دادن وظايف يانقش هاي زير به وجود آمده اند:
1- شركت در جامعه پذيركردن كودكان
2- انتقال فرهنگ
3-شركت در آماده كردن كودكان
4- كمك به حفظ يكپارچگي جامعه
5-ياري به رشد شخصي افراد اجتماع
به نظر جامعه شناسان ،آموزش وپرورش يك وسيله نظارت اجتماعي است ودرجامعه پذيركردن كودك نقش مهم ومؤثري ايفا مي كند.
بزرگترين تفاوت آموزش وپرورش در جوامع ابتدايي واوليه با جوامع صنعتي جديد اين است كه آموزش وپرورش در جوامع نوع اول بيشتر به انتقال يك نوع طرز زندگي توجه دارد .در صورتي كه در جوامع نوع دوم به علت وجود انبوه دانش قابل اكتساب ،بكار بردن علم در توليد ،تقسيم دقيق كار،آموزش وپرورش رسمي نه تنها در كل فرايند آموزش وپرورش غلبه دارد.بلكه خود بيشتر وقف دانش تجربي است (يك جنبه اين تغييردر جوامع پيشرفته صنعتي محتواي آموزش وپرورش بيشتر جنبه علمي دارد تا جنبه نظري)
تفاوت عمده ديگر اين است كه در جوامع اوليه يك طرز زندگي ،معرفت محدود ونسبتا تغييرناپذيري انتقال مي يافت در صورتي كه معرفت علمي مورد انتقال آموزش وپرورش جديد پيوسته در معرض تغيير است.
از آموزش وپرورش در جوامع پيشرفته به طور روز افزوني اين انتظار مي رود كه كودكان ونوجوانان را براي يك دنياي متغير آماده كند نه براي يك دنياي ايستا
شخصيت وفرايند جامعه پذيري
1- طريق ابزار سائق زيستي انسان تحت تاثيروپالايش محيط اجتماعي وگروههايي است كه به آنها تعلق دارد.
2- خودسازي يا خود تحققي تحت تاثيروتعديل برخورد با ديگران است.
3- جامعه پذيري نتيجه روشها وفعاليتهاي پرورشي كودك ،وفرصت هاي تربيتي است كه اجتماع وآموزش وپرورش براي وي فراهم مي آورند.
4- نظارت وفشارهاي اجتماعي كودك را به پذيرفتن آئين رسوم خانوادگي وفرهنگ گروههاي خويشاوندي مجبور مي كند.
5- نقش هاي متعدد براي افراد با توجه به انتظارات وتوقعات ديگران تعيين مي شود.
6- مقام[موقعیت] اجتماعی، ازراههای متفاوت بدست می آید،وتحت تاثیر انتظارات دیگران قرارمی گیرد.
مسائل اجتماعی وبرنامه ریزی
کودکان ونوجوانان ما برای حل مسائل ناشی از تسلط فزاینده ی علوم ،خود کاری وتکنولوژی در زندگی به«خرد»بیشتری نیاز دارند.
وظیفه اساسی آموزش وپرورش آماده کردن جوانان برای مواجه شدن با آینده ناشناخته با هوشیاری واعتماد کامل است.
اغلب برنامه ریزان عقیده دارند مفاهیم اساسی مربوط به دوازده مقوله از مسائل امروزی را باید هسته مرکزی برنامه درسی قرار داد.این مفاهیم اساسی ازاین قرار هستند.
ماهیت تغییر2- توسعه جمعیت وتحرک اجتماعی3- دانش،تکنولوژی وخودکاری 4- وابستگی های متقابل5- نقش دولت6- روابط میان گروهی 7- روابط بین المللی 8- ستیز ایدئولوژیکی 9- فرهنگ وتغییرات فرهنگی10- محافظت ومراقبت ازمنابع11- رفتار انسان ورشد شخصی12- ستیز ارزشها
تعمیم ها وواقعیت های جامعه شناختی وبرنامه ریزی
در صورتی که آموزش وپرورش بخواهد نقش خود را به عنوان عامل توسعه وتغییر اجتماعی به صورت معقول ایفا کند باید بربرنامه هایی تاکید کند که کودکان وجوانان را برای فعالیتهای اجتماعی وکسب معرفت ومهارتهای لازم برای زندگی آماده می کنند.
آنچه برای به وجود آوردن دانستنیهای جدید نیاز است،آگاهی های اجتماعی ودرک عملی پیامدهای تعمیم های جامعه شناختی در برنامه ریزی درسی ومیدان عمل است.
آگاهی های اجتماعی ودرک عمل تضمن تعمیم های جامعه شناختی ،نظیر«گروه بندی های انسانی،نظام پیچیده ی روابط در گروههای انسانی»الگوهای رفتاری که در میان این نظام های اجتماعی ابراز می شوند از جمله دانستنی های جدیدی هستند که دربرنامه ریزی درسی باید مورد توجه قرار گیرندودر یاد گیرندگان به وجود آیند.
اصطلاح واقعیت های اجتماعی بیانگر ساخت اجتماعی ،خانوادگی وخویشاوندی ،فرهنگ وتمدن نهادهای اقتصادی وسیاسی است که به وسیله انواع تقاضا ومسائل اجتماعی مشخص می شوندوبه طور قطع زمینه های هستند که آموزش وپرورش در آنها وبراساس آنهاصورت می گیرد.
خلاصه
الف: نوع اطلاعات مورد نیاز درباره جامعه برای برنامه ریزی شامل
1- اطلاعات درباره ی ارزش های اساسی ،عقاید وجهان بینی وفلسفه مشترک مردم.
درباره ی سنت های محلی ،قومی وملی وعوامل بیگانه کردن جوانان نسبت به ارزشهای جامعه است.
2- اطلاعات درباره ی انتظارات وتوقعات مردم از مدارس ،هم چنین اطلاعات درباره ی نظر مردم نسبت به مقاصد ،هدف ها،ونقش های مدرسه ،تایید یا عدم تایید فعالیتها ، برنامه ها ،مقررات دروس معلمان ومدیران از طرف جامعه
3- اطلاعات درباره ی ساخت ونقطه نظرهای سیاسی ،چگونگی کنترل عقاید عمومی، همچنین عقیده ی عمومی دولت درباره ی فعالیتهای سیاسی دانش آموزان ومعلمان وسرانجام پیش بینی رشد زندگی اجتماعی ،سیاسی واقتصادی در آینده ومسائل ومشکلات اصلی وبنیادی در زندگی محلی ،قومی وکشوری است.
ب: منابع کسب اطلاعات:
اطلاعات رامی توان از طریق بررسی قانون اساسی ،مصوبات نمایندگان مردم یک کشور ومصوبات نهادهای قانونی ،نوشته ها وتحقیقات جامعه شناسان،سیاستمداران،مفسران،روزنامه ها،نمایشات وطنزها ،برنامه های رادیو تلوزیون،فارغ التحصیلان دبیرستانها ودانشگاهها،کنفرانس ها وسمینارها سرانجام از طریق بررسی گزارش های دفتر برنامه ریزی وزارت خانه ها وگزارش های مؤسسات پژوهشی وتحقیقات اجتماعی تربیتی ،اقتصادی وسیاسی کسب کرد.
پ: موارد استفاده از اطلاعات بدست آمده:
اطلاعات ملاک تنظیم سازمان ،تشکیلات ومدیریت هستند همچنین ملاک ومعیاری برای تنظیم برنامه های درسی وتعیین خط مشی های ومقررات مدرسه ویژگیهای انضباطی در مدرسه نحوه ی کنترل واداره ی آن وگزینش اعضای اداری وعلمی هستند.
ونیز اطلاعات بدست آمده درخصوص یاد گیرندگان وجامعه پایه واساس تعیین هدف های آموزش وپرورش وتعریف هدف های عینی ورفتاری را تشکیل می دهند.
فصل چهارم
Eمباني فلسفي برنامه ريزي
فلسفه آموزش وپرورش متضمن اصول راهنمايي است كه تعيين كننده ي مفاهيم ارزش هاي شخصي ومناسبت آنها در گزينش هدفها ووسايل آموزش وپرورش هستند.
اكثر سؤالات ترتيبي ريشه در فلسفه دارند وهر فلسفه نيز پيامدي براي آموزش وپرورش
به نظر« نلر» فلسفه آموزش وپرورش:
1) معرفت نظام يافته اي را كه در ارتباط با آموزش وپرورش باشند تجويز مي كند.
2) مقاصد ووسايل كلي فرآيند هاي تربيتي را بررسي وتوصيه مي كند.
3) مفاهيم اساسي تربيتي را روشن وهماهنگ مي كند.
Eارتباط حوزه هاي فلسفه آموزش وپرورش
1) متافيزيك
در مباحث كلاس درس ودر بيشتر موضوعهاي درسي سؤالات متافيزيكي يعني اينكه واقعيت چيست؟به فراواني مطرح مي شود.ومتافيزيك از مباحث اساسي فلسفه مي باشد.
2) معرفت شناسي وآموزش وپرورش
فلسفه هاي مختلف بر انواع متفاوت معرفت وروشهاي گوناگون تدريس تاكيد مي كنند كه اين وجه مشترك آموزش وپرورش وفلسفه است كه معلم با شناخت وچگونگي يادگيري دانش آموزان سروكار دارد.
3) ارزش شناسي وآموزش وپرورش
مطالعه ي كلي ارزش ها كه شامل اخلاق وزيبايي شناسي است ارزش شناسي ناميده مي شود.براي برنامه ريزان ومعلمان مطالعه اخلاق،وزيبايي شناسي ضروري است.زيرا آنان بايد سعي كنند در ايجاد معيارهاي شخصي به يادگيرندگان كمك كنند وآنان را با عناصر تشكيل دهنده ي منش ،كه لازمه شهروند خوب وافرادي كه داراي آرامش خاطر هستند،آگاه گردانند.در مطالعه ارزشها معمولا سه سؤال اصلي مورد توجه است كه از اين قرارند..
×آيا ارزشها عيني هستند يا ذهني؟
×آيا ارزشها ثابت هستند يا متغيرند؟
×آيا ارزشها داراي سلسله مراتب هستند ؟
4) منطق وآموزش وپرورش
منطق،يعني علم درست انديشيدن ،منظم فكر كردن، يكي ديگر از حوزه هاي ضروري است كه براي مربيان داراي اهميت است.جنبه هاي از منطق كه بيشتر در آموزش وپرورش كاربرد دارند.دونوع استدلال منطق به نام قياس واستقرا مي باشند.
ïقياس
استدلال قياسي بيرون كشيدن موارد جزئي از يك تعريف ويا قانون كلي است {رسيدن از كل به جزء}
ïاستدلال استقرايي
استدلال استقرايي از جزءبه كل،يعني از ملاحظه امور معين جزئي پي بردن به قانون كلي آنها است امور مورد ملاحظه معدود ومعين هستندواطلاق قانون كلي به اموري كه مشاهده نشداند واموري كه بعدا به وقوع خواهند پيوست فقط بر اساس استنباط ودرك وابستگي ميان امور جزئي ومورد مشاهده وملاحظه است.
Eكاربرد منطق در آموزش وپرورش
اخيرا اكثرعلماي آموزش وپرورش ،هدف «رشد توانايي فكر كردن» را در بالاترين سطح هدف هاي آموزش وپرورش قرار مي دهند.
دانش آموزان بايد به اين واقعيت پي ببرند كه كلماتي كه در گفت وشنود به كار مي برند ممكن است داراي بار معنايي هيجاني ويا عاطفي باشد ودر نتيجه مانع گفت وشنود مؤثر يا ملاحظه دقيق فكري يا نظري شوند.
هم چنين ملاحظات منطقي ،در زماني كه معلمان فعاليت هاي مربوط به تدريس را سازمان مي دهند وبه مورد اجرا مي گذارند،ضروري است
Eمكاتب فلسفي وآموزش وپرورش
فلسفه ي مسلط اجتماعي در واقع تعيين كننده ويا منشا فلسفه ي آموزش وپرورش آن جامعه است وبر اساس آن هدفها ،برنامه ها،روشها وحتي ارزشيابي فعاليتهاي معلم وشاگرد مورد بررسي وتجزيه وتحليل قرار مي گيرند. در اين بخش به معرفي اجمالي مكاتب ايده آليسم ،رئاليسم و پراگما تيسم مي پردازيم.
ïايده آليسم (Idealism)
ايده آليسم يكي از قديمي ترين نظام هاي فلسفي غرب است كه ريشه در تعليمات سقراط وافلاطون دارد واخيرا نيز به وسيله مرداني مثل «يوهان هربات» و«هرمان هورون» مطرح است به نظر اين مكتب معرفت به طور مستقل درذهن انسان وجود دارد وانسان وظيفه دارد به طور دائمي براي درك بهتر«واقعيت غايي»كه اساس همه موجودات است در نتيجه مشترك در همه ي آنها تلاش كند.براي كشف پاسخ اين سؤال كه «واقعيت چيست وواقعي كدام است؟»ايده آليست استفاده از معرفت خود شخص وتوانايي وي را براي استدلال تجويز مي كند به اين ترتيب كه مي توان از طريق مطرح كردن سؤالات دقيق از فرد وبيرون كشيدن وآوردن افكار به قسمت روشن ذهن،به انسان كمك كرد تا حقيقت را كشف كند.ايده آليست انسان را به صورت موجود روحاني يعني معنوي در نظر مي گيرد
كه اولين قصد وي در زندگي فهميدن ماهيت يكتائي خودش است.
مقاصد آموزش وپرورش با هدف غايي زندگي انسان ارتباط مستقيم دارند وآن عبارت از رشد انسان طبيعي به صورت انسان آزاد وعامل اخلاق وتبديل او به انسان ايده آل از رشد به همان صورتي كه درچارچوب هدف «ذهن جهاني»معين شده است.
زماني كه معرفت شناسي ايده آليسم را بررسي مي كنيم مي بينيم كه در آن حقيقت به وسيله «خرد»كشف مي شود،وذهن معنا ونظم را به انبوهي از اطلاعات پراكنده كسب شده از راه حواس اعمال مي كند بنابراين مقصود از تدريس به طور ساده آشنا كردن ذهن با انبوهي از اطلاعات نيست بلكه ،تسهيل كشف معناي آنها مطابق با مفاهيم و«ايده هاي»ذهن است كه به وسيله تجارب قبلي فرد تشكيل يافته اند .
براي ايده آليست ارزش ها مطلق وغير قابل تغيير هستند. تنها فهم انسان از ارزشهاست كه تغيير مي يا بد.در فعاليت هاي آموزشي ويادگيري ،از ايده هاي موجود در حوزه هاي گوناگون معرفت بشري ،به ويژه علوم انساني به عنوان خطوط راهنما براي تفكر شهودي استفاده مي شود.
ايده آليست پيوسته در جستجو وتوسعه ي روشهاي متعدد خود رهبري شاگرد است .اما اساس توفيق وي به طور مسلم معلم است كه به عنوان الگويي از طريق ياري دادن به دانش آموزبراي رسيدن به رشد ذهني وروحي به وسيله «قواي فراينده استدلال»خدمت كند.
معلم به عنوان فرد مسئول براي رشد دادن توانايي هاي موجود در فرد در نظر گرفته مي شود نه به عنوان كسي كه معرفت ودانستني ها را به ذهن او بريزد
معلم ايده آليست شخص پرهيزكار وبا فضيلتي است اواحساس مي كند بايد از نظر اعتقادات شخصي طرز رفتار وهدايت، نمونه والگويي براي دانش آموزان باشد.
با تاكيد بر حرمت انسان ،برنامه درسي ايده آليسم فرصت هاي را براي يادگيرندگان فراهم مي آورد تا از ذهن خود براي تعقل ،استدلال وكشف واقعيت هاي شخصي استفاده كند.
ايده آليست ،آموزش وپرورش را به عنوان يك كار عقلاني وروحاني در نظر مي گيرد،بر واقعيات عيني دنياي مادي وماده تاكيد نمي كند ،تنها تصورات ذهني آنها – يعني تصورات ذهني دنياي مادي – را واقعي مي داند.
ايده آليست معتقداست .كه نيازها وطبيعت انسان در هر جامعه وهر زمان مشترك ويكسان است مشخصات عمده برنامه ايده آليسم به طور خلاصه عبارتند از:
× موضوع هاي ثابت اجباري :يعني موضوع هايي كه براي تحقق رشد عقلاني واخلاقي،هم چنين آموزش وپرورش عمومي هر فرد ضروري ولازم است.
× تفاوت هاي فردي : در ايده آليسم نو،اطلاعات روان شناختي به منظور كمك به معلم براي انفرادي كردن تكاليف در چارچوب موضوع هاي درسي مشترك براي همه ي افراد مورد توجه قرار مي گيرد.
× انتخاب اخلاقيات:محتوا بايد دانش آموز را براي دنيايي از امور انساني با ايده هاي «چگونه بايد بود»آشنا كند.
×توسعه فرهنگ:به صورت آراستن كودك با بهترين نمونه هاي هنر،موسيقي ،ادبيات و.....در نظر گرفته مي شود.
×سازمان موضوع درسي از آسان وساده به مشكل وپيشرفته مي رسد
×ارزشيابي يادگيرنده ذهني است نه عيني :سؤالات كتبي از سنخ انشايي وسؤالات شفاهي براي سنجش معلومات وتوانايي بيان و.... تسلط وي با واقعيات است.
ïرئاليسم(Realism)
فلسفه رئاليسم از زمان ارسطو،كه به مدت بيست سال شاگرد افلاطون بوده آغاز شده است.اويك فلسفه جديد ومنظمي را به وجود آورد كه به طورعيني با ماهيت واقعيت سروكار داردبه طوركلي، رئاليست عقيده داردكه جهان واجزا آن به طور مستقل از تصورات انسان وجوددارند.ومطابق با قوانين ثابت عمل مي كنند.
در بررسي معرفت شناسي رئاليسم واين كه چه چيزي درست است مي بينيم رئاليست به مطالعه جهان وكشف اصول وقوانين آن به همان ترتيبي كه وجوددارند نظر مي دهد.عقيده دارد كه واقعيت ماده بر اساس تجربه حسي معلوم مي شود وهم صدا با ارسطو مي گويد:چيزي نمي تواند در عقل باشد مگر آنكه در اصل به وسيله ي حواس از راه ديدن ،شنيدن،لمس كردن،چشيدن وبوكردن تجربه شده باشد.خلاصه تجارب حسي منظم ومرتب ،پايه واساس ادراكات ومعرفت را تشكيل
مي دهند.نهايت براي حصول اطمينان بايد مورد آزمايش وباز بيني قرار گيرند.
معلم رئاليست ،هدف اصلي آموزش را در انتقال معرفت واقعي درباره دنياي واقعي در نظر مي گيرد بدون اينكه ضرورت معرفت عقلاني را از نظر دور بدارد.
تنها در مسؤليت معلم است كه تصميم بگيرد شاگرد بايد چه چيزي را ياد بگيرد .
ارزش شناسي رئاليسم از اعتقاد او به دنياي مادي وقانون طبيعي سر چشمه مي گيرد رئاليست معتقد به ارزش هاي ثابت است وبه نظر وي آموزش وپرورش بايد پشتيبان حقايق مسلم باشد.(از آنجايي كه رئاليست هاي كلاسيك بر رشد قواي عقلاني انسان تاكيد مي كنند اغلب اوقات به عنوان عقليون نيز شناخته مي شوند به عقيده عقليون درباره اينكه نيازهاي ثابت را مي توان به وسيله برنامه هاي تربيتي ضروري ثابت ارضا كرد اغلب اوقات اصطلاح پايدارگرايي براي آنان اطلاق مي شود )به طور كلي از نظر رئاليسم هدف غايي آموزش وپرورش عبارتست از هدايت يادگيرنده براي شناخت جهاني كه در آن زندگي مي كند آنچنانكه بتواند بر واقعيت ها تسلط يابد وبه بهترين صورتي خود را با مجموعه اي از عناصر مادي وانساني سازگار كند.
برنامه درسي معمولا بر علوم ،رياضيات وزبانهاي خارجي به عنوان عناصر اصلي آموزش وپرورش تاكيد دارد به نظر رئاليست علوم ورياضيات از اهميت بيشتري برخوردارند.زيرا علوم انبوهي از اطلاعات درباره انسان وطبيعت مادي فراهم مي آورد وبه انسان ها كمك مي كنند تا نسبت به مسائل داراي نگرش علمي باشند ورياضيات نيز توانايي انسان را براي استدلال رشد مي دهد.
ïپراگمانيسم(Pragmatism)
فلسفه ي پراگماتيسم شورشي عليه تفكري است كه به طور دائم در جستجوي علت هاي نخستين واصول جهاني است پراگماتيست اصولا علاقه مند به «چيزهاي غايي»يعني ثمر،نتيجه وامورمسلم است.
فكر پراگماتيسم را «پيرس» آورد و«ويليام جيمز»با بيان دقيق تر وروشن تر به آن اعتبار بخشيد.
«جان ديوئي»فلسفه ي خود را بر پايه ي آن بنا كرد.
فكر اصلي در پراگماتيسم كه به وسيله «پيرس»ارائه شده است اين است كه آزمودن نهايي هر مفهوم يا فرايندي ،نتيجه بخشي آن در عمل است.
در رابطه با آموزش وپرورش ،پنج موضوع اصلي فلسفه پراگماتيسم مورد توجه قرار مي گيرند كه از اين قرار هستند:
واقعيت تغيير
به اين معنا كه تنها واقعيت «تغيير»است پراگماتيست يا رئاليست در اين موضوع كه جهان تصورات واهي ذهني نيست بلكه به صورت واقعي قابل درك براي انسان است هم عقيده است اما در مورد اين كه جهان بدون تغيير ومستقل ازانسان است با رئاليست هم راي نيست .
به نظر اين مكتب ،واقعيت به وسيله ي عمل متقابل انسان با محيط خويش به وجود مي آيد ونمي توان اطمينان پيدا كرد كه هرچيزي براي هميشه لا يتغير خواهد ماند.
به اين ترتيب آموزش وپرورش وهدفهاي آن بايد تغيير پذير وقابل انعطاف باشد.
«ديوئي»براي هدفهاي ترتيبي ويژگي هاي ذيل را قائل مي شود.
× هدف تربيتي بايد مبتني بر فعاليت هاونيازهاي اصيل ياد گيرنده باشد.
× هدف تربيتي بايد با اوضاع واحوال محيط شخص موافق باشد تا حصول آن ميسر گردد.
× هدف تربيتي بايدعيني وقابل تصور وتحقق باشد.
ماهيت اجتماعي وزيستي انسان
به نظر پراگماتيست انسان علاوه بر اينكه موجود زيستي است كه پيوسته تحت تاثير محيط مادي قرار مي گيرد موجودي است اجتماعي وواحدي از اعضاي جامعه بشري
نسبي بودن ارزش ها
پراگماتيست عقيده دارد كه ارزش ها
×متغيرند مطابق با تغييراتي كه در جامعه روي مي دهد.
×احتمالي اند:يعني درست نما هستند زيرا تحت مجموعه اي از شرايط وموقعيت ها ارزش هاي متفاوتي وجود خواهند داشت.
×ارزش ها برخاسته از نيازهاي جامعه وفرد هستند.
×ارزش ها پيامد هايي براي عموم دارند.يك عمل خوب است اگر از نظر اجتماعي خوب باشد.
×ارزش ها جهاني نيستند زيرا جوامع متفاوت از يكديگر هستند.
اهميت دموكراسي به عنوان روش زندگي
معلم پراگماتيست اعتقاد دارد شكل دموكراتيك حكومت وجود دمكراتيك واقعي كلاس درس،ياد گيرندگان را براي زيستن ورشد يافتن از طريق مشاركت هوشمندانه در اعمال متقابل اجتماعي وسازگاري با جامعه ي متغير توانا مي سازد
ارزش هوش نقاد در همه ي اعمال انسان
تفكر محور آموزش وپرورش پراگماتيست قرار مي گيرد وروشهاي آموزش وپرورش همچنانكه «ديوئي»
اصرار دارد بايد مبتني بر جريان تفكر باشد .روشي با ارزش تر است كه بهتر از روش هاي ديگر كودك را به تفكر كشف وباز سازي افكار بكشاند وچنين روشي تحقيق علمي وروش حل مساله است از آنجايي كه برنامه ومحتوا از نظر پراگماتيسم مبتني بر نيازها ورغبت هاي كودكان است وهدف آن عبارت ازرشد مهارتها ،مفاهيم وتوانايي هاي عقلاني است.دانش آموزان تشويق مي شوند بر اين كه با همكاري معلم از تجارب مدرسه اي خود،از پيشرفت هاي تحصيلي شخصا ارزشيابي كنند وتغييرات لازم در برنامه هاي آموزشي را در هر دو مورد محتوا وتجربه توصيه كنند.
يادآوري
فلسفه هاي گوناگون آموزش وپرورش منبعي براي گزينش عقايد در تشكل فلسفه ي شخصي در نتيجه در كارهاي حرفه اي وبرنامه ريزي كمك مي كنند همچنانكه بخش هاي متفاوت مكاتب فلسفي راكه از نظرما قابل قبول وعمل هستند مي پذيريم به آن سان مي توانيم افكار فلسفي را كه به ما در اتخاذ روش تفكر به صورت كل ومنظم درباره ي كل واقعيت كمك مي كنند با همديگر تلفيق يا جرح وتعديل كنيم.
دیدگاه های مؤثر بر تعلیم و تربیت نوین
1- تجربه گرایی
2- عقل گرایی
3- اجتماع-تاریخی، فرهنگ گرایی
یادگیری از دیدگاه تجربی گرا
1- یادگیری ادراکی: تمیز محرک های جدید از قدیم
2- یادگیری شناختی: فرایند ایجاد تداعی یا همبستگی بین محرک ها
3- یادگیری انتقال-تعمیم: کاربرد دانش به دست آمده در قالب های نو
ویژگی های تدریس برنامه ای (اسکینر)
1- بیان هدف های یادگیری به صورت رفتاری
2- ارزیابی رفتار های ورودی یادگیرنده
3- ارتقای رفتار های یادگیرنده در سطوح شناختی، عاطفی، حسی-حرکتی از موجود به مطلوب
علم شناختی
علم شناختی حاصل انقلاب شناختی است که ناشی از همکاری ترکیبی از علوم رایانه، هوش مصنوعی، روان شناسی، عصب شناسی، زبان شناسی، مردم شناسی و فلسفه است.
تغییر نظریه های یادگیری
اولین نظریه های یادگیری، رفتار های انسان را حاصل فرایند خطی حل مسأله می دانستند اما بعد ها الگوی دیگری به نام تداعی گرا و سپس دانش حیطه-ویژه مورد توجه قرار گرفت.
دیدگاه ساختارگرایی-عقلگرا
پیروان کانت هستند که معتقد است یادگیری امری است که از درون به برون اتفاق می افتد نه برعکس (ذهن بر آنچه دریافت می کند نظم می بخشد و به تصویرگری می پردازد)
پیاژه
از پیروان ساختارگرایی-عقلگرا
به چهار نوع ساخت که با افزایش سن کودک تکامل پیدا می کند معتقد است:
1- حسی-حرکتی (2 سال اول)
2- تفکر شهودی (2 تا 7 سالگی)
3- ظهور توانایی منطق عینی (حدود 7-11 سالگی)
4- ظهور تفکر صوری (11-12 سالگی تا 15 سالگی)
متخصصان تعلیم و تربیت پیرو نظریات پیاژه، رویکرد او را «اکتشاف هدایت شده» نامیده اند.
1- رد پیش فرض وجود ساختار های شناختی منسجم، منطقی یا نظام یافته
2- رد پیش فرض وجود ساختار های شناختی قبلی تغییر یابنده توسط فرایند های درونی
مهم ترین نظریه بر پایه داده های مبتنی بر رد دو پیش فرض مورد قبول ساختارگرایان، نظریه ی نظریه نام دارد.
اصول نظریه ی نظریه
کودکان با سازه نظریه های اولیه، در باره بسیاری از حیطه ها متولد می شوند و به تدریج در طی مراحل رشد، این نظریه ها باز سازی شده و محتوا و شکلشان، آشکار تر می گردد. زمان انجام این فرایند در زمینه های مختلف متفاوت است.
اصول نظریه های نوین رشد ساخت گرا
1- تأیید اهمیت ساخت ها در حیطه های ویژه
2- تأیید اهمیت عوامل برونی در آهنگ رشد شناختی
واضع رویکرد اکتشافی
مربی بزرگ، سقراط واضع رویکرد اکتشافی در فرایند تدریس-یادگیری بوده است که در تعامل با محیط، جستجوگری و پرسش منظم استوار است.
کاربرد روش اکتشافی
مربی بزرگ، سقراط واضع رویکرد اکتشافی در فرایند تدریس-یادگیری بوده است که در تعامل با محیط، جستجوگری و پرسش منظم استوار است.
ریشه دیدگاه اجتماعی-تاریخی،
فرهنگ گرا
این دیدگاه ریشه در معرفت شناسی اجتماعی-تاریخی هگل و مارکس دارد.
اصول اعتقادی دیدگاه اجتماع-تاریخی، فرهنگ گرا
مبنای دانش را:
1- برخلاف دیدگاه تجربه گرایی در ساختار جهان ِ محسوس نمی داند.
2- بر خلاف دیدگاه خرد گرایان در ساختار ذهنی انسان و اندیشه او نمی داند.
3- برخلاف دیدگاه پیاژه حاصل تعامل فرد با دنیای عینی اطراف نمی داند.
چگونگی کسب دانش از
دیدگاه اجتماع-تاریخی، فرهنگ گرا
زمینه های اجتماعی-فرهنگی و مادی مأنوس کودکان توسط زبان که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده
ویگوتسکی از اولین نظریه پردازان دیدگاه اجتماع-تاریخی معتقد به مشاهده رشد تفکر کودکان از نظر تکامل زیستی و فرهنگی است.
نقش زبان از نظر ویگوتسکی
1- برداشتن اولین گام اجتماعی شدن توسط کودک
2- درک مفاهیم و خود تنظیمی
3- واگذاری مسؤولیت به کودکان از طریق افزایش ظرفیت خود تنظیمی
(Case) نکات برجسته دیدگاه کیس
1- نقش عمده زبان در رشد ذهنی
2- نقش عمده مدرسه در رشد ذهنی
3- ارجحیت تفکر علمی (تجربی) و ضرورت کسب ان نسبت به تفکر و روش های غیر علمی
حامی ویگوتسکی در آمریکا، جروم برونر است که در کتاب «فرهنگ آموزش» به ارتباط میان فرهنگ، ذهن و آموزش پرداخته و پیچیدگی هدف های آموزشی را مورد توجه قرار داده است.
دیدگاه برونر در باره آموزش
آموزش به درس و مدرسه ختم نمی شود بلکه در برگیرنده حیات انسان است. مدرسه باید جوانان را
1- با فرهنگ گذشتگان آشنا سازد.
2- امکان درونی سازی آن ها را فراهم اورد.
3- تغییرات اساسی در چگونگی زیستن در دنیای در حال تغییر را ایجاد کند.
ساختار گرایان عقلگرا
نتیجه تدریس را ایجاد تغییر در دانش می دانند نه رفتار و آن را بر سه نوع (کلامی، راهبردی و فراشناختی) تقسیم می کنند.
تجربه گرایان:
1- به جای توجه به کلیت معرفت به اجزای آن و
2- به جای تأکید بر فرایند ها بر جهان محسوس تأکید دارند.
عقل گرایان:
دستیابی به دانش را حاصل فرایند های شناختی فرد می پندارند نه حاصل الگو های عمل آنان
دوم دی 1387
خلاصه فلسفه آموزش و پرورش
فلسفه آموزش و پرورش در یک نگاه
فلسفه از ديدگاه بزرگان :
افلاطون فلسفه را كوششي براي رسيدن به روشنايي بودن مي داند و آن را روبروي سفسطه مي گذارد پناه بردن به تاريكي نبودن است
ارسطو فلسفه را در جستجو نخستين اصل ها و علت مي داند .
كانت فلسفه را كوششي براي شناختن خاستگاه و ماهيت شناسايي و همچنين حدود آن و رابطه مقاصد ذاتي خرد انسان با هرگونه شناسايي مي داند .
نيچه فلسفه آفريدن ارزش نواست پيروان دبستان تحليل فلسفه منطقي (برتراند ؛ راسل ) كار فلسفه را روشنگري مفهوم ها از راه تحليل ان هامي داند
كارل يا سپرس كار فلسفه روشنگري و بيداري انسان مي داند .
واژه فلسفه از فيلوو سوفيا به معني دوستداري و دانايي و خواستگاه فلسفه عشق و مقصد آن تفاوت علم و فلسفه : دريافت علمي در حد رابطه نمود ها باقي مي ماند و از آن فراتر نمي رود و مقصد علم دستيابي به توانايي پيش بيني كردن رويدادها و تاثير در جريان پيشامد ها و حتي پديد آوردن آنها .
افلاطون تفاوت علم را ديالكتيك مي نامد 1) علم زياد از زير نهاد (فرضيه آغاز مي كند و به شناختن آن كاري ندارد به سوي نتيجه آن مي رود و تنها فلسفه است كه در جستجوي شناسايي ذات و حقيقت چيزهاست . آموزش سپردن دانستني ها به ديگران و آموزش حقيقتي براي آن است كه تواناي فهميدن به كار آيد .
بر دوش شكوفاندن و به كار آوردن توانايي هاي دروني و استعدادهاي طبيعي و تلاشي طبيعت و نيروي دروني بايد اصل شود.
تفاوت آموزش و پرورش 1) تكيه بر فعاليت هاي آزاد يا تكيه بر اطاعت بي چون و چرا 2) احترام به طبيعت آدمي و يا ناديده گرفتن آن .
تربيت حقيقي : كشاندن آدمي به سوي ارزشهاي والاي انساني چنانچه ارزش ها را بفهمد بپذيرد دوست بدارد و كار آورد.
هكل فلسفه همان تاريخ فلسفه است . اولين گزارش مال افلاطون است كه به سنجش بنيادي پرداخته .
اهميت فلسفه مصر در قلمرو و فرهنگ ايران در زمينه دين و اخلاق بوده
چهار هنر اخلاقي دادگري دانايي جرات و خويشتنداري با نام سقراط و افلاطون همراهند فلسفه تربت با افلاطون آغاز گرديد
سقراط
ديدگاه سوفيت
جستجوي حقيقت كاري بيهوده است زيرا حقيقتي در ميان نيست بهتر آن است كه به آموزش هاي سودمند مانند علم سياست و فن سخنوري و دست يافتن به مهارت و جدل روي آوريم .
سوفيا: دانايي و سوفيستها : مهارت در گفتار
تلاش سوفيستها :
با آموختن فن سخنوري وجدل در شنودگان اثر بگذارند كه براي پذيرش هر نظر و عقيده اي آمادگي يابند
به آنان آموختند چگونه استدلال كنند به كرسي بنشانند .
نويسندگان تاريخ : آموزش و پرورش سوفيستها را اولين آموزگاران بزرگ يونان مي خوانند هدف سوفيستها كسب قدرت و ثروت بود .
تفاوت سوفيست وفلسفه
كار فلسفه روشنگري و كار سوفيست تاريك و به تاريكي پناه بردن و نبرد سقراط با آنان برابري روشنايي و تاريكي نگاه سقراط به انسان ، روش گفتگو
تفاوت سقراط و سوفيست
سوفيست كارش خطابه يا گفتار بلند حقيقت در نظرش معنا ندارد و با افسون و نيرنگ شنودگان را به هر سو مي كشانند .
2) سقراط روش گفتگو را دارد روي سخن او فرد است و هرگز آنان را به عقيده اي معين نمي كشاند .
سوفيست براي اين كه گفته خود رابه كرسي بنشاند و پايبند عقيده اي نيست واز هيچ كوششي فرو نمي گذارد . سقراط هيچ گاه عقيده اي را روياروي ديگران نمي گذارد و هدفش وادار كردن آنان به جستجو و انديشيدن است او خود را ماماي دانايي ميداند .
پرسش هاي سقراط درباره اخلاق و هنرهاي اخلاقي است كار سقراط برانگيختن توجه و بيداركردن ديگران است پي بردن به ناداني خود گونه اي دانايي است .
تاثير سقراط بر روي شاگردان
1 – تاثير دگرگون كننده دارد بي آنكه بياموزد و يا عقيده اي اظهار كند .
كار سقراط
1) بر انگيختن توجه فرد به شناختن خود
2) بيدار كردن طبيعت خود اوست
افلاطون
سقراط بيشتر در جستجو شناختن هنرهاي اخلاقي بود اما افلاطون به همه جنبه هاي فلسفه را پرداخته و مخصوصاً تربيت
تربيت از ديدگاه افلاطون
نيك بختي جامعه تنها آنگاه ممكن است كه زمامداران آن دانا و دادگر باشند و اين نيز در گروه تربيت است تربيت است كه مي تواند زمامداران را براي زمامداري و مردم را براي پيمودن راه خود به حسب استعدادي كه دارند آماده كند.
افلاطون مي گويد لازم نسيت براي همه كارها در همه زمينه ها قانون بگذاريم بهتر است كه انسان هاي شايسته تربيت كنيم .
تاكيد بر زندگاني فردي و اجتماعي ميكند .
افلاطون مي گويد اگر جامعه اي زنان را از تربيت محروم سازد نيمي از توان و نيروي خود را ناديده گرفته به هدر مي رود شايستگي طبيعي زن خانه داري نيست بلكه بايد در كارهاي جامعه شركت كنند و حتي براي دفاع از كشور برخيزند زمامداري بر گزيند برنامه تربيتي زن و مرد يكسان است
تكامل معنوي فرد را در گرو تربيت مي داند .
تربيت دوگانه است 1) تربيت فرد 2) تربيت جامعه
تربيت فرد 1) تن 2) روان
تربيت دو گانه روان بايد از همان كودكي آغاز گردد و حتي پيش از به دنيا آمدن آنان با تمرين و ورزش مادر آبستن .
نقش بازي رشد و پرورش و آموختن به شكل بازي در آيد .
اولين فيلسوفي كه به راز تاثير شعر و موسيقي و به طوركلي هنر هاي زيبا پي برد افلاطون بود .
افراد بر طبق شايستگي طبيعي خود تا هر پايه اي از تربيت كه مي توانند بالا روند و كساني مي توانند زمام كشور را بدست گيرند كه به اين مقام رسيده باشد .
فرد دادگر كسي است كه همه توانايي هاي و جنبه هاي گوناگون هستي او هماهنگ با يكديگر شكوفا شده باشند . برترين مرحله تربيت : سير در راه شناسايي و رو كردن به بنياد يگانه اي است كه هر آنچه نيك و زيباست از اوست و اين را ايده مي داند دانش در زبان افلاطون و سقراط بينش است .
ارسطو
تربيت كار و وظيفه زمام داران جامعه است بايد يكسان وهمگاني باشد نه خصو صي يعني نه چنانچه اكنون هست كه هر كس به فرزندش را به ميل خود بار آوردو هر راچه به گمان خو يش سودمند مي داند به آنان مي آموزد .
سه عامل نيك وبا هنر شدن انسان 2) سرشت 3) خو(عادت) 3) خرد
نيكبختي انسان در اين سه جنبه است و خرد برترين است و برتري انسان به جانداران خرد است .
تاكيد او بر پديد آمدن عادت پسنديده و باتمرين و تكرار است .
تاكيد بر تربيت منش : تنها با عادت هاي خوب آراسته شده باشد .
شد و تربيت بايد با پديد آوردن عادت خوب آغاز كرد .
تربيت : احساسات آدمي است كه او را به سوي هنر اخلاقي مي برد نه تربيت خرد بايد كودكان را از شنيدن داستانهاي بد ، موسيقي بد ، همنشيني با بدان و بردگان بازداشت .
فرانسيس بيكن
پايبند عقايد ديگران بودن گونه اي بت پرستي است . اولين گام در راه انديشيدن رها شدن از پيروي كوركورانه است وبت هاي قبيله – غار – بازار نمايش
بت هاي قبيله عيب ها و خطاهايي كه از دلبستگي شخصي برمي خيزيد .
بت هاي غار = مانع هايي كه از دلبستگي شخصي بر مي خيزد
بت هاي بازار = واژه ههاي نا دقيق كه آدمي را به پيرامه مي برند .
بت هاي نمايش نظريه ها و عقايدي كه چون با آب و تاب بسيار و با حالتي تبليغي بر صفحه آورده شود و نمايشگران شيفته آنها گرديدند .
براي شناخت طبيعت بايد به سوي آن رفت و قانون هاي طبيعت را از خود آن آموخت .
تنها از راه فراهم آوردن نيروهاي تجربي است كه مي توان به دانستني هاي تازه دست يافت .
ارزش دانش در نيرو و تواني است كه از آن بر مي خيزد .
بيكن بنيانگذاران فلسفه علم در دوران نو گرديد .
دكارت :
پدر فلسفه نو دكارت است و فلسفه را از هر گونه تبعيت وارهانيد و همه آموخته ها را از نو آموخت از آنجا كه كسي را نيافت كه برتر از ديگران باشد او برگزار ديگران باشد خود را راهنمايي خود كرد .
از انديشه هاي خود را با نظم هدايت كرد . با موضوعات ساده شروع و گام به گام به سوي شناحتن پيچيده ترين موضوع رفت .
فرق مونيتني بادكارت
مونتيني روشي براي پژوهش و سنجش عرضه نكرده بود و
شك كردن براي مونيتني پايان كار بود .
براي دكارت شك اول كار است خودداري از شتا بزرگي در داوري و رهايي از پيشداوري تاكيد دكارت بر انديشيدن خردمندانه و از روي روش پافشاري آن درباره رها شدن از پايبندي به عقايد ديگران يكسان است .
تاكيد او بر روشني طبيعي خرد همگاني دانستن اين توانايي برتر شمردن فهميدن و سنجيدن انديشه ها از آموختن به كنار گذاشتن زبان تاريك مدرسه و انتخاب زبان ساده توجه به زبان مادري
كومينوس
دسته بنديهاي گوناگون رازبان انسان مي داند و منانع تحول او مي گردد و همه را بايد از راه تربيت انسان و آموزش دانش يگانه از ميان برداشت و در سه زمينه تلاش و كوشش كرد .
پديد آوردن دانش يگانه كه آن را دانش فراگير مي نامدو آموزش آن را به همگان
يگانه كردن فرقه هاي پرتستان و اتحاد با كاتوليك ها
دگرگوني كردن آموزش و پرورش از نظر روش برنامه و كتاب هاي آموزشي
از ديدگاه او زندگي وي يك شكست بود .
سه بنياد او 1) تجربه 2) خرد 3) حقيقت و برترين معيار كومينوس را از راه حقيقت در دين وحي
هدف تعليم و تربيت از نظر كمينوس
انسان چنان پرورش يابد كه زندگاني اين جهان را به خوبي بگذراند و براي زندگي آن جهان آماده شود اين كار زماني امكان دارد كه جهان را بشناسد – فرمانرواي خود شود به خدا رو آورد .
سه قلمرو او 1)دانش 2) اخلاق ودين
اصل كمينوس در آموزش و پرورش
طبيعت هر كاري را در زماني مناسب انجام ميدهد .
در طبيعت نخست ماده است بعد صورت طبيعت راه خود را گام به گام مي پيمايد .
تحول طبيعي همواره از درون صورت مي گيرد .
طبيعت در پديد آوردن چيزها از حالت محلي بي تعين آغاز گرده و به سوي جزئي مي رود بهترين دوره تربيت كودكي است كه آغاز زندگي و بهار عمر است . موضوع درسها را بايد متناسب با دانش آموزان برگزيده و به هيچ رو به دانش آموزان درس هايي كه از توان آنها بيرون است زمان آن فرا نرسيده نپرداخت
دوره هاي رشد
تولد تا6 سالگي
تربيت در خانه كه نهاد كودك شكل گيرد آموختن زبان مادري پرورش حواس از راه كار بردن آنها نقاشي
6 تا 12 دوره مدرسه زبان مادري است كه همه بايد از آن برخوردار باشند.
12 -18 دوره مدرسه لاتين
18-24 دانشگاهي
تكيه بر اهميت حس و تجربه از مهترين انديشه هاست
لاك
انديشه هاي دكارت شوق به فلسفه در وي ايجاد كرد
از فلسفه و آموزش و پرورش اسكولاتيكي دانشگاهي سخت ناخشنود بود و آن را تاريك و بيهوده مي دانست .
انديشه لاك
سياسي مردم سالاري (دموكراسي ) و آزادي خواهي (ليبراسيم )
دانش شناختي پيشروان نظريه تجربه گرايي
به دريافت از راه تجربه اعتقاد دارد و كودك نوزاد را لوحي سفيد ننوشته مي داند كه از راه حس مفاهيم را دريافت مي كند و انسان هيچ ايده يا اصلي را درخود كشف نمي كند بلكه هر چه در مي يابد از راه تجربه است .
از دو سرچشمه سخن مي گويد 1) احساس 2) تفكر (حس بيرو ني و دروني )
نظريه لاك درباره مذهب
بر آزادي مذهب تاكيد مي كند حمايت دولت از يك گروه مذهبي را ناروا و زمينه ستيزه ها مذهبي مي شمارد و مي گويد حقيقت را نه ازراه زور مي توان به مردم آموخت ونه راه قانون حقيقت نبايد به نيرويي جز نيروي خود تكيه كنند
انديشه تربيتي لاك
تربيت همه با هم فرق مي كند زندگي خوب دانش رواني سالم در تني سالم كوتاهترين وصف برخورداري از يك زندگي خوب در اين دنياست تربيت.
تربيت معنوي لاك
هنر اخلاقي 2) دانايي 3) ادب و آداب داني 4) آموختن
منش شايسته لاك
بزرگترين درس كه بايد آموخت اين است كه چگونه در برابر ميل ها ايستادگي كنيم و انها را به فرمان خود آوريم كودك نبايد بخواهد به هر انچه براي او خوشايند است دست يابد را بياموزد بايد خواهان چيزي باشد كه براي او خوبند و مناسب و اعتقاد به تكرار دارد.
كسي مي تواند در بزرگي از خرد پيروي كند كه در كودكي اطاعت از بزرگتران را آموخته باشد .
تشويق و تنبيه را لازم مي داندو زمينه تربيت را بايددر درون خرد پديد آورد و به محترم شمردن تاكيد دار د .
نظريه لاك درباره ي تنبيه و تشويق
تشويق و تنبيه حقيقي را همانا ستايش و سرزنش يعني عامل هايي مي داند كه رواني اند نه جسماني
نظريه لاك در مورد درس رياضي
رياضي را به هر كسي كه وقت دارد بايد آموخت براي خردمند شدن و ناديده گرفتن ديگر دانش ها را مايه تنگ نظري و مانع انديشه باز مي داند وهدف را انباشتن دانستني ها نمي داند
تفاوت جان لاك وكومينوس
واقع بيني و پايبندي به سنت تو را از پرداختن به آرمان هاي چون كومينوس كه برخورداري از آموزش و پرورش را حق هر كودك وظيفه هر جامعه مي شمرد باز داشت لام براي كودكان فقير بر پايي آموزشگاه كار را پيشنهاد مي كنند كه هدف آن فقط كار آموزي است ديد لاك ديد واقع بنيانه است
چكيده نظريه لاك:
1 ) اعتبار حواس
2) مطالعه دقيق در مورد علاقه افراد و توانايي آنها
3) عقل سالم در بدن سالم
4) يادگيري از طريق عادت تمرين
5) عدم اجبار در يادگيري
6) تاكيد بر روي بازي
7) تربيت از طريق برهان ودليل
روسو
خود را بيرون از دايره خطا نمي داند گناهان خود را بر مي شمرد
ديدگاه رو سو دربار ه طبيعت فردي اجتماعي
وفادار ماندن به طبيت و پيراستن آن از پيرايه هاي ساختگي است آنچه از دست آفريننده جهان بيرون مي آيد نيك است ولي چون بدست بشر مي افتد تباه مي گردد.
تربيت راهي براي در بند كردن آدميان است
كار تربيت
روسو كار تربيت را بيش از هر چيز دور نگه داشته طبيعت انسان ها از پليدي هاي جامعه مي شمرد چشم او جامعه در راه خود به سوي تمدن همواره از طبيعت انسان دوره شده به تجمل رو ي كرده و در بنده چيزهايي ساختي گرفتارآمده است .
پيشرفت تمدن مايه تباهي اخلاق انساني است . چون انسان از طبيعت دور شده او را از نيك بختي دور مي كند چون جامعه او را بد مي كند انسان به طبيعت در حالت طبيعي آزاد است
آموزش و پرورش است كه بايد مردم را به ملت بدل كند و حسن ميهن دوستي را در انها بپرورد و برهمگاني بودن آموزش و پرورش تاكيد مي كند و تفاوتهاي بين آموزشگاه ها كه آدم هاي ندار و دار جدا از يكديگر تربيت شوند دوست ندارد در تربيت بايد يكسان صورت گيرد .
كودكان بايد تنها بازي نكنند بايد گروهي بازي كند همه را به سوي هدفي يگانه بر دور رقابت را در آنها بر انگيخت كار تربيت 1) دگرگوني كردن واصلاح نيست بلكه پروراندن و شكوفاندن توانايي هاي است كه در سرشت و نهاد اوست. آزاد گذاشتن كودك و فعاليت اوست
سه استاد تربيت
1) طبيعت 2) اشياء 3 ) انسانهاي ديگر اگر اين ها با هم يكي شوند تربيت صورت مي گيرد واين سه طبيعت را بايد اصل بگيريم
راه درست تربيت روسو
از راه طبيعت است و اولين كار مربي شناخت كودك و قانونهاي طبيعي رشد مي باشد .
تربيت آماده شدن براي زندگي است .
نخستين گام تربيت روسو
تربيت منفي است 1) تجربه پيرامون 2) پرورش حواص از راه بازي و ورزش از 12 سالگي به بعد آنچه را كه از راه حواس آموخته به مفهوم در آورد
آموزگار خوب از نظر روسو
كسي نيست كه دركمترين زمان بيشترين را مي آموزد بلكه كسي است كه شوق به آموختن و فهميدن را در شاگرد بر مي انگيزد هدف آموزش وپرورش انباشتن اطلاعات نيست بلكه بكار آورن توانايي انديشيدن و فهميدن است .
برترين جنبه انسان بر حيوانات
وجدان اخلاقي يعني توانايي تشخيص نيك از شر و گرايش به نيكي است
تربيت اخلاقي آموختن اخلاق نيست بلكه فراهم كردن زمينه اي است براي واقعيت يافتن نيكي طبيعت انسان و بيدار شدن و به كار آمدن وجدان اخلاقي
نظريه روسو درباره تربيت ديني
تربيت ديني به هيچ رو آموختن آداب و احكام نيست بلكه بيدار كردن محبت و ستايش خداست
تفاوت قرون وسطي و روسو درباره انسان
قرون وسطايي انسان را بد مي شمرد و بر گناه ازلي يا گناه آدم تكيه مي كرد و انسان را بايد با سختي و سختگيري از شري كه در وجودش هست باز رهانند .
روسو با تاكيد بر فعاليت كودك و دلبستگي او به فهميدن و براي هدايت كودك بايد از قانونهاي طبيعي كودك پيروي كند مراد از طبيعت زندگي ساده و دوري از پيرايه و تجمل و چيزهاي ساختگي بود .
نظريه روسو درباره ي كارورزي :
چنين نيست كه اگر مهارت او بر اثر كارورزي بيشتر شده شايستگي او چون يك انسان تربيت كننده نيز بيشتر شده باشد زيرا با آنكه تكرار كارها را آسان كرده به صورت عادت در مي آيد واز سر شاري سر زندگي مي كند .
كانت:
نادرستي و زياده روي نظريه تجربي را آشكار مي كند و هم نظريه خردگرايي انسان را از ديدگاه اخلاقي مي گردد .
سر چشمه خردعملي اخلاق و قانون اخلاقي است
رفتار اخلاقي منطبق بر قانون باشد و به انگيزه احترام به اخلاق باشد
اراده آزاد از ديدگاه كانت
به فرمان قانون اخلاقي باشد اراده آزاده ي است
نظر درباره ي انسان
چون نمودي از جهان نمودها وابسته به جهان حس 2) چون باشنده اي معنوي و برخورداري از آزادي و اراده آزاد
اهميت تربيت از ديدگاه كانت
انسان تنها حيواني است كه نيازمند تربيت است زيرا تنها حيواني است كه شگفتن توانايي هاي طبيعي تربيت او نادانسته و نبودي خود صورت نمي گيرد دو مستلزم كوشش و آگاهي از هستي اوست
مراحل تربيت از ديدگاه كانت
1) فرو ترين مرتبه انضباط 2) فرهنگ و تمدن 3) تربيت اخلاقي
هدف انضباط
به فرمان در آوردن جنبه حيواني آدمي ورام كردن طبيعت وحشي اوست
اهميت انضباط
آدمي را براي پيروي از نظم و قانون آماده مي كند زمينه اي ميگردد براي به كار بستن فرمان هاي خرد .
چگونگي انضباط
وحشيانه نباشد
به وجود آوردن عادت
ازطريق انضباطي بعضي از كارها را تبديل عادت كنيم بيشتر آزادي كمتر مي شود استقلال كمتر مي شود .
اهميت تربيت از نظر كانت
به ترتيب است كه انسان انسان مي شود او را تربيت مي سازد همواره رو به كمال رود در تكامل انسان
فرهنگ از ديدگاه كانت
آموختن 2) قضاوت
فهيميدن بهترين راه انجام دادن است(آموزش عملي )
اخلاق از ديدگاه كانت
اخلاق بالاتر از عادت هاي پسنديده است ما در عصر انضباط فرهنگ ،آراستگي زندگي مي كنيم ولي تا عصر تربيت اخلاقي راهي دراز در پيش داريم .
منش : زمينه اي براي بيدار شدن و به كار آمدن وجدان انساني و گرايش استوار اراده است به پيروي كردن از اصلهايي كه خود به ياري خرد رويارويي خويش نهاده است .
تربيت اخلاقي
تربيتي است كه انسان آزاد تربيت دهد . عقل و خرد بر اوحاكم است .
تفاوت نظر ارسطو لاك هربات باكانت
تربيت تنش ساز عامل هاي بيروني
كانت مي گويد ازعامل هاي دروني و اراده شخص تربيت اخلاقي بايد بر بنياد اصل باشد كه پرورش فهم است .
اصل هاي كانت 1) تكليف 2) قانون
تكليف بايد كودك واقف به تكليف باشد و از روي عادت انجام ندهد .
چرا كانت اعتقاد دارد تربيت اخلاقي نبايد بر اساس تشويق تنبيه باشد؟
چون اگر اين كار را كنيم انضباط را انجام داده ايم و ارزش تربيت اخلاقي را پايين
آورده ايم .
چه زماني انسان موجود اخلاقي مي گردد؟ و خرد او ايده هاي تكليف و قانون راباز يابد چه زماني انسان موجود اخلاقي مي شود ؟ زماني كه خرد اوايده هاي تكليف و قانون راباز يابد
نظريه كانت درباره ي دين و دينداري
دين را بايددر پيوند با اخلاق اسلامي و كمال معنوي انساني نگريست و نه در آموزش هايي كه بنياد شان بر پديد آوردن احساس ترس يا اميد به پاداش است .
راه حقيقي ستايش خدا همانا طبق اراده او عمل كردن است كانت تربيت كودكان را راهي مي داند كه بايد به سوي مقصد تاريخ يعني آگاه و آزاي پيموده شود .
پستا لوتسي
بنياد انديشه پستا لوتسي همان انديشه روسوو اصل تربيتي اوست بااين تفاوت كه او قصد جيزهايي رادارد كه روسو از يكديگر جدا كرده مانند تمدن ، طبيعت ،
آزادي ، اطاعت رستگاري جهان در يگانگي انسانيت وتمدن است و تمدن انسان به طبيعت اجتماعي است.
در انسان سه نيرو در كارند :1) جسماني 2) اجتماعي 3) اخلاقي
نخستين آنها از طبيعت حيواني دومي هم آميز ي با ديگران و سومي از كوششهايي دروني كه متوجه هنرهاي اخلاقي است بر مي خيزد .
تكيه اصلي او بر نيكي طبيعت انسان است و تربيت را تنها راه به كار آمدن اين نيكي مي داند و آن را كاري اجتماعي ونيز بهترين راه درمان درد هاي جامعه و تحول آن مي شمارد.
پستا لوتسي بر آن بود كه نيك بختي در محبت و نيك خواهي است و مي گويد ذات تربيت نه در آموزش بلكه در صحبت است و آموزش و پرورش را الفباي سياست خود مي نامد . و آن را راه حقيقي تحول جامعه مي شمارد
اصل بنيادي كار و انديشه او همانا نيكي طبيعت انسان بود و از نظر او تربيت راهي بود كه مي توانست آدمي را به ارزش حقيقي خود آگاه كند .
انسان به خود به خود نيك است و مي خواهد نيك باشد ولي مي خواهد كه اين نيكي با نيك بختي همراه شود . از اين رو تنها آن گاه به راه بد خواهد رفت كه راه به سوي نيكي بر او بسته باشد . برترين مقصد اماده كردن انسان است براي كار آمدن توانايي هايي كه آفريدگار به او بخشيده در راه تكامل انساني و تربيت شكوفاندن توانايي هاي نهفته ي آدمي مي داند و بايد با پيروي از قانون هايي طبيعي رشد صورت گيرد و اولين كار مربي بايد شناخت طبيعت انسان باشد و اعتقاد دارد كه انسان تنها كتاب من است .
او مي گويد نه كتاب ونه فن بلكه خود زندگي پايه تعليم و تربيت است و هر آموزش نظري بايد بانگرش حسي يعني تماس مستقيم حسي و تجربي آغاز كرد . در آموزش به كودك اعتقاد دارد كه هيچ مفهومي را نبايدبه كودك آموخت مگر آن كه نخست نگرش حسي از آن داشته باشد . تاكييد در آموزش نظري و دريافت حس است .
در باره ي آموزش هاي ديني و اخلاقي بر اين نظريه استوار است كه آموزش ها بر پايه عملي و زندگاني عملي استوار گردد . كودك ابتدا محبت را در خانه در ارتباط با مادر دريابد تا بتواند آن را به ديگران گسترش دهد .
انسان آنگاه خدا را مي شناسد كه خود را بشناسد و وقتي خود را بزرگ مي شمارد كه خود را بزرگ بداند و براي آموزش دين بايد با كردار عمل كرد .
و بر آن بود كه راه آسمان همان پيمودن راه خود در زمين است بر حسب وظيفه و بر اين استوار است كه بي عشق انسان بي خداست و اگر عشق به خدا نباشد انسان چيست .
هربارت :
او از سوي روان روانشناسي نو و از سوي ديگر از بنيان گذاران روش علمي آموزش و پرورش است او مي گويد كه طبيعت روان، پاك ناشناخته است چون هم از دسترس روانشناسي عقلاني بيرون است و هم از دسترس رواشناسي تجربي . از انديشه هاي هربارت تكيه و پيوند ميان ديدها و حالت هاي گوناگو ن رواني است .
او مي گويد آموزش محتواي ذهن را مي سازد و تربيت منش را اگر اولي نباشد دومي هم نخواهد بود و اين را اصل آموزش و پرورش مي داند .
ايشان كوشيد تا آموزش و پرورش را بر بنياد روان شناسي استوار كند هربارت فهميدن را به هم پيوستن تصوير هاي تازه به تصويره اي ادراك شده قبلي مي داند هربارت تاكيد بر آموزش از روي برنامه دارد و هم به آموزش از روي طرح از پيش معين با گام هاي مشخص.
گامهاي آموزش هربارت
آماده كردن شاگردان
عرضه كردن درس تازه
سنجيدن آن با درس هاي گذشته ونشان داده بستگي آن ها
يگانه كردن آنها و بيان نتيجه كار به كلي ترين صورت
كه از سوي پيروان هر بارت افزوده شده به نشان دادن كاربرد آن است و در مورد هاي جزئي به كلي آموزش به معني دقيق آن فراهم آوردن زمينه پديد آمدن ايده هاي تازه و پيوند آنهاست به ايده هاي پيشين
آموزش پايه پرورش تربيت است و همه كار آموزش و پرورش براي دست يافتن به هنر اخلاقي است و فقط بر بنياد چگونگي آموزش است .
فروبل
بنياد انديشه او همان نظريه بنيادي روسو و پستالوتسي يعني اصل است كه تربيت بايد پيرو طبيعت و مراحل و قانون هاي آن باشد .
ويژگي بنيادي زندگاني فروبل اين بود كه مدام در خود مي انديشيد و خود را مي كاويد و خود را تربيت مي كرد .
تربيت همانا پرداختن به انسان است چون موجودي كه تحول او همان در يافتن خود آگاهي از خود است .
نخستين مرحله آگاهي ، آگاهي به چيز هاي بيروني يعني چيزهايي كه كودك را در برگرفته اند و اين مرحله نتيجه واكنش هاي كودك به اشياء و اشخاص پيرامون اوست .
دومين مرحله آگاهي خود است و هدف تربيت كه رسيدن به خود آگاهي است از راه تماس كودك به جهان واكنش به آن و شناخت آن ممكن مي گردد .
نخستين كار مربي پاسخ گسترش روابط كودك با محيط باشد كودك بايد زندگي خود را در يك جلوه بيروني ببيند و بفهمد .
بازي كردن طبيعي ترين راه آگاهي به محيط و آگاهي به خود است زيرا بازي آزاد ترين فعاليتي است و همه هستي كودك چون يك كل در آن جلوه مي كند . براي اولين بار كودكستان را بر پا كرد .
هدف ومقصد تربيت پروردن طبيعت حقيقي و خدايي انسان و نمايان كردن جنبه ابدي و بي پايان اوست در زندگي انسان را بايد هم از اغاز تولد در پرتو اين اصل نگريست .
پرگماتيسم
پراگما يك واژه يوناني به معني كار است و نظريه اي است كه در پاسخ اين پرسش كه معيار درست بودن يك گزاره قضيه چيست ؟ مي گويد : سودمندي و به كار آمدن يعني يك انديشه آنگاه درست است كه به كار آيد و مشكلي را بگشايد و به كار امدن تنها معيار درست بودن انديشه هاست .
بنياد فلسفي اين انديشه آن است كه همه چيز در حال شدن و نو شدن است .
اين گروه هر ارزشي را نسبي و وابسته به شرايط خاص اجتماعي رواني فرهنگي و به طور كلي شرايط معين مي داند و بر آنند كه هيچ ثابتي يافت نمي شود و آموزش و پرورش نيز نمي تواند يك ايده آل جاويد داشته باشد .
جان ديويي فيلسوفي بود كه اين انديشه را در آموزش و پرورش به كار بست از ديدگاه جان ديويي جدا شمردن انسان و طبيعت بلكه جدا كردن فرد از زمينه اجتماعي او نيز نارواست . انسان ، طبيعت و جامعه همواره بايد با يكديگر در نظر گرفته شوند به نظر او همه نهاد هاي اجتماعي نهادهاي آموزشي هستند زيرا در پديد آوردن حالتها گرايش ها و قوانيهاي كه سازنده شخصيت آدميان نيز نقش دارند .
ايشان دموكراسي را شايسته ترين قسم زمامداري مي شمارد و مي گويد دموكراسي يك روش سياسي براي اداره جامعه نيست بلكه بيش از هر چيز يك روش زندگاني است از ديدگاه ايشان آموزش وپرورش آزمايشگاه سنجش انديشه هاي فلسفي است
به نظر ديوئي همه دانستي ها مهارت هاو حتي ارزش ها ابزار هايي هستند كه انسان را در سازگار شدن با وضعيت هاي تازه و حل مشكل هايي كه از اين وضعيت بر مي خيزد ياري مي كنند و براين اساس نظريه خود را ابزار انگاري ناميده اند .
بهترين روش آموزش به كار بردن روش پژوهش علمي از سوي دانش آموزان است كار آموزگار راهنمايي دانش آموزان و ياري آنان در كار پژوهش است .
آغاز انديشيدن شك و ابهام و سر گشتگي است . و ايشان مي گويد جدا نمودن فرد از جامعه تنها با يك انتزاع دروغين ممكن است .
مدرسه و جامعه بيرون از مدرسه بايد به هم نزديك شوند .
درباره ي آزادي فقط نبودن مانع خارجي براي جنبش نيست آزاي رفتار كردن طبق هوش تمايلات و نيز نيست آزادي توانايي كنترل خويش است آرمان تربيت پديد آوردن توانايي كنترل خود است .
راسل
فلسفه راسل آميز اي است از فلسفه تجربي انگلستان و انديشه هاي منطقي و رياضي راسل عيب و هنر آدمي را وابسته به تربيت و تربيت را كليد جهان نو ميداند از ديدگاه او عيب هاي آدميان از تربيت بد بر خاسته اند .
منش خوب از ديدگاه راسل 1) شادابي و سر زندگي 2) جرات يا دليري
3) حساسيت 4 ) هوش پرورش يافته
اهميت شادابي در آن است كه شوق انسان را به چيزهاي گوناگون بر مي انگيزد بستگي او از را به محيط مي گستراند و زندگي را براي او دلپذير مي كند .
دليري نخستين گام در اين راه رهايي از ترس است و راسل ريشه را در تربيت و براي رهايي از ترس و رسيدن به دليري دو عامل را لازم مي داند1) احترام به خود و ديگران 2) نگاه غير شخصي به زندگي
حساسيت از ويژگي هاي كسي است كه انگيزه هاي گوناگون در او حالتهاي عاطفي بر مي انگيزد .
يعني از بزرگترين عيب هاي اخلاق نيستي كم شمردن هوش است .
راسل سرشت را ماده خاصي مي داند كه تربيت به آن شكل مي دهد و به كاربردن كيفر را نادرست مي شمارد و بر فعاليت دانش آموزان تاكيد مي كندو مي گويد با پديد اوردن عادت ها و مهارت هاي درست مي توان غرايز كودك را به راههاي درست هدايت كرد .
و بايد گذاشت دانش آموز فعال باشد نه منفعل اين كارآموزش را از حالت رنج زا به حالت شادابي بدل خواهد كرد.
ياسپرس
كار او روشنگري فلسفي براي بيدار كردن انسان است ايشان بزرگترين عيب آموزش و پرورش امروز را فراموش كردن انسان و ارج او مي داند و ايشان اعتقاد دارند انسان بودن انسان شدن است انسان اصيل يگانه است دومي ندارد وبه هيچ رو نمي توان او را با ديگري عوض كرد و ايشان شكست را زمينه شكستگي هستي يعني به خود آمدن مي داند .
اما با آنكه انسان اصيل يكتاست و بنياد ارزش او نه در نسبت با چيزهاي ديگر بلكه در خودوي و در فرديت اوست ، هستي او در ارتباط و هماهنگي و همدلي شكفته مي شود .
آنسو روندگي كه در سخنان ياسپرس اشاره به خداست ، اشاره اي به حالت از خود فراتر رفتن آدمي نيز هست . با همين از خود بدر شدن وفرانسوي خود رفتن است كه آدمي به مرز بودن و نبودن مي رسد و بيدار مي شود .
ياسپرس بويژه از سه آزمون فسلفي كه زمينه ي بيداري است ياد مي كند . اين سه آزمون نتيجه ي رو كردن به شناختن حقيقت جهان ، حقيقت خود و خداست ، ياسپرس مي گويد : انسان در هر سه آزمون ، با شكست روبرو مي شود . اما همين شكست او را از غفلت بدر آورده ، بيدار مي كند . از اينرو شكست نه تنها پايان راه نيست بلكه زمينه شگفتي هستي يعني بخود آمدن است .
روان شناسي كه همه چيز را به رفتار بر مي گرداند . هيچگاه نمي تواند به « من حقيقي » يا به هستي را يابد ، آنچه مي گويد درباره ي وجود تجربي من است ولي هيچگاه به هستي كه خاستگاه ناشناخته و نشناختني كردار من است ، راه نمي برد .
ياسپرس كه با توجه به اين نكته هاي بنيادي مي نگرد بر آن است كه جهان امروز و آموزش و پرورش نو ، انسان را نه چون انسان بلكه چون نيروي توليد كننده و انرژي زنده مي بيند و او را تا حد دستگاهي با كنش ها و واكنش هاي رواني رواني – تني كه مي تواند به كمك روان شناسي شناخته شود پايين مي آورد و بدين سان او را آماده مي كند تا در جامعه هايي كه با سلطه نامحدود اداره مي شود شخصيت و فرد بودن خود را از دست بدهد چون ماده ي خامي شمرده شود براي بنياد گذاري آينده اي عظيم كه نويد داده شده واز پيش برنامه ريزي شده است .
به طور كلي كاهش دادن آموزش و پرورش به جرياني كه انسان را به صورت يك ابزار سودمند و فرمانبر در مي آورد انگيزه اي است براي شركت در قدرتي كه نويد يك آيندة باشكوه را مي دهد .
ياسپرس مي گويد برنامه ريزي نه تنها به خود خودي بد نيست بلكه لازم و سودمند نيز است ولي به شرط آنكه همواره به حد آن آگاه باشيد و هيچ گاه بر آن نشويم كه همه چيز را برنامه ريزي كنيم و همه جزئيات آن را مشخص نماييم.
روانشناسي با ادعاي دانش بسيار درباره ي طبيعت انسان او را كوچك مي شمارد و چه بسا كه در مورد هاي فردي به غلط قضاوت مي كند .
روانشناسي بويژه علم بيماري هايي رواني ، سودمند خواهد بود به شرط آنكه ما حد آن را بشناسيم . روان شناس چون يك اتوريته ، نمود ترسناكي است .
در آموزش و پرورش نو ، وسيله ها ،هدف شمرده شده اند . همه جا سخن بر سر آموختن معلومات بيشتر در زمان هاي كمتر و در برنامه هاي فشرده است
چناچكه برنامه و گزارشهاي آماري و اجرائي و همچنين مهارت و ورزيدگي آموزگاران در فنون آموزش ، بس مهم شمرده مي شود ولي به شخصيت انساني او كه تاثير حقيقي تربيت از آن سرچشمه مي گيرد ، به هيچ رو توجه نمي گردد و آنچه براستي اهميت دارد بيدار كردن روحيه تاريخي انساني است كه در همدلي معلم و شاگرد و نيز پيوند با گذشته ، ممكن مي گردد .
آنچه كه برنامه ريزي و دانش آموزي ، به جاي آنكه وسيله هايي باشند براي هدايت در برگيرنده ، هدف هاي بخودي خود شمرده مي شوند ، آموزش و پرورش خشن مي شود ، انسان به كار تبديل مي گردد ، امكان اوج گرفتن او از ميان مي رود و به صورت يك انرژي فقط زنده در مي آيد
اقتباس از کتاب فلسفه آموزش و پرورش دکتر میر عبدالحسین نقیب زاده .

