تبليغاتX
"قابی برای نوشتن"

شانزدهم بهمن 1386

اختلات املایی و معلم (2)

 

روشهایی برای بهبود نوشتن

اهمیت نوشتن ونیاز به صحیح نوشتن در ایجاد ارتباط با دیگران بر کسی پوشیده نیست . در همین ارتباط از ابتدای آموزش رسمی خواندن و نوشتن به کودکانمان می آموزیم که چگونه بنویسند و چه اقداماتی در این باره انجام بدهند تا بتوانند آموخته های خود را در موقعیت های مختلف به کار گیرند .

مهمترین ماده ی درسی که این وضعیت را بر عهده دارد املای فارسی است . املا در لغت به معنی بر کردن و بر سر جمع گفتن و تقریر کردن مطلبی برای دیگران است . در زبان فارسی کلمه ای معادل املا و دیکته نداریم ولی می توانیم "از بر نویسی "یا "گفتار نویسی " را جایگزین کلمه املا کنیم . منظور این است که شخص گفته های دیگران را بدون دیدن آن ها بنویسد با توجه به اینکه درس املا مبنای علمی در یاد گیری سایر دروس است و توجه به این مهم یکی از ضروریات نظام آموزشی ماست و از طرفی روشهای متداول املا نمی تواند راه گشای مشکلات آموزشی در این درس باشد لذا در این مجموعه سعی شده است چند روش متنوع و جالب برای املا و تصحیح آن ارائه شود تا با یاری خدا و همکاری شما در افزایش توانمندی دانش آموزان تلاش شود .

 

۱- املا به صورت گروهی :به این شکل که بچه ها را به گروههای ۵ یا ۶ نفره تقسیم می کنیم و در هر گروه هر خط را یک نفر از اعضای گروه می نویسد و در انتها نمره گروهی می دهیم و آن املا در ژوشه کارها قرار می گیرد .

۲-هر گروه یک متن املا با کمک تمام اعضای گروه خود می نویسد و ما املای همه گروهها را جمع آوری کرده و می خوانیم و سپس با بهترین متن یک املا به کل کلاس می گوییم و یا از هر گروه یک ژاراگراف انتخاب کرده و املائ تلفیقی تهیه کرده و به کل کلاس می گوییم در این صورت متن املا را بچه ها تهیه کرده اند .

۳- بچه ها را گروه بندی می کنیم و سپس هر گروه یک متن املا را می نویسد و برای گروه دیگر می خواند تا آن گروه بنویسد که املائ گروه به گروه نام دیگر این املا است .

۴- در روشی دیگر ۱۰ کلمه ی مهم از درس انتخاب می کنیم و از بچه ها در گروهها می خواهیم که هر کدام جمله ای را در ارتباط با درس بنویسند و از کلمات مهم مورد نظر استفاده کنند و هر گروه جملات خود را در کنار هم گذاشته و یک متن کوتاه و زیبا بسازند .

۵-در مواقعی که شاگردی ضعیف است و در  املا پیشرفت چندانی ندارد می توان د ر هنگام املا دانش آموز ضعیف را کنار دانش آموز قوی نشاند تا بعضی از لغات را که برایش مشکل است با مشورت بنویسد در نتیجه دانش آموز ضعیف هم آن لغات را به خوبی به ذهن می سپارد و هم با افت نمره مکرر مواجه نمی شود . البته این روش نباید مکرر و همیشگی باشد .

۶- در هنگام تصحیح املا معلم شکل صحیح لغات را نمی نویسد و دانش آموز خودش لغت صحیح را از کتاب پیدا می کند و بعد ما به آن نمره می دهیم یعنی ابتدا دور کلمات اشتباه خط می کشیم و صحیح آن را بچه ها می نویسند و ما به صحیح نوشتن مجدد آن ها نمره می دهیم .

 

۷- روش دیگر این است که معلم متن املا را از قبل برای بچه ها بخواند ولی بچه ها چیزی ننویسند و فقط گوش کنند .

۸- بعد از املا هم متن املا دوباره خوانده شود تا چنانچه دانش آموزی کلمه ای را ننوشته بتواند آن را بنویسد .

۹- در روش دیگر می توان به صورت شفاهی املا گفت تا فرا گیران لغات مهم آن را در هوا هجی کنند و بنویسند .

۱۰ - نوع دیگر املا می تواند چنین باشد که هر فراگیر لغاتی را که خوانده می شود  پشت لباس فرد جلو یی بنویسد و دانش آموز جلویی از حرکت انگشت فرد عقبی بتواند لغات را بفهمد و بنویسد که این یک نوع بازی و املا است .

۱۱-در روش دیگر به بچه ها می گوییم روز نامه با خود به کلاس بیاورند و لغات را ببرند و از لغات بریده شده یک بند املا برای ما درست کنند و بر روی ورقه بچسبانند (این روش می تواند به صورت گروهی هم انجام پذیرد .

۱۲- می توان املایی را به صورت پلی کپی بدون نقطه یا بدون تشدید و یا به صورت لغات ناقص به دانش آموزان داد تا آن ها در جای مناسب نقطه یا تشدید بگذارند یا کلمه ی ناقص را کامل کنند .

 ۱۳- روش دیگر املا می تواند به صورت تصویری باشد به این صورت که یک تصویر به فراگیران نشان می دهیم واز آنان می خواهیم که نام آن را بنویسند .

۱۴-املای تقویت حافظه : بدین صورت که معلم متنی را روی تخته می نویسد و سپس متن را برای دانش آموزان می خواند و سپس روی نوشته هایش را پرده می کشد و بچه ها باید هر آنچه از متن فهمیده اند را بنویسند . سپس معلم پرده را از روی نوشته ها کنار می زند و بچه ها متن خود را با متن تخته مقایسه می کنند و به خود اتیاز می دهند .

۱۵- روش دیگر می تواند استفاده از آینه باشد . به این ترتیب که کلمات را بر عکس بنویسیم و بچه ها با آینه درست آن ها را ببینند و بنویسند و یا صحیح آن ها را بخوانند .

۱۶-املای آبکی :روش دیگر استفاده از آب و حیاط مدرسه است . در این روش بچه ها کلماتی را که معلم می گوید (به صورت انفرادی ) با آب پاش روی زمین می نویسند .

۱۷ روش دیگر در تصحیح املا این است که فرا گیران با شکل صحیح غلط هایشان جمله بسازند و یا از لغات مهم ومشکل درس جمله بسازند .

۱۸- کلمات مهم یا مشکل درس را با خمیر بازی درست کنند .

۱۹-با کلمات مشکل هم خانواده یا هم معنی درست کنند .

۲۰-برای جلو گیری از ایجاد عادت در شنیدن صدای معلم آموزگار از همکار خود بخواهد تا گاهی اوقات متن املا را برای غراگیرانش بخواند.

۱- دانش آموزان می توانند برای اولیای خود یا هر فرد با سواد دیگر در خانه املا بگویند و آن املا را تصحیح کنند تا تمرین و تکرار بیشتری برایشان باشد .

۲۲-روش قبل را می توانند برای هم کلاسی های خود نیز انجام دهند

۲۳- دانش آموزانی که والدین بی سواد دارند می توانند صدای خود را ضبط کنند و سپس از نوار کاست املا بنویسند .

۲۴- معلم لغاتی را بر روی مقوا می نویسد و آن را به تخته نصب می کند و زمان کوتاهی وفت می دهد تا فراگیران کلمات را به دقت نگاه کنند سپس مقوا را برداشته و بچه ها هر چند تا کلمه که در ذهنشان مانده می نویسند و سپس معلم به صحت و دقت فراگیران وتعداد لغاتی که نوشته اند نمره می دهد .

۲۵- روش دیگر نوشتن املا با گچ کف حیاط مدرسه است که این کار می تواند هم انفرادی و هم گروهی انجام پذیرد .(البته برای آموزش نظافت به فرا گیران باید حیاط مدرسه به صورت گروهی تمیز شود. )

معلم می تواند املا را بر روی چندین  کارت بنویسد و این کارتها را بین گروهها تقسیم کند تا تمام گروهها کارتها را ببینند و سپس کارتها را جمع کرده و املا بگوید .

لازم به ذکر است که این روشها پیشنهادی بوده و نباید هیچ روشی بیش از حد و به صورت تکراری در کلاس استفاده شود چون ارزش آموزشی خود را از دست می دهد و فراموش نکنیم که هدف ما از املا آموختن است نه مچ گیری از دانش آموزان .

                             "  بر گرفته از کتاب اختلالات دیکته نویسی مصطفی تبریزی "

 

 

طراحي مدل آموزشي املا براساس نظري هاي برنامه ريزي درسي

 

 مولف : یحیی بیات

مقدمه

 

املا يكي از مواد درسي مهم در برنامه ي آموزش رسمي كشور بوده واز اركان مهم زبان آموزي در دوره ي ابتدايي است ،و مهمترين هدف آن آموزش صحيح نوشتاري كلمه ها وجمله هاست.از آموخته هاي املا فراگيران در سراسر زندگي در قالب ارتباط نوشتاري استفاده مي كنند. چنانچه ارتباط نوشتاري بين افراد با غلط املايي همراه باشد ارتباط زباني  بين آنها به خوبي بر قرار نخواهد شد.

نظام نوشتاري فارسي به جهت ويژگي ها و خصوصيات خاص خود از جمله حروف مختلف در مقابل يك صدا،دندانه ،نقطه و اتصال و انفصال.... نيازمند توجه خاص براي آموزش نوشتن (املا) مي باشد. املا نيز همانند درس هاي ديگر داراي دو بعد مي باشد:

الف- بعد آموزشي             ب-   بعد آزموني

بعد آموزشي املا در كلاس ها كمتر مورد توجه معلمان است وتاكيد عمده آنها بر آزمون املا است. اين مشكل از اين ناشي مي شود كه به  روش هاي آموزشي املا در كتاب هاي مراكز تربيت معلم به صورت گذرا اشاره شده است، ودر دوره هاي آموزشي معلمان نيز به آموزش املا توجه نشده است. در اين مقاله سعي بر اين است كه بااستفاده از نظريه هاي برنامه ريزي درسي  مدل هاي مؤثرآموزشي املا طاحي شود،تا از اين طريق به معلمان در آموزش املا كمك گردد. 

 

 

 

 

چكيده

نظريه هاي برنامه ريزي در تجزيه و تحليل برنامه هاي درسي و راهنماي كلي در تدوين برنامه هاي آموزشي به منظور كمك به ياد گيرندگان و مربيان مورد استفاده قرار

مي گيرند. هر راهكار اجرايي، بر مبناي آنها مي تواند معنا و مفهوم خاص خودرا پيدا كند .بدين معني ، داشتن پشتوانه نظري براي هر برنامة اجرايي در نظام آموزشي آن راقابل دفاع مي كند. توجه به نظريه ها وديدگاه ها در نظام آموزشي يك مسأ له ضروري است و به عنوان يك تكليف هميشگي است. زيرا بدون تكيه بر نظريه ها رسيدن به اهداف مطلوب تا حدي نا ممكن خواهد بود. چون دامنةو گسترة علم در حال گسترش است و به تبع آن فلسفة آموزش و پرورش نيز تغيير مي كند ، بنابراين لازم است از هر چند گاهي به ارزيابي جايگاه خود در بين ديدگاهها بپردازيم تا از اين طريق وفاق وهمسويي بين عملكردهاي خود و نظريه ها ايجاد نماييم .در اين مقاله كاربرد هاي آموزشي هفت نظريه مطرح در برنامه ريزي درسي به اختصار توضيح داده مي شود ودر پايان ، نظريه ها را در حوزة يك درس مهم (املا) مورد بررسي قرار داده و الگوي آموزشي آن ارايه شده است .بكارگيري الگو مي تواند معلمان و دانش آموزان را در ياد گيري و آموزش املا كمك نمايد. بررسي ديد گاههاي مطرح شده در حيطه برنامه ريزي زمينه ي طراحي مدل آموزشي املا را فراهم مي كند. ديد گاهها مبنايي براي تدوين و شيوه ي اجراي برنامه هاست .

ديكته يكي ازمواد درسي مهم در مقطع ابتدايي است با اين حال هيچ برنامه ا ي منسجم وعلمي به آن ارائه نشده است.مدل آموزشي املادراين مقاله عبارت از:

شنيدن             ادراك                 باز شناسي                       نوشتن

بررسي اجمالي نظريه هاي برنامه ريزي درسي

نظريه رفتاري:

نظريه رفتاري دردهه هاي گذشته تاثيرزيادي درآموزش وپرورش داشته است . معروفترين نظريه پردازاين ديدگاه اسكينر1است . اين نظريه ازسه مؤلفة شرطي كنشگر2 ، شرطي متقابل3 وآموزش وپرورش قابليت مدارتشكيل گرديده است،كه به اختصار هريك توضيح داده مي شود.

الف-شرطي كنشگر:

كاربردهاي آموزشي شرطي كنشگر:

اهداف آموزش وپرورش :شكل دادن به رفتارمطلوب و كاستن از رفتارنا مطلوب

تلقي نسبت به فرآيند يادگيري:

كسب رفتارهاي تازه توسط فراگيران بنابراين معلم با تغيير برنامه تقويت كننده ها به رفتارهاي فراگيران شكل مي دهد.

تلقي نسبت به ياد گيرنده : يادگيرنده در ارتباط با كنترل محيطي معني مي يابد.   

تلقي نسبت به فرآيندآموزش : معلم با دستكاري تقويت كننده ها به رفتار دانش آموزان شكل مي دهد. تأكيد بر تقويت كننده هاي مثبت است .

تلقي نسبت به محيط يادگيري: محيط يادگيري داراي ساختار بسته و غير منعطف است و كليه مراحل و توالي آن از قبل تعيين شده است.

نقش معلم : معلم صرفاً  در جريان ياددهي-  يادگيري نقش طراحي برنامه ارائة تقويت كنندها را بر عهده دارد.

تلقي نسبت به شيوة ارزشيابي از آموخته ها : ارزشيابي متمركز بر رفتارهاي مشخصي است كه از قبل تعيين شده اند. لذا در جريان ارزشيابي توجه به اهداف، آغاز وپايان برنامه است.

ب- شرطي متقابل:

  كاربردهاي آموزشي آموزش و پرورش قابليت مدار:

اهداف آموزش و پرورش : كسب قابليت هاي خاص در حيطة شناختي ، عاطفي و رواني – حركتي توسط دانش آموزان است.

تلقي نسبت به يادگيري : ياد گيري شامل واكنش نشان دادن در مقابل محركها ست كه قابليت هاي مورد نظر را شامل مي شود. يعني به سطح مورد نظر در توانائيها و قابليت هاي مشخص شده برسد. چون قابليت ها از قبل تعيين مي شوند پس براحتي مي توان در مورد يادگيري فضاوت نمود.

تلقي نسبت به يادگيرنده: فراگير فردي است كه قادر است در كسب قابليت هاي گوناگون موفق شود.

تلقي نسبت به محيط يادگيري : محيط يادگيري از قبل تعيين شده و ساخت بسته اي دارد.

ودراكثرموقعيتها براي آموزش انفرادي سازمان دهي مي گردد. محيط بايستي به شيوه اي طراحي شود كه مشوق رشد تواناييها باشد.

تلقي نسبت به فرآيند ‏آموزش به به توالي آموزش شامل:

1-      شناسايي قابليت هاي مطلوب و نتايج رفتاري .

2-      طراحي آموزش به منظور انتقال برنامه و دستيابي به هدفها .

3-      ارزشيابي از طريق آزمونهاي مبتني بر معيار به منظور تعيين ذستيابي به قابليتها.

نقش معلم: معلم در جريان ياددهي – ياد گيري قابليتها را تعريف كرده و طراحي آموزشي خود را به براساس آنها تدوين مي كند. تا بتواند به سطح مطلوب قابليت دست يابد. هدف ديگر معلم ايجاد قابليتهاي متفاوت در دانش آموزان است.

تلقي نسبت به شيوة ارزشيابي : براي ارزشيابي قابليت هاي ايجاد شده از آزمونهاي استاندارد استفاده مي شود.

 

نظرية موضوعي (ديسپليني )       

كاربرد هاي آموزشي نظريه ي موضوعي

هدف هاي آموزش وپرورش: تسلط فراگيران به مهارتهاي پايه مثل: خواندن ،نوشتن و حساب كردن در دورة ابتدايي و موضوع هايي نظير ادبيات ،علوم تجربي ،رياضيات ، تاريخ و زبان دردورة منوسطه

تلقي نسبت به فرآيند يادگيري: به خاطر سپردن دانش و يادگيري در حد تسلط بر مهارتها است.

تلقي نسبت به يادگيرنده : يادگيرنده بايستي خود را يادگيري موضوع سازكار نمايد. چون دروس بر اساس ماهيت وتوالي خويش عرضه مي شوند.بنابراين به نيازها و علايق دانش آموزان چندان توجهي نمي شود.

نلقي نسبت به فرآيند آموزش: آموزش آشكار سازي[1] از طريق سخنرانيها و تمرين ومباحثه به فراگيران .

نلقي نسبت به محيط يادگيري: محيط يادگيري تحت كنترل معلم است پس داراي ساخت بسته واز پيش نعيين شده است.

نقش معلم: معلم در جريان آموزش مرجع اصلي است و بايستي در رشته تدريس خويش تسلط لازم و كافي به موضوع درسي داشته باشد.

ارزشيابي از آموخته ها : هدف ارزشيابي سنجش ميزان تسلط فراگيران به موضوع درسي است ، بنابراين آزمونها معمولا تكيه بر به خاطرآوردن معلومات دارند.

نظرية اجنماعي

اين ديدگاه به تجربه ي اجتماعي تأ كيد مي كند وفراگيران در بستر اجتماعي آموزش داده مي شوند. بنابراين برنامه ها و شرايط متناسب با اين بستر تدوين مي گردد. در اين نظريه رويكردها ي فرعي مثل انتقال فرهنگي ،دمكرانيك و تغيير اجتماعي مطرح است كه در هر رويكرد حيطه و دامنه عمل با هم فرق مي كند.

كاربردهاي آموزشي نظرية اجتماعي

الف- انتقال فرهنگي :

1-      هدفهاي آموزش و پرورش :تلقين ارزشها و نقش هايي كه در يك فرهنگ خاص  اهميت اساسي دارد.

2-      تلقي نسبت به فرآيند يادگيري: ياد گيري جرياني است كه درطي آن فراگيران خود را با انتظارات مدرسه و جامعه تطبيق مي دهند. وآنچه را مي آموزند كه از آنها انتظار مي رود.

3-      تلقي نسبت به ياد گيرنده: فراگير در نقش انفعالي است و بايستي ارزشها ومسا يل ارايه شده به او را ياد بگيرد. 

4-      تلقي نسبت به فرآيند آموزش: آموزش به صورت مستقيم ((از معلم به فراگير)) بوده و فراگير تحت كنترل و فرمان ياد دهنده است .همچنين در جريان آموزش بر الگوبرداري تأكيد زياد مي شود .       

5-      تلقي نسبت به محيط يادگيري: محيط يادگيري انعطاف لازم را ندارد وتمام جريان آمو.زش و محيط آن تحت كنترل شديد معلم است .

6-      نقش معلم : وظيفه اصلي معلم انتقال  دانش، ارزش ها و به عنوان الگو براي دانش آموزان است، بنابراين داراي منش و شخصيت مطلوب از نظر جامعه باشد.

7-      تلقي نسبت به ارزشيابي آموخته ها : امتحان و ارزشيابي وسيله اي است براي  پي بردن به ميزان  دستيابي فراگيران به مهارتها و معلومات، بنابراين ارزشيابي شامل مواردي باشد كه مهارتهاي اجتماعي را ارزشيابي كند.

ب- شهروندي دمكراتيك :

1-      هد فهاي آموزش و پرورش : احترام به ارزشهاي دمكراتيك و مهارت در تجزيه و تحليل تضادهاي ارزشي ، مهارت گفتگو ومفاهمه.

2-      تلقي نسبت به فرآيند يادگيري: ياد گيري به صورت يك فرآيند تعاملي است و زماني بهتر انجام مي گيرد كه ياد گيرنده در تضادها و مسائل معما گونه اجتماعي

غوطه ور گردد.كلاس درس آماده براي بررسي مسائل و مناظره دربارة سياستهاي جامعه باشد.   

 تلقي نسبت به يادگيرنده: توان به كارگيري استعداد عقلاني خويش در برخورد با مسائل مربوطه به سياستهاي اجتماعي

1-      تلقي نسبت به فرآيند آموزش :آموزش طي يك جريان خاص انجام مي گيرد كه عبارت از:

1-      1-معرفي مطالعه موردي

2-      1-مشخص كردن تضادهاي ارزشي و حقايق و اطلاعات و راههاي برخورد با آنها

3-      1-اتخاذ تصميم دربارة موانع و مشكلات

4-      1- با بكارگيري روش مباحثه هر يك از دانش آموزان دربارة مدافع خود تفكر مي كنند .

5-      1-تجزيه نظر در مواضع خود و يا تحكيم آن

2-      تلقي نسبت به محيط يادگيري: در محيط ياد گيري بايستي از فيلم, روزنامه و .... براي دانش آموزاستفاده گردد.

3-      نقش معلم : ايجاد فضاي عاطفي در كلاس براي ترغيب دانش آموزان به مباحثه

4-      تلقي نسبت به ارزشيابي آموخته ها: سنجش ميزان تبيين مسايل از سوي دانش آموز

تغيير اجتماعي

1-      هدفهاي آموزش وپرورش : درگير ساختن دانش آموز با مباحث و موضوعات اجتماعي و پرورش مهارتهاي مربوطه به حضور مؤثر در تغيير اجتماعي

2-      تلقي نسبت به فرآيند ياد گيري:ياد گيري بايستي به طور مستقيم با مسائل اجتماعي ارتباط پيدا كند و به فراگير آموزش داده شود كه در تغيير اجتماعي ايفاي نقش نمايد.

3-      تلقي نسبت به يادگيرنده: ياد گيرنده عامل و كار گزار تغيير است.

4-      تلقي نسبت به فرآيند آموزش :آموزش  در اين ديدگاه طي توالي زير انجام مي گيرد:

1-4 - شناسايي مسائل توسط دانش آموز

2-4 – ارائه راه حل هاي مختلف

3-4- آوردن دلالتهاي اخلاقي ، اجتماعي و حقوقي براي هر يك از راه حل ها

4-4- گزينش يك راه حل

5-4- اجراي راه حل در مدرسه يا محله

6-4- ارائه گزارش نهايي از نتايج راه حل اجرا شده و تجزيه و تحليل اثر بخش آن

5- نقش معلم :     ياري دانش آموزان در انجام فعاليت ها و فراهم ساختن امكانات لازم از وظايف اصلي معلم بوده همچنين رابط بين مدرسه و جامعه است.

6-تلقي نسبت به ارزشيابي :مشاهدة دانش آموزان در حين انجام فعاليت ها و

قضاوت در مورد ميزان مهارتهاي كسب شده

نظرية رشد گرا

كاربرد آموزشي نظرية رشد گرا

1-      هدفهاي آموزش وپرورش : حركت تدريجي به سطح بالاتر رشد، پرهيز از توقف يا سكون در يك مرحله تلفيق ابعاد مختلف رشد مانند شناختي ، اخلاقي و شخصيتي

2-      تلقي نسبت به فرآيند ياد گيري : ياد گيري به رشد مرتبط است .يادگيري زماني اتفاق مي افتد كه تكليف ها يا مسائلي كه محرك دستيابي دانش آموز به الگوي جديد تفكر است  به او عرضه شود . ياد گيري شامل فرآيندي است كه در آن تعامل بين ياد گيرنده و محيط اتفاق مي افتد .

3-      تلقي نسبت به ياد گيرنده : ياد گيرنده عنصرفعالي است كه به طور مستمر به ساختار بخشي و تجديد ساختار تفكر خود مشغول است .

4-      تلقي نسبت به فرآيند آموزش :

1-4- آگاهي معلم و درك و فهم او از سطح رشد دانش آموزان

2-4- ارائه تكليف يا معما به دانش آموزان

3-4-تكامل  دانش آموزبا تكليف يا معما با كمك معلم

5-      تلقي نسبت به محيط يادگيري : محيط ياد گيري بايد با سطح رشد دانش آموزان سازگازي داشته باشد . موارد و منابع آموزشي بايد با تكليف هاي رشدي كه مناسب تشخيص داده شده است مرتبط باشد.

6-      نقش معلم :معلم به عنوان يك راهنما بوده و سازمان دهندة محيط ياد گيري است و منابع و موارد مناسب آموزشي بايستي توسط معلم گرد آوري شود. همچنين معلم همواره با طرح سوال دانش آموزان را به تفكر تشويق مي كند .

7-      تلقي نسبت به ارزشيابي :يادگيري به صورت تكويني و تراكمي (پاياني ) ارزشيابي مي شود . در شكل تكويني آن معلم به مشاهده شيوة برخورد فراگيران با تكاليف و معما ها مي پردازد. ودر شكل پاياني آن محيط بطوركلي بررسي شده تا مشخص گردد كه رشد محقق شده است.

نظرية فرآيند شناختي

كاربرد هاي آموزشي نظرية فرآيند شناختي :

1-      اهداف آموزش و پرورش : پرورش مهارتهاي فكري نظير استنباط كردن , تفكر نقاد، فرضيه سازي ،تفكر جانبي

2-      تلقي نسبت به فرآيند ياد گيري :  فرآيند ياد گيري به صورت استقرايي و تفكر جانبي است .

3-      تلقي نسبت به ياد گيرنده : ياد گيرنده فردي است كه فعالانه اطلاعات را دستكاري مي كند و با استفاده از اطلاعاتي كه با آن مواجه مي شود در جستجوي معناست .

1-      تلقي نسبت به فرآيند آموزشي : آموزش بر اساس فراگير محوري واز جزء به كل مي باشد .

2-      تلقي نسبت به محيط يادگيري : محيط حاوي مواد و منابع آموزشي است كه مشوق فرآيند هاي شناختي گوناگون باشد .

3-      نقش معلم : وظيفه اصلي معلم ايجاد فرصت در كلاس براي فراگيران جهت تفكر است

4-      تلقي نسبت به ارزشيابي از آموخته ها :در اين نظريه فرآيند ها و مهارتهاي شناختي در كانون ارزشيابي قرار دارد . لذا ارزشيابي در بر گيرندة مسائلي است كه دانش آموزان براي حل آنها بايد از مهارتهاي گوناگون فكري استفاده كنند .

نظرية انسان گرايانه

 

كاربردهاي آموزشي نظرية انسان گرايانه

1-      اهداف آموزش و پرورش : رشد خود پنداري مثبت و مهارتهاي ميان فردي

2-      تلقي نسبت به فرآيند ياد گيري : ياد گيري در اكثر موقعيت ها جهت گيري شخصي دارد يعني مفاهيم و مطالب آموزشي مي بايست فرا خور حال فراگيران بوده و به طور فردي با ويژگيهاي آنها متناسب سازي شده باشد. 

3-      تلقي نسبت به يادگيرنده : فراگيران عناصري قادر و قابل اعتماد هستند چنانچه شرايط تسهيل كنندة لازم فراهم شود .آنها قادرند استعداد هاي خود را به فعليت در آورند  .

4-      تلقي نسبت به فرآيند آموزش : در اين نظريه گاهي مفاهيم آموزشي ساخت از قبل مشخص  شده دارد ودر برخي موارد نيز داراي ساخت از قبل تعيين شده نيست. در فرآيند آموزش دانش آموزان دربارة آنچه در كلاس اتفاق مي افتد حق انتخاب دارند.

5-      تلقي نسبت به  محيط يادگيري بايستي بدور ازهر گونه خطر و تهديد براي دانش آموز باشد و فضاي سرشار از اعتماد در كلاس ايجاد شود.

6-      نقش معلم : در اين نظريه معلم بخشي از جريان يادگيري دركلاس بوده و خود يك يادگيرنده نيز مي باشد .همچنين معلم در مهارتهاي ارتباطي به عنوان الگو براي دانش آموزان است .

7-      تلقي نسبت به ارزشيابي آموخته ها : هد ف عمدةارزشيابي ارائه بازخورد به دانش آموزو ياري رساندن وي مي باشد.

نظريه ماوراي فردي

كاربردهاي آموزشي نظريةماوراي فردي

1-      اهداف آموزش وپرورش :استعلا , پرورش مهارتهاي شهود و تفكر خلاق است.

2-      تلقي نسبت به فرآيند  ياد گيري : ياد گيري به هشياري ((آگاهي )) به ويژه به خود آگاهي مربوط است . بطور كلي آموزش وپرورش ماوراي فردي در تلاش براي هشيار كردن فرد دربارة نحوة نگاه او به جهان هستي است .

3-      تلقي نسبت به ياد گيرنده :چو نگاه به ياد گيري كل گرايانه است .بنابراين ياد گيرنده به منزله فردي نگريسته مي شود كه داراي مجموعه اي از نيازهاي مرتبط با يكديگر است (فيزيكي ,شناختي , عاطفي , روحاني ) اين ابعاد هر كدام به منزلة جزئي از يك كل است و به ياد گيرنده  به مشابه جزئي از محيط بزرگتر كه در     تقابل با آن است توجه مي شود .

4-      تلقي نسبت به فرآيند آموزش : در اين ديدگاه الگوي خاص مورد توجه نيست و فرآيند آموزش به تبع رويكرد هاي مختلف تغيير مي كند . ولي بطور عمومي روشهاي مانند تجسم , تمركز يابي و فعاليتهاي حركتي براي كمك و تشويق دانش آموزان در جهت به كارگيري استعداد و ظرفيت دروني آنها استفاده مي شود.

5-      تلقي نسبت به محيط ياد گيري : محيط يادگيري بايد پشتيبان رشد شهود در ارتباط با قابليتهاي  عقلاني باشد . بنابراين بسياري از محيط هاي مساعد آموزش وپرورش ماوراي فردي از هنر هاي مختلف به صورت درهم تنيده استفاده  مي كنند .

6-      نقش معلم : ابتدا معلمان بايستي ظرفيت هاي دروني خود را تقويت نمايند تا بدين ترتيب دانش آموزان نسبت به ابعاد ماوراي فردي با گشودگي و پذيرش بيشتري مواجه شوند. .پس معلم از فنوني مانند تجسم ، تمركز يابي استفاده مي نمايند ،نقش ديگر معلم آفرينش محيط سرشار از همدلي و محبت در كلاس است.

7-      تلقي نسبت به ارزشيابي آموخته ها : گرايش ارزشيابي به سوي رويكرد هاي تكويني , باز پاسخ و كل گراست.

نظرية فرا ديدگا هها

 

كاربردهاي آموزشي نظرية فراديدگاهها

1-      اهداف آموزش و پرورش : پرورش مهارتهاي مربوط به نغيير اجتماعي،خود پندارندة مثبت و تفكر خلاق

2-      تلقي نسبت به يادگيري : يادگيري كل گرايانه بوده و با ادراك دانش آموزان ارتباط دارد .

3-      فرآيند آموزش : در گير ساختن فراگيران با مسائل و تمركز يابي بر روي مسائل و موضوعات

4-      ارزشيابي : ارزشيابي مستمر و انعطاف پذيراست يعني از الگوي خاصي به تنهايي و به دفعات مختلف استفاده نمي گردد بلكه در شرايط و موقعيتها الگوي آنها تفاوت مي كند .

جمع بندي و ارائه ي مدل هاي آموزشي املا

در اين گزارش علمي 7 نظرية برنامه ريزي درسي مورد بحث وبررسي قرارگرفت در بررسي نظريه ها سعي  بر آن بوده كه جنبه هاي كاربردي آن ها انتخاب گردد . نظريه ها، به فرآيند آموزش و برنامه هاي درسي از ديدگاه خاصي توجه مي كنند. بنابراين از ديد هر نظريه عناصر ياددهي – ياد گيري به گونه اي خاص تفسير مي گردند و تأكيدات آنها نيز بر مواردي از عناصر نظام آموزشي است . لذا به تبع هر نظريه روشهاي آموزشي ، محتواي درس ها و ارزشيابي به گونه اي خاص تغيير مي يابند . در اين مقاله تلاش مي گردد تظريه ها ي بحث شده را دريكي از برنامه هاي درسي ((ديكته )) بكار بگيريم . قبل از آن به هفت رويكرد ياد گيري و برنامه درسي به صورت كلي بر اساس نظريه ها پرداخته مي شود :

رويكرد اول :تسلط يافتن دانش آموزان به موضوعهاي درسي پايه و ديسيپلين ها در برنامة درسي مورد تأكيد است . در مقطع ابتدائي  به مهارتهاي پايه اولويت اول و تربيت بدني ، مطالعات اجتماعي و هنر در اولويت دوم توجه مي گردد . در دبيرستان دانش آموزان به مطالعة ديسيپلين هاي پايه مانند رياضي ، علوم تجربي ، زبان وتاريخ مي پردازند   .

رويكرد دوم : اين رويكرد متكي بر يك مفهوم پردازي رشد گرايانه بوده و مبتني بر اين فرض است كه افرادمراحل مشخصي را در فرآيندرشد پشت سر مي گذارند عدم اطلاع معلمان و بر نامه ريزان از مراحل، ياد گيري را دچار مشكل مي كند .

رويكرد سوم : در اين رويكرد دانش آموز به طوراساسي يك موجود اخلاقي تلقي

مي شود و به دانش آموز به منزلة جزئي از بستر اجتماعي  بزرگتر نگريسته مي شود .

پس بايد مهارتهايي را كسب نمايد تا بتواند در اين بستر اجتماعي نقش و مشاركت داشته باشد .

رويكرد چهارم : در اين رويكرد به كسب قابليت هاي خاص به وسيله دانش آموزان تأكيد مي شود. در اين رويكرد ياد گيري برنامه هاي درسي به واحد هاي كوچك و قابل دفاع تقسيم مي شوند. تا دانش آموزان بتوانند به مهارتهاي گوناگون تسلط پيدا كنند .

آموزش برنامه اي و آموزش انفرادي از عمده ترين روشهاي ياد گيري است . ارزشيابي از آموخته ها به وسيلة آزمون هاي ملاك- مرجع امكان پذير مي باشد .چون ميزان دستيابي دانش آموزان به قابليتها را مي سنجد . برنامه درسي معمولاً بصورت بسته يا كيت ارائه مي شود .

رويكرد پنجم : اين رويكرد نگرش كل گرايانه به فراگيران دارد . تلاش مي شود تماميت وجودي فراگيران شامل ابعاد فيزيكي ، عاطفي ، عقلاني ، زيبا شناختي ، اخلاقي و روحاني  رشد و  توسعه يابند . معلمان تلاش مي كنند تفكر تحليلي و تفكر شهودي را به يكديگر تلفيق نمايند .

رويكرد ششم : تأكيد اصلي اين رويكرد بر رشد مهارتهاي عقلاني است ، اين رويكرد فرآيند مدار مي باشد . زيرا تلاش مي گردد تعدادي ازمهارتهاي شناختي را تسهيل نمايند . از مهارتهاي حل مسأله جهت اعتماد به نفس در تجزيه و تحليل مسايل و ارزشيابي استفاده مي شود. برنامه هاي درسي طيف گستردهاي از شبيه سازي ها و بازي هاست كه تفكر را ترغيب مي نمايند .

رويكرد هفتم : پرورش خود پندارمثبت فردي و مهارتهاي بر قراري ارتباط با ديگران تكيه اصلي بر رشد شخصي ودرهم تنيدگي فردي است . اين رويكرد با استفاده از تجربه هاي آموزشي و تمرين هاي گوناگون تلاش مي كند احساس سلامت و خوشامد عاطفي را در فرد پرورش دهد . از مدرسه و كلا س به منزلة مكاني جهت فراهم كردن تجربه هاي حياتي و غنا بخش استفاده مي گردد .

نظريه ها، ديدگاه كلي و ساختاري رادر برنامه هاي آموزشي مطرح مي سازند ،رويكردها

روشهاي بكار گرفته در نظريه هاست و سمت وسويي كه نسبت به اموردارند را تعيين مي كنند. در اين گزارش ابتدا نظريه ها  و سپس رويكرد هاي آنها بررسي شد. در اين قسمت  سعي مي شود .مفاهيم و مطالب گفته شده به يكي از برنامه هاي درسي ارتباط داده مي شود . از ميان فهرستي از برنامه ها ي درسي , املا نقش اساسي در سرنوشت تحصيلي دانش آموزان دارد واز آغاز تحصيل تا پايان به دانش آموزان آموزش داده مي شود. بدين جهت اين مادة درسي انتخاب مي گردد. همچنين برنامة مشخصي براي آموزش آن اعمال نمي گردد . از ميان مقاطع تحصيلي دورةابتدايي مد نظر مي باشد .و تلاش مي گردد كه اين برنامة درسي باتوجه به نظريه ها ورويكردها نقد وبررسي شود.

 

نظريه ي شرطي كنشگر بر تقويت كننده ها در شروع آموزش تاكيد مي ورزد. در اين نظريه  ، آموزش بايستي به گام هاي كوچك تقسيم گردد. بنابر اين در آموزش املا ابتدا بايد از حروف و كلمه برنامه را آغاز كرد يعني بايستي دانش آموزان در ابتدا به تكميل حروف افتاده از يك كلمه اقدام نمايند سپس به تكميل دو حرف كلمه و در  پايان شكل كلي كلمه را بنويسند. در نظريه ي ديسيپليني روخواني از روش هاي اصلي براي آموزش است. بر اساس اين نظريه در آموزش املا ابتدا دانش آموزان در خواندن كلمات مهارت لازم را پيدا كنند سپس بتوانند آن كلمه را بنويسند. نظريه ي اجتماعي به آموزش مستقيم مفاهيم از معلم و كتاب به دانش آموزان تاكيد مي كند دانش آموزان از طريق الگو برداري و تقليد مفاهيم را ياد مي گيرند ، براي آموزش املا بر اساس اين نظريه بايستي كلمات به دانش آ,وزان ارائه شود و سپس آنها با نگاه كردن و تقليد بتوانند كلمه را بنويسند.

نظريه ي فرا شناختي آموزش را به صورت فرايند محوري و از جز به كل طراحي مي كند بنابراين در آموزش املا به كوچكترين عنصر آن يعني حروف تاكيد كرد و سپس با تركيب آنها به كلمات رسيد. در نظريه ي انسان گرايانه بر انگيزه هاي دروني تاكيد مي شود و مطالب و موضوعات بايد در فرا خور حال دانش آوزان باشند بنابراين در آموزش املا از كلمات آشنا و آسان برنامه را آغاز كرد .

نظريه ي ماوراي فردي به تجسم و تمركز يابي فعاليت هاي حركتي تاكيد مي كنند بنابراين در آموزش املا ابتدا دانش آموزان كلمه را در ذهن خود تجسم كنند و سپس با چشمان بسته آن را در هوا بنويسند سپس به تمرين نوشتن در دفتر خود بپردازند.

بر اساس توضيحات داده شده مدل كلي آموزش املا مبتتي بر نظريه هاي يادگيري به شرح زير ارائه مي گردد:

مدل كلي آموزش املا مبتتي بر نظريه هاي يادگيري

 

 

 

 


از جز به كل                                                                            كلي          

 

 

 


نظريه ي شرطي كنشگر                                                        نظريه ي اجتماعي

 

 

 


نظريه ي فرايندشناختي                                                      نظريه ي فرا ديدگاهها 

 

 

 


نظريه ي رشد گرا                                                              نظريه ي ديسيپليني 

        

 

نظريه ي انسان گرايانه                                                         نظريه ي ما وراي فردي

 

 

مدل از جز به كل:

 

اين مدل  براساس نظريه هاي يادگيري فرايند شناختي،رشدگرا، انسانگرايانه ،شرطي كنشگر طراحي شده است .در اين نظريه ها روند آموزش از جز به كل بوده وهر برنامه آموزشي بايستي از عناصر و اجزا شروع و به هيات كلي منجر گردد.لذا مراحل اين مدل به شرح زير است:

الف – تكميل يك حرف در كلمه (حرف مورد نظر در كلمه كم رنگ نوشته شده باشد)

ب – نوشتن يك حرف حذف شده از يك كلمه(در اوايل كار ،بهتراست حرف حذف شده در آخر كلمه باشد)

ج- نوشتن يك بخش يا سيلاب حذف شده از يك كلمه،در اين مرحله ابتدا با كلماتي كه هر بخش آن به صورت جدا از هم نوشته مي شوند كار آغاز مي گردد مثل:

(آـ مد) (باـدام)و.....

دـ ارائه دو نوع نگارش از يك كلمه كه يكي درست و ديگري نادرست در يك كارت و  تشخيص آن توسط دانش آموزان ،كلمه نادرست مي تواند در تعداد دندانه، نوع حرف ونقطه به صورت غلط نوشته شود.

 

         تاب – طاب                                                       بست ـ ثست

 

 

    سسارا  - سارا                                           مدرسع - مدرسه

 

                       

 

 

 

مدل كلي:

 

رويكرد اساسي در اين مدل ( نگاه كن،ياد بگير ،بنويس) مي باشد.بر اساس اين مدل در آموزش مفاهيم و موضوعات درسي نبايستي آن را به اجزاي كوچكتر تقسيم كرد ،  بلكه آموزش بصورت مستقيم و كلي صورت گيرد(گشتالتي).

مراحل مدل كلي:

الف – ارائه ي كارت هايي به دانش آموزان كه هم تصوير و هم نوشته در آن  باشد.

 

 


ب- خواندن كلمه به كمك تصوير (سه بار)

ج – حذف تصوير و ارائه شكل نوشته اي كلمه و خواندن آن

      

                                                 درخت

 

د – نوشتن كلمه از طريق تجسم ذهني ( نوشتن كلمه در هوا با چشمان بسته )

ه – نوشتن كلمه در دفتر و تمرين و تكرار آن

تعريف املا:  ((املا به معني جانشين ساختن صحيح صورت نوشتاري كلمات حروف به جاي صورت آواي آنهااست. )) (زند , 1378 ص 149 )

اهداف درس املا در دوره ي ابتدايي :

1-      آموزش نوشتن كلماتي كه مورد احتياج دانش آمو.ز است

2-      ارزشيابي از آموخته هاي دانش آموزان

3-      افزايش خزانه لغات دانش آموزان

4-      آموزش شيوه نگارش حروف وكلمات

 با توجه به اهداف در ياد گيري املا ي  يك كلمه سه عامل موثرمي باشد :

الف- شنيدن  ب- ديدن وتجسم ذهني كلمه  ج- نوشتن كلمه

باتوجه به اين سه عامل زماني دانش آموز كلمه را به درستي خواهد نوشت كه آن كلمه را خوب بشنود , بتواند در ذ هن خود آن را تجسم كند و در نهايت كلمه را بنويسد (حركتي)

 در زير توالي آن توضيح داده مي شود:

الف – شنيدن كلمه            تشخيص دقيق كلمه                            تدراك كلمه

ب- تشخيص كلمه           يادآوري و مجسم ساختن تصاوير             بازشناسي كلمه صحيح در ذهن

ج- نوشتن درست كلمه               نوشتن صحيح حروف سازنده كلمه             بازنويسي كلمه و توالي مناسب آنها

بطور خلاصه مدل نگارش كلمات دراملا عبارت از:

ادراك كلمه                      باز شناسي كلمه                                  باز نويسي كلمه

هر يك از اين توالي در مدل، مربوط به يك يا چند فرآيند ذهني است،

 ادراك كلمه مربوط به حافظه شنيداري و تميز شنيداري است . بازشناسي كلمه مربوط به حافظة ديداري وتوالي ديداري است. و باز نويسي كلمه مربوط به حافظه حركتي است. باتوجه به مطالب ارائه شده مدل آموزشي املا به شرح زير ارائه معرفي مي گردد:

 

 

 

 

 

 

 

 


                                                                                                                         

 

 

بر اساس مدل ارائه شده كليه برنامه هاي آموزشي املا بايستي به سه ركن آن يعني ادراك , بازشناسي و بازنويسي توجه كنند . بررسي نقادانه برنامة درسي املا در دورة ابتدايي مؤيد اين نكته است كه برنامه هاي درسي تنها برباز نويسي محدود بوده و دو بعد ديگر چندان مورد توجه نيست لذا برنامه هاي درسي املا از وجه آموزشي به وجه آزموني تبديل شده است . برنامة درسي مبتني بر اين مدل كه هر سه ركن را شامل شود . براساس الگوي معرفي مي شود :

الگوي برنامة درسي املا

1-      انتخاب متن املا و نوشتن آن روي تخته كلاس و خواندن آن توسط دانش آموزان

2-      پاك كردن متن از تخته و قرائت آن توسط معلم ونوشتن آن توسط دانش آموزان

3-      تصحيح املا به صورت گروهي (( توسط خود دانش آموزان ))

4-      استخراج فهرست خطاهاي ديكته اي

5-      تمرين , توضيح و آموزشي بر مبناي عمده ترين غلطهاي املايي , توضيح اينكه غلطهاي املايي هر جلسه مبناي آموزشي براي جلسه بعدي املا قرار مي گيرد .

مهمترين محاسن اين الگو عبارت از:

1-      توجه به بعد آموزشي املا ، چون در مراحل پنجگانه بالا هدف آزمون نيست

2-      انعطاف پذ يري در متن املا

3-      توجه به سه ركن برنامه درسي املا از طريق ديدن متن , خواندن آن و بازشناسي و ياد آوري

4-      كاهش مشكلات و خطاهاي ديكته اي دانش آموزان , بتدريج با اجراي كامل برنامه

5-      كاهش اضطراب و ترس دانش آموزان از برنامه هاي درسي ديكته

6-      ايجاد اعتماد به نفس در دانش آموزان براي نگارش كلمات

7-      چون خطاهاي ديكته اي توسط خود دانش آموزان با راهنمايي معلم استخراج مي شوند . لذا دانش آموزان در رفع آن مصمم مي شوند

لازم به توضيح است كه از تعداد جلسات اختصاص يافته در طول هفته به عنوان مثال 3جلسه مي توان 2 جلسة آن را براي آموزش و 1 جلسة آن براي ارزشيابي و آزمون اختصاص داد. اجراي اين الگودر سال تحصيلي 83 –1382 در بيش از6 كلاس دورة ابتدايي مدارس روستايي كه عمده تا ً داراي مشكلات خاصي دراملا بودند نشان داد كه الگو در كاهش مشكلات املاي بشي از 80 درصد موفق بوده است. متن املا بايستي از كلمات آشناي دانش آموزان انتخاب شود و به تدريج درجلسات بعدي به كلمات دشوار بينجامد . مرحله اول اين الگو نسبت به ساير مراحل آن از اهميت بيشتري برخوردار است

زيرا براي درست نويسي كلمه لازم است كه دانش آموز بتواند كلمه را بدرستي بخواند و تلفظ آن بدرستي ياد بگيرد ،تا آن را درك نمايد. نوشتن متن املا و خواندن آن توسط معلم و دانش آموزان كلاس در بازشتاسي و حافظه ديداري براي بازخواني كلمه بسيار مؤثر مي باشد . چون الگو بر پايه آموزش املا طراحي شده است لذا توصيه مي شود كه از نمره دادن به دانش آموزان خودداري شود و ارزشيابي از كمي و عددي به كيفي تغيير يابد . واين فرآيند تا زماني ادامه يابد كه غلط هاي املايي به حداقل برسد. نمره دادن به املا بر اساس اين الگو تنها در املاي امتحاني پيشنهاد مي شود . نكتة قابل توجه ديگر كلاس بايستي از حالت سنتي خود به كارگاه آموزشي تبديل شود و همة فراگيران در نقش ياد گيرنده و ياد دهنده باشند وتعامل هاي بين فردي گسترش يابد .

براي قرائت متن املا با توجه به اينكه متن چندين بار خوانده شده و توضيحاتي توسط معلم بر آن داده شده است . توصيه مي شود هر بند از متن املا فقط دوبار تكرار شده و مدت زمان تقريرمتن حداكثر 25 دقيقه باشد ، حداكثر متن املا در هر جلسه بر اساس توان دانش آموزان و نوع متن از لحاظ دشواري كلمات و عبارات، متغير مي باشد . ولي به جهت هماهنگي مقدار متن املا در پايه هاي مختلف بدين شرح پيشنهاد مي شود :

1-      براي كلاس اول ابتدايي – در نيمسال اول 8 جمله حداكثر 35 كلمه ودر نيمسال دوم 10 جمله حداكثر 40 كلمه

2-      براي كلاس دوم ابتدايي حد اكثر10 سطر حدود 100 كلمه

3-      براي كلاس سوم ابتدايي حداكثر 12 سطر حدود 120 كلمه

4-      براي كلاس چهارم و پنجم ابتدايي  حداكثر 15 سطر حدود 150 كلمه

براي درك بهتر كلمات , گاهي نياز است كه كلمه براي دانش آموزان به همراه تصوير آموزش داده شود. همچنين براي تجسم ذهني يك كلمه بهتر است دانش آموزان آن را با انگشت خود در هوا بنويسند. براي ياد گيري بهتر مي توان تمرينات فرعي ديگري همچون دنباله نويسي و كامل كردن كلمات ناقص نوشته شده ، تعيين تعداد حروف كلمه، تعيين تعداد نقطه ها ، دندانه ها و..... انجام داد. براي تصحيح املا در اين الگو بايستي كلمات مشكل در تخته نوشته شود و سپس دانش آموزان با كنترل و نظارت معلم متن خود دا با آن مطابقت نموده و غلط هاي خود را استخراج نمايند. اين مورد مي تواند با عوض كردن دفاتر ديكته و يا تصحيح توسط يك عدة خاص از دانش آموزان انجام شود.

در پايان معلم به كمك دانش آموزان مهمترين مشكلات ديكته اي آن جلسه را در تخته كلاس نوشته و به دانش آموزان در آن مورد آموزش مي دهد.چنانچه وقت آن جلسه اجازه ندهد مي توان آموزش را به جلسه بعدي موكول كرد .

منابع

1-      جي . پي ، ميلر ، نظريه هاي برنامه ريزي درسي، محمود مهر محمدي (1379) ،انتشارات سمت

2-      ذوالفقاري ، حسن و ديگران (1381) راهنماي تدريس فارسي ابتدايي ، دفتر برنامه نويسي و كتب درسي

3-      راهنماي تصحيح املا بخشنامه ي 130

4-      زند ، بهمن (1381) روش تدريس زبان فارسي در دبستان ، انتشارات سمت، تهران

5-      صفاپور، عبدالرحمان (1378) راهبرد هاي آموزشي مهارتهاي زباني ، انتشارات مدرسه

6-      لوي. الف ، فريده مشايخ (1379) ، انتشارات مدرسه، چاپ چهاردهم برنامه ريزي درسي مدارس

       7.  http://amozesheb.blogfa.com

      8. کارشناسی آموزش ابتدایی تیران و کرون

      9. اقدام پژوهي علي اكبر ادهم ماراللو

   10.  روش تدريس فارسي , ويژه دانشجويان مراكز تربيت معلم

11.  مجله رشد آموزش ابتدايي ماههاي دي و بهمن 82

12.  دفتر شوراي معلمان مدرسه اميد انقلاب يك سال 82

http:// yahya2008.blogfa.com .13

14. http://hamyari200.mihanblog.com

 

 



1 –B.F.skinner

2  -operant conditioning

3 -counter  conditioning

[1] -exposition

نوشته شده توسط افشین پا آ هو در 21:38 |  لینک ثابت   • 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

افشین پاآهو آموزگار و دانشجوی فوق لیسانس برنامه ریزی آموزشی دانشگاه تهران اهل شهرستان پارساباد مغان ورودتان را به وبلاگ ارج می نهد