جان استوارت ميل
جان استوارت میل*
جان استوارت ميل(۲۰ مه , ۱۸۰۶ – ۸ مه , ۱۸۷۳) متفكر انگليسى بزرگ قرن نوزدهم گذشته از آنكه نويسنده اى چيره دست بود و در زمينه منطق، نظريه شناخت، اخلاق و اقتصاد قلم مى زد ، شخصيتى فعال در عرصه سياست به شمار مىآمد. او مدتى طولانى كارمند كمپانى هندشرقى و چندى هم رئيس آن بود. در دهه ۱۸۶۰ او نماينده مجلس عوام انگلستان شد و به دفاع از سياست ليبرالى خاصه در مسائل قانونگذارى و آموزشى همت نهاد. نوشته هاى سياسى ميل بر حول مسائل مربوط به حقوق و آزادى هاى سياسى، حكومت پارلمانى و جايگاه و پايگاه زنان در جامعه مى گشت.
http://www.advarnews.us/article/6146.aspx
http://philosophers.atspace.com/p_mill.htm
http://www.lifeofthought.com/f29.htm
http://mardiha.gigfa.com/?p=268
http://www.iptra.ir/vdcfw6jjdde.html
http://www.mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=11500
http://www.aftab.ir/articles/religion/philosophy/c7c1259581610_john_stuart_mill_p1.php
www.haftan.com/ideas/?id=2147350238
www.goodreads.com/author/show/2967208
http://philosophers.atspace.com/p_mill.htm
http://www.iranpardis.com/showthread.php?t=59837
ميل در فلسفه قائل به اصالت تجربه و اصالت سود1 .بنیانگذاران این مکتب «جرمی بنتهام»2 (Jeremy Bentham) و «جیمز میل»3 (James Mill) پدر جان استوارت میل بودند. جان استوارت میل به اهمیت آموزش زبان تاکید می کرد وعلت آن را در تاثیر زبان بر قدرت آینده نگری و فراهم آوردن شرایط تهذیب فردی می دانست.به عقیده جان استوارت میل،هدف اساسی آموزش این است که مردم بتوانند آگاهانه قضاوت کنند،درست تصمیم بگیرند و برای فرزندان خود آینده ی بهتری را تصور کنند.او از جمله کسانی بود که آموزش ابتدایی را امری اجباری می دانست.
1- مکتب اصالت فایده در قرن هجدهم تا نیمه قرن نوزدهم در انگستان اندیشه مسلط سیاسی بود و متفکرانی چون دیوید هیوم، جیمز میل و جرمی بنتهام در واقع طلایه داران این مکتب در این دوران بودند. لیبرالیسم در اندیشه این اندیشمندان گرایشی دموکراتیک تر به خود گرفت .
2- فیلسوف و حقوقدان انگلیسی، مهم ترین اثر او مقدمهای بر اصول اخلاقیات و قانونگذاری (Introduction to Principles of Morals and Legislation) است، که در سال ۱۷۸۹ منتشر شد. وی در این کتاب از اصل اصالت سودجویی دفاع میکند و عقیده دارد هدف قانونگذار باید این باشد، که حداکثر خوشی و آسایش را برای حداکثر افراد تأمین نماید او در ۶ ژوئن ۱۸۳۲ مُرد.
3- جيمز ميل(۱۸۳۶-۱۷۷۳) در اسکاتلند متولد شد و پس از اتمام تحصيلات ابتدائى و متوسطه به دانشگاه ادينبورگ وارد شد و به مطالعه مذهب، فلسفه و زبانهاى کلاسيک پرداخت. او براى مدتى کشيش شد ولى اين کار را ترک کرد و در سال ۱۸۰۲ به انگليس رفت و از آن پس به نوشتن مقالات و کتب مختلف پرداخت. جيمز ميل، همانند اسلاف خود يک فيلسوف و يا روانشناس حرفهاى نبود. او بيشتر به تاريخ و سياست علاقهمند بود ولى در سال ۱۸۲۹ کتاب بسيار مهمى با نام تحليل پديده روان انسان (Analysis of the Phenomena of The Human Mind) منتشر کرد، که نقش عمدهاى در تاريخ روانشناسى ايفاء نمود
زندگی نامه
جان استوارت میل در سال ۱۸۰۶ در خانوادهای متوسط و شاید هم به لحاظ اقتصادی فقیر در لندن به دنیا آمد. پدرش جیمز میل فرزند یک کفاش روستایی در اسکاتلند بود. جان استوارت میل از سه سالگی آموختن زبان لاتین را آغاز کرد. پدرش هیچ گاه او را به مدرسه نفرستاد تا فرزندش را به شیوه خاص خودش بار بیاورد. افسانههای ازوپ1 نخستین کتابی بود که جان توانست به زبان یونانی بخواند.
وقتی جان هشت ساله شد ، جرمی بنتام در اقدام سخاوتمندانهای دیگر خانه شماره یک خیابان کوئین اسکویر پلیس را در اختیار خانواده میل گذاشت جان پیش از آنکه ۱۰ ساله شود ، شش محاوره از محاورات افلاطون را خوانده بود تا برای آموختن منطق آماده شود؛ جان در ۱۲سالگی علاوه بر مطالعه آثار کلاسیک یونان و حتی «ریطوریقا»ی2 ارسطو ، جبر ، هندسه و حساب دیفرانسیل هم آموخته بود .
1- این کتاب مجمومه ای یونانی از داستان های کوتاه هست که هر کدام حاوی یک پیام اخلاقی می باشند.
2- رتوریک معمولاً به معنای فن اقناع مخاطب با استفاده از نشانگان شنیداری، دیداری، یا نوشتاری اطلاق میشود، چیزی که در متون کلاسیک فن خطابه، فن یا صناعت بلاغت، علم بیان، و یا ریطوریقا نامیده میشد. این واژه در انگلیسی Rhetoric است که از واژهی یونانی ῥήτωρ اخذ شده است. این واژه امروزه در معنای گستردهای به کار میرود تا جاییکه به عنوان یک رشته در دانشگاهها تدریس میشود. به هر ترتیب، تمایزی میان معنای کلاسیک (معنایی که در بالا عنوان شد) و کاربردهای معاصر آن وجود دارد. به لحاظ تاریخی، رتوریک یا «بیان و بلاغت» در معنای کلاسیکاش ریشه در مدرسهی پیشاسقراطیانی دارد که به سوفیستها(سوفسطائیان) شهرت داشتند. این رشته بعداً به عنوان یکی از شاخههای علوم آزاد (trivium: نحو، جدل، خطابه) در فرهنگ غرب، از قرون میانه، تدریس شد. در دوران باستان و میانه، گرامر (نحو) با کاربرد صحیح، دقیق، و خوشآیندِ زبان در مطالعه و نقد قالبهای ادبی، دیالکتیک (جدل) با محک و بدعت دانش جدید از طریق فرایند پرسش و پاسخ، و بیان (ریطوریقا) با اقناع عموم و نیز تشکیلات سیاسیای مانند مجالس قانونگذاری مرتبط بود.
آموختن علم منطق در ۱۲سالگی آغاز شد. آن هم با رسالههای لاتینی درباره منطق اسکولاستیک (مدرسی). جان در کتاب بیوگرافی ای که بعدها نگاشت بر اهمیت این قسمت از آموزشش بسیار تاکید کرد . ۱۳ سالگی آغاز آموزش اقتصاد بود . جیمز در این سال یک دوره کامل اقتصاد سیاسی را به جان تدریس کرد و او را موظف کرد کتابهای آدام اسمیت و همچنین اثر تازه تالیف شده دیوید ریکاردو را با عنوان «اصول اقتصاد سیاسی و مالیات بندی» بخواند و خلاصه نویسی کند که جان در سال ۱۸۲۰ آنها را در قالب کتاب «اصول اولیه اقتصاد سیاسی» منتشر کرد.در همین سال بود که به دعوت همان خانواده نوع دوست به فرانسه رفت تا یک سالی را در آنجا سر کند. زبان فرانسوی آموخت و شش ماهی هم در مون پلیه1 شیمی و ریاضیات خواند.پس از بازگشت از فرانسه و پژوهش و تحقیق درباره انقلاب فرانسه، در زمستان سال ۱۸۲۱ «قانون رومی» را مطالعه کرد. همراه جان در این بخش از مطالعاتش جان آستین بود که شاید بتوان او را بهترین میراث دار اندیشههای «فایده گرایانه» جرمی بنتهام دانست.
1- مونپلیه یا مونپولیه مرکز استان هرو Hérault در ناحیه لانگ دوک -قوسیون Languedoc-Roussillonدر جنوب فرانسه واقع است.این شهر بین شهر های نیم Nîmes و بزیه Béziers قرار دارد.مونپولیه مرکز لانگ دوک-روسیون است و در میان شهرهای فرانسه رتبه هشتم را احراز میکنداین شهر در نزدیکی حوزه مدیترانه و نه چندان دور از پاریس قرار دارد (یک ساعت و ده دقیقه با هواپیما و ۳ ساعت و ۱۵ دقیقه با (TGV). این شهر در ۱۰ کیلومتری دریای مدیترانه قرار دارد. فاصله این شهر تا نیم ۵۴ کیلومتر، مارسی ۱۶۸کیلومتر، تولوز ۲۴۸ کیلومتر، لیون ۳۰۵ کیلومتر و پاریس ۷۵۰ کیلومتر است. مونپولیه اقتصادی را بر مبنای فعالیتهای پیشرفته علمی و خدماتی پیرامون شرکتهایی چون IBM و شرکتهای معتبر دیگر مانند HORIBA، DELL، Palm Computing، Cap Gemini، Alstom، Inforud، Genesys یا PC soft بنیان گذاشته است. تخصصهای بسیار دیگری نیز مانند کشاورزی مناطق گرمسیری و مدیترانه یی، بهداشت، محیط زیست، فناوری اطلاعات در این شهر گسترش یافته است. ۶۰٬۰۰۰ دانشجو، ۳ دانشگاه، ۵ مدرسه عالی مهندسی و دهها پژوهشکده در پویایی و کیفیت زندگی این شهر مشارکت دارند. در مونپولیه از هر چهار نفر یک نفر دانشجو است.
آگروپلیس، قطب بین المللی تحقیقات و آموزش عالی کشاورزی با بیش از ۲۰۰ واحد و آزمایشگاه، ۳۰۰۰ پژوهشگر، مدرس – پژوهشگر و تکنیسین در مونپولیه و حومه آن استقرار دارند. ۶۰۰ دانشمند از مناطق ماوراءدریای فرانسه، در ۶۰ کشور جهان پراکندهاند و با آنان همکاری میکنند. موضوع این تحقیقات گسترش اقتصادی و اجتماعی مناطق مدیترانهای و گرمسیری است. مون پلیه دارای ۳ دانشگاه است :
دانشگاه مون پلیه ۱ که بیشتر در زمینههای حقوق، پزشکی، داروسازی و اقتصاد شناخته شده است. دانشگاه مون پلیه ۲ که به دانشگاه علوم (Fac de Science) معروف است در زمینههای علوم و مهندسی (شیمی،فیزیک، بیولوژی،الکترونیک، مکانیک، کامپیوتر و ...) بیشتر فعال و شناخته شده است.
دانشگاه مون پلیه۳ یا دانشگاه پل والری Université Paul Valéry که به دانشکده زبان (Fac de Lettres)نیز معروف است بیشتر در زمینه زبان و ادبیات و علوم انسانی و هنر فعال و شناخته شده است.
در زمستان ۱۸۲۲ جان و دوستان جوانش انجمنی تشکیل دادند که هر دو هفته یک بار تشکیل جلسه میداد و به بحث و بررسی درباره موضوعات مختلف میپرداخت. آنها معیار تمام بحث هایشان را در اخلاق و سیاست «اصل فایده» گذاشته بودند.در سال ۱۸۲۳ جیمز میل کاری برای جان در کمپانی هند بریتانیایی دست و پا کرد. از همان سال روزنامه نگاری را هم آغاز کرد. در سال ۱۸۲۴ هم جان به انتشار مقاله در «وست مینستر ریویو» پرداخت ؛ نشریهای که جرمی بنتهام یک سال قبلش راه اندازی کرده بود.نوشتههای آغازینش در «مورنینگ کرونیکل» منتشر شد . جان از سال ۱۸۲۵ سخنرانیهای عمومی اش را آغاز کرد. بحث و جدلهای او با دیگران، منجر به شکل گیری یک انجمن بحث و جدل شد که تقریباً همه وقت جان را پر کرد . او آخرین مقاله اش را در وست مینستر، در بهار سال ۱۸۲۸ نوشت؛ مقاله ای درباره انقلاب فرانسه . در سال ۱۸۳۰ میل باز هم به فرانسه رفت. او در آنجا با انقلابیون انقلاب دوم فرانسه دیدار کرد و با نوشتههای آگوست کنت1 و سن سیمون2 جامعه شناس فرانسوی نیز آشنا شد.
1- اگوست کنت ) ۱۷۹۸- 1857) واضعِ نامِ جامعهشناسی (Sociology) و به عنوانِ بنیانگذارِ جامعهشناسیِ نوین شناخته میشود. تابلویِ علوم، سیرِ تکاملِ ذهنیِ بشر و توجه به جنبههایِ پویا و ایستایِ جامعه از اندیشههایِ برجستهٔ اوست.کنت با اعتقادِ راسخ به فلسفهٔ اثباتگرایی (پوزیتیویسم - positivism) معتقد بود باید برایِ علومِ انسانی نیز حیثیتی مشابهِ علومِ تجربی قایل شد، به این معنی که علومِ انسانی نیز باید از ابزارِ پژوهشِ تجربی استفاده کنند. کنت بر این باور بود که جوامعِ انسانی از سه مرحلهٔ الهی ، فلسفی ، و علمی عبور کردهاند (بعضاً مرحلهٔ اساطیری را نیز میافزایند). در جوامعِ اساطیری ، کاهنان رهبرانِ جامعه به شمار میروند، در جوامع الهی که تبلورِ تاریخیِ آن قرونِ وسطی است، پیامبران، و در عصرِ رنسانس و پس از آن فیلسوفان . اما در دورهٔ کنونی (عصرِ علمی) دانشمندان و جامعهشناسان رهبرانِ جامعه خواهند بود. البته ممکن است در هر جامعهای بازماندههایِ فکریِ اعصارِ گذشته رسوب کرده باشد.
2-کلودهانری سن سیمون(۱۷۶۰-۱۸۲۵ م) از نجیب زدگان فرانسوی است که نسل وی به شارلمانی میرسد، در ۱۷۷۹ در جنگهای استقلال آمریکا شرکت داشت و در این جنگ مصدوم شد. وی از فیلسوفان و علمای اجتماعی و سیاسی و از پایه گذاران نهضت سوسیالیستی بشمار میرود، وی به آزادی کارگران و تأثیر مسیحیت جدید در افکار عمومی پای بند بود، وی معتقد به حکومت مدیران و دانشمندان بود و طبقه مولد را طبقه برتر میدانست.
در همین ایام میل دست به کار نگارش پنج رساله شد که بعدها تحت عنوان «رسالههایی در باب برخی مسائل حل وفصل نشده اقتصاد سیاسی» منتشر شد. آشنایی او با هریت تیلور در سال ۱۸۳۰ هم در تغییر برخی دیدگاههای سیاسی اش بی تأثیر نبود ، تیلور همان زنی بود که بعدها پس از مرگ همسرش به عقد جان استوارت میل درآمد و تا آخر عمر با او ماند . او در سلسله مقالاتی که با عنوان «روح زمانه» در سال۱۸۳۱ نگاشت کوشید تا دیدگاههای تازه اش در باب حکومت را مدون کند. حال جسمی پدرش در سال ۱۸۳۵ وخیم شد و در ژوئن ۱۸۳۶ بود که جان استوارت میل بزرگترین معلم همه دورانهای زندگی اش را از دست داد.یک سال پس از مرگ پدر ، جان تالیف کتاب نظام منطق را که پنج سال پیش به کناری نهاده بود ، از سرگرفت و آن را در سال ۱۸۴۰ به پایان برد . البته مطابق روال همیشگی اش در سال ۱۸۴۱ آن را بازنویسی کرد و اندیشههای منطقی اش را در قالب ردیهای بر «فلسفه علوم استقرایی» ویول که تازه منتشر شده بود ، عرضه کرد.میل اما هنوز به مهمترین موضوعات زندگی اش نپرداخته بود. علاقه او به نظریه پردازی سیاسی در سال ۱۸۴۷ اوج گرفت. دغدغه میل درباره وضعیت اسف بار زندگی مردمان آن دوران را میتوان در جای جای آثارش بازیافت . در سال ۱۸۴۸ کتاب «اصول اقتصاد سیاسی» منتشر شد. در سال ۱۸۵۱ میل با هریت تیلور ازدواج کرد . او کتباً به همسرش قول داد که همانند قبل برای انجام هر کاری آزاد باشد، اختیار اموالش را داشته باشد و نیمی از درآمد کتابهای میل هم از آن او باشد .
این کار میل به معنای زیر پا گذاشتن قانونهای نوشته و نانوشته بریتانیایی در نسبت میان مردان و زنان بود. میل در سال ۱۸۵۴ نگارش رساله مختصر آزادی را آغاز کرد که بعدها و در سال ۱۸۵۹ به صورت کتابی مستقل منتشر شد. در سال ۱۸۶۱ هم «فایده گرایی» منتشر شد که یکی از مهمترین آثار میل و بازپرداخت دین اش به پدر و عمو بنتام بود. کار بعدی میل انتشار جزوه «اندیشههایی در باب اصلاحات پارلمانی» بود. در سالهای بعد او کتاب «بررسی فلسفه سر ویلیام همیلتن» مشهودگرا را نگاشت و مجموعه مقالاتش در معرفی آگوست کنت را در کتاب «آگوست کنت و پوزیتیویسم» منتشر کرد . شهرت جان استوارت میل بیشتر از آن شده بود که بتواند از تبعاتش برکنار بماند. در سال ۱۸۶۵ مردم از میل خواستند تا کاندیدای نمایندگی در مجلس عوام شود.
حضور میل در مجلس تأثیر فراوانی بر تصویب «لایحه اصلاحات» داشت. در سال ۱۸۶۸ پارلمان منحل شد و میل هم به زندگی خصوصی اش برگشت و بیشتر اوقاتش را در فرانسه و در جوار گور همسر و معشوقش گذراند .در هشتم ماه مه سال ، ۱۸۷۳ جان استوارت میل به دنبال یک حمله ناگهانی قلبی در آوینیون درگذشت. او را در گورستان محقر سن وران و در کنار گور هریت به خاک سپردند.جان استوارت میل در اواخر عمرش دست به کار نگارش کتاب اتوبیوگرافی اش شده بود که به زعم بسیاری ادیبان از مهمترین آثار دوره ویکتوریایی به شمار میرود. این کتاب چند ماهی پس از مرگ میل منتشر شد. آخرین جملهای که هنگام مرگ از دهان میل خارج شد این بود : می دانید که کارم را کردهام. مشهورترین گفته جان استوارت میل در مورد خدا این است:
بزرگین احترام بخداوند این است که بگویم ما چیزی نمیدانیم.
آثار:
- در راه آزادی
- مبانی اقتصاد سیاسی
- ملاحظات درباره دولت انتخابی
گزیده ای از اندیشه ها :
اعتقاد استوارت ميل به استعدادهاي بالقوه فرد آزاد و گرايش او به حمايت از بيان عقايد اقليت، در بحث او درباره وظيفه حقيقي مجامع نمايندگي فصيحتر از هر جاي ديگر عنوان شده است. براساس اعتقاد او چنين مجامعي نبايد به طور مستقيم اداره امور را برعهده گيرند و يا به وضع قوانين بپردازند، بلكه بايد بر كساني كه سياست را طرح و تنظيم ميكنند و به مورد اجرا ميگذارند، نظارت داشته باشند.
به نظر وی سرمایه نتیجه ی پس انداز کردن است.(قنادان،محمود.کلیات علم اقتصاد،تهران:انتشارات دانشگاه تهران1386 ص176)
يك تفاوت اساسي ميان نظارت بر امور حكومت و عهدهدار بودن كارهاي اجرايي آن وجود دارد. يك شخص يا يك مجمع ممكن است بتواند بر همه امور نظارت داشته باشد ولي نميتواند همه كارها را خود انجام دهد و در موارد بسيار هرقدر كمتر مسؤوليت اجرايي داشته باشد به نحو كاملتري ميتواند نظارت خود را اعمال كند... از اين رو يك مسأله اين است كه يك مجمع ملي بر چه چيز بايد نظارت داشته باشد و مسأله اينكه خود چه بايد بكند... فقط آنچه را كه ميتواند به نحو احسن انجام دهد بايد مستقيماً انجامش را برعهده گيرند. در مورد بقيه امور وظيفه راستين او اين نيست كه به انجامشان بپردازد بلكه بايد امكان انجام آن را به وسيله ديگران فراهم آورد
منابع :
- ابك،حميدرضا. نگاهى به زندگى و افكار جان استوارت ميل.
- سایت اینترنتی ویکی پدیا
- عمادزاده،مصطفی. اقتصاد آموزش و پرورش. انتشارات جهاد دانشگاهی. پاییز85.ص21
- قنادان،محمود.کلیات علم اقتصاد،تهران:انتشارات دانشگاه تهران1386
asre-nou.net/php/view.php?objnr=1995 http://www,
